Resident Alien

Resident Alien

Farsi Persian felirat letöltése

2. évad

Kiadási információk

Resident Alien S02E06 An Alien in New York 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Resident Alien S02E06 An Alien in New York 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Resident Alien S02E06 An Alien in New York 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Resident Alien S02E06 An Alien in New York 720p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Resident Alien S02E06 An Alien in New York 1080p WEBRip HEVC x265-RMTeam
Resident Alien S02E06 An Alien in New York 720p WEBRip HEVC x265-RMTeam
Resident Alien S02E06 An Alien in New York 1080p WEB-DL x264 PaHe
Resident Alien S02E06 An Alien in New York 720p WEB-DL x264 PaHe
Resident Alien S02E06 An Alien in New York WEBRip x264-ION10
Resident Alien S02E06 An Alien in New York WEBRip XviD-RMX
Kommentár Bahador18B
█⫸ و بهادر DeadstaR | 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐦𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦

Címkék

webrip
web
x264
BRip
720p
720
x265
HEVC
Web-DL
web-dl
WEB-DL
1080
XviD
Közzétéve: 2022-03-03
Letöltések: 52
Hallássérülteknek: No

Farsi Persian felirat előnézete

Az első 200 sor.

‫آنچه در «شهروند بیگانه» گذشت...

‫- چی کار می‌کنی؟ ‫- ببخشید.

‫- من متأهلم. ‫- ببخشید.

‫توپت رو پس نمی‌دیم.

‫یه جایی قایمش کردم که هیچ‌وقت پیداش نمی‌‌کنی.

‫مورفی کجاست؟

‫«اگه می‌خواین سگ‌تون رو ببینین...

‫توپ‌ من رو پس بدین.»

‫توپ!

‫کی برش داشته؟

‫الان یه سیگنال دریافت کردیم...

‫خطوط رمزگذاری شده‌ست،‏ ‫ولی مشخصاتش برای بیگانه‌‌هاست.‏

‫جدی؟ ‫چی می‌گه؟

‫یه شماره تلفنه...

‫از نیویورک.

‫پیتزا دملیو، خیابون سوم شرقی.

‫وسایلت رو جمع کن. ‫می‌ریم نیویورک.

‫باز کن، منم.

‫هری.

‫- سم؟ ‫- دیگه‌ نمی‌تونم به این کار ادامه بدم.

‫کنترل شرایط از دست‌مون در رفته.

‫خیلی خب، آروم باش. ‫چی... چی شده؟

‫ ‫چیزی که شده اینه.

‫قراره این تهدیدی چیزی باشه؟

‫همین چیزا رو برای منم فرستادن...

‫عکس‌های ایزابل و لایزا.

‫وقتی به اون خیریه در نیویورک رفتیم...

‫گفتن پول برای کلینیک‌ـه...

‫اسمش رو گذاشتن کمک مالی.

‫خب، این دیگه‌ شبیه ‫کمک مالی نیست، هری.

‫- خب، باید آروم بشی. ‫- آروم باشم؟ نمی‌تونم آروم باشم!

‫دارن خانواده‌هامون رو تهدید می‌کنن!

‫باید بریم پیش پلیس.

‫چی بهشون بگیم اونوقت؟

‫هر چیزی که بگی ممکنه ‫خودمون رو هم گرفتار کنه.

‫همین رو می‌خوای؟

‫ما هیچ مدرک محکمی نداریم.

‫- مدارک پزشکی رو داریم. ‫- اون کافی نیست.

‫بدون نقشه و برنامۀ درست ‫نمی‌تونیم با این آدم‌ها در بیفتیم.

‫خیلی خب.

‫تو بازم سوابق رو برای من بیار...

‫منم سعی می‌کنم که مدرک پیدا کنم.

‫فقط چند ماه بهم فرصت بده، باشه؟

‫سم، قول می‌دم.

‫دو ماه.

‫سم هاجز الان اینجا بود.

‫داره تهدید می‌کنه که می‌ره پیش پلیس.

‫خب می‌خوای من چی کار کنم؟

‫«کاری از بهادر و DeadstaR» ‫«Bahador_Sub@»

‫«بمب بزرگ شهردار بن»

‫مرد.

‫«تماشای نمایشنامۀ روز خانوادۀ بن هاثورن...

‫این حس رو به آدم می‌ده که تو معدن ایستاده...

‫و یه دینامیت روشن شده رو دستش گرفته...

‫و ثانیه‌شماری می‌کنه که زودتر تموم بشه‌.»

‫من روزنامۀ «پیشنس پست» رو نمی‌خونم...

‫هیچ‌کس دیگه هم‌ نمی‌خونه، ‫چون یه کاغذپارۀ آشغال بیشتر نیست.

‫آره، خب شاید هیچ‌کس دیگه‌ نمی‌خونه...

‫چون هر چی چاپ شده اینجا تو دفتر توئه.

‫حق این شهر حقیقته...

‫نه دروغ‌های یه دختری ‫که باهاش هم‌مدرسه‌ای بودم...

‫و چون جدول ضرب رو خوب بلدم ازم متنفره.

‫6 ضربدر 5 می‌شه 30. ‫هنوزم واردم.

‫آره، هنوز واردی.

‫ولی شاید بد نباشه بیشتر بخونی.

‫اینو ببین.

‫«جسپ» می‌خواد یه ‫استراحتگاه پنج‌ستاره بسازه...

‫- که گردشگری‌ش رو رونق بده. ‫- عالیه.

‫از شهردارشون با استفراغ کردن تو رستوران...

‫پنج‌ستا‌ر‌ه‌شون انتقام می‌گیرم.

‫خب، مرد، اگه زودتر رستوران تو بشه ‫لازم نیست این کار رو بکنی.

‫منظورم اینه که سازندۀ استراحتگاه ‫هنوز داره دنبال جای مناسب می‌گرده.

‫کی گفته که حتماً باید در جسپ باشه؟

‫اون ملک «گریدی» بالای کوه...

‫خودش داره التماس می‌کنه که ساخته بشه.

‫یه استراحتگاه؟

‫می‌تونه یه راه عالی برای ‫رونق گردشگری باشه...

‫یه مقدار پول وارد شهر بشه.

‫دقیقاً. گردشگر بیشتر، درآمد بیشتر.

‫بالاخره می‌تونم از اون سرخ‌کُن‌هایِ ‫بدون نیاز به روغن برای اتاق استراحت بگیرم.

‫سلامتی ثروته. ‫منظورم رو که می‌فهمی؟

‫آره، من... از مردم نظرسنجی می‌کنم...

‫ببینیم این ایده به دل مردم می‌شینه یا نه.

‫می‌دونی چیه؟

‫- فکر خیلی خوبیه. ‫- آره.

‫و باید یه بنر هم سفارش بدی...

‫که در آسمون کل ایالت نمایش داده بشه...

‫و نوشته باشه: «لطفاً ایدۀ استراحتگاه ما رو بدزدین.»

‫به‌نظرم بدون طعنه هم می‌شد حرفت رو بزنی.

‫ببین، ببخشید، باشه؟ ‫واسه خستگی‌مه.

‫کلیتوس تو فازِ پریدن روی همه چیزه.

‫اینکه نذارم کیلتوس ترتیبِ ‫صندلی راحتی‌ـم رو بده...

‫دیشب نصف وقتم رو گرفت.

‫حالا که حرفش پیش اومد، تو چیزی درمورد...

‫پاک کردن لکه‌ها از ‫کوسن‌های مبل می‌دونی؟

‫منظورم از اون لکه‌های ناجوره.

‫نه، تو می‌دونی چه‌جوری باید ‫تصویرهای حال‌به‌هم‌زن رو...

‫از ذهنم پاک کنم؟

‫نه.

‫ایدۀ استراحتگاه رو به هیچ‌کس نگو.

‫مهم نیست چه لباسی بپوشی.

‫وقتی اون آدم فضایی رو ببینی در هر صورت بازم...

‫اون پوست آدمیزاد تنته.

‫حسودیت می‌شه چون من یه بیگانۀ دیگه...

‫پیدا کردم که از مردم منه، ‫از خانوادۀ واقعی‌‍ـم.

‫تو فقط یک عموزادۀ دوری ‫که در یه خونۀ سیّار زندگی می‌کنه.

‫هی، عموزاده‌ها هم خانواده واقعی‌ان.

‫لااقل من از اون خوک زمینیِ خنگ...

‫که کنارت نشسته، بیشتر خانواده حساب‌‌ می‌‌شم.

‫در مورد این هیولا چیز بد نگو.

‫وقتی بهش غذا می‌دم، ‫خوشحال می‌شه!

‫ولی وقتی به تو میگو می‌دم، ‫تو فقط غر می‌زنی.

‫من فقط گفتم...

‫«می‌شه با لبخند بهم میگو بدی؟»

‫کرکره‌ها رو بکش.

‫ابرِ طوفانی و سیاه اومد.

‫- هاهاها! ‫- گه بخور، لجن‌خوار.

‫پروازمون امشبه...

‫ولی تمام اعتبار کارت‌هام رو استفاده کردم...

‫پس قبل ازینکه بریم زیاد غذا بخور ‫چون پول واسه غذا نداریم.

‫پول که مشکلی نیست.

‫می‌تونیم از ساکِ پول، یه مقدار پول برداریم.

‫باشه، حتماً.

‫چی...

‫از کجا این همه پول آوردی؟

‫رو خونه بود.

‫یه بن تخفیف واسه...

‫خرید «ساندی» در بستنی فروشیِ ‫خانم هلو هم هست.

‫می‌دونی این خانم هلو رو ‫کجا می‌تونم پیداش کنم؟

‫هری، روی خونه‌ها ساک پر از پول نیست.

‫این چیه؟

‫یا خدا!

‫سم و هری وندراسپیگل واقعی‌ان.

‫همون دختره‌ست که بچه‌‎مه.

‫قبل از اینکه موهاش سبز بشه‌.

‫ببین، سم برای هری یادداشت نوشته.

‫«هری، بر علیه شرکت گالون/پاول...

‫مدارک بیشتر می‌خواستی.

‫این مدارک. بهم زنگ بزن.»

‫اینا سوابق پزشکی سم‌ان.

‫اینجا چی کار میکنن؟

‫اینو ته ساک ندیدی؟

‫حواسم با بن تخفیف پرت شد.

‫«گالون/پاول» دیگه چه کوفتیه؟

‫خب، مردم که انقدر پول نقد با ‫خودشون اینور و اونور نمی‌کنن.

‫و... و اگه هم بکنن واسه اینه که دزدیدنش...

‫یا واسه یه کار غیرقانونی بهشون پول دادن‌.

‫اون مرد بدی بود.

‫آره.

‫هری واقعی سم رو کشت، پس شاید...

‫«گالون/پاول» یه جوری پشت قتلش بوده؟

‫ولی چرا کسی باید بخواد سم رو بکشه؟

‫و چرا سم سوابق پزشکیش رو به هری داده؟

‫و تو چرا سگ داری؟

‫الان دیگه آدم سگ‌دوستی هستم.

‫الان داشتم گزارش تماس‌ها رو نگاه می‌کردم.

‫می‌دونستین چند وقت پیش سه تماس مختلف...

‫درمورد شهاب سنگ داشتیم؟

‫آره، فکر می‌کنم می‌دونم ‫از این به چی می‌خوای برسی...

‫و خوشم نمیاد.

‫قربان، فقط فکر می‌کنم باید اینکه شاید...

‫شهاب سنگ نبوده رو هم در نظر بگیریم.

‫- شاید یه سـ... ‫- معاون، نه.

‫- فیـ... ‫- لطفاً به زبون نیارش. لطفاً.

‫- سفینه بوده. ‫- لعنت!

‫مثلاً تو باید مأمور قانون باشی.

‫قربان، یه حس خیلی قوی...

‫ته دلم در این مورد دارم، ‫و شما همیشه بهم می‌گفتین...

‫باید به دلم اعتماد کنم.

‫معاون، ببین، من موجوداتِ ‫رازآلود رو دوست دارم، خب؟

‫جداً دوست دارم.

‫خب، به جز پری دریایی‌ها.

‫می‌دونی، واسه خودشون ‫روی صخره‌ها لم می‌دن...

‫مغرور و خودشیفته...

‫انتظار دارن که ما بریم دعوت‌شون ‫کنیم که باهامون قرار بذارن؟

‫منظورم اینه که چرا انقدر پُر فیس و افاده؟

‫یعنی وقتی نصف بدن‌شون ماهی‌ـه...

‫کل وجودشون بوی ماهی می‌ده دیگه، متوجهی؟

‫- چه چندش! ‫- ببین، اینجوریه که می‌گم...

‫می‌خوای دنبال آدم فضایی باشی؟ ‫اشکال نداره.

‫در وقت خودت انجامش می‌دی، نه وقت من.

‫بله، قربان.

‫- ممنون، اد. ‫- وای. چه آهنگ قشنگی.

‫بیا اینجا. ‫چی می‌خوای؟

‫یه چیزی می‌خوای که سینه رو بسوزنه...

‫یا گلو رو؟

‫در واقع، واسه یه کار مربوط به شهرداری اومدم.

‫واسه فردا صبح یکی از اون ‫موتور چهارچرخ‌ها رو قرض می‌خوام.

‫به‌نظر که مربوط به شهرداری نمیاد.

‫برای چه کاری؟

‫خب، باید سایت...

‫پیشنس رو به‌روزرسانی کنم.

‫می‌خوام از ملک گریدی چند تا عکس بگیرم.

‫باشه، عالیه.

‫خب، من فردا سرکار نیستم، می‌تونم ببرمت.

‫نه.

‫نه، نه. لازم نیست.

‫می‌دونی که، ترجیح می‌دم تنهایی برم.

‫می‌دونی، من یه... گرگ تنهام.

‫مثل همون هفت سالگیت که با سه‌چرخه‌ت...

Hozzászólások

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left