Best Medicine

Best Medicine

Download Farsi/persian Subtitle

Season 1

Release info

Best Medicine S01E09 1080p WEB h264
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2026-04-25
Downloads: 12
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

SANDS Movie

‫لعنتی.

‫آخ، درد میکنه.

‫تو باید برای آندوسکوپی ‫ به بیمارستان بار هاربر بری.

‫این شاید انسداد روده باشه.

‫این چه کاریه؟

‫خب، من به دکتر دیگه هم ‫برای معاینه پاهام احتیاج دارم؟

‫یکی دیگه برای چشم ‌هام؟

‫آره، دقیقاً همینجوریه.

‫آره، اوه، تو باید همین ‫الان به بار هاربر بری.

‫مگه اینکه اخیراً فاضلاب ‫تخمیر شده خورده باشی.

‫به جهنم!

‫وای، خدای من.

‫ضد عفونی‌ کننده دستم کجاست؟

‫سلام.

‫به بیا با هم باز کنیم، ‫ با الین خوش اومدید.

‫امروز ببینیم چی داریم باز میکنیم.

‫اوه، ضد عفونی‌ کننده دست.

‫الین، چی شده...

‫- دوباره امتحان کن عزیزم. ‫- دیگه امتحان نمیکنیم.

‫وقت تمرین رو از دست نمیدیم.

‫- شب بیداری فرداست. ‫- چی؟

‫همون خوابگاه مدرسه‌ست.

‫همه دانش ‌آموزهای دبیرستانی ‫کیسه خواب می‌برن.

‫بازی میکنن، اوه، همیشه ‫ یه جنگ بالش فوق‌ العاده دارن.

‫من میتونم صبح ‫زنگ بیدار باش رو بزنم.

‫دیگه بس کن.

‫راستش رو بخوای، دکتر؟ ‫تو باید بیای.

‫چون خیلی از بزرگترها ‫واقعاً سرپرستی میکنن.

‫خیلی سرگرم ‌کننده‌ست، شبی که ‫دوباره حس کنی یه بچه کوچیکی.

‫چرا کسی دلش بخواد دوباره بچه بشه؟

‫چون خاطره های خوشی دارن.

‫اوه، من هیچ ‌وقت نوستالژی رو نفهمیدم.

‫دکتر، من باید حق ویزیت رو بدم. ‫ولی این ماه ندارم.

‫نه...

‫لطفاً برتا رو به عنوان پرداخت قبول کن.

‫اون مرغ خوبیه، دکتر. ‫بهترین مرغمه.

‫- خداحافظ، برتا. ‫- نه، نه، نه.

‫ببینیم اینجا چی داریم، اتوسکوپ.

‫ایلین، دنبالش میگشتم!

‫ممکنه شیپور رو پایین بیاری؟

‫رابرت.

‫ونسا، چی، اینجا چیکار میکنید؟

‫منم میتونم همین سوال رو ازت بپرسم.

‫چی، فقط...

‫- دکتر، دکتر! ‫- معمولاً اینجوری نیست.

‫توی دل یه کندوی زنبور افتادم! ‫ بیضه‌ هام دارن میسوزن!

‫نه، نه، برو اون داخل!

‫این دیوونگیه. ‫رابرت، یه کاری کن.

‫نه، من... من اوضاع رو ‫ تحت کنترل دارم، مامان.

‫وای، خدای من، دکتر. ‫اینا مامان و باباتن؟

‫من فرزندشونم، آره.

‫کجا رفت؟

‫بیا، این رو بگیر.

‫کی اتفاق افتاد؟

‫- این حمله به اندام تناسلیت. ‫- همین الان.

‫اون بیمار منه.

‫- لازم نیست... وای. ‫- آره.

‫وای، این تورم قابل توجهیه.

‫هوم.

‫خب، یه کرم هیدروکورتیزون ‫ باید کارت رو راه بندازه.

‫چی؟ نه، آمپول استروئید ‫ به بیضه زودتر التهاب رو کم میکنه.

‫آره، ولی برای بیمار خیلی تهاجمی ‌تره.

‫یه آمپول توی کجام؟

‫ترجیح میدی یه روز یا یه هفته ‫ بیضه ‌هات به اندازه طالبی بشه؟

‫- چی گفتی؟ ‫- چی؟

‫- چی؟ ‫- هنوز بیضه ‌هام میسوزه.

‫احتیاجی به آمپول نیست.

‫برات یه نسخه به داروخانه میفرستم.

‫خب، حداقل برای آروم شدنش ‫ یه کیسه یخ بهش بده...

‫- تورم. ‫- ممنون دکتر.

‫دکتر بستم.

‫- آره. ‫- آره.

‫خیلی ممنونم که همراهی کردید.

‫خب، شما کجا میمونید؟

‫- یه هتل توی بار هار... ‫- چی؟

‫شما باید اینجا بمونید. ‫میتونم اتاق مهمون رو آماده کنم.

‫- اوه، نه، لازم نیست... ‫- نه، واقعاً.

‫- فکر نمیکنم... ‫- هر ثانیه با هم، درسته؟

‫- وقت خانوادگی. ‫- خب...

‫یوهو.

‫باید باهات صحبت کنم.

‫چی میتونه باشه؟ ‫خدای من!

‫آرامش ‌بخشِ نونِ بامبوم.

‫موقعی که داری وسایل رو باز میکنی ‫ از خودت فیلم میگیری؟

‫آره، ولی خب، میدونی، ‫به یه روشِ بامزه.

‫این الان خیلی بزرگه.

‫- اوه، تو خیلی بامزه ‌ای. ‫- هوم.

‫ولی نه اون بامزه ای که فکر میکنی.

‫- اوه، چی؟ ‫- صداقتِ رادیکال.

‫این اساسِ مطبِ روان پزشکیمه.

‫- قابلی نداشت. ‫- ونسا.

‫اوه.

‫ممنونم.

‫اخیراً متوجه یه چیز غیر عادی ‫توی رابرت شدی؟

‫نه، منظورت چیه؟

‫حرکات خشک؟ ‫ تیک ‌های فیزیکی؟

‫منظورم اینه که باباش پارکینسون داشت، ‫مامانش زوال عقل داشت.

‫ممکنه مستعد بیماری ‌های عصبی باشه.

‫پدرت کاملاً سالمه، مارتین.

‫و همین.

‫خب، ممنونم که به دیدنم اومدی، لوئیزا.

‫- البته، البته. ‫- خبر فوق‌ العاده ‌ای دارم.

‫اوه، ما پول کافی برای ‫ نجات مدرسه جمع کردیم.

‫در واقع، تو مدیر جدیدی.

‫- اوه، چی... ‫- تبریک میگم.

‫آره، من استعفا دادم.

‫- اوه. ‫- آره، دنبال موقعیت بهترم.

‫و، ام، کسی شایسته ‌تر ازت ‫برای مدیر جدیدمون نیست.

‫وای، خدای من.

‫من، خدای من، کلی سوال دارم.

‫کی، کی، کی این شروع میشه؟

‫- فوراً. ‫ - اوه.

‫همچنین، یه نکته جانبی، ‫مدرسه آخر ترم تعطیل میشه.

‫- هیئت مدیره مدرسه تصمیم گرفت. ‫- چی؟

‫اوه، وایسا، پس...

‫پس تو داری سرت رو ‫از این کار بیرون میکشی؟

‫- آره. ‫ - ولی...

‫ولی شب بیداری، فردا شبه...

‫اوه.

‫آره، منتظر میمونی تا بعداً بهشون بگی؟

‫- چی؟ ‫- یا نگو.

‫میدونی، میتونی بذاری ‫ این ترمشون تموم بشه.

‫یه ایمیل بفرست. ‫میدونی، خودشون میفهمن.

‫وایسا، من باید بهشون ایمیل بزنم؟

‫مگه تو مدیر نیستی؟

‫درسته.

‫اوه، تقریباً یادم رفته بود.

‫من حتی صندلی رو هم نمیگیرم؟

‫خب، چرا یهو سر زده اینجایید؟

‫خب، میخواستیم بفهمیم که ‫ چرا همه‌ ‌چی رو ول کردی.

‫الان، تو یه شغل پر رونق داشتی، ‫یه خونه شهری توی کمبریج...

‫و الان با مرغ ها و شیپورها و مردهایی ‫با بیضه ‌های خربزه ‌ای اینجایی.

‫احتیاج به تنوع داشتم.

‫- تنوع؟ ‫- آره.

‫اصلاً میدونی چقدر برامون شرم ‌آوره؟

‫هر مراسمی، همه همکارها، همه دوست و آشناها، ‫همشون میخوان بدونن چی شده، چی خراب شده.

‫مادر بیچاره‌ت.

‫بدون اینکه سؤال ‌پیچش کنن. ‫نمیتونه به آرایشگاه بره.

‫از این وضعیت موهام ‫دیگه جونم به لبم رسیده.

‫میدونم عزیزم.

‫خب، متأسفم که براتون انقدر ‫سخت بوده و برای موهات.

‫ببخشید.

‫ظاهراً فقط همین موقع ‫ میتونستن لوله‌ ها رو درست کنن.

‫بحث رو عوض نکن، ‫چی شده بود؟

‫من، ام...

‫- اوه، این غیرقابل تحمله! ‫- این حمله به گوشه!

‫- رابرت. ‫- چیه؟

‫- سرت. ‫- سرم چی شده؟

‫- ونسا. ‫- چیه؟

‫- باید معاینه‌ت کنم. ‫- مسخره‌ نباش.

‫اوه، خواهش میکنم، تمومش کن.

‫همینه، همینه. ‫برو بیرون.

‫- فکر نمیکنی باید... ‫- برو بیرون، بیرون، بیرون!

‫تموم شد.

‫از کی این کار رو شروع کرده؟

‫اوه، میدونی، اون میتونه ‫ از هر چیزی رد بشه و بخوابه.

‫چی؟

‫ببین، حالش خوبه.

‫چی گفتی؟

‫لعنتی!

‫من، ام، معمولاً پیاده ‌روی ‫ صبحگاهیم رو تنها میرم.

‫خب، فقط خواستم ‫ مطمئن بشم گم نمیشی.

‫اینجا؟

‫شهر حتی کوچیک ‌تر از ‫اون چیزیه که یادم بود.

‫ولی به همون اندازه مسخره‌ست.

‫این سگ مال کیه؟ ‫چرا داره دنبالمون میکنه؟

‫هیچ ایده ‌ای ندارم.

‫تا الان این سگ رو توی عمرم ندیدم.

‫اوه، حیوون کثیف.

‫رابرت، دیشب کجا رفتی؟

‫از پله‌ ها بالا رفتم به چپ ‫ پیچیدم و زیر لحاف رفتم

‫ولی این حقیقت نداره، من...

‫من دیدم که سوار ماشین شدی. ‫ یادت نمیاد؟

‫گوش کن، من هنوز باباتم.

‫اگه میگم بیرون نرفتم، ‫یعنی بیرون نرفتم.

‫- خب، متاسفم، ولی من... ‫- اوه، توله سگ کثیف.

‫خب، حق باهاشه.

‫برو، برو!

‫فقط برو.

‫لباس خواب، چقدر جذاب.

‫- چرا؟ ‫- امروز شب بیداریه.

‫- ام، بهتر از روزِ لخت بودنه. ‫- نه، اون ماه بعدیه.

‫- شوخی کردم. ‫- من روزِ شب بیداریم رو یادمه.

‫پاملا کارت ‌رایت من رو توی کمدِ ‫ هفت دقیقه توی بهشت بوسید.

‫- هی. ‫- با زبون.

‫دکتر، خاطره‌ مورد علاقه مدرسه‌ت چیه؟

‫روزی که مدرسه رو ترک کردم ‫ چون دوست دارم بزرگسال باشم‌‌...

‫لباس بزرگسال بپوشم ‫و کارهای بزرگسال کنم.

‫چی داریم؟ ‫گوشی پزشکی!

‫- وای. ‫- بهم بدتش.

‫یه آبجو بده!

‫وای، سارا؟

‫برادر عوضیم و زن جادوگرش ‫دارن به دیدنم میان.

‫یازده ساله ندیدمشون.

‫- دارن نقشه میکشن. ‫- یا دلشون برات تنگ شده.

‫- نه، نه. ‫- نه.

‫گرمای وجودشون به اندازه سرمازدگیه.

‫بیا، این پنیر کبابی رو امتحان کن.

‫- ام. ‫- توش چیه؟

Best Medicine subtitles in other languages

More Farsi/persian subtitles for Best Medicine

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left