Severance

Severance

Muat Turun Sari Kata Farsi Persian

Musim 2

Maklumat siaran

Severance S02E05 1080p WEB H264-SuccessfulCrab
Severance S02E05 HDR 2160p WEB H265-SuccessfulCrab
Severance S02E05 2160p WEB H265-SuccessfulCrab
Severance S02E05 DV 2160p WEB h265-ETHEL
Severance S02E05 Trojans Horse 1080p ATVP WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Severance S02E05 Trojans Horse 720p ATVP WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Severance S02E05 Trojans Horse 2160p ATVP WEB-DL DDP5 1 Atmos DV HDR H 265-FLUX
Severance S02E05 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Severance S02E05 Trojans Horse 2160p ATVP WEB-DL DDP5 1 Atmos DV H 265-FLUX
Severance S02E05 WEB x264-TORRENTGALAXY
Ulasan oleh Hadi_Narimani81
🔵 هادی نریمانی | BlueMoviee.com 🔵

Tag

webdl
Diterbitkan pada: 2025-02-14
Muat Turun: 117
Masalah Pendengaran: No

Pratonton sari kata Farsi Persian

200 baris pertama.

‫بلو مووی را در تلگرام دنبال کنید ‫Blue_Moviee_Com

‫اونا رو آوردین؟

‫مرسی

‫- الو ‫- الو

‫سفرت چطور بود؟

‫خوب بود یه‌جورایی

‫با اینکه ظاهراً بُعد درونیم ‫از طناب آویزون شده بوده.

‫طناب؟

‫چیزیت که نشده؟

‫نه، فقط یه‌کم خیس شدم

‫لعنتی! ‫مشکلات اینا هیچوقت تمومی نداره

‫نفهمیدی واقعا چه اتفاقی افتاده بود؟

‫هیچ نظری ندارم

‫گندش بزنن! خب، قضیۀ حکاکی روی چشمت ‫چطور پیش میره؟

‫هنوز نمی‌تونم به اندازه کافی طولانیش کنم

‫خیلی‌خب، ‫پس میگی چیکار کنیم؟

‫به تلاشم ادامه میدم، احتمالا

‫ایدۀ دیگه‌ای نداری؟

‫ببین، متاسفم، باید برم سر کار

‫- خیلی‌خب خدافظ ‫- خدافظ

‫- سلام ‫- باید ماشین خشک کنِ لباست رو تعمیر کنی

‫آره، یا شایدم کلا بهتره ‫اینجا زندگی نکنی

‫من زیاد نمی‌تونم ورود و خروج کنم

‫فکر می‌کنی اونا دارن تماشامون می‌کنن؟

‫بستگی داره چقد تظاهر به احمق بودن بکنی

‫کی دوباره کارمونو شروع می‌کنیم؟

‫شاید امشب، ‫بعدا تصمیم می‌گیرم

‫چون هیچ چیز دیگه‌ای یادم نبود

‫خب، شاید بعد درونیت به‌یاد داشته باشه

‫بقیه آخر هفته رو صرفِ بهبودیت کردی؟

‫من خوبم

‫بعدا می‌تونم پدرمو در جریان قرار بدم؟

‫باید این حرفو از زبون خودم بشنوه

‫ما تصمیم گرفتیم هیچی از این حادثه ناگوار ‫بهش نگیم

‫پس لطفا بهش بگید که دخترش زنده و سالمه

‫تیم پزشکی انتظار داره که خلق و خوت ‫به سرعت به حالت عادیش برگرده

‫خیلی هم خوب!

‫انتظار میره بعد از یه همچین فاجعه‌ای ‫آسیب‌های روانی باقی بمونن

‫شاید بتونیم یه جلسه تعهد دیگه رو ‫امروز عصر ترتیب بدیم

‫گفتم خوبم

‫تقریباً تمومه دیگه، هلنا

‫تا کجا پیش رفته؟ ‫۷۸ درصد؟

‫از جمعه تا الان، ۸۱ درصد

‫پس زیاد باقی نمونده

‫می‌تونی از پسش بربیای

‫من برنمی‌گردم اونجا

‫خودت نمیری که، ‫بُعد درونیت میره

‫همون بُعد درونیم که سعی کرد بکشتم؟

‫بعدش یه نفر دیگه قصد کشتنم رو کرد

‫اونا یه‌مشت حیوونِ نجس‌ان

‫دوباره تظاهر می‌کنم

‫نمی‌تونیم دوباره خطر کنیم

‫باید این قضیه رو فیصله بدیم

‫به‌خاطر اشتباهات زیاد میلچیک تو آخر هفته ‫مجبور به انجام این کار شدیم

‫پدر با این موضوع مشکلی نداره؟

‫پدر از خداش بود اتفاقا

‫این یه ریسکه

‫همه اینو می‌دونیم

‫اما راه حل دیگه‌ای وجود نداره

‫مارک اس بدون اون کار نمی‌کنه

‫اما کار هم سرّی و مهمه

‫پس باید بهش بدیمش

‫هیئت مدیره از فداکاری شما ‫قدردانی می‌کنه

‫صبح بخیر، هلی آر

‫تو دیگه کی هستی؟

‫من خانوم هوانگ هستم

‫یعنی چی؟

‫لطفاً دنبالم بیاید

‫آقای میلچیک بهتون توضیح میده

‫- سلام ‫- سلام

‫- ایشون... ‫- بُعد درونی هستن.

‫بخش پالایشِ اَبَراطلاعات

‫شما دوباره باهم هستید

‫لطفاً بیاید داخل

‫باید بدونم چه خبره

‫همین الان

‫اروینگ کجاست؟

‫چرا می‌خواست منو تو آب خفه کنه؟

‫چون تو یه ایگان هستی

‫- یعنی اون از ما جاسوسی می‌کرد؟ ‫- صبر کن ببینم، چی میگی؟

‫کل مدت

‫بهش سَد گلاسکو میگن

‫- به بُعد بیرونی اجازه میده... ‫- وایسا ببینم

‫یعنی میگید اون اینجا بوده؟

‫و تظاهر کرده که منه؟

‫شایدم هنوزم داره تظاهر می‌کنه

‫هی سوالم رو تکرار می‌کنم. ‫اروینگ کجاست؟

‫- آره، اون کجاست؟ ‫- خیلی گیج شدم

‫به سوال من جواب بدین!

‫ببخشید

‫هلنا ایگان، به عنوان مدیر اجرایی، ‫در حال انجام تحقیقات ارزشمندی بود

‫با دزدیدنِ بدن من؟

‫اروینگ هیچ اطلاعی نداشت از اهدافی ‫که مدیریت پشت این اقدام داشت

‫در نتیجه نزدیک بود تورو غرق کنه

‫تنها گزینۀ ما اخراج دائم اون بود

‫پس یعنی مُرده؟

‫نه

‫بُعد بیرونی اروینگ بی، خودشو تو یه سفر دریایی ‫طولانی مدت رهسپار کرد

‫بعد بیرونیش اصلا و ابدا برام مهم نیست

‫اون حق نداره هویت منو جعل کنه

‫تا بحال داستان «گرکشیبان» رو شنیدین؟

‫فرض می‌کنیم که نشنیدیم

‫روزی روزگاری، پادشاه سوئد برای خودش...

‫این اسم مستعار رو برگزید ‫که پنهانی بین مردمش رخنه کنه

‫به امید اینکه گلایه و مشکلات واقعی‌شون ‫رو بفهمه

‫اون یه عبای خاکستریِ قدیمی یا اصطلاحاً ‫یه «گرکشیبان» به تن داشت

‫نامی که با آن جاودانه شد،

‫تا هویت سلطنتی خودشو پنهان کنه

‫خود کی‌یر ایگان هم به انجام این کار ‫در کارخانه های اثیرش معروف بود

‫پس خانوم ایگان هم این سنت شریف رو ‫حفظ کردن

‫این دیگه چه چرندیاتیه

‫آره، چرندیاتِ سوئدیه ‫و اروینگ هنوز مُرده‌ست

‫همون‌طور که گفتم، بُعد بیرونی اروینگ بی ‫تو یه سفر دریایی...

‫رهسپار یه سفر دریایی طولانی مدت شده. ‫آره، می‌دونم.

‫حالا برمی‌گرده یا نه؟

‫برنمی‌گرده

‫عجب! ‫بالاخره یه‌کم صداقت دیدیم.

‫قاتل‌های پست‌فطرت!

‫شما نمی‌تونید این کارو با مردم انجام بدید

‫مدتی طول می‌کشه تا همۀ چیزهایی ‫که اتفاق افتادن رو درک کنید

‫جلسۀ خوبی بود

‫اجازه بدید شما رو به بخش پالایشِ اَبَراطلاعات ‫ببرم

‫و بهتون کمک کنم تو محیط کارتون ‫مستقر بشید

‫این منظرۀ وحشتناک چیه دیگه؟

‫اینجا دفترته

‫عمرا! ‫من به اون چیزه دست نمیزنم

‫دیلن، لطفا

‫اگه نظر منو می‌خوای ‫بهت میگم که ازش متنفرم

‫منم

‫در واقع، اورت‌بو همه‌مون رو به روش‌های ‫مورد انتظار و غیرمنتظره به چالش کشید

‫منظورت اینه دخترِ جیمز ایگان ‫داره هویت ما رو جعل می‌کنه؟

‫مراقب باش دیلن، هرکلمه‌ای عواقبی داره

‫و منم از اینکه شما رو از برخی امتیازات ‫محروم کنم، متنفرم

‫همون‌طور که می‌بینید ‫تمام وسایلـتون...

‫به دفتر کارِ سه‌گانۀ جدیدتون منتقل شدن

‫مجوزهای ورود و خروج ‫همچنان در دسترس هستن

‫چطوره تشییع جنازمون رو برگزار کنیم

‫ببخشید؟

‫اروینگ یه آدمه و مُرده

‫پس...

‫دوس داریم تشییع جنازشو برگزار کنیم

‫جشن بازنشستگی نه، ‫تشییع جنازه

‫درسته؟

‫آره

‫تشییع جنازه

‫این در شأنِ بخش پالایش اَبَراطلاعاته؟

‫داداش

‫نمی‌خوای یه کمکی بکنی؟

‫البته. ‫به شرطی که مختصر باشه.

‫- مختصر؟ ‫- مختصر، آره

‫طوری که تموم روز رو مشغول نشیم

‫آفرین مارک

‫حالا ببینم می‌تونم یه کاری بکنم

‫تا اون زمان، بهتره یه‌کم پیشرفت تو پرونده‌های ‫اختصاص داده شده‌مون داشته باشیم

‫باشه؟

‫ممنون

‫تو نه

‫خانوم هوانگ، ما باید یک کیت تشییع جنازه ‫برای بخش پالایش ابراطلاعات آماده کنیم

‫بیاید تو دفتر پشتی

‫مارک؟

‫اونجایی؟

‫دارم میام داخل

‫اومدم.

‫هی

‫حالت خوبه؟

‫نه، واقعاً خوب نیستم

‫آره، این واقعا ظالمانه‌ست

‫آره

‫تو نتونستی بفهمی؟

‫که اون من نبودم؟

‫معلومه که نه

‫اون چطور بود؟

‫مثل خودت

‫یا تو مثلِ اونی؟ ‫نمی‌دونم والا.

‫گمونم ندونم تو کی هستی اصلا.

‫چرا. می‌دونی.

‫خیلی‌خب

‫تقصیر من نیست که بُعد بیرونیم ‫منو تحت کنترلش گرفته

‫آره، درسته، می‌فهمم. ‫این اصلا خوب نیست.

‫- مارک ‫- بله

‫اون بیرون چی شد؟

‫مهم نیست.

‫- مهم نیست؟ ‫- نه

‫نمی‌خوای بشنوی چه بلایی سر من اومد؟

‫نه، نمی‌خوام. بهتره کلا فراموشش کنیم، ‫باشه؟

‫فکر می‌کردم تشییع جنازه مراسمیه برای ‫بُعدهای درونی که روی طبقه می‌میرن

‫آره

‫شاخص محبتِ اروینگ بی ‫در اواخر دهه ۶۰ بود

‫این به دیگران کمک می‌کنه ‫تا براش عزاداری کنن

‫میشه یه سوال بپرسم؟

‫بپرس

‫نباید بذارین تشییع جنازه برگزار کنن

‫این کار بهشون احساس انسان بودن میده

‫این سوال نبود،

‫نظر بود

‫لازم نیست دیگه بگی.

‫اولین بررسی عملکردتون امروزه، ‫درسته؟

‫این که سوال بود دیگه.

‫من تدارکات رو آماده می‌کنم

More Farsi Persian subtitles for Severance

Komen

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left