The first 109 lines.
دکتر استیون به بخش ویژه
کارتر ؛اونا تمام تلاششون رو کردند
نه
هزار بار به اون روز فکر کردم
نه اونا به اندازه کافی فکر نکرده بودند
اگه فکر می کردند بابام بهم نمی گفت رهاش کنم
چطوری رهاش می کنی؟
چطور به همه چیزهایی که دوست داری دست نمی زنی؟
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
ببین ؛ من فهمیدم
زندگی ادامه داره
و ما باید یاد بگیریم باهاش حرکت کنیم
اما این آسون نیست
حرکت کردن مسخره است
...اون درباره
به جز اینکه بی حرکت موندن هم چندان حس خوبی نداره
و ما اینو دیدیم خب چیکار می کنی؟
مربی بهم اینطوری گفت : همین الان برو بیرون بدو
دیشب مامانم همینو گفت
چه خبر بن؟
فکر کردم پیش مکس میشینی
آره ؛ تو همیشه کنار مکس می شینی
خب ما که باسن مون به هم وصل نیست
کره بادام زمینی یا هرچیزی روی اون میز هست اینجا هم هست
ناگت مرغ؟ اون با ناگت مرغ میاد
جدی میگی؟ خیلی جدیم
اونو روی سالاد بزار سالاد؟ ژله هم داره
...شرط میبندم حداقل تو پنج کشور نه
اونا ژله رو با ناگت مرغ میخورند
این اصلا منطقی نیست
کارتر ؛من به کمکت نیاز دارم
و من بهت نیاز دارم
فردا منو در مرکز خرید ببین
ممنونم
و تکلیفت چی شد؟
تموم شد عالیه
مشکل چیه؟
من خوبم ؛ موضوع مکسه
انگار به جولیا فکر می کنه
شاید بن دلیلی باشه که اون اینجا میمونه
چیزی که جولیا میگه اینه که من دارم اذیتش می کنم
میدونم اون یک نوجوونه
...میدونی چطوری ولی ما فقط ازش می پرسیم
از تو و بن چه خبر؟
میدونی ؛ من و خواهرام همیشه با هم دعوا می کنیم
چند روز بعدش بی سر و صدا پیش هم برمیگردیم
به نظرت گوشت چیه؟
رفیق ؛ من ؛ من وینگمن میخوام
وینگمن؟ میخوام از مکس برای رقص درخواست کنم
میدونم میخوای چی بگی اما ایده خوبی نیست
درباره چی حرف میزنی؟ اون درونمه
نه نیست ؛ اون هرگز با تو نمیره
تو که نمی دونی میدونم
نه
تو ازم چیزی نمی دونی
من دوست دارم باهات به رقص برم لئونارد
واقعا؟
بهت گفته بودم
مکس؟
جولیا درست می گفت
شنیدی؟ من دلیلی هستم که اون اینجا نیست
همه خواهر برادرها دعوا می کنند
شما فقط چند ماهه با هم زندگی می کنید
اگه اول خودمون رو نبخشیم برای بقیه هم سخته که ما رو ببخشند
بهش وقت بده
اون طرفت میاد
ما اینجا چیکار می کنیم؟ افراد زیادی اینجا تمرین می کنند
روی چهره ها تمرکز کن فقط چهره جزئی
و منحرف نشو
نگران نباش ؛من خودم رو میرسونم
چیکار کردم؟ اون یارو چطور منو پیدا کرد؟ اون کی بود؟
من باید برم صبر کن ؛ آروم باش
...من نامرئی بودم ؛ تو منو لمس کردی و بعدش
ما میتونیم قدرت همدیگه رو از طریق لمس کردن گسترش بدیم ...یعنی
هرگز این کار رو نکن چیکار نکنم؟ نمی فهمم
چه خبره؟ چرا اونا به ما حمله کردند؟
باید توضیح بدی برو خونه بن
صبر کن
قربانی اسکات نیمزه
یک کبودی استخوان، ده ها بخیه و یک دختر که نشون دهنده آسیب های شخصیه
صبر کن ؛ برگرد عقب ؛ سمت اون پسریه که لباس قرمز پوشیده
همینجا نگهش دار
تصویر رو بزرگ کن
معلومه که خودشه
برش گردون ؛ آره ؛ نگهش دار
اون چیه؟ زوم کن
به چی نگاه میکنی؟
میدونی احتمالا هیچی
آره ؛ اونجاست
دقیقا همونی که دنبالش بودم
کی؟ من؟
آره خب میتونی ؛ تو یا کنی یا لئونارد
عالیه ؛ حالا که با هم صادق هستیم
صادق؟ یعنی مثل تو و فیل؟
اون بهت اهمیت میده آره ؛ درسته
برای همینه که اون داره تو مسایل من سرک می کشه
خیلی خب ببین بن اون بخشی از زندگی توئه چه دوست داشته باشی چه دوست نداشته باشی
منظورم اینه که نمی تونم تصور کنم که اون درباره توانایی های تو چه فکری می کنه
این یه تهدیده؟ تهدید نیست بن ؛ باشه؟
من فیلم دوربین امنیتی مرکز فروشگاه رو دیدم
گوش کن ؛ چیزی هست که خطرناکه
چه بخوای اعتراف کنی یا نکنی یک نفر هست که داره دنبالت میاد
من فقط سعی دارم کمک کنم هیچ کاری نمی تونی بکنی
سلام
بیا با یک چیز ساده شروع کنیم چرا ساده؟
تو بهم گوش نمیدی پس شاید به حرف بابات گوش کنی
فکر می کنی این یک شوخیه؟ اون منو تو خیابون نگه داشت
اون میدونه من میتونم تغییر شکل بدم اون همه چیز رو میدونه
No comments yet. Be the first to leave one.