처음 151줄입니다.
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
بهم گفتند که از داستان سرایی بدم میاد
که داستان های من همه جا هست
اما من باید چیکار کنم؟ باید بهشون نگم؟
اونا داستان های من هستند
بگیریدش
میدونم اونجایی
آخرین شانسته
تست ؛ بن
تو تستی
لئونارد؟
بن کجاست؟
تو اینو عمومی گرفتی؟ آره
چیز دیگه ای مد نظرت هست؟ برای همه چیز آماده ایم
شماره منو داری؟ آره
باشه ممنون خواهش می کنم
از دیدنت خوشبختم منم همینطور
خدانگهدار روز خوبی داشته باشی ؛ خدانگهدار
سلام؛ همه ما آماده ایم
تو بهم زنگ میزنی ؛ برای هرچیزی بهم پیام میدی بهترین روز رو داری
دوستت دارم ؛ باشه
کنی میتونی مراقب این مرد جوان باشی؟ اون اینجا تازه وارده
آره ؛ من کنی هستم
بن
مکس آره
دوربین خفنیه
ببین میدونم این جور مسایل قراره چطور پیش بره
داستان های اولیه همیشه این حس رو دارند
بجز مال من
درباره من همه چیز خیلی طاقت فرسا بود
نه اون خودش بود فقط جیسونه که جیسونه
این بامزه است
انگار هرگز پاسخ های کوتاه یا راه حل های ساده ای در کار نیست
حس می کنم همیشه از خودم میپرسم این کاریه که باید انجام بدم؟
این همون چیزیه که باید باشم؟
من همینم؟
بن؟
بن؟
روز اولت چطور بود؟
خوب بود
خوب بود؟
خوب بود
تو چطور، مکس؟ روزت چطور بود؟
عجیب بود عجیب؟
تعجب آور
من کنجکاو شدم
همونطور که درباره اون صحبت می کردی مراقب بن بودی؟
میتونیم یک بازی بکنیم؟
بازی؟ تو جواب ندادی آره ؛ دوتا حقیقت و یک دروغ
مکس؟ میدونی چطور بازی کنی؟
توی عنوان هست مگه نه؟ پس حله؟
صبر کن ؛ نمی دونم چطوره
تو سه تا چیز درباره خودت رو میگی که فقط یکی شون درست نیست
این یخ شکنه عالیه ؛ بیا امتحانش کنیم
آره این راه خوبیه برای اینکه ببینیم کسی راستش رو میگه یا نه
میخوای اول شروع کنی؟
من مشکلی ندارم خیلی خب ؛ چرا من شروع نکنم؟
من دقیقا همینجا در بوتریت به دنیا اومدم و بزرگ شدم
فکر می کردم تو نیوجرسی به دنیا اومدی درسته؟
درسته
دروغ همین بود
ببخشید ؛ هنوز دارم یاد میگیرم
میخوای امتحانش کنی بن؟ چرا من باید بعدی باشم؟
باشه ؛ خب من میگم
بزار ببینم
من با دنیل کوپر دوست صمیمی بودم
قبل از اینکه تصمیم بگیره
که هر پسری در این دنیا اولویتش بالاتر از دوستی ما باشه
بابا بس کن ببخشید
شماره دو : ما هر سال برای تولدم به آرتوروس میریم
حتی با اینکه ازش متنفرم ؛ چون مامان دوستش داره
و شماره سه
امروز تو مدرسه دعوای بزرگی داشتیم و همه دربارش صحبت می کردند
وایسا ؛تو هم داخل دعوا بودی؟ صبر کن
یکی از اونا درست نیست
آرتوروس؟ نه ؛ماجرای جولیا بود
دعوا
آره ؛ دروغ همین بود
یعنی امروز تو مدرسه دعوا شد ولی من توش نبودم
چیکار می کنی؟
نتونستم بخوابم ؛ پس فقط ...با خودم گفتم که
نمی دونم چه فکری کردم
آره ؛ باشه داستانت یجورایی تلخه
چرا بیدار شدی؟
صدای مامانم رو از اون سمت دیوار شنیدم ؛ عجیب بود
چطور عجیب بود؟
اون مامانم نیست
چرا بهش نگفتی چی شد؟
چون اون خوشحاله ؛ من نمی خواستم خوشحالیش رو ازش بگیرم
ببین ؛ گوش کن
نظرت چیه؟
فکر کنم خوبه
باشه ؛ اونوقت به کی گوش میدی؟
چی ؛ یعنی تو اصلا گوش نمیدی؟
ببین، فهمیدم، باشه؟
تو در یک خونه و مدرسه جدید هستی و مسایل زیادی داری
من یک قانونی دارم ...وقتی برام اتفاق بزرگی میفته
دوباره از نو میسازم
مثل وقتی که نامزد کردند من بنفش میخواستم
و بعد از عروسی دوباره صورتی میخواستم
ممکنه کوچیک به نظر برسه اما کاری رو که میخوای انجام بدی باید بدونی و بفهمی میخوای به کجا برسی
من میخوام چه کسی باشم؟
صبحانه ؛ بن ؛ مکس شنیدم
مکس ؛ نمی خوای منتظر بن بمونی؟
من متوجه نشده ما با کسی روبرو شدیم
بن بهت اجازه داد بری داخل؟
چرا اینطوری بهم نگاه می کنی؟
تو با مکس دوستی مگه نه؟
دوست؟
چطور اومدی تو خونه من؟ من اینجا زندگی می کنم
مامان؟
بن؟
مامان
بن؟ تو اونجایی؟ مامان من اینجام
اگه این یک شوخیه باید بگم اصلا خنده دار نیست ؛ باشه؟
شوخی نیست
اون تو اتاقش نیست به گوشیش زنگ بزن
دارم زنگ میزنم
آخرین فرصت برای اعترافه
مشکل شماها چیه؟
گوشیش رو پیدا کردم
سلام ؛بن
خیلی خب ؛ همینه دارم به دارن زنگ میزنم
دارن ؛فیل هستم ...ما یکم به مشکل خوردیم
...اینجا با بن بود ؛ بچه شیطون
وای نه
مکس کجاست؟
مکس
مکس صبر کن
آهای چیکار می کنی؟
من بن هستم ؛ برادرت
خنده دار بود
جدی میگم ؛ دیشب یک اتفاقی افتاد و من این شکلی از خواب بیدار شدم
خفه شو کنی
و فکر کنم بهتره لباس خوابت رو عوض کنی
شاید صحبت ما باعث این شد
تا همه چیز از نو شکل بگیره
تو گفتی میتونم هر کسی که میخوام باشم و حالا اینجام
توقع داری اینو باور کنم؟
این واقعیته این بدترین داستان تاریخه
درسته ؛ اما داستان های دیشب من هم بد بود
لطفا
مکس ؛ میخوام حرفمو باور کنی
خب حرفت رو باور می کنم مکس لطفا
...من قبلا فکر می کردم که باهات خوب رفتار کنم ؛ اما الان
من اشتباه می کردم
...چطور؟ چطوری نمی دونم ؛ اما حرفمو باور می کنی؟
تو نمی تونی برگردی اونجا ؛ تلاش نکن
...شبیه اون نیست اون؟
آره
No comments yet. Be the first to leave one.