Severance

Severance

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Musim 2

Maklumat siaran

Severance S02E05 Trojans Horse 720p ATVP WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Ulasan oleh HosseinEsmaily
🔴 30Nama | حسین اسماعیلی 🔴

Tag

webdl
professional_translation
Diterbitkan pada: 2025-02-14
Muat Turun: 182
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

‫آماده‌شون کردین؟

‫ممنون

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫- سلام ‫- سلام

‫اون جریان آخرهفته چطور پیش رفت؟

‫خوب بود، فکر کنم

‫ولی ظاهراً شخصیت داخلیم ‫از یه طناب افتاده

‫طناب؟

‫صدمه دیدی؟

‫نه، فقط یکم خیس شدم، همین

‫ای خدا، این کاراشون تمومی نداره

‫می‌دونی واقعاً چه اتفاقی افتاده؟

‫نه والا

‫گندش بزنن. خب، اون قضیه‌ی

‫"حک کردن تصویر روی ‫حدقه‌ی چشمت" چطور پیش میره؟

‫هنوز نمی‌تونم کاری کنم ‫بقدر کافی دووم بیاره

‫خیلی‌خب. پس حالا چیکار کنیم؟

‫گمونم باید بیشتر تلاش کنیم

‫ایده‌ی دیگه‌ای نداری؟

‫میگما، شرمنده ‫باید برم سر کار

‫- باشه. خداحافظ ‫- خیلی‌خب، خداحافظ

‫- سلام ‫- باید خشک‌کنت رو درست کنی

‫آره. یا می‌تونی مثلاً... اینجا زندگی نکنی

‫نمی‌تونم مدام به اینجا رفت‌وآمد کنم

‫فکر می‌کنی ما رو زیر نظر دارن؟

‫بستگی داره رفتارت چقدر تابلو بوده باشه

‫میگما، کی ادامه میدیم؟

‫شاید امشب. بعداً تصمیم می‌گیرم

‫چون هیچ چیز دیگه‌ای یادم نیومده

‫صحیح. خب شاید شخصیت داخلیت یادش اومده

‫بقیه‌ی آخرهفته رو صرف استراحت کردی؟

‫حالم خوبه

‫قراره بعداً خبرها رو به پدر بدم؟

‫باید از زبون خودم بشنوه

‫تصمیم گرفتیم با خبر این اتفاق ناگوار ‫خاطرش رو مکدر نکنیم

‫خب، لطفاً بهش اطلاع بدین ‫که دخترش زنده و سالمه

‫تیم پزشکی میگه ‫خلق و خوت به‌زودی به حالت عادی برمی‌گرده

‫خوشحالم اینو می‌شنوم

‫بعد از همچین اتفاقی ‫انتظار میره کمی ضربه‌ی روحی باقی بمونه

‫شاید بتونیم یه جلسه‌ی تعهد دیگه ‫ برای امروز بعدازظهر بذاریم

‫گفتم حالم خوبه

‫به نتیجه نزدیکیم، هلنا

‫به کجا رسیده؟ 78 درصد؟

‫جمعه 81 درصد بود

‫دیگه چندان طول نمی‌کشه

‫از پسش برمیای

‫دیگه برنمی‌گردم اون پایین

‫قرار نیست تو باشی ‫قراره شخصیت داخلیت باشه

‫شخصیت داخلیم که سعی کرد منو بکشه؟

‫و بعد اون یکی سعی کرد منو بکشه

‫کثافتا یه مشت حیوونن

‫دوباره تظاهر می‌کنم

‫نمی‌تونیم همچین خطری رو به جون بخریم

‫باید این قضیه رو جمع‌و‌جور کنیم

‫اشتباهات متعدد میلچیک در این آخرهفته ‫چاره‌ای برامون نذاشته

‫و پدر با این قضیه موافقه؟

‫پیشنهاد خود پدر بوده

‫خطرناکه

‫خودمون می‌دونیم

‫ولی هیچ راه‌حل دیگه‌ای نیست

‫مارک سین بدون اون کار نمی‌کنه

‫و این کار اسرارآمیز و مهمه

‫پس باید اون زنه رو بهش بدیم

‫هیئت مدیره بابت فداکاریت ازت ممنونه

‫صبح بخیر، هلی ر

‫تو کدوم خری هستی؟

‫من خانم هوانگ هستم

‫یعنی چی؟

‫لطفاً دنبالم بیا

‫آقای میلچیک برات توضیح میده

‫- سلام ‫- سلام

‫- اون...؟ ‫- شخصیت داخلیشه

‫اعضای بخش پالایش کلان‌داده

‫دوباره دور هم جمع شدن

‫بیاین داخل

‫می‌خوام بدونم قضیه چیه

‫همین الان

‫اروینگ کجاست؟

‫و چرا داشت سعی می‌کرد منو غرق کنه؟

‫چون یه ایگن کوفتی هستی

‫- داشت جاسوسی‌مون رو می‌کرد؟ ‫- وایسا ببینم، چی؟

‫تمام مدت ایگن بودی

‫اسمش مانع "گلاسکو"ـه

‫- به یه شخصیت خارجی اجازه میده... ‫- وایسا ببینم، وایسا ببینم

‫یعنی میگی اون اومده بوده این پایین؟

‫خودشو جای من جا زده بوده؟

‫شاید هنوزم خودشه

‫هی، سوالمو تکرار می‌کنم ‫اروینگ کجاست؟

‫- آره، کجاست؟ ‫- خیلی گیج شدم

‫سوالمو جواب بده!

‫ببخشید

‫هلنا ایگن، در جایگاه مدیریتش ‫مشغول تحقیقات ارزشمندی بود

‫با دزدیدن بدن کوفتی من؟

‫اروینگ اصلاً اطلاع نداشت ‫هدف مدیریت از این اقدام چی بوده

‫و در نتیجه، نزدیک بود غرقت کنه

‫تنها گزینه‌مون اخراج دائمی بود

‫یعنی مرده؟

‫نه

‫شخصیت خارجی اروینگ ب ‫عازم یک سفر تفریحی دریایی بلندمدت شده

‫شخصیت خارجیش به تخم چپم هم نیست

‫حق نداره شخصیت منو بگیره

‫تابحال داستان "گراکشوپان" رو شنیدین؟

‫فرض کن نشنیدیم

‫در دوران باستان، پادشاه سوئد

‫شخصاً بصورت ناشناس ‫به میان مردمش می‌رفته

‫به این امید که بتونه ‫متوجه نارضایتی‌های واقعی‌شون بشه

‫یه ردای کهنه و خاکستری می‌پوشید ‫یه گراکشوپان

‫و به همین اسم در یادها مونده

‫تا بتونه هویت همایونیش رو مخفی کنه

‫کی‌یر ایگن هم توی کارخونه‌ها‌ی اترش ‫دست به همچین اقدامی می‌زده

‫و خانم ایگن داشته ‫این رسم شرافتمندانه رو ادامه می‌داده

‫بنظر چرند میاد

‫آره. چرندیات سوئدی ‫و درهرصورت اروینگ مرده

‫همونطور که گفتم، شخصیت خارجی ‫اروینگ ب عازم یک سفر...

‫عازم یک سفر تفریحی دریایی بلندمدت شده ‫آره، می‌دونم

‫قراره برگرده یا نه؟

‫برنمی‌گرده

‫عجب. بالاخره یه صداقتی ازت دیدیم

‫قاتل‌های کثافت

‫نمی‌تونین همچین کاری با مردم بکنین

‫کمی طول می‌کشه ‫تا تمام اتفاقاتی که افتادن رو هضم کنیم

‫صحبت‌مون خوب پیش رفت

‫اجازه بدین تا بخش ‫پالایش کلان‌داده همراهی‌تون کنم

‫و کمک‌تون کنم ‫به محیط کاری‌تون عادت کنین

‫این دیگه چه کوفتیه؟

‫این میز توئه

‫عمراً. نزدیک اونم نمیشم

‫دیلن، خواهش می‌کنم

‫اگر قراره به نظرمون گوش کنین ‫ازش متنفرم

‫منم همینطور

‫خب، "رگفبت" به شکل‌هایی پیش‌بینی شده ‫و نشده برای همه‌مون چالش برانگیز بود

‫منظورت گراکشوپان شدن‌مون ‫به وسیله‌ی دختر "جیم ایگن"ـه؟

‫مراقب باش، دیلن ‫کلمات عواقب دارن

‫دلم نمی‌خواد یه سری ‫مزیت‌های بخصوص رو ازت بگیرم

‫همونطور که می‌بینین، تمام وسایل‌تون

‫به میز سه‌وجهی جدیدتون منتقل شدن

‫هنوز هم اجازه‌ی رفت‌و‌آمد ‫ در راهروها رو دارین

‫بذارین مراسم ختم بگیریم

‫جانم؟

‫اروینگ یه شخصه، و از بین‌مون رفته

‫پس...

‫می‌خوایم مراسم ختم بگیریم

‫نه یه مهمونی بازنشستگی، یه مراسم ختم

‫مگه نه؟

‫آره

‫یه مراسم ختم

‫این نظر بخش پالایش کلان‌داده‌ست؟

‫پسر؟

‫یه کمکی می‌کنی؟

‫آره حتماً. به شرطی که کوتاه باشه

‫- کوتاه باشه؟ ‫- کوتاه باشه. آره

‫تا تمام روز طول نکشه

‫گل گفتی، مارک

‫میرم ببینم می‌تونیم ‫یه چیزی ترتیب بدیم یا نه

‫در این حین، یکم پرونده‌هاتون رو پیش ببرین

‫باشه؟

‫ممنونم

‫ولی از تو نه

‫خانم هوانگ، باید یه بسته‌ی عزاداری ‫برای بخش کلان‌داده آماده کنیم

‫توی دفتر پشتی می‌بینمت

‫مارک؟

‫صدامو می‌شنوی؟

‫می‌خوام بیام داخل

‫دارم میام داخل

‫سلام

‫حالت خوبه؟

‫اوهوم. نه، نه چندان

‫آره. وضع خیلی تخمی‌ایه

‫آره

‫تو تشخیص ندادی؟

‫که اون من نیستم؟

‫معلومه که نه

‫چجوری بود؟

‫مثل تو بود

‫یا تو مثل اونی؟ نمی‌دونم

‫گمونم نمی‌دونم تو کی هستی

‫چرا می‌دونی

‫باشه

‫تقصیر من نیست ‫که شخصیت خارجیم هویت منو دزدیده

‫آره. نه، معلومه ‫درک می‌کنم. خیلی ضدحاله

‫- مارک... ‫- بله؟

‫اون بیرون چه اتفاقی برات افتاد؟

‫مهم نیست

‫- مهم نیست؟ ‫- نه

‫نمی‌خوای بشنوی ‫چه اتفاقی برای من افتاد؟

‫نه، نمی‌خوام ‫و بیا سعی کنیم فراموشش کنیم. باشه؟

‫فکر کردم مراسم‌های عزاداری ‫مخصوص شخصیت‌های داخلیه که توی طبقه مردن

‫آره

‫خب، شاخص محبت اروینگ ب ‫نزدیک به 70 بوده

‫این به بقیه‌شون کمک می‌کنه ‫براش عزاداری کنن

‫می‌تونم یه سوال بگم؟

‫آره می‌تونی

‫نباید بذاری مراسم ختم بگیرن

‫باعث میشه احساس کنن آدم هستن

‫این که سوال نبود

‫یه نظر بود

‫یه نظر ناطلبیده

‫اولین بررسی عملکردت امروزه، درسته؟

‫این سوال بود

‫من نوشیدنی‌ها رو آماده می‌کنم

More Farsi Persian subtitles for Severance

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left