Severance

Severance

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

Severance S01E02 Half Loop 2160p ATVP WEB-DL DDP5 1 Atmos DV MP4 x265-DVSUX
Severance S01E02 Half Loop 1080p ATVP WEB-DL DDP5 1 H264-TEPES
Severance S01E02 Half Loop 720p ATVP WEB-DL DDP5 1 H264-TEPES
Severance S01E02 Half Loop 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Severance S01E02 Half Loop 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Severance S01E02 WEB x264-TORRENTGALAXY
Severance S01E02 1080p WEB H264-GLHF
Severance S01E02 720 WEB H264-GLHF
Severance S01E02 WEBRip x264-ION10
Severance S01E02 XviD-AFG
د لخوا تبصره Bahador18B
█⫸ مرتضی لک‌زایی و بهادر | Digimoviez.com ◀◀

تګونه

web
x264
Web-DL
web-dl
WEB-DL
720p
720
webrip
BRip
x265
HEVC
2CH
1080
په خپور شو: 2022-02-18
ډاونلوډونه: 166
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫من قبول می‌کنم که از این به بعد...

‫دسترسی من به خاطراتم ‫از نظر فضایی تعیین خواهد شد.

‫تا زمانی که در زیرزمینِ ‫تفکیک شدۀ لومن هستم...

‫اجازه ندارم به خاطراتِ ‫بیرونی دسترسی پیدا کنم...

‫و حق حفظ خاطرات کاری ‫در هنگام صعود رو هم ندارم.

‫آگاهی دارم که این تغییر...

‫وسیع و غیرقابل برگشته.

‫این اظهارات رو آزادانه بیان می‌کنم.

‫خب، تموم شد.

‫دنبالم بیا لطفاً.

‫پس شخصیت کاری تو چند ساعت ‫دیگه‌ در طبقۀ تفکیک شده بیدار می‌شه.

‫ولی دفعۀ بعد که احساس میکنی ‫خودتی امروز عصره، زمانی که...

‫سوار آسانسور پشتیبان هستی.

‫باشه.

‫اگه دچار سرگیجه شدی آسانسور دستگیره داره.

‫وای، مرد.

‫عاشق دیدن طلوع خورشید روی صورتش هستم.

‫می‌دونی که هر روز صبح سه تا تخم مرغ خام ‫با شیر مخلوط می‌کرده می‌خورده؟

‫شنیدم.

‫صبحونۀ مورد علاقه‌ش بوده.

‫اینجا آماده‌ت می‌کنیم.

‫- صبح بخیر، لارنس. ‫- صبح بخیر.

‫می‌گن درد نداره.

‫فقط آروم باش.

‫الان یه‌کم لرزش حس می‌کنی.

‫طبقۀ بالا می‌بینمت و بهت ‫می‌گم که چه‌جوری پیش رفت.

‫ببخشید اگه یه‌کم ترسیدم.

‫اشکال نداره، از آشنایی باهات خیلی هیجان‌زده‌ام.

‫سلام، هلی.

‫چه اتفاقی داره می‌افته؟

‫خوشحالم می‌بینمت.

‫مراحل آشناسازی‌ـت خیلی خوب بود.

‫من کجام؟

‫خب، بعضی اوقات وقتی یه استخدامی جدید ‫در حال تطبیق با یه فضای تفکیک شده‌ست...

‫با آوردن اون‌ها به اینجا، ‫یعنی به راه‌پله بهشون کمک می‌کنیم...

‫که تغییر رو از درون تجربه کنن.

‫وای، نه. باید تلاش کنم از اینجا برم؟

‫نه، نه.

‫همۀ این‌ها بخشی از مراحله.

‫اگه می‌خوای برگردی بری داخل، آزادی که بری.

‫سلام دوباره.

‫- چی شد؟ ‫- چیزی نیست.

‫مشکلی نیست.

‫می‌خوای یه بار دیگه امتحان کنی؟

‫با یه‌کم زور و شتاب بیشتر؟

‫سلام.

‫من در راه‌پله هستم.

‫بدک پیش نمی‌ره.

‫نه، اون...

‫لعنت!

‫دوباره بهت زنگ می‌زنم.

‫وای.

‫آدم کنجکاو و پیگیری هستی.

‫دلم نمی‌خواد اون داخل باشم، نه؟

‫یاد می‌گیری که دلت بخواد.

‫وقتی شنیدیم که داری میای اینجا، ‫انگار یه معجزه بود.

‫کاری که تو می‌کنی حرف نداره.

‫سلام، رفیق قدیمی!

‫یه روز گذشت.

‫«کاری از بـهادر و مرتضی لک‌زایی» ‫Morteza_Lkz & @Bahador_Sub@

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید ‫DigiMoviez@

‫سلام.

‫سلام.

‫پس الان فرداست؟

‫آره.

‫خب، دوشنبه‌ست.

‫- یه آخر هفته گذشت؟ ‫- آره.

‫حتی حس نمی‌کنم که از اینجا رفته باشم.

‫آره، اینجا شب‌ها و آخر هفته‌ها اینجوریه.

‫یعنی هیچی نمی‌فهمیم؟

‫خب، بهش عادت می‌کنی.

‫از اونجایی که ما واقعاً نمی‌تونیم ‫خواب رو تجربه کنیم...

‫به این نتیجه رسیدم که بیشتر ‫اثرات خواب رو در نظر بگیرم.

‫احتمالاً احساس شادابی یا سرحال شدن بکنی.

‫خستگی کمتر توی شونه‌هات حس کنی. ‫حس سرزنده بودن.

‫پس ساعت 9:05ـه؟

‫آره، زمان ورود رو به تناوب تغییر ‫می‌دن که در خارج با هم روبه‌رو نشیم.

‫ظاهراً مهمه.

‫پس به گمونم ما با هم دوست نیستیم.

‫مثل اینکه نیستیم.

‫الان فایل تام‌واتر دستمه...

‫که تقریباً 11 هفته پیش شروع کردم.

‫«تام‌واتر»، یه کلمه‌ست.

‫لازمه یادداشت بردارم؟

‫- نه. ‫- 96 درصدش رو طبقه‌بندی کردم...

‫که یعنی 4 مورد از 5 مورد لازم ‫برای پاداش رو انجام دادم...

‫از جمله پاک کن‌ها و ‫تله‌های انگشتی که مشاهده می‌کنی.

‫صد درصد یعنی کارت رو عالی انجام دادی. ‫در این حالت یه کاریکاتور بهت داده می‌شه.

‫توجه داشته باش که من در این زمینه ‫ثروت زیادی جمع کردم.

‫- وای. ‫- درسته.

‫هر کدوم یعنی یه فایل رو با موفقیت تموم کردم.

‫پس این بالاترین پاداشه؟

‫از نظر درصدی، بله.

‫ولی اگه تو دورۀ سه ماهه به اعداد مورد نظر برسیم...

‫یکی از ما اصلاح کنندۀ ‫برتر دورۀ سه ماهه می‌شه...

‫و این یعنی یه وافل پارتی گیر اون کارمند میاد.

‫ببخشید، وافل پارتی؟

‫خب، حالت دفاعی فعال شد، میمون کنجکاو.

‫من تمرکز کردم که تو این دورۀ سه ماهه برنده بشم، ‫پس خیلی امیدوار نباش.

‫مکعب کریستالی کلۀ مارک چطور؟

‫اون جایزه نیست، ‫همینجوری بهش دادن.

‫سلام، می‌تونی دکمۀ این کامپیوتر رو بزنی؟

‫باشه.

‫این... ببخشید.

‫مارک، ببخشید که مزاحم می‌شم. ‫می‌دونم که داری هلی رو آموزش می‌دی.

‫الان متوجه شدم که عکس‌های ‫دسته‌جمعی رو از روی میزها برداشتی.

‫آره. امروز تو مهمونی هلی ‫عکس جدید می‌گیریم.

‫خب، این فایل «سییِنا»ست.

‫تمام داده‌هایی که می‌بینی...

‫در یکی از چهار دستۀ اصلی قرار می‌گیره.

‫و هر خط کد رو گروه‌بندی می‌کنیم...

‫و بعد اون‌ها رو به طور مساوی بین ‫پنج باکت دیجیتال طبقه‌بندی می‌کنیم.

‫چه باحال.

‫یه‌کم باهاش بازی کن. ‫از فلش‌ها استفاده کن.

‫من فکر می‌کنم تا وقتی عکس‌های ‫جدید برسن عکس‌های قدیمی...

‫‌قراره روی میز بمونن.

‫درسته.

‫- این باید برام معنی خاصی داشته باشه؟ ‫- نه.

‫نه، همه داده‌‎ها از بالا کاملاً رمزگذاری شده میان.

‫پس چه‌جوری دسته‌بندی‌شون کنم؟

‫چیه؟

‫هر دسته از اعداد به ترتیبی ارائه می‌شن ‫که باعث برانگیخته شدنِ...

‫یه واکنش احساسی در اصلاح‌کننده بشن.

‫پس برای مثال، اعداد گروه 1، وقتی ‫می‌بینی‌شون احساس خاصی بهت دست می‌ده.

‫اون‌ها یه‌جورایی نگران‌کننده به‎‌نظر میان، ترسناک.

‫ترسناک؟

‫می‌دونم.

‫کار من اینه که این جدول رو بالا و پایین کنم...

‫و دنبال اعدادی بگردم که ترسناکن؟

‫احمقانه به نظر میاد، ‫و مارک هم احمقانه توضیح داد.

‫اعداد خون‌آلودم هستن؟ ‫تشویق هم می‌کنن؟

‫تا وقتی که نبینی با عقل جور درنمیاد و ‫اینکه بتونی ببینی هم یه مدت طول می‌کشه.

‫مارک، قسمتی از کتابچۀ راهنما...

‫که مربوط به تغییر عکس‌هایِ ‫گروهی میشه رو پرینت گرفتم.

‫دستت که آزاد شد شاید بد ‫نباشه یه نگاهی بهش بندازی.

‫- ممنون. ‫- ببخشید.

‫من اینجا گیر افتادم؟

‫منظورت چه‌جوریه؟

‫مثلاً اگه بفهمم از این کار متنفرم ‫و بخوام برم، امکانش وجود داره یا نه؟

‫ببین...

‫اگه واقعاً راضی نیستی...

‫می‌تونی با خود بیرونیت درخواستِ ‫استعفا بدی تا بررسی بشه.

‫و بشین تا باهاش موافقت کنن.

‫خب، استعفا معمولاً رد می‌شه. ‫غیر از اون، خبر داری که...

‫از چی؟

‫خوب، از اونجایی که این نسخۀ ادراکی ‫تو فقط در لومن وجود داره...

‫یعنی استعفا عملاً باعث پایان زندگیت می‌شه.

‫همین مدت کوتاهی که ‫تجربه‌ش کردی رو پایان می‌ده.

‫سلام، اصلاح‌کننده‌ها.

‫ایول. چه خربزه‌هایی.

‫سلام، آقای میلچیک.

‫هلی، خوش اومدی.

‫خیلی هیجان‌زده‌ام، مشخصه ‫که خیلی خوب سازگار شدی.

‫دفتر کامل به‌نظر میاد.

‫حالا بیاید این مهمونی رو شروع کنیم.

‫خوب، همونطور که همه‌تون ‫می‌دونین اسم من «اروینگ»ـه.

‫و سه ساله اینجا کار می‌کنم...

‫و در مورد خودم می‌تونم بگم که ‫تمام 9 قانون اصلی لومن رو حفظم.

‫عالیه. قانون مورد علاقه‌ت کدومه؟

‫همه‌شون.

‫ولی امروز، ‌به‌نظرم می‌تونم بگم، «خوشی».

‫عالیه.

‫امروز حرکت اعتماد در سقوط رو انجام نمی‌دیم، ارو.

‫صحیح.

‫نه... نه.

‫سلام، من هلی هستم.

‫الان در مجموع تقریباً...

‫ده ساعت شده که در لومن کار می‌کنم و...

‫ببخشید، هیچی راجع‌به خودم نمی‌دونم.

‫قطعاً می‌دونی، هلی.

‫واقعاً نمی‌دونم.

‫فکر کنم دیشب رفتم خونه...

‫ولی نمی‌دونم خونه‌م، خونه‌ست یا آپارتمان‌ـه...

‫یا خانواده‌ای دارم که باهاشون زندگی می‌کنم...

‫من دوست دارم فکر کنم که نسخۀ ‫بیرون من تو یه قایق زندگی می‌کنه.

‫ببخشید، نسخۀ بیرون...

‫نسخه‌های ما که بیرون از اینجا وجود دارن.

‫دیروز نسخۀ بیرونیت رو در ویدئو دیدی.

‫درسته. راستش باهاش یه حرف‌هایی دارم. ‫می‌تونم براش چیزی ضبط کنم؟

‫چیزی که اینجا متوجهش میشی اینه که ‫ارتباط با نسخه‌های مختلف خودت...

‫خیلی محدوده.

‫خب اگه براش یه یادداشت بنویسم چی؟

‫خوشبختانه آسانسورها چیزی ‫به اسم «ردیاب کد» دارن.

‫واسه همین پیام‌ها رو نمی‌شه منتقل کرد.

‫بله... مثل فلزیاب می‌مونن ولی ‫برای نمادهای نوشته شده هستن.

‫ظاهراً ساخت خودِ لومن‌ـه.

‫درسته. درسته.

‫باشه. خب اگه من...

‫به‌نظرم شرایط اینجا رو درست متوجه نشدی، هلی.

‫می‌شه؟

‫بچه‌‌ها، ایشون هلی‌ـه.

‫30 ساله‌ست، به بادوم حساسیت داره ‫و مینای دندون‌هاش ضعیف هستن.

‫با 170 سانتی‌متر، چهارمین ‫فرد قدبلند دفتر شماست...

‫و مدل موهاش، مدل موی تا روی شونه‌ست.

‫و حالا که اینجا با شما می‌بینمش، ‫می‌تونم بگم که قطعاً یه خانواده داره.

‫وای. خب، بعد از این حرف‌های سنگین، ‫صحبت کردن سخته.

‫پس من فقط می‌گم که مارک هستم.

‫حدود دو ساله در لومن کار می‌کنم ‫و کاملاً عاشق کارم هستم.

‫تلاش خوبی بود رفیق، ‫ولی دفعۀ قبل هم همین رو گفتی.

‫منصفانه‌ست.

More Farsi Persian subtitles for Severance

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left