Pierwsze 200 wierszy.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
شرایط ما اینه
یکصد اژدهای طلایی شما
به ازای هر کشتی؟
به ازای هر نفر
... من حتی اگه بخوام هم
نمیتونم انقدر سکه فراهم کنم
دوباره داری ادعای فقر میکنی
این حرف از زبون یه لنیستر، کاملا مسخرهست
... کسایی که اسطبلها و آشپزخونههاشون
از کوهستانهایی طلایی حفر شده
و تا پایان جنگ هم بهش نیاز داریم
اگه محاصره رو بشکونید خودتون سود میکنید
... فکر میکنی برای پردهها و عطرهامون
خریدار کم داریم؟
ما هر جا بخوایم، محصولمون رو میفروشیم
چه محاصره باشه، چه نباشه
اسوس همونقدر که وسیعـه، غنی هم هست
بهنظر میاد نیاز تو به ما بیشتر از نیاز ما به توئه
استپاستونز
چی؟
استپاستونز رو بهمون بده
... چندتا صخرهست
و برای لردهای وستروس هیچ چیز خاصی نیست
من ... چندین نسلـه که سر این صخرهها دعواست
... این
دزدهای دریاییتون، کشتیها رو گرفتن ... برده گرفتن، محموله دزدیدن
اگه پیروز شدید، اونا رو بدید به ما
اون وقت همه اینا تموم میشه
... از کسایی که میخوان عبور کنن
فقط یه مالیات میگیریم
... برای جبران خساراتی که بابت جنگیدن
با ارتش ولاریون متحمل شدیم - اخاذیـه -
اینطوری قیمت کالاهای اساسی رو بالا میبرید
مطمئنا از گرسنگی بهتره
پس یه ناوگان از کشتی جنگی میدیم که تحت فرمان شما حرکت کنن
... محاصره رو میشکونن - هوم -
و آبگذر رو باز نگه میدارن
خیلیخب
شاهزاده نائبالسلطنه ممکنه بهخاطر این کار، بده من رو دار بزنن
... با ناوگانی که الان میفرستیم
میتونیم شاهزاده نائبالسلطنه رو برکنار کنی
و خودت روی تخت آهنین بشینی
اما یه شرط دیگه هم هست
... من
میخواستم برم حموم و یه پارچ شراب بخورم
... فرمانده ناوگانمون
باید قبول کنه باهات بیاد
اسمش لوهارـه ملوانها بهشدت بهش وفادارن
... اگه اون رهبریشون نکنه
نمیجنگن
خیلیخب
پس بیاید این فرمانده رو ببینیم
... دریاسالار لوهار
ایشون تایلند لنیستر هستن
از کسترلی راک
از آشناییتون خوشوقتم لرد تایوین
... عه
درستش تایلندـه
تو دیگه چهجور مردی هستی؟
ببخشید؟ - شاعر؟ -
فیلسوف؟
من ارباب کشتیها در بارانداز پادشاه هستم
لاغری - اما قدبلند هم هست -
با مردی که نمیتونه شکستم بده دریانوردی نمیکنم
توی چی شکستت بدم؟
بدم نمیاد یهکم عرق بهم بدی
اعلیحضرت
فقط یهخرده
تو مرد خوبی هستی اوروایل
میتونم باهاتون صحبت کنم اعلیحضرت؟
اعلیحضرت، ازتون میخوام حاضر بشید
باید فورا بارانداز پادشاه رو ترک کنیم
و تا یه مدتی هم قرار نیست برگردیم
چی؟ - مدعی، سه اژدهاسوار جدید برای اژدهایانش پیدا کرده -
امکان نداره - برادرتون هم همین فکر رو میکرد -
رفت باهاش رو در رو بشه اما شکست خورد
تا اونجایی که من شنیدم با وحشت فرار کرده
لیاقتش همینه
اما اگه اینطوری باشه ... با خشم به شارپ پوینت رفته
و کل شهر رو نابود کرده
دیوانه روانی
پس واقعا موفق شده، نه؟
متاسفانه بله
پس فایده این کارها چی بود؟
خدایان بیرحمن اعلیحضرت
اما امید دارم که متوجه فوریت این موضوع باشید
نه، نه. من پادشاهم من چرا باید فرار کنم؟
چون شاهزاده نائبالسلطنه میکُشتتون
شما قبلا توی خطر بودید
و حالا هم در برابرش ایستادگی کردن و عصبانی شده
معلوم نیست چی کار خواهد کرد
... اما تا اون نیست
... ما فرصت داریم - فرصت داریم کنارش بزنیم -
من رو ببر به تخت پادشاهیم
و وقتی برگشت، دستور میدم ببرنش زندان
و بعدش چی؟
وقتی رنیرا با هفت اژدهاش ... روی سرتون خراب بشه
و شما هم ویگار رو نداشته باشید اون موقع چی؟
... چـ
... عه
... در طی این سالها
... با پیشبینیِ مشکلات آینده
... بخش اعظمی از ذخیره طلاهای هارنهال رو
منتقل کردم به بانک آهنین در براووس
میتونیم در رفاه زندگی کنیم
و تا فروکش کردن این بلبشو، منتظر بمونیم
می ... میخوای ببریم اسوس
تا با بُزکُنها زندگی کنم
بهنظرم زنده موندن، خیلی بهتره
اونم به هر نحوی - واقعا؟ -
اژدهام مُرده
... خودم سوختهام
و چندش و تنهام
و چلاقم
شما تنها نیستید
کیرم نابود شده این رو بهت گفتن؟
آره. مثل سوسیخ سر سیخ توی آتش باد کرد و ترکید
ناامید نشید اعلیحضرت
روزهای بهتری در پیش هستن
... اجازه بدید برادرتون و مدعی
خودشون رو با خون و نفرت نابود کنن
... وقتی خسته شدن
... و ارتششون نابود شد
ما برمیگردیم
و مردم هم ازمون استقبال میکنن
حتی وقتی میشاشم شاشم روی پام جاری میشه
از نداریِ بیپایان و ترس، خسته میشن
به پادشاه بازگشته، درود میفرستن
وارث برحق پدرش
... اگان پیروز
برخاسته از خاکسترها
اگان صلحآور
اگان بازسازنده
اگان، مایه شور مملکت
همینه هیو، مگه نه؟
ما الان باید توی محوطه تمرین باشیم و فرمانها رو یاد بگیریم
آره و میرم
اما مطمئنا بعد از این همه مدت من رو از لذت محروم نمیکنن
ممکنه دیگه هیچوقت ماهی نخورم
اینجا چی کار میکنی؟
پات رو از روی میز بردار
ترجیح میدم برندارم - اولف -
تصمیمش با تو نیست ... اولف
پس با کیه ... پسرجون؟
ایشون شاهزادهست اولف شاهزاده جیسریس ولاریون
شاهزاده جیسریس ولارین حی و حاضر
کی فکرش رو میکرد؟
اینجا زندگی میکنه
باید ازم معذرتخواهی کنی
!اه! شاهزاده جوان
موهاش رو ببین
به همون تیرگی که میگن
بذار بگن ما خون تارگرین نداریم، نه؟
... مادرم ملکهست و - هر دومون اژدهاسوار هستیم -
من و تو ... عین همیم
این یه میراث مقدسه که تو هیچی ازش نمیدونی
ببخشیدش شاهزاده من
خیلی با آداب دربار آشنایی نداره
از نظر من که اصلا ادب نداره
میدونی این یک ساعت گذشته چه اتفاقی افتاده؟ هوم؟
... به اصطلاح شاهزاده نائبالسلطنه
شارپ پوینت رو تبدیل به خاکستر کرده
هزاران سکنهاش مُردن یا مفقود شدن
بندرگاهش خاکستر شده
برای رویارویی با همچین دشمنی، آماده میشی؟
یا همینجا میمونی و از زندگی لذت میبری؟
... اگه با تنبلی یا آمادهنبودن
... زحماتمون رو خراب کنی
میدم دارت بزنن
و میگم جنازهات رو بندازن جلوی سگهای خیابون
قصد بیاحترامی نداشتم شاهزاده من
سوارکارهای جدید برامون نعمت هستن
... اما حالا که کار انجام شده
مدام شک و شبهه دارم
خیلی نمیدونیم کی هستن
و نقطه قوت شخصیتشون چیه
تو حداقل آدام از هال رو میشناسی
یکی از کشتیسازهاییه که برام کار میکنه
و بهم گزارش شده که مرد شرافتمندیـه
متاسفانه خیلی باهاش برخورد نداشتم
اما برای اژدهایان، صاحب پیدا شده
الان شما یه برتری بزرگ دارید
تا شاهزاده نائبالسلطنه ... به اقدام بعدیش فکر میکنه
شما باید سریعا حمله کنید
امیدوار بودم که برتری من باعث بازدارندگی بشه
ویگار همیشه مهمترین خطرمون بوده
و الان بهش برتری داریم
ویگار تنها اژدهاش نیست
چـ ... برادر سوم بیتجربهست
تا حالا از اولدتاون خارج نشده
و اژدهاش هم از ورماکس جوونتره
اما بازم اژدهاست
و یکی دیگه رو هم از قلم انداختید
هلینا؟
اون اژدهاسواری نمیکنه علاقهای نداره
ممکنه مجبور بشه
... و اژدهاش - دریمفایر -
توی دوران پادشاهی فاتح از تخم در اومده
قدرتمنده
No comments yet. Be the first to leave one.