لومړۍ 200 کرښې.
آنچه گذشت
اسم من اَناست من نماينده ي مردُمَم هستم
اون ها خودشون رو " بازديدکنندگان " ناميدند
داري ميبيني ؟ آره ، دارم ميبينم
شما شکلي هستيد که با بهش ميگيم جذاب
خودِ توئم هم زياد بد نيستي
هر وقت که انا چيز خاصي براي گفتن داشته باشه
ما دوست داريم که از طريق شما بيان بشه
ما به کمکت نياز داريم من نامزَدم رو به خطر نميندازم
به سفينه ي اصلي نيويورک خوش آمديد
شما درباره ي برنامه ي گردش دوستانه ي " ما چيزي شنيديد ؟ "
شما دو تا عقده ي بازديدکنندگان رو داريد
اون ها بهش ميگن انتشارِ اميد
اينو بگير و به اين آدرس برو تمام اطلاعات داخل اين مهمِه
بازديدکنندگان تازه الان به زمين نيومده ان اون ها سالهاست که اينجا هستن
اون ها کار خودشون رو ميکنن مگر اينکه ما جلوشون رو بگيريم
در مورد مبارزه با اون ها حق با تو بود کسايي ديگه اي هم مثل من هستن ، ما کمک ميکنيم
اون ها بهترين شروع رو داشتن ... اون ها خودشون رو با
بزرگترين و قوي ترين سلاح مجهز کردن
چه اسلحه ي بزرگي ؟ طرفداران
من نميدونم ديگه به کي ميتونم اعتماد کنم
نميتونم تصويرِ ديل رو که اين همه مدت به من دروغ گفته بود از سرم بيرون کنم
حالا بايد چي کار کنيم ؟
ما کمک ميکنيم تا يه گروه مقاوم تشکيل بديم ما افراد جديد جذب ميکنيم
اما بايد مراقب باشيم
مراقب هستيم
فقط ما تونستيم فرار کنيم ؟
نه افرادِ ديگه اي هم بودن
چي شده ؟
اون داره ميره به اون انبار
ميخوان چي کار بکنن ؟
دارن پاکسازي ميکنن
چي ؟ ما بايد يه کاري بکنيم
نه ، بايد ناشناس بمونيم
" 9. 1. 1" مورد اورژانسي شما چيه ؟
اوه خداي من اينجا يه قتلِ عام شده ، لطفاً
لطفاً ، اونها دارن آدم ها رو ميکشن شما بايد بيايد
باشه ، آروم خانم شما کجاييد ؟
يه انبارِه ، خيابان 4400 پير - بروکلين
لطفاً پليس بفرستيد
بيا بريم ، اونها دارن ميان ، زود باش
الان يه گروه ميفرستيم چند نفر کشته شدن ؟
نميدونم ، زياد ببين ؛ هر چند نفر که داريد بفرستيد
خيله خوب ، خانم قطع نکنيد بايد از آدرس شما مطمئن بشيم
شما توي خيابان 4400 پير هستين ؟
بله ، چند دفعه بايد بگم ؟
من با شما پشت خط ميمونم تا کمک از راه برسه
اسم شما چيه خانم ؟
قطع کن ، قطع کن ، قطع کن خانم ؟
اون ها بايد مارو ديده باشن
نه ، اونها به تلفني که زديم گوش کردن
چي ؟ بازديدگنندگان تماس رو رديابي کردن
چجوري اين امکان داره ؟ کدوم يکي از اينهايي که ديديم امکان داره ؟
ديل همکارِ من بود اما يکي از اون ها بود
اون 7 سال همکارِ من بود
خيلي قبل تر ازينکه سفينه ها بيان
هر کسي ميتونه يه بازديدکننده باشه
جک ؛ برو خونه
چي ؟
برو خونه ، عادي رفتار کن وانمود کن هيچ کدوم از اينها اتفاق نيُفتاده
صبر کن ؛ ما همينجوري نميتونيم بزاريم بريم
نميتونيم که بهشون حمله کنيم اين خيلي خطرناکه
من بايد بفهمم که چي کار بايد بکنيم
برو خونه
به هيچکس اطمينان نکن
هيچکس
تايلر ؟
تاي ؟ تاي
... من فکر کردم تو
کجا بودي ؟
پيش برندون
تمامِ شب ؟
آره ، موتورم خراب شده... آه
خيله خوب
تو مطمئني حالت خوبه ؟
تاي ، من بايد درباره ي ديروز باهات صحبت کنم
اين براي من خيلي مهمِه که تو خودت رو با بازديدکننگان قاطي نکني
من ميدونم اون ها ... هيجان انگيزن و يه جورايي باحالن ، اما
به خاطرِ من ، ميتوني اين کارو بکني ؟
آره باشه
تو فقط همينجوري داري ميگي
قول بده
باشه ، منظورم اينه که ... اگه اين انقدر براي تو مهمه
... چيزايِ بازديدکننده اي ديگه تموم ، ميدوني
قول ميدم
خوبه
من ميخوام تو در اَمان باشي
هستم
باشه
حالا ميتونم برم بخوابم ؟
آره
دوستِت دارم تاي
... بعد از سه هفته ارزشيابي
هنوز تصميم گرفته نشده که آمريکا با بازديدکنندگان روابط سياسي برقرار کنه يا نه
که شايد اين تصميم بايد زودتر گرفته بشه
تصميمي که بيشتر به خاطر پيشنهادهايي که بازديدکنندگان براي
کمک هاي مختلف که به زميني ها دادن ميتونه به نفع ما باشه
گسترش روابط ميتونه يه هديه از طرف بازديدکنندگان به ما باشه
استقلالِ کامل بدون اينکه حريمِ شخصي ملّتِ ما شکسته بشه
اين مسئله در چند هفته ي گذشته ... بحث هاي زيادي رو به دنبال داشته که
برقراريِ اين روابط با بازديدکنندگان چيزِ خوبيِه جک
افراد بيشتري نجات پيدا ميکنن ، حالا ميبيني
اوه ، پليس ديشب اومده بود اينجا ميخواستن با تو صحبت کنن
درباره ي اون مرد که ديروز اينجا از زخم چاقو مُرد گفتن که فردا صبح دوباره برميگردن
تو اسلحه ات رو توي ماشين من جا گذاشتي
اوانز
اريکا ، پاول هستم تو ديل رو نديدي ؟
ديل ؟
نه ، از ديروز نه ، چرا ؟
ما اينجا بهت نياز داريم اون گم شده
باشه
ديشب عالي بود
بهتر از عالي
ميدوني ؛ شايد بهتر باشه من هميشه همه جايِ خونه حلقه مخفي کنم
دستت چطوره ؟
تو فکر ميکني يه خَراش به خاطر تيز بودن لَبه ي کابينت ميتونه بهترين رو از من بگيره ؟
عزيزم ، اگه که نياز داري يه مقدار پُماد توي جعبه ي داروها هست
ممنون عزيزم
اما به اون بدي ها هم نيست
و لطفاً راحت باش و هر چيزي که ميخواي بپرس
من اينجام تا درباره ي هر موضوعي بدون کتمان حقيقت بحث کنم
و لطفاً راحت باش و هر چيزي که ميخواي بپرس
من اينجام تا درباره ي هر موضوعي بدون کتمان حقيقت بحث کنم
صبح بخير
زود اومدي
آره ؛ داشتم مصاحبه رو نگاه ميکردم
چرا خودت رو انقدر به خاطر اين اذيت ميکني ؟
چونکه بابام اينجا نيست تا اين کارو برام بکنه ؟
اگه دوست نداشتي با انا بري روي آنتن
ديگه نبايد اين کارو بکني
ديشب 80 ميليون نفر داشتن تورو نگاه ميکردن
اون ها داشتن اَنا رو نگاه ميکردن
هيچ واکنش رسمي اي هنوز از طرف هند نشون داده نشده
صبر داشته باش
اصلِ کاري آمريکاست
وقتي اون ها به ما استقلال بدن بقيه ي کشورها هم ازش پيروي ميکنن
من به ژاپني ها ميگم که ما کاملاً به سُنَّت ها احترام ميزاريم
و طابع تصميماتِ اون ها هستيم
من مطمئن نيستم اين پيامي باشه که تو ميخواي بفرستي
تو هنوز انسانيت رو دَرک نکردي
: ترجمه و زيرنويس Bahador18B@Yahoo. Com
اريکا
ما منتظرت بوديم
زنش خيلي ناراحته چند ساعته که اينجاست
ديل ديشب اصلاً خونه نرفته
زنش ميگه اون هميشه زنگ ميزده حتي در بدترين شرايط
بدترين موقع اتفاق افتاده ؛ نصف نيروهاي ما براي گروه ضربت بازديدکنندگان فرستاده شدن
پاول ؛ من الان اصلاً به بازديدکنندگان اهميّت نميدم
ما همه نگران ديل هستيم
هر ماموري که گُم بشه ؛ مسئله ي مهميه
قبل از اينکه بريم تو چيزي نميخواي بپرسي ؟
فقط چند تا سوالِه ، درسته ؟
مامور اوانز لطفاً بشينيد
پدر جک لندري ؟
بله
من مامور ويژه سريتا مالک هستم
و عضو گروه ضربت بازديدکننگان FBI مامور
خيلي طولانيِه
ميتونم چند تا سوال درباره ي مردي که ديروز اينجا مرد ازتون بپرسم ؟
من متوجه شدم که شما آخرين نفري بودين که باهاش صحبت کردين
من انتطار اومدن پليس رو داشتم " FBI " اما نه
قرباني تويِ ليستِ دفترخانه بوده
اون در چند سال اخير کلي تماس با ما داشته که فضايي ها ميخوان به زمين تجاوز کنن
يادتونه کِي ميشد به اين حرف گفت ديوونگي ؟
ديوونه اون بيرون زياده ، ما چندين و چند ساله که از اين گونه تماس ها دريافت ميکنيم
اما الان وقتيه که بايد بهشون توجه کنيم
منطقيِه
ما از کمک شما مامور اوانز واقعاً ممنون ميشيم
البته ميخوايد از کجا شروع کنيد ؟
... آخرين باري که شما مامور " مدکس " رو ديديد
ديشب حدودِ ساعت 9:00 يه مقدار شام گرفتيم بعد اون من رو پياده کرد
زنش گفته که شما دوتا ديشب با هم کار ميکرديد
خوب ، درسته ، وقتي که شام گرفتيم اون من رو پياده کرد
غير از ديروز شما قبلاً ديده بوديدش ؟
فکر نميکنم
مطمئنيد ؟
نه... نه... فکر نميکنم... قبل از ديروز ديده باشَمِش
ايشون مشکلات زناشويي نداشت که شما بدونيد ؟
نه ، اون عاشقِ جوزلين بود
مشکلاتي با مواد با الکي ؟
نه ، ديل اصلاً مشروب نميخورد
پس اون نيومده بود اينجا که شمارو ببينه ؟
خوب ، مردم هميشه ميان با کشيش ها ... ملاقات کنن ، من... من يه کشيشم... پس
اون چيزي درباره ي بازديدکنندگان نگفت ؟
اينو بگير و برو به اين آدرس
و بدش به آدم هايي که اونجا هستن
... نه ، فقط
به نظر ميرسيد که خيلي ترسيده باشه
فشارِ رواني ؟ کي نداره ؟ يه سفينه داره دورِ شهر ميچرخه
اون 7 سال همکار من بوده اون هميشه هواي من رو داشت
شما دو تا درگير مسائل عشقي نبوديد ؟
ببخشيد ؛ اما ما مجبوريم بپرسيم
ديل براي من مثل يه برادر بود ؛ پس نه
چقدر ديگه ميخواين سوال بپرسين ؟ ديل ناپديد شده
من دوست دارم که برم دنبالِش بگردم
مامور اوانز ؛ من چند تا سوالِ ديگه دارم
مامور اوانز
پاول ؟
چي شده ؟
ماشين ديل پيدا شده
No comments yet. Be the first to leave one.