Bridgerton

Bridgerton

Farsi Persian उपशीर्षक डाउनलोड करें

सीज़न 4

रिलीज़ जानकारी

Bridgerton S04E03 The Field Next to the Other Road 1080p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-playWEB
टिप्पणी द्वारा warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 4 قسمت 3 Bridgerton 2020 زیرنویس فارسی سریال

टैग

webdl
प्रकाशित: 2026-01-29
डाउनलोड: 390
श्रवण बाधित: No

Farsi Persian उपशीर्षक पूर्वावलोकन

पहली 200 पंक्तियाँ।

دوباره اسمت رو بهم می‌گی؟ نگفتمش

سوفی بَک

خب، سوفی بَک

فقط چند ساعت با لندن فاصله داریم

اما اگه می‌خوای همین‌طور توی سکوت بشینی

فکر کنم بتونیم این مسیر رو تا ابد لفتش بدیم

اونقدرها هم به لندن نزدیک نیستیم. به صورت‌های فلکی نگاه کن

در ضمن، قراره بارون بیاد

فکر نکنم. قراره بارون بیاد

نه، نمیاد

اون فقط مِه بود

و اون چی؟

یه توده مِه

متأسفانه توی این هوا نمی‌تونیم تندتر بریم

همین نزدیکی‌ها یه کلبه دارم. می‌تونیم اونجا بمونیم تا بارون بند بیاد

اوه

حالتون خوبه؟

خوبم

در واقع، عالی‌ام

شما زخمی شدین. زخمی نشدم

شاید از گپ و گفتی که با «کاوندر» داشتم، یه کبودی کوچیک نصیبم شده باشه

خب، رسیدیم

این کلبه‌تونه؟ اون اصطبلمه

کلبه‌م یکم جلوتره

کلمه‌ی «کلبه» یه جورایی

گمراه‌کننده است

«کرب‌تری‌ها» باید اینجا باشن. اونا از خونه و زمین‌ها مراقبت می‌کنن

کلید کلبه‌ی خودتون رو دارین، مگه نه؟

من نیازی ندارم کلید با خودم بردارم

همیشه یه نفر اینجا هست

شاید کرب‌تری‌ها یه کلید یدک یه جایی قایم کرده باشن

مطمئنم هر لحظه ممکنه برگردن

اگه رفته باشن، احتمالاً اونا هم گیر طوفان افتادن

که در این صورت همیشه می‌تونیم برگردیم به

سوفی؟

چطور رفتی... از پنجره اومدم تو

خدمتکارها آدم‌های کاربلدی هستن

هوم

باید خودمون رو گرم کنیم

من آتیش درست می‌کنم

شما... شما لازم نیست کارهای خونه رو انجام بدین

من انجامش می‌دم

تا حالا آتیش درست کردی؟

نبوغ خاصی نمی‌خواد

هیزم، این هم شعله

یه آتیش

اوه

به پوشال نیاز داره

هوم

که این‌طور

بسیار خب

اتاق خدمتکارها کجاست؟

اونجا محل اقامت کرب‌تری‌هاست

شما توی اتاق مهمان می‌خوابین. نیازی به این کار نیست

خوشحال می‌شم طبقه بالا بخوابم

اگه خانم کرب‌تری رو می‌شناختی

می‌دونستی که اصلاً خوشش نمیاد یه غریبه توی بخش خصوصی خونه باشه

دنبال من بیا

تختش به قدر کافی خوب هست

و می‌تونی هر چی توی کمد هست رو بپوشی

نگفته بودین که این خونه بانویی هم داره

درست نیست لباس‌های ایشون رو بپوشم

اون لباس‌ها مال خواهرهامه. قدیمی هم هستن. اونا ناراحت نمی‌شن

اوه

ممنونم

من می‌رم بخوابم

زخمتون... اگه بخواین می‌تونم براتون کمپرس درست کنم

ممنونم، اما بهت اطمینان می‌دم چیزی نیست. شب بخیر

آقای بریجرتون؟

قربان؟

حالتون خوب نیست؟

قربان؟

آقای بریجرتون، دارین توی تب می‌سوزین

این که فقط یه کبودی نیست. چرا چیزی نگفتین؟

این درد داره

منو ببخشید

ممنونم

منو ببوس

چی؟

چی گفتی؟

ترکم نکن

دوباره ترکم نکن

بانوی من

منو ببوس

خواننده‌ی نجیب و عزیز من

مثل پروانه‌ای که در لندن بال می‌زند

و باعث طوفانی در «لندز اند» می‌شود

به نظر می‌رسد که اخراج یک ندیمه

از عمارت پنوود در چند ماه پیش

چنان آشوبی به پا کرده که حتی این نویسنده هم پیش‌بینی‌اش را نمی‌کرد

ظاهراً این ندیمه آنقدر ماهر بوده

که لیدی پنوود برای جایگزینی او به چهار ندیمه‌ی جدید نیاز پیدا کرده است

و چه جایی بهتر برای پیدا کردن ندیمه‌های جدید

از میان کارکنان آموزش‌دیده‌ی همسایگان و دوستان؟

می‌گویند لیدی پنوود، ندیمه‌های شخصی لیدی کزویک را وسوسه کرده است

با وعده‌ی حقوق بهتر

و یکی از رخت‌شوهای لیدی همیلتون را با جذابیت لباس‌های زیباتر از راه به در کرده

و نه دوتا، بلکه سه ندیمه را از مارکی لستر قاپیده است

در حالی که کمبود کارکنان لایق همین حالا هم گریبان‌گیر اعیان شده است

به نظر می‌رسد محله‌ی «می‌فر» دچار هرج‌ومرج شده است

شنیده‌ام لیدی کزویک حتی ناچار شده

از خدمتکار مطبخ بخواهد موهایش را درست کند

که نتایج چندان خوشایندی هم به همراه نداشته است

حالا، تقاضا برای بهترین نیروها به اوج خود رسیده است

و با تلاش هر خانواده برای پر کردن جای خالی کارکنانش، این طوفان بزرگ‌تر می‌شود

و بدین ترتیب، «جنگ بزرگ ندیمه‌ها» آغاز گشته است

چه کسی فکرش را می‌کرد که این همه چیز به هم بریزد

آن هم فقط به خاطر یک ندیمه‌ی فروتن

شاید این خانم برای صرف چای تشریف آوردن

اما چای باعث شده خواب‌آلود بشن

اونقدر خواب‌آلود که نتونستن برن به اتاق خودشون؟

اوه، صبح بخیر

به من توجه نکنید

اوه... ممم

صبح بخیر، خانم کرب‌تری

اوه، ایشون سوفی هستن

یه خانم بدون همراه و جراحت‌های نامعلوم

حالشون رو به بهبوده، بهتون اطمینان می‌دم

آقای کرب‌تری، سوفی، می‌شه یه لحظه ما رو تنها بذارید؟

اگه مادرتون می‌دونست دارین چه رفتاری می‌کنین

ما برای دیدن دخترمون رفته بودیم اما گیر طوفان افتادیم

اما اگه می‌دونستیم آقای بریجرتون اینجا هستن، خب... فوراً برمی‌گشتیم

توی خونه‌ش داشت بهش تعرض می‌شد و بعد هم اخراجش کردن

اوه

اوه، دختر بیچاره‌ی طفلک

و دیشب اون به کمک من اومد، پس باید مثل مهمان ما باهاش رفتار بشه

البته، البته

خانم ویلسون، یه لحظه

اینجا بهتون خوش می‌گذره، مگه نه؟

البته بانوی من. این قضیه‌ی جنگ ندیمه‌ها

شما لازم نیست نگران چیزی باشید خانم

اینجا خونه‌ی منه

اگه کوچکترین همهمه‌ای هم بشه، خودم بهش رسیدگی می‌کنم

ممنونم. ممم

فرانچسکا، مایل هستی تو و لرد کیلمارتین فردا با کالسکه همسفر من بشین

به مهمونی باغ؟

دوست داریم، اما با پنلوپه و کالین قرارِ گشت‌وگذار گذاشتیم

گذاشتین؟

امیدوارم حس نکنی نادیده گرفته شدی. فقط موضوع اینه که

هر دوتون متأهلین. این چیزی بود که می‌خواستی بگی؟

اگه مامان کار خودش رو پیش ببره، منم تا آخر مهمونی فردا متأهل می‌شم

خب، در حقیقت، من از طرف تو دعوت رو قبول نکردم

بندیکت قبل از رفتنش با من صحبت کرد

و متقاعدم کرد که یکم بهت مهلت بدم تا از دست خواستگارها در امان باشی

مادر... ممنونم

شما واقعاً معقول و همیشه دانا هستین

خوشحالم که این‌طور فکر می‌کنی

پس امیدوارم با من موافق باشی که اگه نمی‌خوای وارد اجتماع بشی

بهترین زمانه که همراه «هایاسنت» به کلاس‌های آداب معاشرتش بری

نه؟

چه ایده‌ی دلپذیری، مامان

مگر اینکه، ترجیح بدی امروز با خواستگارها صحبت کنی؟

بسیار خب. اتفاقاً چند تا کتاب دارم که باید بخونم

خب، شاید اون کلاس‌ها برای تو هم مفید باشه الوئیز

مخصوصاً آموزش‌های مربوط به طرز نشست‌وبرخاست

و اون گفت: «عزیزم، این گردگیر نیست.»

اون بیرون غوغاییه

دیروز دیدم لیدی اَبِرکورن پاش به لباس خودش گیر کرد و سکندری خورد

چون ندیمه‌ش قبل از تو زدن لبه‌ی لباسش، استعفا داده بود

درست وسط خیابون «راتن رو» پهن زمین شد

همه‌ش خیلی خنده‌داره

نه اینکه بخوام به بدبختی دیگران بخندم

اوه نه، البته که نه

می‌شه یکم دیگه چای برام بیاری وارلی؟

باز هم؟

خوشبختانه، اون هرج‌ومرج هیچ‌وقت روی خانواده‌ی ما تأثیری نمی‌ذاره

برای همینه که ما با کارکنانمون مثل اعضای خانواده رفتار می‌کنیم

مگه نه وارلی؟

در حقیقت، موضوعی هست که باید باهاتون در میون بذارم خانم

اما... در... در خلوت

اینجا همه زن هستیم

اوم

پیشنهادی برای کار در یک خانواده‌ی دیگه دریافت کردم

اوه، کاش قیافه‌شون رو وقتی جواب رد بهشون می‌دادی می‌دیدم

ردشون کردی، مگه نه؟

اوه، البته

اوم، اما اون پیشنهاد

نرخ... نرخ دستمزد خانه‌دارها توی این ۲۰ سال بالا رفته

و... و من

امیدوار بودم که شما هم در نظر بگیرید

خب، اوم

که حقوقم رو زیاد کنید

وارلی، صحبت کردن از مسائل مالی در میان اعضای خانواده، دور از نزاکته

البته خانم، اما فقط به این خاطره که می‌دونم خودتون می‌دونید چقدر فراتر از

وظایف معمولم کار می‌کنم

وارلی، لازم نیست با بازارگرمی پیش من

خودت رو کوچیک کنی

من ارزشت رو می‌دونم

اگه این‌طوری خوشحال‌تر می‌شی

درخواستت رو بررسی می‌کنم

راضی شدی؟ اوه، کاملاً

اوه، ممنونم خانم

اوه، باز هم؟

بله، لطفاً

آه

چه آویز قشنگی

داستان خاصی پشتشه؟

اوه

نه. به یقه‌ی به این بازی عادت ندارم

معمولاً می‌ذارمش پشت یقه‌م. ممم

More Farsi Persian subtitles for Bridgerton

टिप्पणियाँ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left