Temporada 2

Informações da versão

My Hero Academia - S02E01-E04
Um comentário de ArminVB
ترجمه توسط انیمه ورلد Film2Movie.CO

Tags

other
Publicado em: 2017-04-27
Downloads: 53
Para Deficientes Auditivos: No

Prévia da legenda em Farsi Persian

As primeiras 200 linhas.

.همه‌چیز از شهر کینگ‌کینگ چین شروع شد

.با این خبر که پسری به‌دنیا اومده که از خودش نور ساطع میکرد

از اون موقع به بعد قدرت‌های فراانسانی ،توی سراسر دنیا کشف شدن

زمان می‌گذشت و کسی .علت این پدیده‌ها رو نفهمید

،به جایی رسیدیم که دنیا، به جامعه‌ی ابرانسان ها بدل شد

.و ۸۰ درصد مردم جهان، از این قدرت‌های ویژه بهره‌مند بودن

،توی این دنیای بلبشو

...دنیا پرده از حرفه‌ای برداشت، که روزی آدم‌ها

.فقط توی خواب آرزوش رو داشتن

...و اون حرفه

دیگه جای نگرانی نیست، میدونین چرا؟

.چون من کنارتونم

!آخـــــــر باحالاست

!وقتی کوسه‌دار شدم، می‌خوام مثل اون بشم

. . . اما

!ایزوکو ببخشید

!مامانُ ببخش،‌ ببخش

.من بدون کوسه متولد شدم

.در واقع جزء انسان‌های بی‌کوسه‌م

.می‌خواستم مثل اون بشم، ولی نمی‌تونستم

.درسته، قاعدتاً باید بی‌خیال رویام می‌شدم

ولی دست‌هام انگار حاضر نبودن ،به هیچ قیمتی از او رویا دست بکشن

،و به لطف تمام افرادی که راهنمایی و حمایتم کردن

.الان به اینجا رسیدم

.رویام داره به حقیقت می‌پیونده

.اما تمام موانعی که در این جریان بود، حقیقت محضه

یک بار دیگه هم اشاره می‌کنم؛

،که این داستان

.قصه تبدیل شدنم به بزرگ‌ترین قهرمان جهان رو میگه

با مشروح اخبارِ سانحه‌ی پیش‌ آمده در تاسیسات آموزشی عملیات نجات

.که محل حمله‌ی دسته‌ای از تبه‌کاران به دانش‌آموزان رشته‌ی قهرمانی بود، خدمتتون هستیم

مشروح اخبار: حمله به مدرسه‌ی یو.ای

بر اساس تحقیقات پلیس، مجرمان که خود را ...لیگ تبه‌کاران» می‌نامند»

زنده از محل حادثه مرکز شبیه‌سازی پیشبینی ناپذیر (یو.اس.جی)

،با هدف به قتل رساندن آلمایتی آمده بودند

.که از بهار امسال به جمع اساتید یو.ای اضافه شده است

،پلیس ۷۲ تن از تبه‌کاران را دستگیر نموده

.اما هنوز سرنخی از محل اختفای سردسته‌شان به دست نیاورده است

.عرض سلام و ارادت، نوید پیدایش تابستان کم‌کم آمده

و سنسی عزیز امیدوارم به همین گونه .این نامه هم شما را پیدا کنه

از بهار امسال، معلم دبیرستان یو.ای شده‌م

...و وظیفه‌ی هدایت نسل آینده را قبول کردم

بدین امید که در میان نخبه‌ترین دانش‌آموزانی ،که سودای قهرمان شدن دارند

.شایسته‌ترین فرد برای به ارث بردن قدرتم را بیابم

البته، پیش از آن که شغل جدیدم را در یو.ای بیاغازم ...پسربچه‌ای را دیدم

،که بی‌اعتنا به بی‌کوسه بودنش

بی‌تعلل به سمت مهلکه‌ای شتافت

،که حتی قهرمانان حرفه‌ای، شامل خودم، هم در رفتن به آن مردد بودند

از تمام ابزار و قدرتی که داشت استفاده کرد .تا راه نجاتی برای آن مهلکه بیابد

حتی بعید می‌دانم که در آن لحظه .نقشه‌ای در ذهن می‌داشته

.اما با این حال درنگ نکرد و دوید

احساس می‌کنم که آن لحظه، چیزی را بار دیگر به من یادآوری کرد

،جوهره‌ای که هر قهرمانی که لیاقت لغت قهرمان را دارد .باید داشته باشد

به خاطر همین اخلاقش بود

که در جوابش گفتم

«.می‌تونی قهرمان بشی»

.می‌خواستم قدرتم را به او منتقل کنم قدرتی که یک نفر آن را می‌پروراند؛

و به فرد دیگری می‌سپارد .و او نیز آن را پرورانیده و به دیگری می‌سپارد

تبلور این قدرت که در هم آمیخته است

...فریاد کسانی که با قلبی دلیر نیازمند کمک هستن

.یکی برای همه

آن پسر بی‌تعلل پذیرفت که وارث قدرتم شود

و زیر بار تمریناتی رفت که او را برای پذیرش .در رشته‌ی قهرمانی دبیرستان یو.ای آماده می‌کرد

،با این که هنوز با کوسه‌ی جدیدش مشکل داشت

.با تمام وجود تلاش کرد تا با قدرتش سازگار شود

.واقعاً بهش افتخار می‌کنم

،نمی‌خوام از خودم تعریف کنم

.اما ابداً از انتقال «یکی برای همه» به این پسر، پشیمان نیستم

.هرچند که حقیقتاً در مَسند دبیری، بی‌تجربه‌م

احتمالاً روزی میرسه که .مجبور بشم شما رو به زحمت بندازم، آموزگار و استاد قدیم‌ام

.و وقتی آن زمان رسید، روی کمکتون حساب باز می‌کنم

با ارادت تمام یاگی توشینوری

و درضمن، زمان تغییر فصول نزدیکه .خواهشاً مراقب خودتون باشید

.بعداً هم باز شما رو از وضعیتم آگاه می‌کنم

.با ارادت تمام

بچه‌ای که توشیرو انتخاب کرده، هان؟

احسنت به این فکر، اوچاکو :قسمت چهاردهم

،پلیس گروهِ موسوم به «لیگ تبه‌کاران» رو بررسی کرده

و گویا بینشون کسی به اسم شیگاراکی ثبت نشده

بساوش: لامسه

که سنش بین ۲۰ تا ۴۰ سال و کوسه‌ای با عنوان .«نابودگری قدرت بساوش» داشته باشه»

.قضیه در مورد تبه‌کار کوروگیری‌نام با کوسه‌ی «دروازه‌ی دالان‌زن» هم همینه

.احتمالاً از شهروندان نیستن و اسمشون هم قلابیه

یا راحت‌تر بگم، اینا افرادی‌ان که کوسه‌شون ثبت نشده

.و از قشر خرابکار و ناهنجار اجتماعند

...یعنی داری سربسته میگی دستمون به هیچ‌جا بند نیست

.باید عجله کنیم

به محض این که جراحت گلوله‌ی شیگاراکیِ سردسته‌شون .خوب بشه، دوباره سروکله‌شون پیدا میشه

.که خدا به خیر کنه

سردسته‌شون؟

چیزی شده آلمایت؟

این حمله به‌قدری سبک‌سرانه بود که آدم عادی .حاضر نمیشه انجامش بده، حالا هرچه‌قدر هم که حساب همه‌جاش رو کرده باشه

...خیلی درشت حرف میزد و روی حرف‌هاش پافشاری می‌کرد

،با این که کوسه‌ی خودش رو مخفی نگه داشت

...خیلی به کوسه‌ی نومو غره بود

ولی به آنی که جریان طبق نقشه‌ش پیش نرفت .علناً می‌شد آشفتگی رو توی رفتارش دید

البته ماجرای کوسهه برای تحریک کردن منم بود ...که دست‌به‌کار بشم ولی بازم

پس من حماقت می‌کردم که برتریِ داشتن کوسه‌ی ناشناخته رو

.موقع مبارزه با قهرمان‌ها، ندید می‌گرفتم

.جملات خام و سبک‌سرانه رو با کمال اعتمادبه‌نفس می‌گفت

.پزِ داشته‌هاش رو می‌داد

.فکر می‌کرد همه‌چیز مطابق نظرش پیش میره

،همه‌ی اینا رو وقتی به رفتارش موقع حمله اضافه می‌کنم

...شمایلی که از شیگاراکی برام تداعی میشه

آدمیه که هنوز نتونسته... ...از شر خیره‌سری‌های بچگانه‌ش خلاص بشه

مردانی که روان مردانه در ایشان ضعیف است، شخصیت جدی ندارند .و روابطشان سطحی و پر از بازی‌ست

.یک مردِ کودک‌روان

یه بچه با این‌همه قدرت؟

یعنی ممکنه دوره‌ی مشاوره‌ی کوسه‌ی بچه‌ها رو

توی دبستان نگذرونده باشه؟

خب، ربط مطلب با باقی قضایا چیه؟

.اون روز ۷۲ تبه‌کار رو توی یو.اس.جی دستگیر کردیم

همه‌شون تبه‌کارهای جزء بودن .و توی کوچه‌ی پشتی کمین کرده بودن

ولی مسئله‌ی اصلی اینجاست که اینا چطور .راضی شدن با یک مردکودک‌روان کار کنن و دنبالش بیان

،با اوضاع الان که قهرمان‌ها همه‌جا هستن

بعید نیست آدم‌های تبه‌ذات و ستم‌دیده

.به سمت همچین شرارت‌های احمقانه‌ای کشیده بشن

.بی‌راه نمیگی

.کم نیستن آدم‌هایی که نمی‌دونن با کوسه‌شون باید چیکار کنن

...و خیلی هم ترسناکه

...البته به لطف دوستان قهرمان

.پلیس تونست تمرکزش رو بذاره روی تحقیقات

دایره‌ی تحقیقاتمون رو گسترش دادیم .و داریم همچنان روی دستگیری باقی مجرم‌ها کار می‌کنیم

...مرد کودک‌روان

.از یه بعد که نگاه کنی، مثل دانش‌آموزای خودمونه

.هنوز جای رشد داره

،اگه کسی بود که پشتیبانیش می‌کرد ...و می‌خواست کینه‌ش رو پرورش بده

...دیگه معلوم نبود با چه چیزی طرف بودیم

،فردای روزِ حمله‌ی تبه‌کارها به یو.اس.جی

،مدرسه موقتاً بسته شد

.ولی سخت بود به این راحتی‌ها قضیه رو فراموش کنیم

دیدی چیکار کرد؟

!تا الان صد نفری رو نجات داد

یا خدا‏!‏ ده دقیقه هم نشد‏!‏

یا خدا‏!‏

!داره می‌خنده

هیچ‌ جای نگرانی نیست، می‌دونین چرا؟

.چون من کنارتونم

...چیزی که آرزو داشتم بشم، انگار خیلی دور از دسترسه

سر قضیه‌ی یو.اس.جی، تبه‌کارها .راحت ما رو بازیچه‌ی قدرت و کینه‌شون کردن

.فقط هم توی دست‌وپای آیزاوا سنسی و سیزده سنسی بودیم

،برای روبرو شدن با همچین شرارتی

،باید بیشتر و بیشتر با کوسه‌ای که از آلمایت گرفتم، یکی برای همه

.سازگار بشم و مال خود بکنمش

...چون دیگه زمان حکم طلا رو داره

...چون منم که وارث قدرتش شدم نه کس دیگه

ایزوکو...؟

جانم؟

.غذا حاضره ها

.دستت درد نکنه، اومدم

!برات کتلت گوشت خوک پختــــم

اخبار دیشب رو دیدی؟

.آره

وای، دیدی یه‌صحنه کل بچه‌های کلاس رو آورد روی تلویزیون؟

...من که اصلاً تو چشم نبودم

...راست میگی بابا

!آخه وقتی این‌ریختی میشی، به چشم اومدن سخت میشه

.ناموساً هر کانالی رو که میزدی حرفش بود .خیلی گنده‌ش کردن

.منم کف کردم

!تقصیر اونا هم نیست

ناسلامتی به بچه‌های رشته‌ی قهرمانی حمله کردن .که قهرمان‌های جامعه رو تحویل میده

اگه معلم‌های دیگه نمی‌رسیدن .خدا می‌دونه چه بلایی سرمون میومد

!آقا ول کن دیگه سرو

...من بدبخت یادم میاد شلوارم خیس میشه

!گل بگیر، دیگه صدات نیادا کوتوله

.ولی پســـر، آلمایت ترکوندا

.چپ و راست می‌خوابوند زیر گوش تبه‌کار گولاخ‌ها

.آره، واقعاً قدرتش ارزش غبطه خوردن داره

!بچه‌ها! دیگه نزدیک شروع کلاس سر صبحه

!همه ساکت باشین و سر جاتون بشینین

.ما که همه چسبیدیم به صندلی

.شما خودت بیا بشین

!بترکی

.فدای سرت حالا

...سویو چان، به نظرت

امروز کی میاد سر کلاس؟...

چی بگم، آیزاوا سنسی که باید بیمارستان ...تحت نظر باشه چون خیلی وضعش بد بود

قور قور؟

.صبح به خیر

!آیزاوا سنسی چه زود برگشتیــــــــن

!حقا که حرفه‌ای هستی

سنسی حالتون خوبه ایشالا؟

آخه چطور به این میگی «خوب»؟

...به جای وضع من، پی نون بگردین

.که خربزه آبه و جنگ هنوز به راه

جنگ؟

...نکنه بازم

!تبه‌کارا ریختن تو مدرسه...؟

.مسابقات ورزشی یو.ای داره نزدیک میشه

!بالاخره یه رویداد مدرسه‌ای درست‌وحسابی رسیــــد

!مسابقات مدرسه

...به این میگن رویداد درست‌ودرمون

.زبون به دهن بگیر

آخه تبه‌کارها همین تازگی به مدرسه حمله کردن عیب نداره به این زودی مسابقات برگذار بشه؟

اگه دوباره حمله کنن چی؟

،گویا می‌خوان با برگذاری مسابقات

.نشون بدن که سازوکار مدیریت بحرانِ یو.ای از کوه هم محکم‌تره

محافظت‌ها رو نسبت به سال‌های قبلی .پنج برابر بیشتر کردیم

و تازه از همه مهم‌تر، مسابقات .ورزشی ما فرصت نابیه

.به خاطر چند تا تبه‌کار زپرتی قیدش رو نمیزنیم

More Farsi Persian subtitles for My Hero Academia

Comentários

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left