ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
ریچارد , لباس پوشیدی !
خوب دیگه , صبح شده , نشده ؟
خوب از وقتی که بهت دیگه اجازه ندادن که
با کاترین رو پرونده ها کار کنی
تو و پیژامت خیلی وحشتناک بهم چسبیدید !
فک کنم داری اغراق می کنی
اعتراف می کنم که چند روزی رو تو ریکاوری بودم
که البته کاملا منصفانه و طبیعی بوده
واو ...کستل ...لباس پوشیدی !
اوهوم ...پوشیدم
فک نمیکردم که میتونه انقد مهم باشه
صبح بخیر عزیزم
یعنی برنامه خاصی امروز داری ؟
راستش یه چیز خیلی توپ رو برنامه ریزی کردم
یه سورپرایز در واقع , برای تو
واقعا ؟ چجور سورپرایزی ؟
خوب اگه میگفتم که دیگه سورپرایز نبود !
اما باور کن که عاشقش میشی
باشه اما نمیدونم چرا منو میترسونه این موضوع
چونکه باهوشی :D
هممم...زودباش کستل ...بریز بیرون ...چی هست ؟
یه استاد بازجویی مثل تو
و این بهترین چیزی بود که برا گفتن داشتی؟
شاید تازه این شروع کاره !
یا نه
بکت .
قربانی شانا بیکر هست
بر اساس رسید حقوقش
تو پیش دبستانی کار می کرده
محل ورود , پنجره ی حمومش بوده
یکی شیشه رو شکسته
اونم شنیدتش
و بر اساس زاویه و موقعیت بدنش
به نظر نمیاد که داشته فرار می کرده
نه نمیکرده
هیچ اثری از چیزی که نشون بده تلاش برای دفاع داشته هم نیست
فقط یه شلیک به سینه
یعنی قاتل تو خونه بوده وقتی که اون رسیده
چطور یه خانم زبر و زرنگ میتونه کستل رو برا ازدواج انتخاب کنه !!!
اوه ه ه , بیخیال پرلماتر , قبول کن
که دلت واسش تنگ شده بیخیال
فقط دونستن اینکه اینجا نخواهد بود
باعث لذت بخش شدن کار میشه
همه چی بررسی شد
زمان مرگ ؟
خوب با توجه به آثار کبودی و دمای کبد
بین 9 تا 10 و نیم دیشب
همسایه ها بیرون بودن که احتمالا برا همین هم
کسی صدای شلیک رو نشنیده اما سی اس یو اینو پیدا کرد
یه ته سیگار آره
بیرون پنجره ی حموم رو پله های اضطراری بوده
همسایه های بالا و پایین سیگاری نیستن
قربانی هم نبوده
نه با این مروارید های سفید
خوب اگه قاتلمون زمان داشته که یه سیگ بزنه
پس این اتفاقات یه دفعه نشده
قاتلمون داشته انتظار میکشیده که یعنی
از قبل برنامه ریزی شده بوده
سگه کجاست ؟
رفته
احتمالا از صدای گلوله ترسیده و فرار کرده
یا مثل یه دختر کوچولو الان اون بیرون هستش و
سعی میکنه رد قاتل رو بگیره
جدا ؟ دختر کوچولو ؟؟؟
یکی باید واسمون یه چیزایی خارج از چهارچوب ذهنیمون ردیف کنه خوب
خوب کستل که این دور و اطراف نیست
ممنون .اما من از همینجا قبولش میکنم
کستل ؟اینجا چیکار می کنی ؟
میدونی که اجازه نداری که اینجا باشی
در واقع دارم
به خاطر اینکه من دیگه ریچارد کستل نیستم
یه شهروند ساده
الان من ریچارد کستل هستم . . .
یه کاراگاه خصوصی !!!
تو مدرک کاراگاهی رو گرفتی ؟؟؟ بدون اینکه به من بگی ؟؟؟
من یه دوره آنلاین گذروندم که دیشب تموم شد
سورپرایز شدی ؟
میشه چند لحظه قدم بزنیم ؟
ببخشید
کستل مدرک کاراگاهی چیزی رو عوض نمیکنه
دادستان هنوزم نمیذاره که با ما سر تحقیقات باشی
اوه , میبینی ,این قسمت باحال داستانه
من با شماها تحقیقاتم رو انجام نمیدم
نه . به جاش من تحقیقات
خودم رو به صورت موازی با تحقیقات شما انجام میدم
تلاش خوبی بود اما میدونی که راه به جایی نمیبره
چرا میبره
میدونی ...به عنوان یه ...
کاراگاه خصوصی من این حق رو دارم
که روی این پرونده بر اساس درخواست موکل خودم کار کنم
اها ! خوب موکلت کیه ؟
شرمنده ! محرمانه هست !!!
شرمنده . اما این تحقیقاته
متاسفانه حق با اونه
با مدرک یا بی مدرک این صحنه جرم بسته شده
پس باید اینجا رو ترک کنی
باشه مشکلی نیست
همین الانشم هر چی رو که باید میدیدم ,دیدم
تحقیقاتم رو جای دیگه ادامه میدم
جای دیگه ؟ کجا ؟
شرمنده ! اینم محرمانه هست !!!
هاه !
جدیه ؟
فک کنم باشه و فک کنم که دارم سر درد میشم !!!
امم...رایان ببین میتونی مدیر ساختمون
رو گیرش بیاری .
دنبال دوربین های امنیتی بگردید و سعی کنید با قوم و خویش مقتول تماس بگیرید
اسپو , من و تو هم باید بریم به مدرسه ای که اونجا کار می کرده
ببینیم میتونن چیز دیگه ای راجب زندگی شانا بهمون بگن یا نه
واقعا راجب مدرک کاراگاه خصوصیش نمیدونستی ؟
نه , یعنی میدیدم که ساعت های زیادی رو پشت کامپیوتر میگذرونه
اما فک می کردم که داره ترا کوییست بازی می کنه !
ام م م ...
خوب , میخوای چیکار کنی ؟
خوب , کار خاصی نمیتونم بکنم
ببین , میدونم داره این کارها رو میکنه که ساعات بیشتری رو باهام باشه
و نمیخوام که به احساساتش ضربه بخوره و اذیت شه
نمیدونم , شاید واقعا ضرر خاصی هم نداشته باشه
بی ضرر ؟؟؟
راجب کستل داریم حرف میزنیما !!! :D
باشه , اما اون چیزی راجب پرونده ی مقتول نمیدونه
چقدر داستان میتونه پیش بیاره ؟
اینجاییم که بفهمیم !
کستل , چجوری اینجا اومدی ؟
خوب با مترو ! واقعا که تو ترافیک صبح سریع میشه باهاش اومد
نه ! منظورم اینه که چجوری اومدی اینجا ؟؟؟
به مدرسه ای که شانا توش کار میکرده
آها , خوب همسایه ها چیز زیادی نمیدونستن
فک کردم که بعدش میرید محل کارش
راجب اینجا شنیدم
اینجا یه مدرسه ی خیلی خوب تو شهره
تنها جایی برای کسانی هست که بالای 3 سال هستند و یه جورایی رده بالا حساب میشن
اون اسپالدینگ الیوت نیست اونجا ؟
بهترین دادستان ایالت
اون فقط برا پرونده های رده بالا با دادگستری و وکلا همکاری می کنه
و پشت سرش , جیمز کالمن میلیونر اینترنتی !
هاه ! اینجا قلعه ی نخبگان شهره !
دارم فک می کنم قربانی اینجا چیکار میکرده !
درگیر چه داستانی شده بوده اینجا
اوه , کستل نمیتونی دنبالم بیای داخل و برا گرفتن اطلاعات همراهم باشی
خوب , در واقع ...اممم
من اول اینجا بودم
پس در واقع تو داری دنبال من میای
شانا سرپرست پذیرش بود
والدین , بچه ها , همه دوسش داشتن
اوضا احوالش اخیرا به نظرتون چجوری بود ؟
تغییری تو رفتارش بود ؟
راستش نمیدونم !
چند روز گذشته این اطراف نبود
چرا نبوده ؟ اون ساعات زیادی رو کار میکرد
تا پروسیه پذیرش رو برای دانش آموزان جدید تموم کنه
اون نامه های پذیرش کسایی رو که پذیرفته شده بودند رو هفته ی پیش فرستاد
واسه همین چند روز گذشته رو برای استراحت مرخصی گرفت
اگه نامه های پذیرش فرستاده شدن
یعنی اینکه نامه های رد شده هم مثل قبولی ها فرستاده شده ؟
ببینید , میدونم دارید چه فکری می کنید
و آره , والدین میتونن یه ذره احساسی بشن
مخصوصا وقتی که بچه هاشون قبول نشده باشن
اما تا حالا همچین چیزی پیش نیومده بوده
خوب , شاید امسال پیش اومده باشه !
یه چیزی هست که باید بشنوید
فک می کنی میتونی زندگی بچه ی منو نابود کنی ؟
زنیکه ! میدونم کجا زندگی می کنی و هیچ وقت منو وقتی که وارد خونت بشم نمیبینی
چند روز پیش این روی پیغام صوتی شانا گذاشته شده بوده
و تقریبا مشخص می کنه چی به سر شانا اومده
دکتر متیو , صدا رو تشخیص میدین ؟
متاسفانه نه !
اوکی , با بقیه کارمندان هم اینو چک کنید ببینید کس دیگه ای صدا رو تشخیص میده یا نه
ما کپی شماره تلفن های ثبت شده در مدرسه رو هم لازم داریم
همینجور یه لیست از والدینی که نامه ی عدم قبولی رو دریافت کردن
حتما منم از اون لیست میتونم یه کپی داشته باشم ؟
ظاهرا که نمیتونم !
نمیشه گفت که شوکه نشدم !
یه جمعیتی از آدمای قدرتمند که عادت شنیدن " نه" رو ندارن
بیخیال کستل , واقعا فک می کنی
عدم قبولی تو پیش دبستانی انگیزه ی قتله ؟؟؟
با همچین پیش دبستانی ؟
رد شدن تو همچین جایی
یعنی دبستان خوبی نمیری
که رو دبیرستان هم تاثیر میذاره
رو دانشگاه هم تاثیر میذاره , اوه , خدای من
اوه , آدما کارای خرکی واس خاطر بچه هاشون انجام میدن
خواهی دید
کجا داری میری ؟
برمیگردم به محوطه
اوه
ببین کستل , اگه انتخاب من بود . . .
اوه بیخیال چرا باید برم به محوطه آخه ؟
نه کاراگاه خصوصی کارش اینجا تموم شده
و کلی سرنخ دارم که باید دنبالشون کنم
اوکی , امشب میبینمت
میبینمت
منصفانه نیست
کاراگاه خصوصی ؟؟؟؟
قسم میخورم قربان من هیچ ارتباطی با این موضوع نداشتم
اون سر و کلش تو صحنه ی جرم شما پیدا شد
بذار بهت یادآوری کنم . . . دادستان خیلی رک و جدی بود
از وقتی که سر اون پرونده با مافیا همکاری کرد
دیگه اجازه ی شرکت تو تحقیقات رو نداره
شرکت نمیکنه
No comments yet. Be the first to leave one.