Esimesed 200 rida.
لنکوف حمله به ناو هواپیمابر رو سازماندهی کرده بود
اما کرملین استخدامش نکرد
فکر کنم نخستوزیر این کارو کرد
خطر از درون خانه است
و سه آمریکایی، از جمله همسر من، همین الان توی خونه منفجر شدن
اطلاعات فرانسه فکر میکنه ما میخوایم رومن لنکوف رو بکشیم
ما این کارو نمیکنیم
میکنیم؟
فکر میکنم حالش خوب باشه. ولی من نه
چون با هم دعوا کردیم و من از چشمش افتادم
آقای گراو!
ببخشید. وزیر امور خارجه از من خواست اینو با شما در میون بذارم
دیگه کی میدونست داری باهاش ملاقات میکنی؟
بهت گفتم، تو به استوارت گفتی
من به مارگارت رولین گفتم
مارگارت رولین ناپدید شده
لنکوف ممکنه توسط نیروهای ویژه بریتانیا کشته بشه
و رولین هم ناپدیده
فکر میکنی مرده؟ فکر میکنی تروو بریج داره
ممکنه
پاکسازی میکنه
ازدواجم داره تموم میشه
جراحها تقریباً ۱۱ ساعت عمل کردن
رانی دوام نیاورد
بخش دو، بفرمایید؟
میرم سفیر رو پیدا کنم
باید اون شخص رو پای تلفن نگه داری
میتونم منتظر بمونم
اصلاً زحمتی نیست
صبح بخیر. صبح بخیر
خوشحالم میبینم سر پایی. ممنون
صبح بخیر. صبح بخیر
از این طرف، خانم
حالت خوبه؟ آره
حالت خوبه؟
این عاقلانه نیست
این رو بپوش
چرا نمیتونی مستقیماً منو برسونی به ماشین؟
هیچکس نمیتونه اینجا بهت دست بزنه
اینا مردای خطرناکی هستن
لازمه که تو رو ببینن
اگه فکر کنن میدونن کجایی، دیگه دنبالت نمیگردن
تو فراری نیستی. تو توی مراسم ختم یکی از همکاراتی
برای دو ساعت آینده، اینجا امنترین جای لندن
حیف شد، مرد به این خوبی
وحشتناک
ویلیام
تکاندهنده
سه ردیف بالا به سمت چپ
هوم
هنگامی که نور محو میشود
در بعدازظهری زمستانی، در کلیسای کوچکی دورافتاده
تاریخ، اکنون و انگلستان است
ما از اکتشاف باز نخواهیم ایستاد
و پایان تمام جستجوهای ما این خواهد بود که به جایی برسیم که از آن آغاز کردهایم
و آنجا را برای اولین بار بشناسیم
همه چیز به خیر و خوشی تمام خواهد شد
میبینی؟
آره، همه چی خوبه. ما میخوایم مردم متوجهت بشن
اون وقت میتونن دست از گشتن دنبالت بردارن
همه چی روبراهه؟
آره، فقط استرس دارم
آتش و گل سرخ یکی هستند
بالاخره، ای برادران من، در خداوند قوی باشید
و در قدرت توانایی او
تمام زره خدا را بپوشید
تا بتوانید در برابر حیلههای شیطان مقاومت کنید
زیرا نبرد ما با جسم و خون نیست
بلکه با فرمانروایان است
با قدرتها
با حاکمان تاریکی این دنیا
با شرارتهای روحانی
در جایگاههای بالا
از این رو، تمام زره خدا را بر تن کنید
تا بتوانید در روز بد مقاومت کنید
و پس از انجام همه چیز
استوار بمانید
پس، استوار بمانید
پس، استوار بمانید
کمر خود را با حقیقت محکم کنید
سپر ایمان را بردارید
که با آن قادر خواهید بود تمام تیرهای آتشین شریر را خاموش کنید
مارگارت رولین اون پشت است
حالا. لطفاً همین الان کت رو بپوش
یکم سریعتر باشی عالی میشه. هل
آره، گرفتم
اوه لعنتی!
من برمیدارمش
اوه!
خدای من. خوبی؟
حالت خوبه؟ آره
سرگیجه داری؟
بلند نشو
فقط یه لحظه صبر کن
الان حالش خوبه؟
لازمه دراز بکشی؟ نه، خوبم
حالت بهتره؟ آره
ببخشید، ممنون
مارگارت
قربان، کاری دارید؟
ببخشید. ممم
حالت خوبه؟
آره، باید یه جایی توقف کنم.
باشه
باید بری دستشویی؟ نه.
تو منو تا دستشویی مردونه همراهی نمیکنی.
لوس نکن خودتو.
ببین،
هنوزم میتونی ترکم کنی.
منظورم ازدواجه.
باشه. بدون من برو.
جدی میگم. لازم نیست فقط به خاطر اینکه من مجروح شدم بمونی.
به خاطر اون نیست.
کاپیتان مارش، بابت خدمت امروزتون متشکرم.
افتخار میکنم اینجا هستم، قربان. باعث افتخاره که شما رو میبینم.
از چیزی که من متوجه شدم،
باهاش خوابیدی؟
نه!
من این کارو نکردم.
قصدش رو داشتی؟
آره.
خب، هنوزم میتونی.
نمیخوام.
میتونه خودش تنها دستشویی بره.
تو هم همینطور.
حالش خوبه؟
کم و بیش.
خوبه.
ظنون ما تأیید شد.
این دستگیری، ممکنه… بیشتر از این حرفا باشه.
میتونی متوقفش کنی؟ دارم تلاش میکنم.
اون تنها کسیه که میتونه اسم عامل رو ببره.
باید زنده بمونه. دارم خیلی تلاش میکنم.
مارگارت رولین اونجا بود.
الان؟
اما این که خوبه، مگه نه؟
اون که… تو یه گودال گمشده نیست.
خداروشکر.
من تو پاریس افتضاح بودم.
نه.
داشتی کمک میکردی و تو… نگران جان شوهرت بودی.
متأسفم.
اون امنه.
ازدواج منم...
اونم امنه.
همه چی همونطوره که باید باشه.
خدایا.
هست؟ آره.
کجا؟
پایین. تو اتاق مخصوص.
چی گفت؟
میخواد با دنیسون حرف بزنه.
چرا؟ نمیدونم.
نه تو، نه من؟
نه.
پس لعنتی چرا همین الان قاچاقی آوردیمش اینجا؟
فکر نمیکنه امنه. از کی؟
نامعلوم. و دنیسون هم ازش متنفره. آره.
پس فکر میکرد تو میتونی بیاریش.
گفت شما دو نفر به طرز عجیبی به هم نزدیکید.
اون لعنتی چی یعنی؟ همون چیزیه که گفت.
این کاریه که بابتش پول میگیرم.
تا به وزیر امور خارجه به طرز عجیبی نزدیک شم.
پس بهش زنگ بزن.
و چی بگم؟
نمیدونم. من اون کسی نیستم که به طرز عجیبی نزدیکه.
ما یکم کمتر از یه روز پیش به هم نزدیکیم.
اون یعنی چی؟
سیاست.
میخواد بگه نه؟
اوه، بچهها!
این مثل یه جشن پیروزیه.
بچهها، بهش فضا بدید.
اوه! زورگو.
قرار نیست اینجا باشی. دکتر کستن میدونه سر کار اومدی؟
من رو کاناپه دراز میکشم و به رونی فکر میکنم و بعد بهم حمله عصبی دست میده.
آره، میفهمم. هوم.
خوش برگشتی.
باشه!
جوری رفتار کنید که انگار کاری برای انجام دادن دارید. همهتون.
میتونیم در جریان بذاریمش؟
نه.
میخوای بشینی؟
فکر بدی نیست.
آره، روز اول زیادی خودتو خسته نکن.
عجله نکن. هیچ عجلهای نیست.
آره، هنوز دارم قلقش رو یاد میگیرم.
چطوره من اینا رو بگیرم، بعد تو… باید خودتو بیاری پایین.
اوه. این بهترین صندلی نیست.
بیا، اینا رو بگیر.
بالش میخوای؟ خوبم.
بیخیال شو.
گزارش شما… ادامه بدید.
فکر کنم تموم شدیم. آره.
آه، فقط… قرار بود.
زنگ بزنی. آره.
اگه شما دو نفر باید حرف بزنید.
تموم شد
مطمئنی؟ آره
بعداً میبینمت
No comments yet. Be the first to leave one.