Sugar

Sugar

Baixar Legenda em Farsi/persian

Temporada 2

Informações da versão

Sugar 2024 S02E06 720p 1080p 2160p AppleTVPlus Web persian
Um comentário de shine021
سریال شوگر قسمت ششم فصل دوم

Tags

webdl
Publicado em: 2026-07-24
Downloads: 6
Para Deficientes Auditivos: No
FPS: 23.976

Prévia da legenda em Farsi/persian

As primeiras 200 linhas.

زيرنويس از مهدي shine021

...با همه مشتری‌هامون صحبت می‌کنیم، بعدش همه‌چیز رو درست می‌کنیم.

می‌بینمت.

کجا داری می‌ری؟

دارم می‌رم خونه؟

آره.

همون‌طور که در «ششمین قانون رفتاری ارائه شده» ذکر شده:

«دروغ گفتن، کلاهبرداری، یا هر نوع دستکاریِ انسان‌ها

یا نهادهای انسانی، صرفاً برای منافع شخصی.»

اسمت چیه؟

شوگر هستم.

پس این چرت و پرت‌ها رو تموم کن، شوگر، من می‌دونم چیکار کردم.

تازه اومدی اینجا؟

- چند هفته‌ای می‌شه. - و؟

چطور به نظر می‌رسه؟

جالبه.

- آره؟ - آره، منظورم اینه که خیلی جاها رو ندیدم

و خب، زیاد هم سفر نکردم.

شغل خاصی هم انتخاب نکردم. ولی خب...

جالبه.

من مربی مهدکودک رو انتخاب کردم و عاشقش بودم.

«خانم روزنتال. صبح بخیر، خانم روزنتال.»

منظورم اینه که اونا بیشتر از هر چیزی به من یاد دادن.

و یه روز موقع خوابِ بچه‌ها،

داشتم با کامپیوتر مدرسه ور می‌رفتم،

و با چیزی که بهش می‌گن بازارهای مالی آشنا شدم و شیفته‌اش شدم.

همین شد.

یهو،

نقاشی انگشتی با بچه‌های شش ساله دیگه برام جذاب نبود.

نقاشی انگشتی چیه؟

جایی که دستاشون رو توی رنگ می‌زنن،

و بعد با انگشتاشون نقاشی می‌کشن.

پس، تدریس رو رها کردم،

یه صندوق سرمایه‌گذاری زدم و بعد...

- می‌دونی چی دوست داری؟ - پاپایا؟

- نه پاپایا. - نون تست، خشک، بدون کره، بدون مربا.

- و بدون دارچین، حساسیت دارم. - من یه سالاد سزار می‌خوام،

استیک با سیب‌زمینی سرخ‌کرده و لوبیا سبز.

و بله، دارم قانونِ منع مصرف گوشت حیوانی رو نادیده می‌گیرم.

ببخشید؟

داشتم با اون صحبت می‌کردم.

برای دسر، لیدی‌فینگر دوست داری یا کیک شکلاتی؟

از هر کدوم یکی، ولی بدون دارچین.

من هم همین حساسیت رو دارم.

ما باید به این بدن‌ها احترام بذاریم.

من که داشتم...

با دادنِ هر چیزی که می‌خواد.

همه‌چیز جواب می‌ده، می‌دونی.

اگه یه وقت کنجکاو شدی.

خوبه که داری می‌ری خونه.

ببخشید.

بفرما، اینم از این.

اگه چیز دیگه‌ای لازم داشتی، بهم بگو.

سلام.

آره، دوستت دارم.

خواهرم.

خب، برای شغل به چی فکر می‌کنی؟

شاید روان‌شناس، یا یه کاری که با حیوونا باشه.

خب، دیگه چی؟

بهم بگو.

پلیس.

توضیح بده.

خب، آدم‌هایی که تو بحران هستن...

و نیاز دارن که از بی‌عدالتی نجات پیدا کنن...

بدبختی.

نمی‌دونم، اونا تجربه‌های مختلفی رو پشت سر می‌ذارن، یه جورایی...

...یه جورایی برام هیجان‌انگیزه.

می‌تونم درک کنم.

یه مقدار خشونت هم توش هست.

منظورم اینه که نه خیلی زیاد. شاید، ولی...

می‌دونی، من جای تو باشم مراقبم.

واقعاً؟

یا نکنه اینم بخشی از همون هیجانشه؟

نه.

نه، نه، من...

خشونت؟

نه. من مراقبم.

خیلی خب. استیک‌تون همین الان آماده می‌شه.

ممنونم.

این اتفاق خوبیه.

خانواده‌ت، دوستات...

اونا خونه منتظرت هستن.

چرا باید الان منو بخوان؟

فقط مسئله‌ی سکس و غذا و پول نبود.

این یه سراشیبی تنده.

یکی بعد از اون یکی پیش میاد.

تا آخرش که دیگه کارهای بدتری هم کردم.

خب، خونه همیشه خونه‌ست، می‌دونی که.

مهم نیست چه کارهایی کردیم.

خونه همیشه خونه‌ست.

خوشحالم که تو رو فرستادن...

...که منو برگردونی.

منم همین‌طور.

من تا حالا گریه نکرده بودم.

می‌شه یه جا نگه داری دستمال کاغذی بخریم؟

حتماً.

خیلی قشنگه، مگه نه؟

و هر شب هم متفاوته.

دلم برای نقاشی با انگشت تنگ می‌شه.

یه دقیقه دیگه برمی‌گردم.

اون در واقع یکی از بخش‌های مورد علاقه‌ی من بود.

نه.

نه! نه، نه!

نه!

نه.

سراشیبی لغزنده.

هر چیزی، چیز دیگه‌ای رو به دنبال داره.

- هی. - هی.

هی، برات یه دسته کاکتوس 'میکروداسیس' آوردم.

بیا تو.

آره، از خانواده‌ی گلابی خاردار هستن.

و خیلی هم آروم‌بخش‌ان.

این چیزیه که بیشتر از همه دوست دارم، سکوت.

و اگه اشکالی نداره بپرسم، چطوری از پس هزینه‌هاش برمی‌آین؟

برنمی‌آیم.

مجانیه.

- مجانیه؟ چطور ممکنه؟ - یه کمک‌هزینه‌ی دولتیه.

یه برنامه‌ی جدیدِ چند میلیارد دلاری که برای مسکن جدید راه انداختن.

- اونا؟ اونا کین؟ - شهرداری.

باید واجد شرایط می‌شدیم.

آره، باید شغل داشته باشی یا دنبالش باشی،

تست اعتیاد بدی، از این جور چیزها...

'اثبات مشارکت سازنده در جامعه.'

این چیزی بود که گفتن؟

با این حال، خیلی سپاسگزاریم.

حتماً همین‌طوره.

خدای من، عالیه بچه‌ها. خیلی براتون خوشحالم.

آدما...

چه بلاهایی که سر هم نمی‌آرن.

اینکه همدیگه رو مجبور کنن برای زنده موندن واجد شرایط بشن...

واقعاً ساکته.

تایلر کو؟

بله؟

می‌خواستم چند تا سوال در مورد 'جی مون' ازت بپرسم.

یعنی، لعنت به جی.

هنوز نمی‌تونم باور کنم.

یعنی، می‌تونم باور کنم چون معتاد بود، ولی با این حال...

واقعاً گندش بزنن.

می‌تونم بیام تو؟

آره، هر جور راحتی.

آخرین باری که اون لعنتی رو دیدم...

...چطور شنیدم که مرده، از این جور چیزها.

- و بهش چی گفتی؟ - هیچی، دقیقاً همون‌طور که تمرین کرده بودیم.

- عالی بودم. - مطمئنم که بودی.

- فکر می‌کنی باورت کرد؟ - فکر کنم آره.

- من تو دروغ گفتن خیلی خوبم. - ولی مطمئن نیستی؟

نه، متاسفم رفیق، مطمئن نیستم.

وگا شک کرده.

فقط مسئله‌ی زمانه.

جی؟ هی. اونجاست.

هی.

برات گردو آوردم.

خوندم که برای ترک اعتیاد مفیده.

نه، حالم بد شد.

امیدوار بودم پاستیل بیاری.

پاستیل خبری نیست. می‌تونم بشینم؟

گری بهم گفت که... می‌دونی، حالت بهتر شده.

آره، دیگه نمرده‌م.

واو. خب، پس این‌جا ارزش تک‌تکِ پولی که خرج شده رو داره.

نه رفیق، همه‌ش به خاطر توئه. جدی میگم.

تو اون‌قدر باهوش بودی که همراهت داشته باشی. منظورم داروی نارکانه توی کیفته.

فقط خوشحالم که اونجا بودم تا ازش استفاده کنم.

خیلی خب، حق با توئه، پس من یه نابغه لعنتی‌ام.

- من همچین حرفی نزدم. - خب...

- دنی چطوره؟ - خوبه. دلش برات تنگ شده.

برای مسابقه هیجان‌زده‌ست.

آره؟ آره، باید از اینجا بزنم بیرون، رفیق، باید برگردم سر تمرین.

کمتر از دو هفته تا وگاس وقت داریم.

نمیشه.

- هنوز امن نیست. - کی قراره امن بشه؟

نمی‌دونم. باید بفهمم چطور با اون معاون کلانتری که می‌خواد بکشتت، برخورد کنم.

خب، نقشه‌ت کجاست؟

- منظورت چیه؟ - نقشه‌ت برای گیر انداختن این یارو.

ببین، خیلی ممنون بابت این کیسه گردو،

ولی مثلاً، داری چیکار می‌کنی؟

دارم... روش کار می‌کنم.

خب، یه نگهبان دم در داری. مسلح هم نیست، درسته؟

ما خصوصی هستیم، دورافتاده‌ایم، ولی دژ نظامی که نیستیم.

اون نمی‌تونه بره.

خیلی خب، من قویاً توصیه می‌کنم که جی درمانش رو همین‌جا تموم کنه.

- خوبه. - ولی...

- ما زندان هم نیستیم. - می‌بینم که.

- این یارو کیه؟ - پسر خوبیه.

فقط یه کم...

بدشانسی آورده.

منظورم اینه که بدشانسی آورده و بد موقعی برای دزدی از بیمارستان اقدام کرده، پس...

- درسته. - انگار مادر ترزاست.

تازه ۳۳ سالشه، شوگر، که اصلاً بچه محسوب نمیشه.

همه‌ش حرف‌های منطقی‌ایه.

- ممنون، گری. - خیلی خب.

براش گردو بردم. اصلاً خوشش نیومد.

- میگه توی کیفش شکلات داره. - آره.

سعی می‌کنیم وقتی دارن سم‌زدایی میشن، از شیرینی دور نگهشون داریم،

ولی الان دیگه بدترین مرحله رو رد کرده.

هی. این چیه؟

گوشیشه، حدس می‌زنم.

گفتی اون اینجا با کسی بوده؟

نمی‌دونم.

پول رو بردار. گوشی رو بگیر. اون ردیاب رو هم بردار. بزن بریم.

ولی اون نباید گوشی داشته باشه.

Comentários

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left