Le prime 200 righe.
چرا انقدر خوششانسیم که توی پورتون زندگی میکنیم؟
چون هر سال
میلیونها پرنده توی کل قاره مهاجرت میکنن
و از روی شهر ما رد میشن
خب، میدونم که خیلیهاتون با خانوادههاتون برنامه چیدین
که... که این آخر هفته برین تماشای پرندهها
پس بذارید یه سری اطلاعات بهتون بدم
پیتر؟ پیتر؟ اوه، کجا داری میری؟
زنگ... زنگ هنوز نخورده
دارم واسه ناهار جیم میزنم
نوبت دکتر دارم
این پنجمین باریه که میرم تماشای پرندهها
دارم با پسرداییهام و مامانم و دوستپسرش میرم
دوستپسرها میتونن آدمهای باحالی باشن، کلارنس
شما با کی میرین تماشای پرندهها، خانم لوئیزا؟
من... اممم
خب، از پسش برمیآم، از پسش برمیآم، حله، حله. خب
به نظرم کاملاً از پسش برمیآی. دیگه حرف نزن
اوه، باشه. و تکون نخور
خب. سوزن رفت تو
عالیه
و حالا فقط کافیه که خیلی ساده
آره... فشارش بدی
عالیه. نه، اصلاً پایین رو نگاه نکن
پایین رو نگاه نکن. دکتر، داری نگاهش میکنی
دکتر، پایین رو نگاه نکن. نه، نه، نه
دکتر، قشنگ داری زل میزنی اون پایین
دکتر، به من نگاه کن. اوه... نه، آخه من، نمیشه
نمیتونم. این دفعه چهارمه
هنوز فایده نداره. من فقط
آخه این چه دکتریه که نمیتونه...؟ اومدم واسه چکآپ
اوه، کرانک
پیتر، باز شروع نکن
علائمم رو توی اینترنت سرچ کردم
دیروز هم یه بار سرفه کردم
با این مچ پای ورمکرده... مچ پات که ورم نکرده
مطمئنم دچار "نارسایی قلبی سیستولیک" شدم
پیتر، دیروز با علائم فروپاشی کامل ریه اومدی اینجا
پریروز هم که تومور مغزی داشتی
جمعه پیش هم که مورد حاد ویروس "اپشتین-بار" رو داشتی
واقعاً وضعیت نگرانکنندهایه
نه. من تا حالا دو بار کامل معاینهت کردم
و هیچ مشکلی نداری جز یه علاقه وسواسیِ مریضگونه
به تشخیصهای ترسناکی که توی اینترنت پیدا میکنی
یعنی چی اونوقت؟
داری تبدیل میشی به یه آدم خودبیمارانگار
و درمانش چیه؟
برگرد سر کلاست. یالله، برو
اسکوربوت چی؟ چک کردیم ببینیم اسکوربوت دارم یا نه؟
این دفعه دیگه مطمئنم که دارم
دکتر بست عزیز
چقدر خوشحالم که بالاخره پزشک خوشتیپ جدیدمون رو میبینم
خب، وقت ویزیت من ساعت ۱ بود
الان ساعت یک و دو دقیقهست و من اصلاً از معطلی خوشم نمیاد
میلیسنت، بشین و انقدر اینور اونور لول نخور
خب آقای دکتر، اگه ممکنه کلاهم رو بگیرید
من خودم میرم توی اتاق معاینه
اون کلافِ شالگردن کیه؟ اگنس کلوف
مهربونترین خانمیه که تا حالا دیدم. عاشقشم
وقتی هفت سالم بود معلم پیانوی من بود
اونم خواهرش میلیسنته. هوم
دکتر! داری لفتش میدی؟
من سوتینم رو باز کردم
لطفاً، این کار رو نکنید
خب، در مورد این دلدردهایی که دارید
اگه با این ضداسیدها تا چند روز دیگه خوب نشد
باید دوباره بیاید اینجا تا آزمایشهای بیشتری بگیریم
ممنونم دکتر. اوهوم
هیچچیزی نمیتونه مانع من بشه
که این آخر هفته نرم تماشای پرندهها
بزمِ سالانهی رنگ و پرِ مادر طبیعت
تا حالا دیدیشون؟ یک بار، وقتی بچه بودم
راستش، تازه یه دوربین شکاری جدید خریدم برای
و آخرین باری که عشقبازی کردید کی بود؟
یه رابطهی جنسیِ شیرین و حیاتبخش
یعنی هیچکس تو زندگیِ این پزشک مجرد و جذاب ما نیست؟
اوه، دکتر عزیز
پرندهها رو باید با هم تماشا کرد
اونم توسطِ دو تا عاشق
بسیار خب. خب، امروز خیلی سرم شلوغه
اه، مریضها منتظرن
اما من، دلم رو صابون زدم که
امسال اون سِسکِ بالطلایی رو پیدا کنم
گریزانترین پرنده توی سه تا قارهست
خب، پس براتون آرزوی موفقیت میکنم
منم همینطور برای شما
میلیسنت، داشتی کراکر میخوردی؟
فلاسکم کجاست؟
اوم
به پورت وِن خوش اومدید
خب، الین، امروز چه برنامهای داری؟
اه، آره، هیچی
هیچ برنامهای ندارم
چه فایدهای داره که یه آدم آشغال، آشغالهای بیشتری تولید کنه؟
چی؟ اوه
اوه
آه... دکتر
آه
واقعاً که دکتر ریس
پرنده آوردن تو مطب؟ چقدر کار احمقانهای بود
روز خوبی داشته باشی
دیدی چی شد؟
راستش، فقط فکر میکنم باید یه کم
عقبنشینی کنم و دوباره ارزیابی کنم. باشه
با اینکه میدونم چقدر داغونکننده
برای طرفدارام تموم میشه
اوهوم. آره
سلام. سلام
دوربین جدید خریدی؟
آره، اینا رو هم تازه گرفتم
برای دیدن پرندهها. آره، منم همینطور
امم. اوهوم
کجا قراره ببینیشون؟ اوه، من، خب
یه مسیری بلدم که صاف میره لبه صخرهها
ویوی عالیای داره. من و مارک همیشه
خواهرای «کلوف» رو هر سال میبردیم پرندهها رو ببینن
اوه، کلوفها
رسم قشنگی داشتیم که با هم میرفتیم دیدن پرندهها
ولی امسال دارم رسمهای جدیدی میسازم
پس خبری از کلوفها نیست
از مارک هم خبری نیست
همم
خب، شاید بهتر باشه... تو میخوای
اوه... اوه
آره. یعنی، دوست داری بیای؟
اوه، راحت میتونیم بریم. آره. آره
درسته. ولی نه یه چیز خیلی رسمی. نه، نه نه
با هم. ولی نه اونجوری. آره. آره
آره. درسته. آره. درسته. ولی نه چیزِ خاصی
پس فردا، شنبه ساعت ۸ صبح؟
میام دنبالت. با ماشینت؟
خب، با بازوهام که نمیبرمت
درسته، امم... منم یه چیزی میارم
برای... برای نوشیدن. منم... ساندویچ میارم
ساندویچ. باشه، ساندویچ
ساندویچ. عاشق ساندویچم
باشه، خب، فردا میبینمت. میبینمت، پس تا اون موقع
خوبه. باشه. خب
خب
اونا تشخیصشون رو بر اساس قد
و وزن و رنگ چشم میذارن
ولی طبق وبسایتِ «دکتردکتردکتر»
من توی «منطقهی خطر» هستم
برای آدمهایی که ممکنه راشیتیسم
پولیپهای عصبی یا ناهماهنگی جمجمه بگیرن
مادرش مجبور بود بره سر کار؟ بله
و گفت اگه پرندهها رو نبینه داغون میشه
اما بعدش سایت CDC رو چک کردم
فکر کنم با یه موردِ «پاروو ویروس» طرف باشم
واقعاً چیز عجیبی میشه، چون این بیماری رو فقط سگها میگیرن
خوندمش. ولی خب مطمئن نیستم
خب، پس ما قراره، اوم
از اون تپه بریم پایین و بعد بپیچیم اونطرف
اوه
یا خدا. آدمهای بیشتر. چقدر عالی
اوه
اوه
آقای دکتر! لوئیزا! درود بر شما
و این فسقلیِ بامزه کیه؟
اوه، ایشون پیتر کرانک هستن
من اختلال گوش میانی دارم. نه، نداری
دکتر، عمه سارای عزیزتون، فرشتهی نجات ما
با مهربانی قبول کردن که امسال ما رو تا صخرهها همراهی کنن
با کمال میل
اوه، چه اکیپِ دلنشینی شدیم
پیتر، میدونستی سال ۱۹۵۱ پرندهها
قرار گذاشتین؟ نه
نه، اصلاً اینطور نیست
هر دومون جداگانه تصمیم گرفتیم
که امروز رو با هم بگذرونیم
اون ناهار آورد و من هم نوشیدنی
پس یعنی همون قرار
خوش به حالتون
سارا؟ فلاسکم
اومدم
آره
انگار معدهت هنوز داره اذیتت میکنه
مطمئنی حالت خوبه؟ شاید بهتر باشه برگردیم
نه، نه، من کاملاً خوبم
هیچچیزی نمیتونه من رو منصرف کنه
از این فرصت برای دیدنِ سِسک بالطلایی
سنجاقکها
میلیسنت، به اون گیاه دست نزن
فکر کنم باید دوشنبه بیای پیشم
میخوام واکنشهای شناختیت رو چک کنم
و چندتا تستِ سادهی سلامت مغز و حافظه ازت بگیرم
دکتر، مغز من مثل ساعت کار میکنه
این چای رازِ منه
پر از مواد مغذیِ مادرِ طبیعته
خودمون دمش میکنیم
اوه، ببین، پرندهها اومدن
اوه. اوه
چقدر قشنگه. وای خدای من
وای خدای من، مارتین. نگاه کن
دقیقاً همونطوریه که یادم بود
اوه
نگاه کن
خانم لوئیزا، دستشویی دارم
اوه، باشه. آره، حتماً
فقط، خب، میتونی بری اونجا توی جنگل
No comments yet. Be the first to leave one.