House of the Dragon

House of the Dragon

I-download ang Farsi/persian Subtitle

Season 3

Impormasyon ng release

House of the Dragon S03E08 720p WEB-DL moviepovie
Komentaryo ni MoviePovie.Com
moviepovie.com

Mga Tag

webdl
Na-publish noong: 2026-08-10
Mga Download: 108
May Kapansanan sa Pandinig: No

Preview ng subtitle na Farsi/persian

Ang unang 200 linya.

باید ملکه رو ببینم.

عالیجناب.

اون زنده شده.

- کی؟ - ایگان!

سان‌فایر زنده‌ست.

بیرون!

سان‌فایر مرده، داره تو یه بیابون می‌پوسه.

- آه. - بشین.

ایگان سپاه موتون رو تو روکز رست سوزوند،

بعد پرید...

نمی‌دونم کجا.

طرفداراش همین الان کلاغ فرستادن سراسر قلمرو

که بازگشت شاه رو اعلام کنن.

مردم عادی می‌گن این نشونه‌ایه از خدایان

که ایگان برای حکومت برگزیده شده، که اون و اژدهاش

دوباره زنده شدن تا تخت رو پس بگیرن.

همین الان رعایای خودم دارن بیرون سپت بزرگ جمع می‌شن،

از خدایان التماس می‌کنن بگن کی باید بر اونا حکومت کنه.

بعد از همه‌ی چیزایی که براش جنگیدم و رنج کشیدم!

رینیرا.

خدایان کوچیک تو چیزی که می‌خواد بیاد حرفی برای گفتن ندارن.

ما خون والریای قدیمی‌ایم.

تو قدرت مطلقی تو مشتته.

فقط کافیه ازش استفاده کنی.

لعنتی ویسریس!

اون منو اینجا گذاشت.

پیشگویی‌ش هی منو امتحان کرد یکی پس از دیگری،

و من همه‌ی چالش‌هاش رو پشت سر گذاشتم!

عالیجناب، برنامه‌ای برای نجات مار دریایی چیده شده؟

نجاتی در کاره؟

پدرت می‌ره تامبلتون رو بگرده

دنبال مار دریایی، وقتی شهر پس گرفته شد.

تا اون موقع خیلی وقته مرده. همین الان منو بفرست.

تو و آدام اینجا لازمین تا از شهر محافظت کنین،

اگه واقعاً این شایعات درسته و سان‌فایر زنده مونده باشه.

کورلیس دست راستته، قدیمی‌ترین متحدت.

نمی‌خوام برای پدربزرگت بد بیاد، ولی اون انتخابش رو کرد،

و حالا باید قیمتش رو بدیم.

تقصیر تو بود.

چی؟

که لرد کورلیس اون بیرون بود تا اسیر بشه.

جرأت نکن.

همیشه با کسایی که خدمتت می‌کنن این‌جوری رفتار کردی.

آدام و من بدون استراحت زحمت کشیدیم

تو بی‌شمار سورتی دنبال دشمنات،

فقط تا با خشمت جوابمون رو بدی.

آره، چون سورتی‌هاتون هیچی به بار نیاورد،

در حالی که دشمنام اجازه پیدا کردن قدرت‌شون رو جمع کنن.

اگه کسی برات مفید باشه، ازش استفاده می‌کنی.

ولی اگه نه، رهاش می‌کنی

همون‌طور که با رئنا کردی.

و حالا اون شکسته، مثل پدربزرگم.

حق داشتم بعد از گالت رها‌تون کنم.

شاید.

ولی تو به اژدهای من نیاز داری.

بچه گستاخ.

راستش نباید سرزنشت کنم. گستاخی تو خونتونه.

همون‌طور که خواهرت اخیراً یادمون آورد.

صبح بخیر، لردها.

«صبح بخیر»، واقعاً.

ما همین الان شب رو از دریفت‌مارک قایق راندیم،

بعد از اینکه فهمیدیم دریاسالارمون گروگان های‌تاور‌هاست.

ملکه ازتون خواسته کینگزلندینگ رو امن کنین.

جواب دادنش ممکنه یعنی مرگ لردمون.

لرد کورلیس از خطرهای ماجراجویی‌هاش خبر داشت.

می‌خواست افتخار ولاریون رو بالاتر از جونش بدونیم

و این‌جوری قضاوت کنیم.

تو کی هستی که از خواسته‌های لردمون حرف بزنی؟

بزرگ‌ترین پسر زنده‌ش.

و جانشین نام‌گذاری‌شده.

لرد جزر و مد گذشته و آینده‌تون.

دروازه‌ها رو باز کنین!

دور بزنین!

به جلو راهپیمایی!

اون

همه‌ش، مال توئه.

شگفت‌انگیزه، نه؟

ولی

باید شوالیه بشی

قبل از اینکه بتونی تاج‌گذاری کنی.

زانو بزن.

دیرون تارگرین،

سوگند می‌خوری پیش چشم خدایان و مردان

که از کسانی دفاع کنی که نمی‌تونن از خودشون دفاع کنن...

همه برین تو!

از همه‌ی زنان و کودکان محافظت کنی...

برگردین اینجا! عقب!

از فرمانده‌هاتون، از ارباب‌تون اطاعت کنی...

دروازه‌ها رو ببندین!

هر وقت لازم شد شجاعانه بجنگی...

و هر وظیفه‌ی دیگه‌ای رو انجام بدی

- که بهت سپرده می‌شه... - ثابت!

- هر چقدر هم سخت... - بالا!

یا حقیر یا خطرناک باشه؟

ایست!

سوگند می‌خورم.

پس، به عنوان شوالیه بلند شو.

سر دیرون جسور.

و راه رو روشن کن.

ارتش‌های ملکه‌ی حرامزاده‌ها پشت دروازه‌هاست.

و اونا رو به سمت کشتار می‌بره

عموش. نه.

عاشقش.

نه. شوهرش.

دیمون لعنتی تارگرین.

- و اژدهاش. - معلومه که اژدهای لعنتی داره!

ولی ازش استفاده نمی‌کنه.

از کجا می‌دونی؟

چون زنِ ملکه، اجازه‌ش نمی‌ده.

رینیرا دیمون رو با قلاده‌ی کوتاه نگه داشته.

مثل یه سگ ماده تو قفس.

یه آبجو دیگه برای ارباب اژدها.

شاهزاده‌ی یاغی به‌زودی می‌لرزه

جلوی قدرتمند و وحشتناک.

لرد اولف سفید!

عالیجناب.

عالیجناب، چیزی مشکل داره؟

چی شده؟

پرنسس هیلینا.

هنوز غذا نخورده.

پزشک‌ها نگران سلامتی‌شن، مخصوصاً برای بچه‌ای که تو شکمشه.

سر آلن رو صدا کن.

یه اسکورت کامل می‌خوام تا سپت بزرگ.

آنجا، امروز، سپتون اعظم منو مسح می‌کنه

و سلطنت منو برای همه‌ی کینگزلندینگ تبرک می‌کنه.

دیگه شکی نمی‌مونه که خدایان کی رو برای حکومت انتخاب کردن.

فوری، عالیجناب.

دیگه چیزی هست؟

نه.

این چیه؟

سِرها.

- سِرها! - بانوی من.

ببخشید که سرزده اومدیم. وقت زیادی بهمون ندادن.

وقت برای چی؟

عبورتون رو با کشتی بوسه‌ی پری‌دریایی جور کردن.

باید غروب به سمت پنتوس حرکت کنین.

باید بهتون بگم که خدماتتون اینجا تموم شده.

به ملکه و قلمرو بیشترین وفاداری رو نشون دادین،

و عالیجناب می‌خواد قدردانی‌ش رو ابراز کنه.

طلای کافی بهتون می‌دن برای یه عمارت

و خدمتکارهای خودتون.

زود باشین.

منم نمی‌فهمم، بانوی من.

ساعت گذشته، بانوی من.

باید برگردونمتون به اتاق‌هاتون.

از این طرف، پرنسس.

به ملکه اعتماد نکن.

ایگان برگشته. اژدهاش زنده‌ست.

بچه‌ی نازادی که داری گروگانشه،

جایزه‌ایه که باهاش می‌تونه قدرت رو

- روی دشمناش نگه داره. - راه بیفتین.

- دیگه کافیه. - هیچ‌وقت آزادت نمی‌کنه.

یادت می‌آد؟

یادت می‌آد؟

کمکم کن.

نگران نباش.

زنده‌ای.

بگیر.

اینو بنوش.

یه ساعت دیگه یکی دیگه می‌دم.

منو مسموم کرد.

فهمیدی که تو این دنیا تنها هستی.

تو این، با همیم.

ولی دیگه نمی‌خوام تحملش کنم.

تو چی؟

چرا برات مهمه که تنهام یا نه؟

که زنده‌ام یا می‌میرم؟

من خویشاوندکُشم، آلیس.

برادر خودم به دست من مرده.

برای گناهام محکوم شدم و نفرین شدم به رنج کشیدن.

باید رهام کنی.

مبادا سرنوشت منو روی خودت بیاری.

وقتی اژدها بالریون اینجا رو سوزوند،

برای پایان دادن به نسل لرد هارن بود.

ولی نسلش به این راحتی تموم نشد.

یه بچه، یه

پسر

زنده موند.

به شدت سوخته، ولی زنده.

مادرش هر چیزی می‌داد تا نجاتش بده.

پزشک‌ها رو از سراسر هفت پادشاهی فراخواند،

ولی فایده‌ای نداشت.

پس به درمان‌های قدیمی‌تر رو آورد.

طلسم‌هایی پیدا کرد قدیمی‌تر از خود زمین.

با چیزایی که تو جنگل زندگی می‌کردن معامله کرد.

ولی هیچ‌کدوم نتونست چیزی که آتش اژدها ساخته بود رو از بین ببره.

و وقتی پسر رفت

سعی کرد باهاش بره.

و اون موقع بود که قیمت رو فهمید.

اون موقع فهمید که نفرین شده.

که زنده بمونه

که تو مرزهای پادشاهان رودخانه‌ای قدیمی بمونه

نفرین‌شده برای شریک شدن تو حرص هارن.

از اسمش محروم شد، از عنوانش،

از قلعه‌ش.

و محکوم شد که به هر لرد حقیری خدمت کنه که می‌اومد اینجا حکومت کنه.

صد سال از اون موقع گذشته.

زمان طولانی‌ایه برای تنها بودن.

باید غذا بخوری، خواهر.

به بچه فکر کن.

More Farsi/persian subtitles for House of the Dragon

Mga Komento

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left