Sugar

Sugar

Download Farsi/persian Subtitle

Season 2

Release info

Sugar 2024 S02 ATVP WEB DigiMoviez Mahya14&H1tmaN Fa
A Commentary by PersianSUB
‫ارائه‌ شده توسط وب‌سایت دیجی‌موویز ‫© DigiMoviez ‫ترجمه از: امیر ستارزاده و محیا مبین مقدم ‫Mahya14 & H1tmaN

Tags

webdl
apple_tv+_synced
Published on: 2026-08-07
Downloads: 0
Hearing Impaired: No
FPS: 23.976

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫سیاره‌ی زمین

‫من موندم

‫با روبی خداحافظی کردم و...

‫موندم

‫اگه می‌خواستم بفهمم چرا خواهرم غیب شده،

‫باید دوستم هنری ثورپ رو پیدا می‌کردم

‫هنری

‫بالاخره هم پیداش کردم

‫پیدام کردی

‫هنری، نباید از پیشم بری

‫آره. دیگه خیلی دیره

‫بیخیال

‫نه

‫ببخشید که تو موندی و بقیه رفتیم

‫خودت می‌خواستی بمونم

‫اون واسه قبل بود

‫قبل از چی؟

‫خواهرت

‫باهاش چیکار کردی؟

‫چه بلایی سرش آوردی؟

‫ببین، می‌دونم که خبر داری

‫لباسش رو نشونم دادی

‫تو گرفتیش

‫تو گرفتیش

‫ببخشید

‫شرمنده

‫متأسفم

‫می‌بخشمت

‫فقط باید بهم بگی

‫باید بهم بگی

‫هنری. هنری

‫باید بهم بگی چی شد

‫نفس بکش. نفس بکش. نفس بکش

‫باید بهم بگی

‫چه بلایی سر خواهرم آوردی؟

‫چی سر خواهرم اومد؟!

‫توی سیاره‌ی ما چیزی به اسم خودکشی نیست

‫ولی وقتی می‌ریم مأموریت،

‫وقتی بیش از حد توی دنیای غریبه می‌مونیم،

‫رگ و ریشه‌مون یادمون میره

‫هویت‌مون

‫نادره، ولی قبلاً باهاش مواجه شدم

‫« توجه: همگون‌سازی فرهنگی »

‫جن دیگه نیست

‫واقعاً مُرده

‫هر امیدی برای فهمیدن اینکه چی ‫سرش اومده، با مرگ هنری از بین رفت

‫کاملاً مطمئن بودم که موندن ‫کار درستیـه

‫یقین داشتم که پاسخ این فقدان رو پیدا می‌کنم

‫ولی تهش بیشتر باختم و از دست دادم

‫مأموریتم،

‫دوستام،

‫خونه‌ام

‫بنابراین...

‫حالا من تنهام

‫اینجا

‫صبح بخیر، دوست من

‫هیچوقت نمی‌تونم برگردم خونه

‫ولی...

‫کالیفرنیا همیشه هست

‫جانِ عزیز

‫اگه داری اینو می‌خونی، یعنی گوشِت ‫بدهکار نبوده و تصمیم گرفتی بمونی

‫به عنوان دوستت،

‫فکر اینکه دیگه نمی‌بینمت، چنان ‫عذاب‌آوره که در قالب کلمات نمی‌گنجه

‫ولی درک می‌کنم

‫از همه‌ی سیاره‌هایی که تابحال رفتم، ‫دل کندن از زمین، سخت‌تر از همه بود

‫رنگ‌ها، صداها، ابرهای ‫زمستونیِ بالای سانتا مونیکا

‫این سیاره، چه بخوای چه نخوای، ‫درگیرت می‌کنه

‫« هتل کورازون »

‫باید یه راهی پیدا کنی که ‫تنهایی خوش بگذرونی

‫چون من دیگه باید برم

‫قوی، سالم و در امان باشی

‫دوستت دارم

‫روبی

‫آقای شوگر. نامه‌تون

‫- خوش برگشتید ‫- مرسی، الینور

‫ممنون

‫پی‌نوشت: محض احتیاط، اشتراک مجله‌ی ‫«آمریکن سینماتوگرافر»ـت رو تمدید کردم

‫ترجمه از: امیر ستارزاده و محیا مبین مقدم ‫Mahya14 & H1tmaN

‫دیجی‌موویز در شبکه‌های اجتماعی ‫DigiMovieZ@

‫خیلی‌خب، هیچکس دیگه‌ای ‫نباید باخبر بشه

‫فهمیدید؟ بر خلاف قوانینـه

‫بهتون اعتماد می‌کنم که ‫این راز رو نگه دارید

‫خب؟

‫بیاید! فریدا! بن!

‫فریدا، بن!

‫بریم! یالا، رفیق!

‫روبی

‫الحق که عاشق اشتراک مجله‌ی ‫آمریکن سینماتوگرافر هستم

‫پس اقلاً نیمه‌ی پر لیوان هست

‫با این‌حال، توقع داشتم تا الان ‫یکم سرم شلوغ‌تر باشه

‫یه مشتری پیدا کنم، پرونده‌ی جدید ‫قبول کنم، ذهنم از این داستان‌ها دور بشه

‫به اون سادگی که فکرش رو می‌کردم نیست

‫فایده‌ی روبی فقط به تمدید ‫اشتراک مجله خلاصه نمی‌شد

‫کارهای اداری و تجاری رو هم اون می‌چرخوند

‫افراد معدودی شماره‌ام رو دارن

‫واسه همین غافلگیر شدم وقتی ‫یه دوست قدیمی بهم زنگ زد

‫مونذر!

‫مونذر امین...

‫همون راننده‌ی لیموزین که ‫دخترش مریض بود

‫الان حال فاطمه بهتره،

‫ولی ازم خواست برم دیدن یکی که ‫احتمالاً به کمک نیاز داره

‫من بهت باور دارم، دنی. ‫برو دهنش رو سرویس کن!

‫« راند پنجم »

‫دنی مون

‫یه جوون بااستعداد جویای نام اهل کُره

‫دنی یه مهاجره. عین من

‫مثل اکثر افراد توی این قسمت از لس‌آنجلس

‫هم‌محله‌ای مونذر بود

‫کامل بزن!

‫گفت پسر خوبیـه

‫سرسختـه

‫بدجور سرسخت

‫و برنده با رأی کامل داورها...

‫دنی مون!

‫یه جوون تندمزاج که خوب هم می‌جنگه،

‫ترکیب خطرناکیـه

‫ولی خب شاید کارش همین رو می‌طلبه

‫با این‌حال، اگه دنی، ‫داداش خوبه‌ی مون باشه،

‫کنجکاو بودم درباره‌ی اونی که دردسره بشنوم

‫برادرش جی مون گم شده بود

‫سه روز پیش بود؟

‫- از اون موقع هیچی؟ ‫- نه

‫معمولاً هر روز حرف می‌زنید؟

‫با هم زندگی می‌کنیم

‫آره، ولی اگه فقط هر از گاهی ‫همدیگه رو می‌بینید...

‫هر از گاهی نیست

‫درستـه که وضعش داغونـه

‫این اواخر که تقریباً همیشه چِتـه

‫نمی‌دونم، رفیق

‫گمونم کسخل شده و می‌خواسته ‫منو بترسونه

‫تو اینطور فکر نمی‌کنی؟

‫دوباره پخش‌شون کن

‫لعنتی

‫اون یکی رو پخش کن

‫خیلی‌خب

‫خیلی‌خب

‫خیلی‌خب. خیلی‌خب، فرار کردم. فعلاً

‫گمونم فعلاً در امانم

‫وای خدا، داداش

‫این چی بود الان دیدم

‫این یارو لامصب...

‫با اون چشمای کوفتیش از بالا نگاهم کرد و

‫گفت: فرار کن

‫بعدش گذاشت برم، ‫من هم پا به فرار گذاشتم

‫مثل فرفره دوئیدم

‫ولی میاد سراغم. مطمئنم

‫صد درصد میاد سراغم

‫دنبالم می‌گرده

‫من ترسیدم، داداش

‫ولی چیزیم نمیشه

‫یه راهی براش پیدا می‌کنم

‫ولی به پلیس چیزی نگو، خب؟

‫هر کاری می‌کنی، به پلیس زنگ نزن. ‫به پلیس‌های کسکش زنگ نزن.

‫به کارت ادامه بده

‫همونطوری که یادت دادم ‫به تمرینت ادامه بده

‫دو راند شدو باکس بزن. ‫دو راند هم ‫با کیسه‌ی دابل‌اند کار کن.

‫مشخصـه چِت و نشئه‌ست

‫از استرس قاتی کرده و توهم زده

‫ولی ترس توی صداش...

‫واقعیـه

‫رقص پا یادت نره. ‫چون این بهترین سلاحتـه، خب؟

‫می‌دونم

‫یه برادر/خواهر گم‌شده که توی هچل افتاده

‫اگه روبی بود این پرونده رو قبول نمی‌کرد

‫«زیادی سرراستـه، شوگر»

‫و بهم می‌گفت بیخیالش بشم

‫دوستت دارم، داداش

‫ازم قطع امید نکن

‫ولی اگه من قبول نکنم، ‫کی بهشون کمک می‌کنه؟

‫نه. نه، خودشـه

‫این پرونده‌ایـه که قبولش می‌کنم

‫دنی یه لیست از پاتوق‌های برادرش بهم داد

‫دیر وقت بود، ‫ولی می‌خواستم شروع کنم

‫بعلاوه،

‫در حالی که بقیه‌ی لس‌آنجلس ‫داشت به خواب می‌رفت،

‫محله‌ی کُره‌ها تازه براش سر شب بود

‫آهای، میشه با رئیست حرف بزنم؟

‫این یارو رو دیدی؟ جی مون

‫یالا! یالا، بزنش!

‫این یارو رو اینجاها ندیدید؟ جی مون؟

‫سلام رفقا. دنبال یکی می‌گردم. ‫جی مون.

‫برادرش گفت گاهی میاد اینجا

‫نه؟

‫پس اونی که روش نوشته هشت، ‫باید آخر بره توی سوراخ؟

‫آهای، آقا

‫اون ماشین شماست؟

‫کوروت استینگری مدل 66، نقره‌ای‌آبی

‫نسخه‌ی ۳۰۰ اسب‌بخاری ‫با گیربکس دو سرعته‌ی پاورگلاید

‫خیلی خوشگلـه، نه؟

‫آهای. یه دست بزنیم؟ من و تو؟

‫اگه من بردم، یه چیزی ‫در مورد جی مون بهم میگی

‫اگه تو بردی، با ماشینم برو یه دور بزن

‫نظرت چیه؟

‫این... حسابـه؟

‫نه، دوباره بزن

‫مرسی

‫خیلی‌خب

‫جی مون

‫آهای، آقا

‫ماشینت رو بردن

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left