Esimesed 200 rida.
تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی
دو سه باری
دوستت داشتم، آری
پیش از آن که سراغ داشته باشم
از تو چهره یا نامی
مگر صدایی
و شعلهی بیاندامی
الویرا!
آن آوای آسمانیت
باید شود صنم پرستشگاهی
"و هر آنچه که از تو برآید باری"
پس محض رضای الهی
پیشه کن سکوت و بیآوایی
و بگذار که شوم
بندهی بیگنهِ
بدن متعالیت
الویرا!
« زیباترین اشعار شاهزاده جولین »
الویرا، سیمهای دندونت!
ربکا
اوتو
به پادشاهی سوئدلندیا خوش اومدی، زیبای من
دوستت خواهم داشت
چه در بیماری و چه در سلامتی برایم محترم و عزیز خواهی بود
تا اینکه مرگ ما را از هم جدا کند
- اگنس، اینجا محشره - بیا خواهر
ایساک!
این الویراست ایساک مسئول مراقبت از اسبهامه
بیا
اشعار شاهزاده رو میخونی؟
دلم میخواد باهاش ازدواج کنم
خیلی دلم میخواد!
و حالا...
نه، لطفاً...
- بس کن! - اینقدر ضدحال نباش!
بابا...
بابا؟
بابا؟
بابا؟
بابا...
بابا!
« خـواهـرخـوانـدهی زشـت »
منم، الویرا!
حتماً حسابی گشنهای!
برات یکم شکلات آوردم هیچی بیشتر از این حال آدمو بهتر نمیکنه
میشه لطفاً بری؟
فکر کردم خوابی
وقتی بابام مُرد مامانم تمام مدت خواب بود
ولی گذشت و رفت
همهچی بالاخره میگذره
چطور جرات میکنی غمت رو با غم من مقایسه کنی؟
اون برس منه!
بابام هنوز خاک هم نشده و شماها اینقدر راحت اینجا جا خوش کردین
شرم و حیا سرت نمیشه؟
اگر بخاطر پول نبود، بابا هرگز
اجازه نمیداد امثال شماها بیاین توی زندگیش!
چه پولی؟
پول مادرت
مامان!
اونا پولی ندارن!
اونا پولی ندارن
فوراً تمام دامها
و زمینهای زراعی رو مصادره میکنیم
سکههای طلا مال خودتون
مامان؟
مامان!
یه راهحلی پیدا میکنیم
فکر کردی راحته؟
فکر کردی پیدا کردن...
همچین مرد پولداری که منو بخواد راحته؟
یه بیوه با سینههای افتاده و دو تا دختر بیآینده؟
میتونم ازدواج کنم
با کی؟ با شاهزاده؟
خودتو توی آینه نگاه کن، عزیزدلم
و آلما، اون هنوز حتی پریود هم نشده
مادر عزیزم...
التماست میکنم...
اجازه نده عاقبتم اینطور رقم بخوره
یه پیام از قصر آوردم!
پادشاه و پسرش والاحضرت شاهزاده جولین
بدینوسیله تمام دوشیزههای نجیبزاده را چهار ماه کامل پس از ماه کامل بعدی
برای مراسم رقص به قصر دعوت مینمایند
مراسم رقص؟
آره
- اسم؟ - اگنس آنجلیکا آلیسیا
ویکتوریا از خاندان مورگنستیرن مونتهی روسنهوف
ممنونم
اسم؟
الویرا
از...؟
از...؟!
از...؟
خواهرخوندمه
« الویرای خواهرخونده »
شاهزاده همسرش رو در مراسم رقص انتخاب میکنه!
مامان، قراره برم مراسم رقص!
صحیح
در آوردن سیمها سادهست
ولی دماغش...
چیکارش میتونی بکنی؟
رامش میکنم
مژههای دستساز مخصوصمون رو هم
بهتون توصیه میکنم
بعد از اینکه یک عمر زیر سایهی...
این قوز دماغ بودن
چشمهای زیبات لایق توجه بیشتری هستن
آره
فعلاً سیمهای دندون و دماغ کافیه
کی میتونی انجامش بدی؟
- کی میتونین بهم پول بدین؟ - بعد از جشن دو برابرشو بهت میدم
پرستار!
« صورت زیبایی داری، ولی دماغت؟ »
انبر!
اینم از این!
حالا میریم سراغ اصل کاری!
تغییرشکل بزرگ. انتخابتون کدومه؟
شمارهی هفت
انتخاب معرکهایه
یک، دو، سه!
یک، دو، سه!
صبح بخیر دخترها
صبح بخیر، خانم سوفی!
به سال تحصیلی جدید خوش اومدین
از اونجایی که برترین مدرسهی آداب قلمرو هستیم
این افتخار نصیبمون شده که مراسم رقص شاهزاده جولین رو
با یک اجرای رقص افتتاح کنیم
من و خانم وانیا
افراد مورد نظر رو انتخاب میکنیم
قراره...
قراره یک رقاص اصلی و دو رقاص مکمل داشته باشیم
افراد منتخب فرصت منحصر به فردی پیدا میکنن
که کمالاتشون رو به شاهزاده نشون بدن
اون شب، دختران من، مهمترین شب زندگیهاتون خواهد بود
قراره پر از...
کنتها، بارونها...
و تاجرهای ثروتمند باشه
تو. برو عقب
اگنس، بیا جلو
برو عقب!
نمیفهمی چی میگم؟
ممنون
ربکا
تاریخ مراسم خاکسپاری پدرم رو انتخاب کردم
هرموقع پولش رو داشتیم میگیریم
یعنی کی؟
بعد از جشن، وقتی الویرا ازدواج کرد
دکتر استتیک هم هزینهش بالاست
نمیدونستم اینقدر با دکتر آشنایی
جسد پدرم داره میگنده، اونوقت شماها پول خرج همهچی میکنین جز مراسمش
لازم نیست همهچی خرج برداره، اگنس
تو فکر بودم الویرا و آلما
بتونن چند تا از لباسهات که اصلاً نمیپوشیشون رو بردارن
لیست اومد!
اینطوری!
کی میتونه این حرکتو بزنه؟
چشم همه به شماست!
تو؟
بیا نشون بده ببینیم
شروع کن
بسه، بسه، بسه، بسه
استعداد داری
استعداد هدررفته
من نمیخواستم قبولت کنم
مادرت بهم پول داد. میفهمی؟
بیشتر تلاش کن
خیلی بیشتر!
اگنس
تو و تو
شروع کنین
تن کردن این به حرف آسونه
برای تن کردنش روبان یا پاپیون لازم دارم
برام مهم نیست چطوری انجامش میدی فقط تنش کن!
برو کنار!
شب بخیر، دوشیزه خانم
- شاهزاده عاشقت میشه - ممنون
الویرا
امیدی بهم نیست
هیچوقت کسی منو انتخاب نمیکنه
بهنظر من که اینطور نیست
از خیلی جهات منو یاد خودم میاندازی
ولی تو که خیلی خوشگلی!
و من...
من زشت و چاقم
میشه ببینمش؟
زیباست
داری ظاهرت رو تغییر میدی
که با اون ذاتی که میدونی درونت داری مطابقت پیدا کنه
خیلی شجاعی
یه چیزی برات دارم
مهم چیزیه که درون آدمه
سرم داره میترکه
بهنزد من بیا، ای دوشیزه سریع به نزد من بیا...
قلبم به درد آمده است
ترجیح میدهم بمیرم
اما به قلبم دروغ نگویم
و در کنار کسی نباشم که عاشقش نیستم
قشنگ نیست؟
میشه یه چیزی بهت نشون بدم؟
قول بده به کسی نمیگی
- قول میدم - از ته دل بگو!
No comments yet. Be the first to leave one.