The first 170 lines.
.خیلی بدجنسی کاچان
مگه نبینی گریه میکنه؟
!اگه بازم اذیتش کنی، با من طرفی
.کوسه: به معنی عجیبوغریب بودن است
...تو که «کوسه» نداری
واس چی الکی تریپ قهرمانها رو بر میداری؟
.اونجا بود که فهمیدم، همه مثل هم آفریده نشدن
.چهارسالم بود، که با این حقیقت جامعهم روبهرو شدم
.و اولین و آخرین باری بود که اجازه دادم مشکلات بهم غلبه کنن
ایزوکو میدوریا
ایستگاه تاتویین
!عجب تبهکار بزرگی
.قضیه از شهر کینگکینگ چین شروع شد
.که پسری بهدنیا اومده که از خودش نور ساطع میکرد
باباشه
از اون موقع به بعد قدرتهای خارقالعاده ،توی سراسر دنیا کشف شدن
زمان به همین منوال میگذشت .ولی هیچکس علتش رو نفهمید
و تا به خودمون اومدیم ،دیدیم چیزهای غیرعادی دیگه عادی شدن
.رویاها رو میشه توی واقعیت دید
،ابرانسانها دنیا رو غُرق کرده بودن
.و ۸۰ درصد مردم جهان، از این قدرتها بهرهمند بودن
،توی این دنیای بلبشو
دنیا پرده از حرفهای برداشت، که روزی آدما .فقط توی خواب آرزوش رو داشتن
...و اون حرفه
!ایول، دستان مرگ
...با قدرت بدنی خفنش، عدالت رو اجرا میکنه
!قهرمان مشتزن
!برید عقب، برید عقب که خطرناکه
!باورم نمیشه، بکدرفت هم اینجاست! استاد عملیات نجات
خودمونیم، کوسهی تبدیل به هیولا هم .واسه خودش خیلی خفنه
چی کار کرده؟
مثکه کیف یه بابایی رو دزدیده .بعدم که گیر افتاده زده به سیم آخر
نکبت با همچین کوسهای رفته کیفقاپ شده؟
...ببخشید، ایستگاه مترو
...بله، معلوم نیست که بتونم خودم رو برسونم سر کار
!برو جیزغالهش کن، کامویی جونم
!بکش کنار
کی داره مبارزه میکنه؟
!کامویی درختی
!ستارهی جوون و خفن و پراستعداد خودمون
،خودت اول پرسیدی .ولی ماشالا اطلاعاتت کامله، پسرجون
از طرفدارایی، درسته؟
...نه، چیزه
توی ساعت شلوغی از قدرتت استفاده کردی که غیرقانونیه .تازه اقدام به سرقت هم داشتی، که باعث جراحت مردم شده
.خونت حلاله
!ایول خودشه
!بزن تو پوزش درختیجون
...فن
...زندان..
!لاکیرنگِ زنجیریشکل
!توپ پرسکننده
چی شد؟
.ماشالاش، ماشالاش، ماشالاش
!بنده تشریف فرما شدم
.دخترکوهی هستم
.مایهی افتخاره که با باسن محترمم هم آشنا شدین
.ماشالاش، ماشالاش، ماشالاش
...همهچیُ زد به نام خودش
با بالا رفتن این قدرتهای ابری .آمار ارتکاب جرم هم یهدفه حسابــی بالاتر رفت
دولت با سرعت لاکپشتواری درگیر تصویب ،قوانین جدیدی بود که بتونن با شرایط جدید سازگار بشه
و در این بین، آدمای پر دل و جرئتی پیدا شدن .و دست به کارهای قهرمانیای زدن، که تا اون روز فقط توی کمیکها پیدا میشد
جلوی این ابرقدرتها ایستادن .و از مردم در مقابل شرارت محافظت کردن
،کمکم قهرمانها جای خودشونُ توی دل مردم باز کردن
.و تونستن جایگاهی رسمی واسهخودشون دستوپا کنن
،به طبع هرچی خفنتر بودن و عملکرد بهتری داشتن دولت بیشتر بهشون پول میداد
.و مردم هم بیشتر واسهشون سر و دست میشکستن
کوسهی غولآسایی؟
،اینطور که پیداست، قراره حسابی بین مردم محبوبش کنه ،و واسه خودش کوسهی باحالیه
ولی الاماشالا به شهری که هر روز باهاش سروکار داریم ،آسیب میرسونه
پس نباید از یه اندازهی خاصی خودش رو بزرگتر کنه، نه؟
...نچ، حتی اگه بتونه افزایش اندازهش رو کنترل کنه هم
داری یادداشت برمیداری؟ نکنه تو هم میخوای قهرمان بشی؟
!بابا کارت درسته! برو که میتونی
!حتماً! حسابی تلاش میکنم
ایزوکو میدوریا: در نقطهی آغازین :قسمت اول
مدرسه راهنمایی الدرا
خب بچهها شما همهتون سال سومی هستین .دیگه کمکم وقتشه که برای آیندهتون تصمیم بگیرین
برگههایی که می خوام بینتون توزیع کنم ...دررابطه همین انتخاب شغل هست
...بگید ببینم
همهتون میخواین قهرمان بشین دیگه؟
!چهجــــــورم
!بعله، بعله، ماشالا همهتون کوسههای محشری دارین
ولی بچههای گلم میدونین که نباید !توی فضاهای عمومی از قدرتتون استفاده کنین؟
!آقا معلم
واس چی همهی ما رو به یه چشم نگاه میکنی؟
!بین من و این جلبکا، تومن تومن توفیره
کاتسوکی باکوگو
!کاتسوکی گل بگیرها- !دارم برات -
!خف بگیرین حیفنونا
،اگه درست خاطرم باشه تو میخواستی بری دبیرستان یو.ای، درسته باکوگو؟
!یو.ای؟ همون مدرسهای که تو کشور حرف اولُ میزنه؟
!کجای کاری باو، امسال بین ۰.۲ درصد برتر بودن
!آمار پذیرششون هم خیلی پایینه
!واسه همین میگم حیف نون که خرج شماها بکنن
...همونطور که توی آزمون آزمایشی ترکوندم
اولین و تنها نفری میشم .که از این مدرسهی زپرتی، وارد یو.ای میشه
آلمایت رو هم میذارم تو جیب بغلم !و بهترین قهرمان میشم
شهرتم به آسمون میرسه !و پردرآمدترین قهرمان میشم
آهان، گویا میدوریا هم میخواد بره یو.ای، درسته؟
!زرشک! میدوریا فازت چیه؟
!با درس خوندن خالی که نمیشه، وارد دورهی قهرمانی شد
!اون قانون دیگه اجرا نمیشه
...درسته که تا حالا کسی نرفته ولی
!دکوی نفله
!تو از این جلبکا هم جلبکتری! تو اصلاً «کوسه» نداری
اصلا مال این حرفا نیستی اونوقت میخوای پا رو دم من بذاری؟
!نه، به خدا اشتباه میکنی کاچان
!اصلا قصدم این حرفا نیست
!باور کن
.ولی از بچگی آرزوم بوده
...واسه همین
...حتماً باید تلاشم رو بکنم...
!!تو به ریش هفت جدّت خندیدی که میخوای تلاشت رو بکنی
!میخوای بیای حرمت آزمون رو بیاری پایین؟
مثلا چه غلطی میخوای بکنی؟
!تو که «کوسه» نداری
ساعت ۱۲:۰۲ عصر- همان شهر
!دزدددد
!بگیرینــش
!هیچکی نمیتونه منو بگیره
یعنی هیچ قهرمانی این دور و بر نیست؟
.همیشه یکی خودش رو میرسوند
شانس آورده به خاطر بلبشوی صبح .کسی این اطراف نیست
.خیلیها هستن که «کوسه» دارن، ولی بلد نیستن از قدرتشون درست استفاده کنن
.آره، جلوشون رو هم نمیشه گرفت
.معلومه که میشه گرفت
میپرسین چرا؟
!چون من اینجام
میای بریم کارائوکه؟
میای بریم کارائوکه؟
.آره، چی بهتر از این
!اتفاق امروز، شده سرتیتر همهی اخبار
باید سریع خودمُ برسونم خونه .همهچیز رو موبهمو یادداشت کنم
.صحبتمون تموم نشده بود، دکو
کاتسوکی، جریان چیه؟
«تحلیل قهرمانها برای آیندهم»
بله؟ تحلیل قهرمانها برای آیندهت؟
!خلی به خدا
...میدوریا
!مگه چه اشکالی داره؟ پسش بده
...خیلی بدجنسی
!نــــــــــه
اکثر قهرمانهای درجه یک .از مدرسهشون، داستانهای دهنپرکن تعریف میکنن
.منم میخوام اولین و تنها کسی باشم که تونسته از یه راهنمایی زپرتی، به یو.ای بره
.و داستانم بیوفته تو دهن همه
.میدونی، من از همون بچگی کمالطلب بودم
.جون عمهت
...ملتفتی که
.دیگه نشنفم حرف رفتن به یو.ای رو بزنی
.آخآخ، مثل همیشه عرضهی جواب دادن هم نداره
اینجوری نگو. بیچاره هنوز واقعیتُ قبول نکرده.
حالا که اینقدر دلت قنج میره واسه قهرمان شدن ...یه کار کن
.برو دعا کن خدا تو زندگی بعدی یه کوسهای هم به تو بده
!بعدم برو خودتُ از پشتبوم پرت کن پایین
حرفی داشتی؟
کلهپوک، اگه من بپرم که !اولین نفر تو رو به خاطر تحریک به خودکشی میگیرن
!قبل حرف زدن فکر کن
!این که غذای ماهی نیست، کلهپوکا
دفترچه منه...
...کلهپوکا
«تحلیل قهرمانها برای آیندهم»
...کلهپوکای لامصب
«تحلیل قهرمانها برای آیندهم»
مامان!
مامان، کامپیوتر!
بازم؟
بدو دیگه!
ای بابا، یه ده هزار باری دیدیش، ایزوکو.
این دیگه زیادی مامانُ می ترسونه، نمی تونم ببینمش.
.یه فیلم قدیمی بود
No comments yet. Be the first to leave one.