200 baris pertama.
ت
تر
ترج
ترجم
ترجمه
ترجمه ا
ترجمه از
ترجمه از س
ترجمه از سا
ترجمه از سای
ترجمه از سایو
ترجمه از سایوا
ترجمه از سایوان
تقدیم به همه پارسی زبانان جهان
بذارید بگم اولین بار چطوری با جی براون آشنا شدم
اون موقع عاشق میزهای وی آی پی بودم، شلوارهای فاقکوتاه میپوشیدم و تازه یه نقش کوتاه توی سریال «انتراژ» بازی کرده بودم
سلام- سلام-
دنبال بابام میگردیم دیدیش؟
اوه، آره، آره
توی دفتر مربیه داره سر برادرات داد میزنه
اما زمانیکه شب دِرَفت تو اتاق تصمیمگیری نشستم
تازه با هم دوست شدیم
تمام شب بیدار موندیم و درباره بسکتبال و قسمت آخر «مَد مِن» حرف زدیم
هی
بعد از اون به هم تکیه میکردیم
یه بخشی از وجودم کنجکاو بود بدونه بودن با اون چه شکلی میشه
ولی اون جمله معروف چیه؟ آدم درست، زمان غلط
باشه
ممنون
شاید هیچوقت قسمت نبود با هم باشیم
اوه، چای سبز، یه کم شیر جو دوسر بدون شیرینکننده برای جی؟
یا شاید هم قسمت هست؟
جی! چی؟- هی-
اینجا چیکار میکنی؟- من، اِم... تازه رسیدم شهر-
آره، ما، اِم، قبل از پلیآف چند روزی تعطیلی داریم
و اولیویا اَن میخواست دخترا برای معافیت
واکسنشون برن پیش دکترشون توی اِلاِی
خب، خیلی خوشحالم میبینمت- آره، بابت فصل فوقالعادهتون تبریک میگم-
اوه، ممنون
...اِم، آره، دفاعتون... دفاعتون
میدونی، ببخشید، از نظر جسمی قادر نیستم از بوستون تعریف کنم
چقدر اینجا میمونی؟- .... زیاد نه، ولی خیلی دوست دارم-
ببخشید، یه لحظه
مسائل کاریه
باید برم، ببخشید- اشکالی نداره-
یه فِراپه کارامل با خامه اضافه و چهار تا کیکپاپ تولد برای آیلا
ها
چهار تا؟- من اینو سفارش ندادم-
گرداننده
الی، دارم بهت میگم، چند ثانیه مونده بود ازم بخواد بریم بیرون
واقعاً؟ بیشتر شبیه اینه که تو چند ثانیه مونده بود بدنت رو تقدیمش کنی
الی، اون یه سکوت معنادار بود حالا میفهمم معنیش چیه
فکر کنم بالاخره نوبت ماست
همم
باشه، این «همم» خیلی قضاوتگرانه بود
تو تازه از یه رابطهی هشتساله اومدی بیرون یکم خوش بگذرون
دارم سعی میکنم خوش بگذرونم، الی دارم سعی میکنم با جی خوش بگذرونم
آیلا، اولین رابطهات بعد از لِو باید بیدردسر باشه
یکی که دیگه هیچوقت نبینیش
میدونی، مثل اون یارو وقتی وگاس بودیم
یا اون یارو تو کابو یا اون یکی یارو تو کابو
باشه، گرفتم چی میگی من یه هرزهی بازنشستهام
و وقتشه به خیابونها برگردی پس لطفاً به جی پیام نده
یا براش ریلزهای توطئهای تو اینستاگرام بفرستی
الی، غرق شدن تایتانیک یه حادثه نبود
مدرک هست- اوه... من دارم میرم-
حس خیلی خوبی دارم صدر جدول پلیآف رو قطعی کردیم
تامی و تراویس دارن با هم خوب بازی میکنن
و نِس دیگه از دستشویی با فیستایم بهمون زنگ نمیزنه
باید یه فکری بکنیم چون دفتر من آنتن نمیده
قبل از اینکه شامپاین باز کنیم، یه مشکل احتمالی هست که باید مطرحش کنم
اِل اِی اِسنوکتز میخواد قرارداد اجارهشون رو فسخ کنه تا بتونن توی سالن جدید «کال سِنتر» بازی کنن
چی؟
چی؟- مکشِیهای لعنتی-
فقط یه سال از قراردادشون مونده، فکر کردن کی هستن؟
جدی میپرسم، کیان اصلاً؟
مکشیها، صاحبهای تیم هاکی اِل اِی اِسنوکتز هستن
چندین دههست بازیهای خونگیشون رو توی سالن ما برگزار میکنن
خانواده هامون هیچوقت با هم کنار نیومدن
چون بابابزرگشون از فروش مرکبات کالیفرنیا پولدار شده بود
و به بابابزرگ ما به چشم حقارت نگاه میکرد
چون ثروتش رو از دزدیدن حوالههای وسترن یونیون به دست آورده بود
حالا هم بهمون حسودی میکنن چون بهترین تیم لسآنجلس مال ماست
و اونا چی دارن؟ هاکی
یه فکری دارم
جکی، یه فکس براشون بفرست بنویس: بخورینش
بچهها، منم به اندازه شما ازشون متنفرم، ولی اینجا گزینههای زیادی نداریم
به نظرم باید بابت نقض قرارداد ازشون شکایت کنیم
اگه ازشون شکایت کنیم، یه سال دیگه در هر صورت میذارن میرن
اجارهشون ۲۵ درصد درآمد سالن ما رو تشکیل میده
هرچقدر هم که مزخرف باشن، باید کاری کنیم بمونن
آره، خب، من با لوک مکشی حرف نمیزنم
دبیرستان که تقلب کردم، منو لو داد
من با لوک حرف میزنم
کم گوردون
کمکی از دستم برمیاد؟
من میسی فارنیولیام از اداره نظارت قضایی لسآنجلس
این یه تست تصادفی مواد در محل کاره که به دستور دادگاه شهر لسآنجلس انجام میشه
داری شوخی میکنی؟ امروز جمعهٔ نیکه، خجالت بکش
من بدون ادرار تو نمیتونم از این ساختمون برم
همکاری نکنی، یعنی شرایط آزادیِ مشروطت رو نقض کردی
باشه
باید چند تا جلسهمو عقب بندازم، پس مجبوری منتظر بمونی
باشه
مأمور مواد عوضی
آره، این که توهین نیست، من واقعاً مأمور مواد مخدرم
پیامت رو دیدم، چی شده؟
طبیعی رفتار کن
لازمه توی این لیوان بشاشی- من وقتی رسیدم اینجا خالی کردم-
چی؟ مگه برای چی بهت گفتم بیای اینجا؟
فکر کردم که عجیبه
ولی رابطهمون هنوز خیلی جدیده که بخوام سؤال بپرسم
باید چند قطرهٔ دیگه هم بچلونی زودباش
لوک مکشی، خیلی وقته ندیدمت
....اوضاعِ
نمیتونی جملهتو تموم کنی چون هیچی از من نمیدونی؟
بیخیال، ما دهههاست دوستیم- واقعاً؟-
پس واسه همین تو و برادرات «گِیِ حالبههمزن» صدام میکردین
من گیام، پس میتونم بخندم- و منم داشتم به یه چیز دیگه میخندیدم-
خب، لوک، چی کار میتونیم بکنیم که توی ورزشگاه نگهت داریم؟
میخوای بدونی بهترین بخش ورزشگاه جدیده چیه؟
نه جایگاههای ویآیپیه نه رختکنهای فوقمدرنش
اینه که دیگه هیچوقت مجبور نیستیم با شما آشغالها سر و کله بزنیم
آشغالها؟- آشغالها-
لازمه یادت بندازم که صاحب یه تیم هاکیای؟
وای خدای من، شروع شد
بابات پنجاه سال پیش یه تیم بسکتبال ارزونقیمت خرید
حالا فکر میکنی باکلاسی؟
ولی هنوز همون عوضیهای بیسر و پایی هستین که همیشه بودین
فکر نکنم مامانت اون هفتهای که کاملاً اتفاقی با بابام
تو هونولولو بودن فکر میکرد بابام عوضیه
اون رفته بود یه بازیکن رو زیر نظر بگیره
آره، درسته، چون کلی بازیکن هاکی معروف تو هاوایی داریم
میدونی چیه؟ موفق باشی که سالی ۴۵ شب ورزشگاهت رو پر کنی
موفق باشی واقعاً- ازت شکایت میکنیم-
هنوز یه سال از قراردادت مونده- امیدوارم تیمت رو هم اینطوری اداره نکنی-
ما توی پلیآفیم، برای اداره کردن یه تیم هاکی چی لازمه؟
فقط میری تو یه بار و میبینی کی اونقدر
احمقه که حاضر باشه روی یخ مردم رو کتک بزنه؟
میدونی چقدر باید هماهنگی بدنی داشته باشی که هم اسکیت کنی هم با چوب، پاک رو کنترل کنی؟
نه، چون من باحالم و محبوبم- شماها فکر میکنین از ما بهترید-
خانوادهی من میتونه خانوادهی تو رو تو هر ورزشی شکست بده، حتی بسکتبال
میخوای شرط ببندی؟- آره-
گوردونها مقابل مکشیها، تو یه بازی بسکتبال ما ببریم، تو یه قرارداد اجارهی جدید امضا میکنی
چی؟ این دیوونگیه، چرا باید همچین چیزی رو قبول کنم؟
چون اگه شما ببرید، میذارم زودتر از موعد از قراردادتون خارج بشید
آیلا- وایسا ببینم-
وگرنه سالها تو دادگاه گیر میافتی و زیر بار هزینههای حقوقی له میشی
این فرصتته، لوک، که یه بار برای همیشه ثابت کنی از ما بهتری
ما ببریم، خلاص میشیم، صد درصد؟
صد درصد- باشه-
برد راحتی قراره باشه
آقای گوردون، دوازده دقیقه شده
من فقط ادرار لازم دارم
آمادهای؟ یک، برو، بپر- نمیتونی تا یک بشمری-
پس با شماره دو انجامش بده ....یک، دو، خدایا، تو
من نمیترسم بیام اون توها من دیگه همهچی رو دیدم
بپر، اونقدرها هم بلند نیست
باشه، دارم میام تو
بچهها چهار ساله و دو سالهان
نمیتونیم بذاریمشون رژیم بگیرن، مادربزرگ
جکی؟ چی شده؟
بفرما
حسابی داغه، مخصوص خودت
پس مکشیها با یه قرارداد اجارهٔ جدید موافقت کردن
واقعاً؟- دسخوش، آبجی-
هنوز حرفش تموم نشده
به شرطی که ما به عنوان یه خانواده توی یه بازی بسکتبال پنجبهپنج شکستشون بدیم
یا عیسی مسیح- چی؟-
دیوونه شدی؟ تا حالا بازی کردن سندی رو دیدی؟
لوک میخواست بره
و هیچ تیم هاکی دیگهای هم توی لسآنجلس نیست که جایگزینشون کنیم
باشه، بیاین درست بهش فکر کنیم
خب، نس که معلومه میتونه بازی کنه، منم نسبتاً خوبم
آیلا، تو هم وقتی نفخ نداری خوبی
درسته- فکر کنم جکی رو باید خط بزنیم-
وایسا ببینم، جکی کجاست؟- رفته درمانگاه فوری-
واقعاً؟
گفت پنجرهی دستشویی رو باز کرده که یه پرنده رو نگاه کنه، بعد افتاده پایین
چی؟- باید اون بالا توری نصب کنیم-
همهمون پرندهها رو دوست داریم ولی داداشهامون رو بیشتر دوست داریم
پس قراره چهار نفره مقابل پنج نفر بازی کنیم؟ مکشیها لهمون میکنن
اگه بگیم مارکوس برادر ناتنیمونه چی؟
آخه بابا زنهای سیاهپوست رو دوست داشت
بهش فکر کردم، نه باید اقوام خونی باشه
خب، پس فقط یه گزینه برامون میمونه
کس دیگهای نیست؟
اَه
بنی، خیلی ممنون که اینقدر سریع خودتو رسوندی
مشکلی نیست، دخترعمو
راهی نبود تا اینجا
بنی، چه خبر مرد؟ چطوری؟
تازه یه استارت آپ جدید راه انداختم، کل وقتم رو گرفته
تو حوزه تکنولوژی؟- آبنبات اسکیتِلز-
فروشگاه «اِم اَند اِم» رو میشناسی؟ میخوام همون ایده رو، ولی برای اسکیتلز اجرا کنم
اوه
وای خدای من
یا عیسی مسیح- اوه-
نخورش! این سرمایه اولیه کوفتیمه، مرد
بنی، باید کمکمون کنی تو یه بازی
No comments yet. Be the first to leave one.