V

V

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

V S01 E06 PROPER HDTV XviD-NoTV
A Commentary by Bahador18B
📌 𝐁𝐚𝐡𝐚𝐝𝐨𝐫 𝐊𝐚𝐳𝐞𝐦𝐢𝐚𝐧 📌

Tags

HDTV
hdtv
XviD
HD
Published on: 2020-12-07
Downloads: 21
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

آنچه گذشت

من حامله ام

... تصور کن ممکنه چه اتفاقي بيافته

اَگه انا چيزي درباره ي اين بفهمه...

... خانواده ي تو جورجي

وي ها مسئولِ مرگ اونها هستن...

ما يه واکسن ويتامين تهيه کرديم

پس اَنا داره با اين انسان ها رو مثلِ حيوون هاي وحشي طبيعت ميکنه

ما يه پيام از انبار دريافت کرديم

... جان مي ستونِ پنجم رو به وجود آورد

اولين گروه از بازديدکنندگان... که بر عليه خودشون اقدام کردن

ما بايد اونها رو از بين ببريم به " اِف بي آي " يه سرنخي بديد

کايل هابز اون ميتونه يه مقاومت راه بندازه

به جنگ خوش اومدي

ما به سربازهاي بيشتري نياز داريم... يه ارتش برات يکي درست ميکنم

نيازي به پشيموني به خاطر اشتباهاتي که ديروز انجام داديم نيست

گذشته ديگه گذشته

تقديرِ پايداري وجود نداره

سرنوشت غير قابل تغيير وجود نداره

نه گرسنگي ، نه بيماري

نه ترسي ، نه مرگي

نه چيزي در رو بِه رو

نه چيزي در پشتِ سر

... فقط آرامش

يه پناهگاه از آسودگي و آرامش

ميا

... نعمتِ " من شما رو در آغوش ميگيره "

لطفاً بيدار شو

... از شما محافظت ميکنه

به من نگاه کن

" ما با هم ميتونيم از تجربه ي " خلسه و امنيت به طورِ بي پايان لذت ببريم

... ببين ؛ اَنا داره در عوضِ هيچي به جز دروغ

ذهن و زندگي شما رو ميگيره...

به پشتِ سر نگاه نکنيد

نگراني اي از آينده وجود نداره ميا

فقط... امنيت دوستت دارم

بدونيد که من اينجا هستم

نگراني اي از آينده وجود نداره

از نورِ من گرما بگيريد

اَنا ديگه نميتونه تورو از من بِدُزدِه

اين اتفاق ديروز در سفينه اصليِ " سيدني " افتاده

ستونِ پنجم داره فعال تر ميشه

... کاپيتان سفينه هاي توکيو ، مکزيک و پاريس

هم حادثه هاي مشابهي رو گزارش کردن...

ستونِ پنجم تو " نعمت " من اخلال ايجاد کرده

اونها شروع کردن به استفاده ... از احساساتِ انسان ها

... همدلي...

عشق...

اگه اونها يه راهي براي متحد شدن پيدا کنن به يه تهديد واقعي تبديل ميشن

جاشوا رو برام بيار

وقتشه که اونها رو از بين ببريم قبل ازينکه از اين قوي تر بشن

... " WNT " چد دکر هستم از شبکه ي

از مرکز برنامه ي گردش... دوستانه زنده براي شما گزارش ميکنم

... ما منتظر مارکوس ؛ فرمانده دوّمِ اَنا هستيم که بياد و

صبح بخير عزيزم

من بايد برم اونجا ، اونها احتمالاً به عضوهاي گردشِ دوستانه براي کمک نياز دارن

خوب ؛ امروز روزِ مدرسه است

اونها خودشون احتمالاً کلّي نيرويِ ويژه دارن

اگه وي ها بهت نياز داشته باشن بهت زنگ ميزنن ، مگه نه ؟

من چي دارم ميگم ؟ اونها که زنگ نميزنن

اونها براي يه سيّاره ي ديگه هستن اونها احتمالاً ميکِشَنِت بالا

نگران نباش مامان ؛ ما در اين مورد صحبت کرديم

تو چيزي براي ترسيدن نداري اين به نظر صورتِ ترسيده ي من مياد ؟

اول برو مدرسه

بعدش ميتوني به سفينه بري ، باشه ؟

باشه مامان ، دوستت دارم

منم دوستت دارم

خانم ها و آقايون ؛ ممنون که اومدين

امروز ؛ اَنا يه خبري از ... سفينه هاي اصلي که براي برنامه ي

زندگي در سفينه " انتخاب "... شده ان اعلام خواهد کرد

در عوضِ مهمان نوازي بي دريغي که مردمِ ... زمين با اجازه دادن به بازديدگنندگان براي

زندگي در بين انسان ها از خودشون نشون دادن...

ما افتخار ميکنيم که ميتونيم يه مرحله ي ديگه از روابط انسان ها و بازديدکنندگان رو اعلام کنيم

تمام مردم جهان ميتونن از ... طريق مراکز شفابخشي براي

ثبتِ نام در اين برنامه اقدام کنن...

از طريق مراکز شفابخشي ثبت نام کنن ؟

داشته باشه " R-6 " اين بايد يه ربطي به ... افرادي که از بين ثبت نام کرده ها به طور...

تصادفي انتخاب ميشن ميان... و در بين ما در سفينه ها زندگي ميکنن

تصادفي باسَنِ من رو انتخاب کنيد

حالا هم اين ، " R-6 " اول که

اونها چه غلطي ميخوان بکنن ؟

ممنون از شما نميدونم

اما دِکِر سخنگوي اونهاست

بچه ها رو آماده کنيد ؛ ما دوباره ساعت 10 زنده ميريم رو آنتن

شايد بايد از اون بپرسيم

من نميتونم تايلر رو از اون سفينه دور نگه دارم من بايد حقيقت رو بهش بگم

اين تنها راهيه که ميتونم ازش محافظت کنم تايلر تو رادارِ اَناست

کوچکترين تغييري تو رفتار تايلر باعث جلب شدن توجه بهش ميشه

... حالا اگه حقيقت رو بهش گفتي و اون باور نکرد تايلر حرف من رو باور ميکنه

اگه اون حرفت رو باور کنه ؛ اونوقت تمام ارتباط هاش با وي ها رو قطع ميکنه

... ديگه به اون سفينه نخواهد رفت و اَنا ميخواد بدونه که چرا

حتي ممکنه که بخواد به جنگ عليهِ وي ها مُلحق بشه

تو حاضري که پسرت رو وارد جنگ کني ؟

پس من چجوري تايلر رو از اونها دور نگه دارم ؟

وقتي که اين رو فهميدم به تو هم ميگم

يه کشيش ، يه ارتشي ، يه خائن و يه مامور فِدِرال

اگه اين يه جوکِه من بهش نميخندم

ارتشِ شما کجاست ؟ خيلي غُر غُر ميکني هابز ، گاز هم ميگيري ؟

اين يه درخواستِه ؟ چيزي که داريم همينه ، عمليش کن

ما يه ارتش داريم ؛ بهش ميگيم ستونِ پنجم

خوب ؛ شايد بايد بهشون زنگ بزنيد

بهشون ياد آوري کنيد که ما تو جنگ هستيم نميشه محل استقرارشون رو پيدا کرد

ما همه رو تو کل جهان تو شهرهاي مختلف پخش کرديم

... اما آقاي هابز من ميتونم بهت اطمينان بدم

که ما يه غولِ خوابيده هستيم... پس ما بايد بيدارش کنيم

ستونِ پنجمِ شما ؛ توي سفينه ها هم هستن ؟

آره پس از سفينه ها براي سودِ خودتون استفاده کنيد

اَنا ميخواد امروز يه خبري اعلام کنه

شما هم خبر خودتون رو اعلام کنيد باشه ، چجوري ؟

... ميريد تو سفينه ي اَنا ؛ سيگنالش رو ميدُزديد

با براي خودتون عوضش ميکنيد...

به مردم بگيد که شما اينجا هستيد به اَنا بگيد که شما اينجا هستيد

اين يه فراخوان براي تشکيلِ ارتِشِ ... اما براي اينکه عملي بشه

وقتي که اونجاييد بايد بينيِ اَنا رو هم خوني کنيد...

بعد از انفجارِ انبار تو تويِ رادارِ اونهايي

خيلي فشار رويِ توئه ، تو نميتوني به اون بالا برسي

نه ، اما اون ميتونه

الان روي همه خيلي فشار هست

اين يه عملياتِ خودکشيه

منِ تنها براي خوني کردن بينيِ اَنا

اما ما هنوز براي اين نقشه اي نکشيديم يا فکري نکرديم

شما به من پول ميديد که دست رو دست بزارم يا مرد باشم و بجنگم ؟

متاسفم هابز

تو بايد به يه نقشه ي بهتر فکر کني

بازم ممنون که قبول کرديد من رو معاينه کنيد

من احساس ميکنم حالِ خوبي ندارم

من خيلي نگران بودم که نکنه بچه يه چيزيش شده باشه

همه چيز کاملاً عادي به نظر ميرسه

خوب من ميزارم که شما خودتون رو تميز کنيد

پرستار تا چند دقيقه ديگه مياد من فقط ميخوام يه چند تا آزمايش ديگه انجام بدم

رايان ؟

زيباست

تو نميتوني هي همينجوري وقت هاي سونوگرافيش رو کنسل کني

تو بايد حقيقت رو قبل ازينکه خودش بفهمه بهش بگي

اگه من حقيقت رو درباره ي خودم به ول بگم ممکنه از دستش بدم

" من ول رو دوست دارم " ليا ... هر کاري که تا حالا کردم

هر چيزي که تا حالا به... خاطرش جنگيدم فقط به خاطر ول بوده

و غير از اين ها من حتي مطمئن نيستم که بايد با اين حاملگي چي کار کنيم

خوب ؛ تو بايد تصميم بگيري و سريع هم بايد تصميم بگيري

من از چيزي که تو آزمايش هاي وَل ميبينم خوشم نمياد ، رشدِ جنين فوق العاده پُر سُرعَتِه

اون تصوير جنيني که الان من بهش نشون دادم تصوير واقعيِ جنين خودش نبود

اون يه تصوير از يه جنينِ شش هفته ايه عادي بود

اين تصوير واقعي جنينِ ولِه ، اين بچه ي توئه

اين رُشدِ پر سرعت داره تمام " فُسفُرِ " بدن ول رو ميمَکِه

همينه که ول رو مريض کرده

بازديدکنندگاني مثل ما مقدار ... زيادي از فسفر تو بدنمون داريم

که بيشتر اين فسفر براي تبديل شدنِ... بچه ي ما به يه بازديدکننده مصرف ميشه

نميشه بهش يه تزريق بکنيم ؟

اون به يه مقدار بسيار زيادي فسفر نياز داره خوب... از کجا من گير بيارم ؟

انسان ها تکنولوژي اين رو ندارن که بتونن توليد کنن

تنها جايي که من ميدونم ميشه گير آورد سفينه ي اصليِه

اما بدونِ اون ؛ ول از حاملگي زنده نميمونه

مامور اوانز ؛ من فکر ميکنم يه سرنخي از هابز دارم

واقعي به نظر ميرسه ، اينجا چي کار ميکني ؟

تو خواستي که يه نقشه ي جديد بکشم ، من هم کشيدم

يواشکي واردِ " اِف بي آي " بشي و مارو بندازي زندان ؟

رفتن به اون سفينه بدونِ رايان

تحت تعقيب ترين مرد توسط ... اِف بي آي درست مياد تويِ دفترشون

... اما اونها متوجه نميشن...

چونکه شبيه خودشونه و بويِ اونها رو ميده... برو سرِ اصلِ مطلب

حالا وقتشه که واردِ اون سفينه بشيم و اون پيغام رو جاسازي کنيم

چرا تو انقدر عجله داري که واردِ اون سفينه بشي ؟

اون موجودات برام پاپوش درست کردن

ميخوام بدونم که چرا و چطوري و ميخوام بدجوري تلافيش رو سرشون در بيارم

اين يه فرصتِ که بتونيم امروز اين پيام رو ... براي يه سودِ تاکتيکي جاسازي کنيم

و ما بايد ازش استفاده کنيم...

تو که شنيدي رايان چي گفت ؛ اين ريسکِش زياده

من به رايان نياز ندارم ؛ خودم انجامش ميدم چجوري ؟

خوب ، من تونستم وارد اينجا بشم ، مگه نه ؟

من قبلاً هم بهت گفتم که اين يه اشتباهه

من اين کارو با تو يا بدون تو انجام ميدم واقعاً ؟

آره

ميدوني ، يواشکي واردِ دفتر اف بي آي شدن يه چيزه

وارد شدن به سفينه ي وي ها کلاً يه چيزِ ديگه است اين رو ميدوني ؟

واقعاً ؟ ... چي کار ميخواي بکني

وقتي که اونها شروع کردن به... صحبت کردن به زبانِ بوميِ خودمون ؟

... چي ميشه وقتي که تو از جلويِ گِيت هايِ امنيتي

رد بشي و اسکنرهاي حرارت سنج... نشون بدن که تو يه انسان هستي ؟

رايان ، ما نميدونيم که دوباره اَنا کي بخواد همچين کاري بکنه

من فکر ميکنم ما بايد در مورد رفتن به سفينه تجديد نظر کنيم

ما به اون سفينه نميريم

من ميرم

فکر کردم که تو گفتي اين يه عملياتِ خودکُشيه ؟

هست ؛ اما اين تنها راهيه که ميشه باهاش جلوي رفتن هابز به اون سفينه رو گرفت

اگه اونها بگيرنش ؛ ديگه ما هيچوقت ... نميتونيم به هيچ سفينه اي وارد بشيم

و ستون پنجم همينجوري پراکنده ميمونه...

... بايد جلوي اَنا گرفته بشه

و من تنها کسي هستم... که ميتونه وارد اون سفينه بشه

اوه خداي من

... يه انسان معمولي به حوادثي مثل اين ها

که الان شما ديديد به... طور سختي واکنش نشون ميده

... بر اساسِ آزمايش ها روي رشته هاي عصبي شما

احساي همدليِ شما با... مردمِ نژادِ خودمون کاملاً نرمالِه

فعلاً شما احساساتِ انساني نخواهيد داشت

از نتايج آزمايش هاي من به عنوان نمونه استفاده کن

تمام افراد تو تمام سفينه ها بايد آزمايش بشن

بفهم که کي ستون پنجمي هست و کي نيست

Bahador18B : ترجمه و زيرنويس Bahador_1470@Yahoo. Com

خيلي خوب ، پس من ميرم به اون سفينه

اين خطرناک خواهد بود ؛ پس ما بايد نقش هامون رو بي نقص بازي کنيم

More Farsi Persian subtitles for V

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left