Sugar

Sugar

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Sugar 2024 S01E06 XviD-AFG
ناشر AmirH_Na

برچسب‌ها

XviD
web
1080
HD
x264
webrip
720p
720
BRip
x265
HEVC
Web-DL
web-dl
WEB-DL
تاریخ انتشار: 2024-05-03
تعداد دانلود: 109
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 152 خط.

آقا و خانم سیگل؟

بله؟

عمل پسرتون تموم شد. زنده‌ست

زنده‌ست؟

…خدا رو - ببخشید. زنده‌ست -

ولی مغزش آسیب بدون بازگشت و دائمی دیده

منظورت چیه؟

بدن دیوید کامل کار می‌کنه

ولی هیچ‌وقت حرف نمی‌زنه هیچ‌وقت تکون نمی‌خوره، هیچ‌وقت فکر نمی‌کنه

دیگه هیچ‌وقت

گفتنش هیچ‌وقت آسون نیست

…ولی اهدای عضو هدیه‌ایه که

می‌خواید داستان کوچیک دست راست و دست چپ رو براتون بگم؟

داستان خیر و شر؟

ن-ف-ر-ت

با همین دست چپ بود که

برادر بزرگ‌تر، قابیل ضربۀ مرگ‌بار رو به سر برادرش زد

ع-ش-ق

این انگشت‌ها رو می‌بینید، عزیزان دلم؟

رگ‌های این انگشت‌ها مستقیماً به روح انسان می‌رسن

دست راست، دوستان؛ دست عشق

حالا نگاه کنید تا داستان زندگی رو براتون بگم

،این انگشت‌ها، عزیزان دلم

همیشه درحال جنگ و کشیدن همدیگه هستن

حالا نگاه کنید

…دست چپ برادر بزرگ‌تر نفرت دست چپ درحال مبارزه‌ست

و انگار دخل عشق اومده

ولی یه لحظه صبر کنید یه لحظه صبر کنید

!انگار حالا عشقه که برنده می‌شه بله آقا

عشق برنده شد

نفرت دست چپ بزرگ‌تر هم !کارش تمومه

امروز روز بزرگیه

خوابم نبرد. زود پا شدم

منتظر تماس چارلی‌ام

هروقت بایرون استالینگز برگشت بهم خبر می‌ده

حس می‌کنم روز بزرگی باشه

بزرگ

یالا. یالا

بچه‌ها. بچه‌ها. بچه‌ها. بچه‌ها. بچه‌ها

بی‌خایه

هنوز از کارلو خبری نشده؟

هیچی

خیلی عجیبه، نه؟

به‌نفعشه توی یه متل غش نکرده باشه

وگرنه تخم‌هاش رو می‌کنم و به خورد سگ‌هام می‌دم

ماس» چی؟»

داره میاد

خیلی‌خب. سلام

سلام

سلام. استالینگز الان برگشت خونه

وایسا ببینم. الان داری می‌ری اونجا؟

آره. معلومه. الان تو راهم - …باشه. ولی، شوگر، اون -

معمای اولیویا رو حل می‌کنه - …بایرون استالینگز مرد خیلی خطرناکیه -

.روبی، نگران نباش چیزی‌م نمی‌شه. خب؟

خیلی‌خب، «کندی‌کراش» رو بذارید کنار و بیاین جلسه بذاریم

می‌خوام ببینم چه بلایی سر «دیبنیدتو» اومده

اینجا رو

برنامه عوض شد

!پا شید ببینم

سلام. چی داخله؟

آقای استالینگز، چند تا همکار شناخته‌شده دو تا دوبرمن

از اولیویا سیگل خبری نیست البته اگر هم باشه، نمیارنش بیرون

هر دو سمت در داره، پشت خونه پله هست و خودشون هم مسلحن

خیلی‌خب. اگه تا ده دقیقۀ دیگه برنگشتم؟

معلومه. درست مثل همیشه

مثل همیشه

بیاید اینجا

آفرین

اولیویا

مرد اسرارآمیزمون اومده

…نزدیک بود

بزنه همه رو نجات بده

مسلح نیستم. مسلح نیستم

نمی‌خوام بهت آسیب بزنم

تو نمی‌خوای به من آسیب بزنی؟

من دنبال خشونت نیستم

پنج تا مشت؟

از نظر من، خشونت یعنی مَنی» یه تیر بزنه به زانوت»

و منم پام رو بذارم روی سرت و نذارم وول بخوری

تا بتونم دستت رو قطع کنم

خشونت یعنی این

می‌فهمم چرا بهش مجذوبی. جدی می‌گم

اون احساس قدرت رو می‌گم

ولی من برای خودم و هیچ‌کدومتون همچین چیزی رو نمی‌خوام، باشه؟

من فقط اولیویا رو می‌خوام

ازت خواهش می‌کنم. فقط می‌خوام ببرمش خونه

مرد عجیبی هستی، داداش

اون‌قدر که می‌تونی آدم رو قانع کنی

ولی مسئله اینه که

برای آیندۀ تو از قبل تصمیم‌گیری شده

کی تصمیم گرفته؟ منظورت چیه؟

فکر نکنم چارلی این دفعه برای نجاتت بیاد

قضیه چیه؟

قضیه اینه که کارت تمومه

منی - !نه، نزن! نزن -

ببین. فقط بهم بگو کجاست

بهتون اجازه می‌دم تسلیم پلیس شین

مرد اسرارآمیز بی‌سلاح بهمون اجازه می‌ده تسلیم شیم

مرسی - حالا یا تسلیم می‌شین -

یا همه‌تون رو می‌کشم

هوم

بزن

چی شد؟

!لعنتی

یکی بهتون گفته من دارم میام. کی؟

« شوگر داره میاد. سریع برین » - نه -

خبر بدیه، نه؟

نه، نه، نه. این شماره رو می‌شناسم

خبر بد خبر درسته. از دست اون آدم‌ها

کجاست؟ اولیویا کجاست؟

کون لقت

من اینو نمی‌خواستم

اولیویا کجاست؟

کون لقت

کجاست؟

…من اصلاً و ابدا

سلام. عزیزم، اومدم خونه

سلام

دوستات مردن

من می‌رم و به خدا صدام هم در نمیاد

باشه. برو

وایسا

موبایلت رو قرض می‌دی؟

موبایل من دیگه امن نیست

مرسی

…متأسفانه - وای، چارلی -

این شماره دیگر در دسترس نیست - به چارلی هم رسیدن -

ملانی

همه‌چی که مثل فیلم‌ها نیست

اینو می‌دونم

بعضی اوقات یه اتفاق صرفاً یه اتفاقیه که افتاده

منحصر به خودشه نمی‌شه مقایسه‌ش کرد

ولی دست خودم نیست مدام به اون فیلمه فکر می‌کنم… اسمش چی بود؟

کیم بیسینگر و راسل کرو توشن و داستانش توی دهۀ سیه

اسمش چی بود؟

«آهان. «محرمانه لس‌آنجلس

همه‌ش در مورد خیانته

دیوید خودکشی کرد

…هنوز زنده‌ست، ولی

…دکترها می‌گن با اون میزان ضربه

…آسیب مغزی‌ش

به هر حال دیگه هیچ‌وقت مثل سابق نمی‌شه

این زندگی زیادی زود و زیادی آسونه

وقتی توش به دنیا میای اینا رو داری

…هرچی که فکر می‌کنی رو داری، یعنی

همه‌ش تقصیر خودش نیست

اولین باری که بردمش وگاس رو یادم اومد

گردهمایی توزیع‌کننده‌ها بود و دیوید هم دوازده‌سیزده سالش بود

باید حداقل هجده سالت باشه که وارد کازینو بشی

ولی دیوید با من بود، سیگل بود و ناظرها هم خودشون رو به اون راه زدن

…پس

بگذریم، قانون براش اعمال نمی‌شد و منم بردمش سر میز کراپز

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left