Bridgerton

Bridgerton

Download Farsi Persian Subtitle

Season 4

Release info

Bridgerton S04E07 The Beyond 720p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-FLUX
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 4 قسمت 7 Bridgerton 2020 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2026-02-26
Downloads: 202
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

آماده‌ای؟

در حالی که بقایای فانی لرد کیلمارتین را

به آرامگاه ابدی‌اش می‌سپاریم

ماهیت گذرا و ناپایدار زندگی به ما یادآوری می‌شود

و همچنین زیبایی شکننده‌ی وجود انسان

باشد که روح او در ملکوت آسمانی به آرامش ابدی برسد

برادر بزرگم، آنتونی، معمولاً کسی بود که در چنین مواقعی سخنرانی می‌کرد، پس

پیشاپیش عذرخواهی می‌کنم

در حالی که مقابل شما ایستاده‌ام

می‌دانم که باید کلامی عمیق و پرمعنا بگویم

اما راستش را بخواهید، زبانم قاصر است

این فاجعه‌ای باورنکردنی است

برای خانواده‌ی لرد کیلمارتین

برای خواهرم فرنچسکا

برای خانواده‌ی من و برای همه‌ی ما

چیزی که تحمل این مرگ را چنین دشوار می‌کند

فقط ناگهانی بودنش نیست

بلکه... این حقیقت است که او مرد خوبی بود

یکی از بهترین‌های ما

کسی که همیشه شرافت تزلزل‌ناپذیر راهنمای راهش بود

فداکاری‌اش نسبت به خانواده

به کرسی‌اش در پارلمان

و به‌ویژه به خواهرم فرنچسکا

تزلزل‌ناپذیر بود

هیچ حرفی نمی‌توانم بزنم که این فقدان را توجیه کند

یا... خلأیی را که همه‌مان حس می‌کنیم، پر کند

تنها چیزی که می‌توانم بگویم این است

ما خاطره‌ی «جان» را گرامی خواهیم داشت

و همیشه سپاسگزار خواهیم بود که شانس آشنایی با چنین انسان استثنایی‌ای را داشتیم

عذر می‌خواهم. نتوانستم

نه، ممنونم. خیلی خوب از پسش برآمدی

دلت می‌خواهد چند لحظه‌ای تنها باشی؟

لزومی ندارد

در خانه کارهای زیادی برای نظارت هست. خدمتکارها همه چیز را مهیا کرده‌اند

شاید بخواهی آخرین لحظات را... من

دلم می‌خواهد مطمئن شوم همه چیز مرتب است. دم کالسکه می‌بینمتان

چه ضایعه‌ی وحشتناکی. یک سردرد معمولی از پا درش آورد

واقعاً... تکان‌دهنده است

همین‌طور است

ممنونم که هر دو تشریف آوردید

این‌ها یک‌کم بیش از حد غم‌انگیز و ناخوشایند نیست؟

مراسم ختم است دیگر

ناخوشایند نیست، بلکه... شایسته است

چون خدا نکند که مرگ چیزی جز با نظم و ترتیب باشد

لیدی دنبوری

فرنچسکا

لرد کیلمارتین مرد شریفی بود

خیلی از او خوشم می‌آمد

بله

من هم همین‌طور

بله، کاملاً مشخص است. بفرمایید، با نوشیدنی و خوراکی‌ها از خودتان پذیرایی کنید

تسلیت می‌گویم

من هم به شما

عزیزم، این‌ها از طرف آنتونی و کیت رسیده

ممنونم

برخی از فرزندانم از اینکه نتوانستند حضور پیدا کنند، خیلی ناراحتند

بخش بزرگی از خانواده‌ی ما هم نتوانستند به موقع از اسکاتلند بیایند

خیلی خیالم راحت است که از قبل در لندن بودم

و واقعاً قدردانم که داوطلب شدید تا امروز میزبان مراسم پذیرایی باشید

خب... من می‌خواستم در عمارت کیلمارتین میزبانی کنم

فکر کردم شاید خدمتکارهای اینجا... نیازی به توضیح نیست

عزیزم، من اصلاً نمی‌توانستم تصور کنم وقتی همسرم فوت کرد، میزبان مراسم باشم

باعث افتخارم بود. پسرتان بخش عزیزی از این خانواده بود

او عاشق فرنچسکای شما بود

هیچ‌وقت شبی را که بعد از اولین ملاقاتشان به خانه آمد، فراموش نمی‌کنم

چشمانش برق می‌زد

اوه نه. عزیزم، تحمل این شرایط برایت سخت است؟

نه، من

فقط بیسکویت‌هایتان دارد تمام می‌شود، همین

بیسکویت؟ مهمان‌ها منتظر پذیرایی هستند

با اجازه‌تان

خانم ویلسون

برای شما

شما خیلی حواستان به فرنچسکا بوده

فکر کردم بهتر است من هم هوای شما را داشته باشم

این از لطف شماست

مراسم ختم بابا هم همین‌طوری بود؟

من که هنوز به دنیا نیامده بودم. بقیه‌ی شما آنجا بودید

تو هم بودی

توی شکم مامان بودی

بیسکویت؟

فرنچسکا، حتماً یکی از خدمتکارها برای آوردن این‌ها کمک می‌کند

اجازه بدهید من بیاورم

ممنونم، اما خودم از پسش برمی‌آیم

اهم. بیایید همگی یک بیسکویت برداریم، موافقید؟

می‌دانید توی این‌ها چه می‌ریزند؟ همیشه برایم سوال بوده. همم

نه، من

اوه، فکر کنم شیره داشته باشد

ممم. به نظرتان دیگر چی؟ من طعم وانیل را حس می‌کنم

ممم... یک چیز تند و تیز

شاید زنجبیل؟ مم

آرد. احتمالاً کمی نمک و شاید هم... اوم

آقای بریجرتون

خانم‌ها

صمیمانه تسلیت می‌گوییم. ممنون که اینجا هستید

خواهر، واقعاً حالت خوب است؟ خیلی متاسفم

هایاسینث، خواهش می‌کنم. نکن... باورم نمی‌شود که او رفته

لیدی کیلمارتین. بله

موهایتان دارد باز می‌شود

شاید بهتر باشد به طبقه بالا برویم تا برایتان مرتبشان کنم

ممنونم

بابت اینکه فرصتی دادی تا کمی نفس راحت بکشم

من فقط دارم وظیفه‌ام را انجام می‌دهم، بانوی من

کاش من هم می‌توانستم وظیفه‌ی خودم را انجام بدهم

به نظر من که دارید تحسین‌برانگیز عمل می‌کنید

در مراسم ختم پدرم، یک سینی خیلی بزرگ ماهی سالمون شور بود

تمام فکرم این بود که پدرم چقدر از سالمون شور متنفر بود

دلم می‌خواست سینی را پرت کنم و فریاد بزنم

و این کار را کردی؟

چیزی نمانده بود

اما فهمیدم که همه‌ی ما نسخه‌های متفاوتی از یک آدم را می‌شناسیم

شاید کسی فکر می‌کرده که او عاشق سالمون شور است

بهترین کاری که هر کدام از ما می‌توانیم بکنیم، گرامی داشتن خاطرات کسانی است که دوستشان داشتیم

و بگذاریم یادشان در وجود ما زنده بماند

چطور می‌شود این کار را کرد؟

خب، من همیشه سعی می‌کنم مثل پدرم منطقی فکر کنم

و برای یاد مادرم، گردنبندش را می‌اندازم

حتماً امروز فراموش کردم بیندازمش

ممنون بابت کمکت

بهتر است برگردم وگرنه مادرم می‌ترسد که فرار کرده باشم

اگر باز هم نیاز به استراحت داشتید... کافی است سری تکان دهید تا کمی برندی در نوشیدنی‌تان بریزم

حتی یک دعوت‌نامه برای مراسم ختم هم از طرف بریجرتون‌ها نیامد

شهرتشان به خون‌گرمی اصلاً حقشان نیست

حداقل روزاموند یک خواستگار جدید دارد، آن هم یکی با مقام و منزلت بالا

نه، ممنون

خوش‌شانس هستیم که لرد استاتر به تو علاقه‌مند شده

نمی‌دانی خواهرت چقدر پریشان بود

وقتی نتوانست توجه آقای بریجرتون را جلب کند

او تمام دلش را به آن وصلت خوش کرده بود

شاید این‌طوری بهتر باشد

شاید او و آقای بریجرتون اصلاً به درد هم نمی‌خوردند

روزاموند به درد هر کسی می‌خورد

او حتی می‌توانست یک مجسمه را هم افسون کند، اگر دخالت‌های سوفی نبود

سوفی؟

به خاطر همین بود که هفته‌ی پیش در خانه‌ی بریجرتون دنبال سوفی می‌گشتیم؟

چون شک داری که او به آقای بریجرتون دلبسته شده؟

این اولین باری نیست که او در زندگی ما موش می‌دواند

پوزی، می‌دانی سوفی کجا کار می‌کند؟

نه! من... من به زور یادم می‌ماند چطور گلدوزی‌ام را در جهت درست کوک بزنم

چه برسد به اینکه بخواهم آمارِ جای سوفی را داشته باشم

بسیار خب

پس مجبورم خودم پیدایش کنم

و از رقص خوشتان می‌آید؟ «کوتیلیون» رقص محبوب من است

معلم سرخانه‌ام می‌گفت در تمام سبک‌ها عالی هستم

من والس را ترجیح می‌دهم. اوه، من هم والس را بیشتر دوست دارم

اینجا چه کار می‌کنی؟ خیلی سرد است

اوم، فقط می‌خواستم چیزی حس کنم

چیزی غیر از ناامیدی. برای همین سرما را انتخاب کردم

تاثیری هم دارد؟ نه چندان

برای پذیرایی به نعنای بیشتری نیاز دارند

تا چند لحظه‌ی دیگر تنهات می‌گذارم

لطف کردی که برای مراسم ماندی

تو تسلی‌بخش بزرگی بودی

برای الوئیز و هایاسینث

تو هم همین‌طور

می‌دانی، آن‌ها خیلی خوش‌شانس هستند که تو را دارند

همم

بابت این غم بزرگ تسلیت می‌گویم

اشکالی ندارد سوفی. لازم نیست به من دلداری بدهی

می‌دانم

می‌دانم که این جزء شرایط استخدامم نیست، اما

دلم برایت کباب است

برای همه‌ی شما

هنوز هم قصد رفتن داری؟

آخر هفته

بعد از اینکه خانواده کمی فرصت پیدا کردند. بله، البته. باید هم همین کار را بکنی

برایت آرزوی موفقیت می‌کنم، سوفی

لطفاً برو تو. نمی‌توانم بگذارم با مریضی و آنفولانزا به محل کار جدیدت بروی

اگر بخواهی می‌توانم یک لحظه بمانم... نه

مرا ببخش

من با تمام توان سعی دارم به خاطر خانواده‌ام قوی باشم

به خاطر فرنچسکا، در این روز وحشتناک

و اگر بمانی، می‌ترسم نتوانم خودم را کنترل کنم

درک می‌کنم

اگر دیگر ندیدمت

خدانگهدار، آقای بریجرتون

خدانگهدار، سوفی

در تمام عمرم، آرامش را در سکوت پیدا کرده‌ام

احتمالاً چون وقتی بین آن همه خواهر و برادر بزرگ می‌شدم، هرگز سکوتی وجود نداشت

اما حالا

حالا ممنون می‌شوم اگر تو این سکوت را بشکنی

با اطمینان می‌گویم که این طولانی‌ترین زمانی است که دیده‌ام حرف نمی‌زنی

فقط دارم از این آرامش لذت می‌برم

که دیگر مجبور نیستم به حرف‌های یک غریبه‌ی دیگر گوش بدهم

که بابت این غم به من تسلیت می‌گوید

همه فقط سعی دارند احترام بگذارند

بله

می‌دانم اینجا رسم است که با کنایه و لفافه حرف بزنیم

و در مقابل مرگ طوری رفتار کنیم انگار مجسمه هستیم

می‌دانی

در اسکاتلند

به جای سوگواری، یاد و خاطره‌ی زندگی فردی را که از دست رفته، جشن می‌گیرند

همه غذا می‌خورند

می‌نوشند

از مرده قصه‌ها می‌گویند

گریه می‌کنند و

می‌خندند

این کار کمی

زیاده‌روی نیست؟

در واقع، می‌تواند خیلی تسکین‌دهنده باشد

More Farsi Persian subtitles for Bridgerton

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left