As primeiras 200 linhas.
... آنچه در «سرگذشت ندیمه» گذشت
دشمنِ دشمنم، دوستم حساب میشه
البته بستگی داره
اون حادثه توی سرزمین متروکه چی؟
واقعا رخنه امنیتی خطرناکی بود پسرم اونم زیر نظر تو
اون مرد جوان میتونه کسی که مرتکب این عمل شنیع شده رو شناسایی کنه
بهم قول بده میفهمی کی این بلا رو سرش آورده
حتما خانم
بهم قول داده بودن که تبدیل به اعضای محترم جامعه میشن
ندیمهها میتونن بازنشست بشن و بیان به بیتلحم جدید
و میتونن کارکنان مرکز باروری جدید باشن
این یه خواندگی الهیـه
هیچ کاری نکن !خواهش میکنم
اما تو دختر محبوب منی جنین
هربار که میخوای کمک کنی فقط اوضاع رو بدتر میکنی
سعی دارم از درون درستش کنم
به النور هم همین قول رو دادم
شاهد مرگش بودم
و هیچ کاری نکردم
حواست باشه چی میگی - !کون لقت لارنس -
لارنس بالاخره سرعقل میاد
همیشه همینطوره
میخوام اعدام بشه
کارش تمومه
میدی میخواد تمام فرماندههای توی پنتهاوس رو سربهنیست کنه
باید همه زنها رو خارج کنیم برای همین ازت میخوایم آمادهشون کنی
چندتا از نامههایی که برای خانوادههاشون نوشتن رو آوردم
هرطور شده، این نامهها رو ببرید بیرون
فرد سعی کرد بهترین بخشهای وجودت رو حذف کنه اما من هیچوقت همچین کاری نمیکنم
من تمام وجودت رو میخوام
... سرینا جوی، بهم
افتخار میدی و باهام ازدواج میکنی؟
آره، میکنم
میخوای پسش بگیری؟ برو روی تخت
تکون نخور
الان کل اینجا رو قرنطینه میکنن
چه خبره؟ - خواهش میکنم! ما رو با خودت ببر جوزف -
... میتونی ما رو از مرز
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
مویرا، نقشه رو چی کار کنیم؟
و اون نامهها
حداقل توی گاوصندوقن
البته فعلا
تا اینکه یه نفر پیداشون کنه
اون موقع همه اون زنها میمیرن
و ما هم توی صندوقعقب یه ماشینیم
اصلا میتونیم به این یارو اعتماد کنیم؟
چاره دیگهای نداریم، مگه نه؟
ما رو کدوم گوری آورده؟
پیاده شید
زود باش. اینجا کجاست؟
باید همینجا ولتون کنم
ببینم تا کجا میتونید برید
میدونی چیه؟ هر کاری لازمه بکن، باشه؟
!درست صحبت کن
الان جون شما دوتا رو نجات دادم
ممنون، ممنون - !نمیخواد ازش تشکر کنی -
اینجا چی کار میکنی؟
!بهت نمیگم میری به همه دوستهات میگی
من هیچ ربطی به قضیه هواپیماها نداشتم جون
بیخیال
میدونستن برای هانا یه کاری میکنی
برای همین آماده بودن - !میتونستی جلوشون رو بگیری -
!تو هم میتونستی جلوی مرگ النور رو بگیری
نگاه کن
انتظار ندارم سر این موضوع من رو ببخشی، باشه؟
من خودم رو هم نمیتونم ببخشم
خودم این جهنم رو ساختم و اون رو توش گیر انداختم
... چیزها
... بازهای جنگی
دارن از اصلاحاتم استفاده میکنن
تا تله بذارن
میخوان من رو اعدام کنن
... چی؟ منظورت
منظورت چیه؟
میخوان من رو اعدام کنن جون شاید قسمت بشه کنار هم اعدام شیم
... صبر کن ببینم. منظورت
همون فرماندههاییه که امشب باهات بودن؟
بل، کالوین و رینولدز؟
همهشون
اینا از همهشون نفرتانگیزترن
اینجا چی کار میکنی؟
چرا توی پنتهاوس بودید؟
... اگه بهت بگم
... که تا هفته آینده، همین موقع
... تکتک اون مردها
میمیرن، چی میگی؟
جون، داری چی کار میکنی؟
... و تو میشی قدرتمندترین فرماندهای
که توی بوستون باقی مونده
بس کن
فیلامینگو را در اینستاگرام دنبال کنید .:: filamingo.official ::.
... باید کاملا مطمئن باشید
که میتونید همهشون رو خارج کنید
وگرنه اصلا نباید به خودتون زحمت بدید
اونا مثل مار هایدرا میمونن
... اگه سر یکیشون رو قطع کنی
سروکله یه احمق دیگه پیدا میشه و میاد جاش رو میگیره
میدونم. حواسمون هست
برای همینه که میخوایم همهشون رو در آن واحد بُکُشیم
... آره اما
... اگه - جوزف، تویی؟ -
... الان
جوزف؟ - !بله -
چه خبره؟
!الان میام. برو بخواب
!اه
این پایین چی کار میکنی؟
خیلی دیروقتـه - ... من ... دنبال یه -
... پرونده میگردم
چرا توپ بسکتبال داری؟ - اوه، قبلا بسکتبال بازی میکردم -
توی دانشگاه هاروارد؟ - انتظارش رو نداشتی؟ -
میدونی، اینجا واقعا قشنگه
اگه مارتاها بتونن یهخرده ... وسایل رو جمع کنن
منم ... منم داشتم به همین فکر میکردم
فردا در موردش صحبت میکنیم - باشه -
... اگه این نقاشی رو برداریم - آره. باید اینجا رو نوسازی کنیم -
اما بذاریم برای فردا که نور هم بیشتره
آره گمون کنم - ... خیلیخب -
!شب بخیر - لطفا زیاد سروصدا نکن -
خدای بزرگ
نائومی پاتنوم؟
نائومی لارنس
اوه خدای من
... هر اتفاقی که برای اون
اون یه مانع بود
اه
خب، برنامهمون چیه؟
... خب
همراهمون هستی؟
یا باید با نقشه دیوانهوار شما پیش بیام یا اعدام بشم
خیلیخب پس ما رو برگردون پیش میدی
... نمیتونم ... نمیتونم همینطوری
الکی از مرز رد بشم
تو یه فرماندهای
نه. من یه فرمانده ارشدم
خیلیخب
اما باید همین الان راه بیفتیم
شیفتِ آدمم توی مرز دیگه داره تموم میشه
نامهها - جوزف -
باید اول برگردیم خونه جزبل
برای چی؟
یه چیزی اونجا جا گذاشتیم خیلی مهمـه
اونجا الان قرنطینهست
من هیچ ارتباطی با دیدهبانها ندارم
نمیتونم ببرمتون داخل اونجا
جون، باید بریم
گندش بزنن
میشه از گوشیت استفاده کنم؟
«مترجم: سـپهـر» ::. Overhaul .::
::. @OverhaulSubs :کانال تلگرام .::
اپینفرین بیارید، سریع
بلین هستم
اینجا چی کار میکنی؟
... آره، میتونم
میتونم رمز رو گیر بیارم برات میارمشون
نه، نه، نه با اونا نرو
میتونه مویرا رو ببره
فقط منتظرم بمون
باید ببینمت
خداحافظ
... اگه میذاشتم دستم اونجا بمونه
حتما یکی از انگشتهام قطع میشد
!اوه لعنتی
!آقا پسر تشریف آوردن
صبر کن ببینم بابا وارتون بهت اجازه داده بیای اینجا؟
من به اجازه نیاز ندارم
نه، مطمئنم مجبور شدی دزدکی بیای بیرون، نه؟
این اولین بارته که میای اینجا بلین؟
قبلا ندیده بودمت - نه -
بعضی وقتها میاد اینجا فقط خیلی دیر میاد
صبر کن ببینم با این دلقک رابطه داشتی؟
!نه! خدایا، نه
اما یکی از دخترها رو خیلی دوست داشتی، نه؟
... اسمش می یا
آپریل یا یه همچین چیزی بود
... چه
چه اتفاقی براش افتاد؟
منتقل شد یه جای دیگه
حالش خوبه
هوم
خدایا، خیلی حوصلهسربره
ما کارهای بهتری برای انجام دادن داریم
بریم
به باباجون سلام برسون
بهزودی میبینمت
سلام
سلام
برات آوردمش
اوه خدای من
ممنون
لارنس، مویرا رو برد باید بریم
خوبی؟
آره
اینجا چی کار میکنی؟ چرا مثل مارتاها لباس پوشیدی؟
توی ماشین برات توضیح میدم، باشه؟
... صبر کن، ام
رز و پدرش دارن میرن واشینگتن
میتونم موقع طلوع آفتاب از مرز ردت کنم
... مثلا
No comments yet. Be the first to leave one.