لومړۍ 200 کرښې.
...گذشت V انچه در
چند بار بهت هشدار دادم که
نفرتت به قيمت اعتقادت تموم ميشه؟
همين الان فهميدن که گروگان
اريکا اونسه
من هيچ توهمي نسبت به اينکه از اينجا زنده برم بيرون ندارم
- اما تو و جان فيرو بايد زنده بيرون برين - تو ازم ميخواي که برم؟
- بهم ثابت کن که در موردت اشتباه نکردم،اريکا اونس - تو به دوستانت خيانت کردي
- من هرگز نميتونم تو رو ببخشم - ...يه مأموريت از طرف انا برات دارم
اينو به 100 ياردي ساختموني که الاي کوهن هست ببر
اگه تو ستون پنجم رو متوقف ميکردي
!اون وقت شايد پدر الان زنده بود
...تايلر
نميتونم بگم که چقدر به خاطر مرگ پدرت متأسفم
توماس بهم گفت که
خيلي خوب خودت رو به زندگي ...در سفينه ي مادر وفق دادي
که برنامه ي اموزش پرواز رو هم پذيرفتي
بلي،همه چي اين بالا عاليه
ممنون
قبل از اينکه يکي از خلبانها بتونه پرواز به خارج از منظومه ي شمسي رو شروع کنه
بايد معاينات نهايي فيزيکي رو بگذرونه
البته يه جور تشريفاته
همش اينجا شروع ميشه
ازمايش دي ان اي تايلر تعيين ميکنه که
از لحاظ طبي امادست يا نه
به جاشوا بگو که با جواب ازمايشات فورآ برگرده
بلي،ملکه ي من
نهايتآ،همه چيز سر جاش قرار گرفته
الاي کوهن و ستون پنجم نابود شده
مارکوس بهبود پيدا ميکنه
کنکروديا هم به جلو پيش ميره
به زودي ساخت پايگاههاي فرود براي سفينه هاي توليد مثل
ميتونه شروع بشه و با وجود تايلر درون سفينه
ميتونيم مرحله ي بعدي ترکيب و اصلاح نژادي رو انجام بديم
غافلگير شدم از اينکه جعبه ي کلاهت رو با خودت نياوردي
نگران نباش جاي تو رو توي اين گنجه پر نميکنم
بيشتر اتاق رو به تي شرت هاي !باحال تو اختصاص ميديم
اره
...ببين،هابز
به خاطر پيشنهادت براي موندن در اينجا ممنونم
اين تنها يه جاي موقته تا اينکه بتونم يه جايي گير بيارم
ميدوني چيه،دوازده سال توي کليسا زندگي کردم
و تموم زندگي من فقط به اندازه ي يه ساکه
کي شرط ميبنده که شما دوتا
در عرض يک هفته همديگه رو نميکشين؟
اريکا،سعي داشتم که باهات تماس بگيرم،حالت خوبه؟
خوبم،ممنون
با تايلر حرف زدي؟
از مراسم جو به بعد باهاش حرف نزدم اون روي سفينست
اون به تماسهام جوابي نميده نميخوام در موردش حرف بزنم
متأسفم
اون ديگه کيه؟
اون فيروست...ادم الاي ازش خواستم که اينجا به ديدنمون بياد
تو ادرس من رو بهش دادي؟
ما بايد به اين مرد اعتماد کنيم اون تنها راه ارتباطي ما
با ارتشيه که براي نابودي انا نياز داريم
تو هنوز هم عذاداري
مطمئني که اماده اي که وارد اين مسئله بشي؟
انا يه جنگ ميخواد من هم همينو بهش ميدم
بزار بياد تو
جان فيرو،ايشون ... کايل هابز،جک لندري
ناوبان و افسراي برتر من هستن
از ديدنتون خوشحالم
بسيار خوب،من در تمامي مشکلات و مراحل با الاي همراه بودم
- اگه اون بهت اعتماد داشت،پس من هم بهت اعتماد ميکنم - از شنيدنش خوشحالم
براي اينکه من امادم تا بر اساس خواسته ي الاي
مديريت گروه رو بر عهده بگيرم
يه گروه کوچيکي از افسران در سراسر دنيا هستن که
الاي بهشون اعتماد داشت
به دنبال مرگ الاي همشون در بانگکوک براي
تدبير و بهبود اوضاع جمع ميشن شما بايد اونجا باشين
کارتهاي شناسايي جعلي براي ورود و خروج
- به شرق در عرض يکي دو ساعت امادست - فکر کنم که داريم به بانکوک ميريم
چطوري شروع ميکنيم؟
علائم حياتيش عاليه
اما ميزان فسفرش به اندازه اي که اونا نياز دارن،نيست
باران قرمز ميتونه فسفر زيادي رو
براي ترکيب نژادي بهش القاء کنه
موراد زيستي هر انسان منحصر به فرده
به نظر ميرسه که بدن تايلر
جريان فسفر رو رد ميکنه
دوز غليظ رو در موردش اجرا کن
نميتونم تضمين کنم که تايلر بتونه به اندازه ي کافي فسفر براي توليد مثل جذب کنه
ما بايد نقشمون رو عوض کنيم
کانديدهاي پشتيبان تست شدن؟
رافائل،مرد جوان از بارسلونا
اون بيشتر از همه برامون اميد بخشه
يه ترتيبي بده تا رافائل با ليزا ملاقات کنه
اگه ليزا قبول نکنه چي؟
ليزا با هر کي که من بگم،توليد مثل ميکنه
تايلر،تو يه خلبان فوق العاده ميشي
واقعآ؟ از مايشات فيزيکيم خوب بودن؟
بلي
در واقع،توماس ميگه که تو براي اولين پرواز شبانه اماده اي
اوه،ممنون ممنونم
...برو اماده شو،تايلر
من روي تو حساب ميکنم
اگه تايلر اينجا نباشه راحت تر ميتونيم استعداد و توانايي رافائل
رو کشف کنيم
تزريق فسفر رو به تايلر شروع کن
و ببين که چه واکنشي نشون ميده
و اگه ميزان فسفرش کم باقي موند چي؟
...اون وقت براش متأسفم
ديگه به دردمون نمي خوره
Translated By Arshia.B
ما به الاي احترام ميزاشتيم
اما تصميم اون براي واگذاري فرماندهي
يک طرفه و غير ضروري بود
مأمور اونس،همين الان ما نقشه هاي زيادي در حال پيشروي داريم
که شامل ضربه زدن به انا براي انتقام مرگ الاي هم ميشه
اوه،بمب گذاري انتحاري؟
حمله در برابر افراد بي گناه؟
شما اينطوري سنگاي کوچيکي رو به يه ادم بزرگ و قوي پرتاب ميکنين
بهتون گفتم که اين اتلاف وقته
صبر کنين،اگه ميخواييم که اونا رو شکست بديم
تدابير و تاکتيکهامون رو عوض کنيم
الاي به دست ويزيتورها کشته شد
براي اينکه نقشه اي که کشيده بود کارساز نبود
ما اين جنگ رو به انا ميرسونيم
...من يه رابط توي سفينش دارم
...يه جور دسترسي که شما ندارين
که هرگز هم نميتونين داشته باشين
الاي اون رو به عنوان فرمانده انتخاب کرد
ما به الاي مديونيم پس ميتونيم يه شانس به اونس بديم
يه نقشه ارائه بده
اگه اين کار رو نکني فرماندهي به يه نفر ديگه
که قبلآ لياقت خودش رو اثبات کرده،ميرسه
تايلر به خاطر برنامه ي پرواز خيلي هيجان زدست
اون امشب اولين سفر شبانش رو شروع ميکنه
همه ي نقشه هاتون داره تکميل ميشه
بيشتر از يه هفتست که تايلر با مادرش حرف نزده
نهايتآ ما خانواده ي اون شديم
ضمنآ،يه مأموريت برات دارم
تا زماني که تايلر نيست بايد با يه مرد جوون به نام رافائل ملاقات کني
ازت ميخوام که قبولش کني
اما تايلر چي؟
اگه اون از خيانت من به خودش پي ببره
همه چي خراب ميشه
نقشه هاي من براي تايلر به تو ربطي نداره
تو رافائل رو سرگرم کن
ديگه ازم سؤال نکن
سلام،جلسه چطور پيش ميره؟
افسراي الاي فکر ميکنن که من شرايطي رو که براي فرماندهي لازمه رو ندارم
اريکا،ما قبلآ اين جنگ رو خودمون به تنهايي پيش برديم
الان ديگه اين جنگ فراتر از ماست،جک
اگه قرار باشه که انا رو شکست بديم،به يه ارتش نياز داريم
چطوري اين کار رو بکنيم؟
با پرسيدن يه سؤال ...بزرگ شروع ميکنيم
چرا ويزيتورها اينجا هستن؟
اگه بدونيم که انا چي ميخواد ميتونيم جلوش رو بگيريم
خوب،ما ميدونيم که اونا ما رو براي توليد مثل ميخوان
اما نميدونيم که اين در واقع چه مفهومي داره
زندگي روي سفينه
هفته ي پيش که با انا مصاحبه ميکردم،گفت که
گروه بعدي که براي زندگي در سفينه ميان اخرين گروه هستن
اگه انا داره ...پروژه ي زندگي روي سفينه رو ميبنده
معنيش اينه که به هرچي که ميخواست رسيده
- سؤال اينجاست که اون چيز چيه؟ - شايد يکي توي سفينه باشه که
...بتونه بهمون کمک کنه تا بفهميم
دختر انا،ليزا اون يه دوسته
دختر انا بر عليه اونه؟
انا هرگز نميتونه چيزي متوجه بشه
برو پيش ليزا بهش بگو که من تو رو فرستادم
سيد،تحقيق در باره ي دي ان اي تا کجا پيش رفته؟
من تونستم به جامعه ي علمي جهاني دسترسي پيدا کنم
- و؟ -به نظر مياد که مواردي
از پسرايي که نصف دي ان اي اونها ناقص بود وجود داره
اما تا اينجا،اونايي رو که پيدا کردم همشون قبل از هفت سالگي مردن
به تحقيقاتت ادامه بده،بايد هر چيزي رو که ميتونيم در مورد اون پسرا پيدا کنيم
الاي در مورد مرگ پسرش چي بهت گفت؟
خوب،اون از من خواست تا در اين مورد تحقيق کنم
براي همين من هم از دکتري که اون رو به دنيا اورده بود شروع کردم...انور نيزاني
تونستي اين نيزاني رو پيدا کني؟
اون مرده اما من کارم رو ادامه دادم
و به پيشينه ي اون نگاه کردم
تمام بچه هايي رو که در 18 سال ...گذشته به دنيا اورده بود
يه تعداد زياديشون به طور غير طبيعي مردن
و علت مرگ هم سندرم مرگ ناگهاني نوزاد" بود"
امکانش هست که اون بچه ها به دليل
اختلال در دي ان ايشون مرده باشن
تا حالا به فکرم نرسيده بود که اينو چک کنم
اره،من يه ارتباط عمومي بين بچه هايي ...که مردن پيدا کردم
مادراي همشون از تشنج ابستني رنج مي بردن
بيشترشون هم توسط يه ...متخصص يکسان درمان شدن
دکتر وينا راي
ميشناسمش
اون من رو هم درمان کرد همه جا رو دنبالش گشتم
- اما نتونستي پيداش کني،مگه نه؟ - نه،از کجا فهميدي
من هم نتونستم پيداش کنم اما به يه جاهايي رسيدم
از رابطهاي الاي در سراسر دنيا کمک گرفتم
- به چيزي هم رسيدي؟ - اره
يه پليسي توي هنگ کونگ هستش که فکر ميکنه که دکتر راي رو پيدا کرده
اگه اون راي باشه،حتمآ ميدونه که
ويزيتورها چه بلايي سر اون پسرا اوردن
ميخوام با دکتر راي حرف بزنم
ميريم به هنگ کونگ
ما رو تنها بزاريد
همونطور که خواسته بودين رافائل داره از بارسلونا به اينجا مياد
با توجه به پروندش،ميزان فسفرش در حد مطلوبه
جاشوا،تو يکي از قابل اعتمادترين مشاوراي من هستي
No comments yet. Be the first to leave one.