Les 200 premières lignes.
ت
تر
ترج
ترجم
ترجمه
ترجمه ا
ترجمه از
ترجمه از س
ترجمه از سا
ترجمه از سای
ترجمه از سایو
ترجمه از سایوا
ترجمه از سایوان
تقدیم به مردم خوب ایرانم
کجا بودیم؟
سلام خواهر، چه خبرا ؟
آها، راست میگی
من برگشتم
کم گوردون، داداش بزرگه رئیس سابق الای ویوز
اون این کارو بهم داد و من خیلی دوستش دارم
ولی این بدبخت معتاد باید الان توی کمپ ترک باشه
این دیگه چه کوفتیه؟
کم، خدای من
اوه- سلام ، اوووه-
وای، بغلت کردن چه حالی میده
هوم
مامورای تعلیقم هیچوقت اینقدر خوب نبودن
دیشب بازی رو دیدم نزدیک بود ببریمشون، ولی خب باخت سختی بود
م... ممنون، آره، هنوزم تو شوکم
پس وقتی میگی برگشتم
یعنی برگشتنیِ موقتی، مثل مکریب
یا برگشتی واسه شغلت؟
اوه خدا، نه نه نه نه نه رئیس ویوز تویی
من؟ من فقط یه نفرم که تازه از کمپ ترک اومده بیرون
ولی حالا که گفتی
من... بدم نمیاد برگردم و یه کم کار کنم
میدونی، فقط برای کمک
اوه، خب... توی چی کمک لازم دارم؟
اگه سوالی داشتی میتونم مشاوره بدم
یا شاید یه دفتر کوچولو بهم بدی
هوم- حتی میتونم قرعهکشی اسکارو راه بندازم-
اوه، بیخیال، کم
میدونی که سندی قرعهکشی اسکارو میگردونه- آها، درسته-
نمیخوای شغل قبلیت رو پس بگیری؟- وای خدا، نه-
گذشته از این، تو کارت خیلی عالیه
و هیئتمدیره هم الان عمراً منو تأیید کنه
با این پروندهای که من دارم که هیچ
اوه، ببخشید، عادتای قدیمی به این راحتیا از بین نمیرن
و مشکلی نداری که زیر دست من کار کنی؟
آره. ببین، من الان آدم دیگهای شدم. گوش میدم
لیزی یه چیزی درباره بچهها اون روز بهم گفت
و شنیدمش. واقعاً شنیدمش
ظاهراً یکیمون شبادراری داره
فقط، ام... اومدم ببینم چیزی لازم نداری؟
جیسن- جکی-
جک... جکی، میخوام بابت اینکه از همون اول بد شروع کردیم عذرخواهی کنم
هشت ماه وقت داشتم و واقعاً خیلی چیزا یاد گرفتم
دلم میخواد بیشتر بشناسمت- ممنون، کم-
قابلی نداشت
راستی، اگه داری میری قهوه بگیری من یه کارامل ماکیاتو میخوام
وای خدا
اوه، اینجاست، مرد خودم
فکر میکردم دادگاه گفته بود باید یه سال کامل رو بگذرونی؟
خب، بهت افتخار میکنم رفیق- اوه، ممنون-
باورم نمیشه این همون آدمیه
که بیتوین مچشو گرفت داشت تو کیفش دنبال مُسکن میگشت
خیلی داغون بودم
حالا میتونی بیای تو باشگاه کتابخوانی
میدونم قبلاً گفتی این باشگاهها مخصوص سوسولاست
ولی الان میدونم که نئشه بودی
درسته. نه، خیلی دوست دارم عضو باشگاه کتابخوانی بشم
آره، حتماً بیا
هی، خب قضیه چیه؟ تو... تو واقعاً...؟
واقعاً برگشتی؟- خب، این دیگه بستگی به آیلا داره-
چی میگی؟
بودن دوبارت برامون یه نعمته
آره! آره! آره! باید جشن بگیریم
شامپاین! آره!- اوه، فکر نکنم ایده خوبی باشه-
نه. شامپاین نه- بریم یه کوکا بگیریم-
هی، من باید دفتر جدید داشته باشم، مگه نه؟
پس فکر کنم کم برگشته
گرداننده
فکر نمیکردم اینقدر احساساتی باشی
وای خدای من، جی ، من
فکر کردم دیگه رفتی بوستون- آره، من... امشب میرم-
فقط... فقط باید یه کار دیگه انجام میدادم
هوم، تو اسموتیت دانه کتان ریختم
چیی؟
کلینیک مایو توصیه کرده روزی یه پیمانه بخوری
به عملکرد سالم دستگاه گوارش کمک میکنه
اووه
تمام مدت خواب بودی ؟ داشتی میخندیدی و سرت رو تکون میدادی
صبح بخیر
این رو برات درست کردم. همه مواد مغذی روزانهت رو داره
پس بقیه روز رو میتونی فقط با نوشابه رژیمی و اسکیتلز سر کنی
ولی وقتی ازدواج کردیم این وضع باید تموم شه
نمیخوام تو چهل و چند سالگی مجرد بشم- بیخیال ، خانوما برات صف میکشن-
هنوز کالبدشکافی من تموم نشده تو دوباره ازدواج کردی
خیلی خب، دیگه باید برم
لعنتی، این پنجمین فانتزیای بود که این هفته درباره جی داشتم
از وقتی بعد از بازی پلیآف همو بوسیدیم
مدام دارم خوابای خاک بر سری دربارهاش میبینم
دارم از محیط کار حرف میزنم
یعنی، همهجا توی محل کار
حتی توی سیاره آراکیس! فکر کنم وقتی داشتم فیلم دون میدیدم خوابم برد
نمیدونم چطوری، ولی باید این خوابا تموم بشن
چون من و لِو دوباره با هم هستیم و همهچیز از همیشه بهتره
و بالاخره تاریخ عروسی رو هم تعیین کردیم
درسته
دخترتون فقط تا هشت هفته دیگه
با مرد رویاهاش ازدواج میکنه
خب، بیشترِ رویاهام
آره، ادامه بدین زودباشین! کی میخواد؟
زودباشین! کی میخواد؟
به خط! به خط
کار با برگشتنِ کم بهطرز عجیبی خوب پیش رفته
اون واقعاً مفید و حامی بوده
تیم داره تمرینهای پیشفصلش رو عالی پیش میبره
هنوز از اینکه فصل قبل چطور تموم شد عصبانیان، که خوبه
چون امسال، قصد دارم همهچیز رو ببرم
اگه بخوای تو این لیگ یه میراث از خودت بهجا بذاری نمیتونی فقط یه تکموفقیتِ زودگذر باشی
بابا خیلی بهت افتخار میکرد
که پنج تا بچهاش، تا جایی که ما میدونیم دارن زیر یه سقف کار میکنن
هنوز به یه مربی نیاز داریم ولی من حواسم بهش هست
درسته، چند ماهی گذشته
و هیچکدوم از گزینهها هنوز واقعاً منو تحتتأثیر قرار نداده
ولی میدونم بالاخره آدم درست رو پیدا میکنم
فقط یه کم وقت لازم داشتم تا- فکر کنم آدممون رو پیدا کردم-
دنی پیرس- مربیِ اهل اوکلاهما؟-
اوه، اون توی دانشگاه اوکلاهما درگیره
آره، تو مالیبو بهش برخوردم آخرش رفتیم به یه کلاب خصوصی و لوکس
فکر کنم اومده اینجا عمهاش رو ببینه که انگار جیمی لی کرتیسه یا یه همچین چیزی
من فیلم جمعه عجیب رو دوست دارم باید فیلمهای با محتوای جابهجاییِ بدن بیشتری بسازن
من همیشه همینو میگم- زیاد میسازن-
اینم آدم من
آره، میدونم
حس کردم اگه بهش پیشنهاد بدیم علاقهمند میشه
خب، باید باهاش مصاحبه کنیم- کاملاً-
البته، اونم باید ما رو مصاحبه کنه
ببخشید؟
نه، نه، میفهمم منظورشو، این آدم تو دانشگاه اوکلاهما یه اسطورهست
میتونه گاری گلفش رو هر جا بخواد پارک کنه چرا باید اصلاً بره؟
خب، برای مربیگریِ معروفترین تیم حرفهای بسکتبال دنیا؟
آره. تیمی که توسط یه رهبر خیلی باهوش و خلاق اداره میشه
اوووه
این صندلیها مزخرفن
آیلا، البته، تصمیم با توئه
ولی فکر کنم باید ازش بخوایم با ما ملاقات کنه
موافقم- باشه-
جکی، یه جلسه ترتیب بده
اوه! لازم نیست این کار رو بکنی همین الان باهاش تلفنی حرف زدم
بهش گفتم امروز عصر همینجا بیاد، اینجوری سریعتره
بوم- عالی-
چرا اینجا یه عکس قابگرفته از یه بچهی غریبه هست؟
اون پسر منه، میلتون
آیلا دفترم رو به کم داد
پس حالا این اتاق کنفرانس شده محل کار من
اوه، راستی، شاید اگه برم ترک اعتیاد آیلا دفتر سندی رو بهم بده
آه، چه غمانگیز
دفتر تو هم دقیقاً بهشت نیست
اونجا انگار تبدیل شده به یه فروشگاه لاکچریِ لعنتی
پس پسش بده، جنده- به کی میگی جنده، جنده ؟-
ببینین، اینجا کسی حق نداره به کسی جنده بگه مگر اینکه از سر شوخی و باحال بازی همجنسگراها باشه
درسته، سندی؟
کاش خودم اهل اون اداها بودم، ولی من از اون تیپ همجنس گراها نیستم
آیلا، میدونی چند سال طول کشید تا این دفتر رو به دست بیارم؟
پدرِت توی آخرین روزهاش به من داد ، اون انقدر ترامادول میخورد
واسه یه بارم آدم خوبی بود
باشه، قول میدم یه دفتر مناسب پیدا کنم برات
ممنون
به اطلاعم رسیده
هیچکدومتون برای کامپلکشن بال میز رزرو نکردید
کامپلکشن بال دیگه چیه؟ - چند بار باید بهت بگیم؟-
برای خیریهی همسرش دینوراست که برای ریشهکن کردن آکنهی کیستیکه
لعنتی، تراویس، این... این دقیقاً درسته
رازِ سرحال موندن اینه زندگیِ پاک و هوشیار
و برنامه های بازی فکری
وردلِ امروز سخت بود
داداش، وردل همیشه سخته، بنسون
ورودیِ میز ۱۰ هزار دلاره و برای همهتون یه میز گرفتن
داداش، مارکوس، شرمنده ولی من نمیتونم بیام مهمونی آکنهایتون، مرد
باید به مادربزرگم کمک کنم آیپدش رو راه بندازه
بهم دروغ نگو، ببین لازم نیست میز رزرو کنی
ولی میای و از روی فرشِ روزاسه رد میشی
باشه، خیلی خب
و اون کتوشلوار مخمل کوردرویِ داغونت رو هم نپوش
انگار شاهد یهوهای- من شاهد یهوهام-
لعنتی، میریم خرید
باشه، ببین، معلومه وقتی من سکان رو دست بگیرم
باید تغییرات خودم رو انجام بدم
همهچیز برای اینه که کاراییِ تکتک بازیکنها رو به حداکثر برسونیم
خودمون رو هم بالا ببریم EFG
درسته
یعنی درصد پرتاب منطقه ای مورد انتظار- اوه خدا، نفست بوی تُنِ ماهیِ داغ میده-
قطعاً باید دفاعِ ناحیهای رو کنار بذاریم دفاعِ نفر به نفر، همیشه
تیمهای من استراحت نمیکنن
اوه، عاشقشم- آره، همینو میگم-
از نظر تئوری دوستش دارم، ولی واقعاً سعی میکنیم
تو فصل عادی فشار و فرسودگیِ مارکوس رو تا حد ممکن کم نگه داریم
ولی خوشمون هم اومد که با این همه ایده اومدی اینجا
No comments yet. Be the first to leave one.