Resident Alien

Resident Alien

Farsi Persian felirat letöltése

2. évad

Kiadási információk

Resident Alien S02E03 Girls Night 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Resident Alien S02E03 Girls Night 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Resident Alien S02E03 Girls Night 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Resident Alien S02E03 Girls Night 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Resident Alien S02E03 Girls Night 1080p AMZN WEB DL DD 5 1 x265-Kronos
Resident Alien S02E03 Girls Night 1080p WEBRip HEVC x265-RMTeam
Resident Alien S02E03 Girls Night 720p WEBRip HEVC x265-RMTeam
Resident Alien S02E03 Girls Night WEBRip XviD-RMX
Resident Alien S02E03 WEBRip x264-ION10
Resident Alien S02E03 Girls Night 1080p AMZN Webrip x265 10bit EAC3 5 1-JBENT [TAoE]
Kommentár Bahador18B
█⫸ صاحب و بهادر | 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐦𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦

Címkék

webrip
web
BRip
XviD
720p
720
x265
HEVC
x264
2CH
1080
AC3
Közzétéve: 2022-02-10
Letöltések: 57
Hallássérülteknek: No

Farsi Persian felirat előnézete

Az első 200 sor.

‫آنچه در «شهروند بیگانه» گذشت...

‫از سفینه‌م فقط همین مونده.

‫چون رفتی فضا اینجوری شدی.

‫فکر نمی‌کنم فضا اینطوری باشه.

‫- پس دیگه چی می‌تونه باشه؟ ‫- هیچی به ذهنم نمی‌رسه.

‫کار اون کوچولوی کثافته.

‫یادم رفته بود بهت بگم، ‫مردم من دارن میان همه رو بکشن.

‫تو آدم فضایی هستی، ‫پس زنگ بزن به خونه‌ت.

‫بهشون زنگ بزن و بگو نیان.

‫سعی می‌کنم بیسیم بسازم ‫و با مردمم تماس بگیرم.

‫دولت دنبالشه.

‫می‌دونن که من می‌دونم اون کیه.

‫چی؟

‫اون‌ها برگشتن پایگاه‌شون...

‫و الانم دارن اینور و اونور می‌رن دنبالش می‌گردن.

‫از کجا می‌دونین پایگاهشون کجاست؟

‫ما روش‌های خودمون رو داریم.

‫- سلام، آستا. ‫- باید با دکتر وندراسپیگل...

‫در مورد اون پای قطع‌شده صحبت کنیم.

‫خود خودشه.

‫سم بوتولینوم... سلاح قتل.

‫- وای نه. ‫- کجاست، آستا؟

‫توی زیرزمین قایم شده.

‫دکتر وندراسپیگل!

‫- وای، اسلحه واسه چیه؟ ‫- آستا؟

‫الان چه‌جوری اینجوری شد؟

‫ ‫

‫اون کم‌نوره که اونجاست مریخه...

‫خدای جنگ.

‫و اون طرف زهره‌ست، الهۀ باروری.

‫زهره با آلتِ مرد هم قافیه‌ست.

‫دارسی، جودی، خنده‌دار نیست.

‫دختری که قهرمان باشه هم داریم؟

‫اولیویا بیکر، قبل از حرف زدن ‫دست‌مون رو بالا بردیم؟

‫بن که دستش رو بلند نکرد.

‫بن داره سعی می‌کنه قاطع‌تر باشه...

‫پس واسه اون ایرادی نداره.

‫وای، اون چیه؟

‫- بریم! ‫- آستا، کایلا، بیاین!

‫- چه باحال! ‫- صبر کنین!

‫آهای! هیچ‌وقت آتیش رو ‫بدون مراقب ول نکنین.

‫من می‌مونم.

‫خیلی ‌خب، صبر کنین. ‫منم باهاتون میام.

‫من نگاه کردم ولی چیزی نبود.

‫- چیزی ندیدم. ‫- من دیدم. من یه چیزی دیدم.

‫اولیویا بیکر، خوب می‌دونی که آدم نباید دروغ بگه.

‫واقعاً چیزی دیدی؟

‫نه.

‫باشه.

‫«کاری از بهادر و صاحب» ‫«Bahador_Sub & @SAHEB2485@»

‫دکتر وندراسپیگل!

‫دکتر وی!

‫کدوم گوریه پس؟ ‫لعنت!

‫فوراً دست‌هات رو ببر بالا سرت.

‫به اتهام قتل سام هاجز بازداشت هستین.

‫چی؟ چه خبره، هری؟

‫اول باید منو بگیرین.

‫وای لعنت! ‫لعنتی!

‫معاون، با یه گرگینه طرفیم!

‫وای خدایا! وای خدای من! ‫آهای!

‫بهش شلیک نکنین!

‫چرا نکنیم؟ ‫اینکه انسان نیست.

‫باید یه گلولۀ نقره به این...

‫گرگینۀ زال حرومزاده شلیک... ‫(اختلال آلبینیسم یا زالی)

‫بس کنین، نزنین!

‫نه، اگه شما کاریش نداشته باشین، ‫اونم با شما کاری نداره.

‫اون آدم فضاییه!

‫می‌دونستم وجود دارن.

‫می‌دونی چیه؟

‫به‌نظرم باید به سلامتی خودمون بنوشیم.

‫در پروندۀ قاتل صاحب پای قطع شده ‫کارت خوب بود، معاون.

‫خوبه که حالا می‌تونیم ‫به کارهای دیگه رسیدگی کنیم.

‫ممنون، قربان. ‫شما هم همینطور.

‫من نمی‌خوام «پا»ـم رو بکنم...

‫توی دهنم... ‫(باعث خجالت خودم بشم)

‫ولی فکر می‌کنم لیاقتش رو ‫داریم که بیشتر بیکن بخوریم.

‫و شایدم افزایش حقوق واسه من!

‫آها! می‌دونی چیه؟

‫بهش فکر که میکنم ‫کاملاً درست می‌گی.

‫می‌خوام بگم که وقتش همین الانه، ‫و کاملاً لیاقتش رو داری.

‫یه مقدار دیگه بیکن سفارش می‌دیم.

‫صبح بخیر، دکتر وی.

‫سلام علیکم.

‫سلام... علیکم.

‫وای، به گمونم جواب داده.

‫من آدم فضایی‌ام.

‫ما می‌تونیم خاطرات مردم رو به‌خوبی تغییر بدیم...

‫تا با اهداف‌مون جور دربیان.

‫اون‌ها دیگه‌ مشکل‌ساز نمی‌شن.

‫معاون، سوار ماشین بشیم...

‫و بریم خونۀ دکتر وندراسپیگل.

‫باید در مورد یه‌چیزایی ‫مربوط به قتل باهاش حرف بزنیم.

‫کلانتر مایکل تامپسون، ‫معاون اولیویا بیکر...

‫مأمور مخصوص، فیشر هستم، از اف‌بی‌آی.

‫دنبال قاتل پایِ قطع شده هستیم.

‫الان چند وقتی شده که...

‫حرکات شما رو دنبال می‌کردیم.

‫و باید بگم، شما دوتا کارتون عالیه.

‫ممنون. باعث شدین احساس خوبی ‫به خودم داشته باشم...

‫واسه همین... حرفی که قراره ‫الان بزنین رو قبول می‌کنم.

‫اگه به‌خاطر هر دوی شما نبود ‫تحقیقات‌مون انقدر جلو نرفته بود.

‫ولی وقتش رسیده که مسئولیت ‫این پرونده کلاً با ما باشه.

‫خب، اگه قراره شما مسئولش باشین...

‫ما دیگه نباید درموردش تحقیق کنیم.

‫دقیقاً. فقط می‌تونم یه چیز ‫درمورد پرونده بهتون بگم.

‫قاتل... هری وندراسپیگل نیست.

‫خوش‌شانسی که باورشون شده.

‫وقتی تو یخچال گیر افتاده بودیم...

‫من دیدم که آدم فضایی‌ای.

‫چرا حافظۀ منو تغییر ندادی؟

‫چون دیگه‌ تنها نیستم.

‫اگه بخوای می‌تونی ازم تشکر کنی.

‫واسه چی؟

‫من مردی که دوستت... یعنی سم رو کشت، کشتم.

‫خواهش می‌کنم.

‫- خب، هری... ‫- هوم؟

‫اینجوری‌ هم قاتل حساب می‌شی.

‫نه. من قاتلِ قاتل هستم. ‫خیلی فرق داره.

‫می‌تونی هر چقدر می‌‌خوای ‫کشتن یه قاتل رو توجیه کنی.

‫ولی حدس بزن مشکل کجاست.

‫ابیگیل هاجز هنوزم متهم ‫به قتلی‌ـه که مرتکب نشده.

‫که چی؟ ‫تو حتی ازش خوشتم نمیاد.

‫تو چه مشکلی داری؟

‫واقعاً هیچ حس همدلی‌ای به دیگران نداری؟

‫مشکل من نداشتن این حس نیست.

‫اتفاقاً خوبیم اینه که همچین حسی دارم.

‫شاید باید سعی کنی...

‫خودت رو جای دیگران بذاری. ‫(پات رو تو کفش دیگران کنی)

‫عُق! کفش دیگران بوی پایِ ‫آدم‌های دیگه رو می‌ده.

‫سلام، من بن هاثورن هستم...

‫شهردار پیشنسِ آرامش‌بخش در کلرادو...

‫جایی که بعضی وقت‌ها اتفاقات بدی می‌افته...

‫ولی آرامش‌ اینجا زیر سؤال نمی‌ره.

‫بعضی از بلندترین قله‌های کلرادو...

‫دقیقاً اینجا در پیشنس هستن، ‫ولی می‌دونین چی اینجا پایینه؟

‫میزان مرگ و میر.

‫به‌نظرم نباید بگی «مرگ و میر».

‫- نگم؟ ‫- نه.

‫خوب نیست؟ راست می‌گی، ‫یه‌کم زیادی ‌تاریکه.

‫- اوهوم. ‫- آره. الکسا؟

‫چه کلمۀ دیگه‌ای به‌جای «مرگ و میر» هست؟

‫مترادف‌های کلمه «مرگ و میر» به‌معنیِ «مرگ»...

‫«تلف شدن»، «کشتار» و «مردن» هستن.

‫الکسا، کافیه.

‫می‌دونی چیه؟

‫به‌نظرم اصلاً درمورد مرگ حرف نزنیم.

‫- آره. ‫- آره، مثبت صحبت کنیم.

‫- آره، صحبت رو سنگین نکنیم. ‫- خودمونی صحبت کنیم.

‫- آره ‫- باشه. چطوره...

‫بهتره چیزای دیگه رو امتحان کنم.

‫به پیشنس بیاین.

‫ما یه باجه تلفن داریم که هنوز کار می‌کنه.

‫یه دندونپزشک خوب داریم.

‫از وقتی که ماری‌جوانا رو قانونی کردیم...

‫میزان بستری شدن بر اثر مصرف شیشه خیلی کم شده.

‫پس برای یه تفریح...

‫خانوادگی خوب و سالم به پیشنس بیاین، خب؟

‫آخ!

‫اون چه‌جوری افتاد پس‌زمینه؟

‫می‌ببینی، عزیزم... واسه همین ‫گفتم از «فضای ابری»...

‫برای این‌ها استفاده نکن... امن نیست.

‫اوه، انقدر سختگیر نباش.

‫بدترین اتفاقی که ممکنه بیفته چیه، هان؟

‫یکی اکانت ما رو هک می‌کنه...

‫و عکس‌های بازی ارباب و بردۀ غیرعادی ما رو می‌بینه؟

‫- بازی ارباب و برده چیه؟ ‫- چیزه... بازی...

‫- بازی جدید گرفتیم؟ ‫- هیچی نیست.

‫هیچی نیست. ‫نه، بازی نگرفتیم، باشه؟

‫برو اتاقت رو تمیز کن... ‫دختر عموم، کارلین شب میاد.

‫می‌تونم با تو و دختر عموت ‫ارباب و برده بازی کنم؟

‫نـه!

‫چون می‌خوایم بریم پیاده‌ر‌‌وی.

‫تو برو اتاقت رو تمیز کن.

‫ساختن بیسیم چقدر طول می‌کشه؟

‫- من می‌تونم کمک کنم؟ ‫- هاها! هاها!

‫نمی‌دونم. یه خوک تازه به‌دنیا اومده ‫می‌تونه در عمل جراحی قلب کمک کنه؟

‫خیلی خب، قبل ازینکه هُلِت بدم ‫جلوی ماشین‌هایی که رد می‌شن...

‫شاید بخوای یه استعارۀ دیگه پیدا کنی.

‫فقط قصدم نجات نسل انسان‌هاست.

‫مشکلم اینه که زمان زیادی ‫واسه ساختش ندارم...

‫و تکنولوژی انسان‌ها هم خیلی محدوده.

‫نمی‌دونم بهت چی بگم، هری.

‫خلاقیت به‌خرج بده.

‫«ئی.تی» تو فیلمِ «موجود فرازمینی» ‫از یه بیسیم اسباب‌بازی استفاده کرد.

‫ئی.تی احمق بود.

‫واضحه که سکسی بود.

‫خیلی جذاب بود...

‫ولی ‌‌خیلی خنگ بود.

‫خب، حداقل حالا که مشکل سوابق جنایی‌ـت...

‫حل شده، حواس پرتی‌کمتری داریم.

‫تقریباً حل شده.

‫- حالا حل شد. ‫- شوخی می‌کنی؟

‫شاید یه سم کشنده رو جایی که هر بچه‌‌ای...

‫می‌تونه براش داره، نندازی بهتر باشه.

‫این همه سریال «نظم و قانون» تماشا کردی...

‫نفهمیدی که مدرک جرم رو تو سطل آشغال نمی‌ندازن؟

‫حالا احمق کیه؟

‫هنوزم ئی.تی‌ـه.

‫احمق خوشگل.

‫چیه؟

Hozzászólások

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left