Esimesed 200 rida.
قتل.
راز.
خوفناک.
چه چيزي در مورد طپش قلب کارآگاه و زن مرگبار,
و سردي يک تفنگ,
ما رو بيدار نگه ميداره تا ساعات اوليه صبح با هيجاني زياد.
به هر حال رل جذابيت معين شده ,
امشب مفتخريم به استاد اين قالب
و جشن ميگيريم آغاز اين طوفان پاييزي رو.
با من تماس بگير وقتي خواستي بشوريش.
پايان هاي گيج کننده از نويسنده کتابهاي پرفروش سري اسرار درک.استورم
خانمها و آقايون
سلطان ترس و وحشت,
ريک کستل.
تو کي هستي?
آليسون تيسدل--
بيستو چهار ساله فارغ التحصيل دانشگاه نيويورک.,
جز گروه برنامه هاي اجتماعي.
جاي خوبيه براي کارمند اجتماعي.
پول باباشه.
همسايه ها شکايت کردن در مورد صداي موسيقي.
وقتي اون جواب نداد, اونها خودشون چکش کردن.
هيچ نشونه اي از نزاع نبوده.
ميشناختتش.
حتي براش گل هم خريده.
کي ميگه عاشقي مرده?
من ميگم هر شنبه شب.
يه مقدار رژ لب صدمه نمي زنه.
فقط گفتم.
پشت رزها چي داريم?
دو گلوله در سينه
کاليبر کوچک.
اين براي کسي آشنا نيست?
نه اما من تنها کسي نيستم با چيزهاي عجيب و غريب.
فقط بگيد جک به به جيل شليک کرده "
برم يخشو بگيرم وبرم خونه.
اما چيزهاي عجيب و غريب نياز بيشتري دارن.
آشکارسازي بيشتر.
ببينيد چه جوري اونو ترک کرده پوششي کم.
خوب?
پس با وجود اين همه تلاش, اين همه تهميد,
شما هيچ نشونه تجاوز جنسي پيدا نمي کنيد.
شما اونو فقط از اين به دست اورديد?
اين به علاوه اينکه من اينو قبلا ديدم .
قبلا ديديد کجا?
گلهاي رز روي بدن آفتاب گردون روي چشمها?
شما بچه ها کتاب نمي خونيد?
چه جور احمقي از روي يه کتاب پر فروش آدم ميکشه?
به عنوان ناشر خون آشامم ميپرسي
يا همسر سابق خون آشامم?
اوه اين کاريه که تو مي کني?
تنبيه من به خاطر کشتن غاز طلائيت?
اوه بي خيال من ممکنه جزئي نگر و نزديک ببين شدم,
اما من اينطوريها هم نيستم.
واقعا? پس چرا?
نوشتن درک براي تفريحه.
الان به نظر ميرسه کار مي کنه.
مطرود خدايي تو بايد کار کنه.
منظورم اينه مي توني بازنشسته اش کني ,
مي توني فلجش کني.
مي توني بفرستيش به سيرک عجيب الخلقه ها.
اما نه تو مجبوري گلوله اي از سرش عبور بدي.
آره آشفتگي واقعي و يه جراحت خارجي بزرگ.
نگران نباش درک استورم غاز طلائي اينجا نسيت اون منم.
من نيم دو جين کتاب پرفروش قبل از اون نوشتم.
چي باعث شده فکر کني من متوقف ميشم?
نمي دونم. در حقيقت نوبت اين کتاب جديد نه هفته پيش بود?
نمي توني حمله کني نابغه.
نابغه ريچارد? سعي مي کني راه فرارو ببندي.
شنيدم تو اين ماه هيچي ننوشتي.
اين مسخره است.
منابع من موثق هستن.
خوب اونها اشتباه مي کنن.
بهتره اينطور باشه
اگه من يه داستان جديد تو سه هفته آينده رو ميزم نداشته باشم,
تقاضاي گرفتن اموالتو پيش روت مي بيني.
شهامتشو نداري.
امتحانم کن فقط امتحانم کن.
ميدوني من قبلا ادعاتو پيشنهاد دادم
من خرج طلاقت کردم.
واقعا صورت عروسکي کي مشقهاشو تو پارتي انجام ميده
من هفته بعد امتحان دارم.
پس من چي--وظيفه زندگي ام. تو مطالعات منو نمي بيني.
خيلي خوب يه ليوان شامپان بده.
بکن دوتا.
هي کيدو بايد اشتباه شده باشه.
اونا فقط واسه عسلک ها سرو مي کنن.
سلام بابا.
سلام عزيزم پس مادر
هيس نه با اين صداي بلند. من هنوز به شانس معتقدم.
تو به جينا در مورد مشکل نوشتن گفتي?
من بهش هيچي نگفتم...
شايد بهش گفتم چطوري روزاتو ميگذروني
افسردگي هات انتظار زمان پست در بلمونت.
اما هي تو يه هنرمندي. اين قابل انتظاره
ما يه معامله کرديم
بهت اجازه دادم باما زندگي کني اما راجع به کارم با صحبت نکني.
درمورد چي حرف مي زني? تو هيچ کاري نکردي
از وقتي اومدم. مامان بزرگ.
خوب نداشته ديگهه ببه هرحال هرکاري کردم يا نکردم
ازت متشکر ميشم اگه در موردش با همسر سابقم صحبت نکني.
اوه چه معامله بزرگي?
واستا عزيزم. من يه خوبشو تو رادارم دارم
عاليه حلقه نداره عقب واستا.
عزيزم مامان ميره ماهيگيري.
تو بايد منو مجازات کني.
واسه چي اينکه گذاشتي بره?
فکرکنم اين خوبه.
اونجا نباش وقتي دارم خفه اش ميکنم.
مي دوني من فقط 15 سالمه?
تو روح بزرگي داري.
آره و روحم ميتونه منتظر بمونه.
وقتي همسن تو بودم
داستانشو نميتونم بگم
اون بطور وحشيانه اي,ناجوره عجيب و غريب
تو که نمي خواي داستانهاي ناجور وحشيانه داشته باشي
که نتوني به بچه هات بگي
فکر کنم تو به قدر کافي واسه جفتمون داري.
زندگي بايد يه ماجراجويي باشه.
مي خواي بدوني واسه چي درک رو کشتم?
اونجا ديگه هيچ هيجاني نداشت.
من دقيقا مي دونستم چه اتفاقي مي افته تو هر لحظه و هرجا.
شبيه به اين پارتي شده بود. اونها قابل پيش بيني شده بودن.
من يه طرفدار بزرگتونم. از کجا اين ايده هاتون رو پيدا مي کنين
و همه آدمهاي مشهور سينه هامو امضا مي کنن
اين يکي اونقدر فکر نکنم.
خوب اف واي آي من انجام مي دم.
فقط يکبار دوست دارم يکي بياد و يه چيز جديد بگه.
آقاي کستل
کجا دوست دارين بزنم?
کاراگاه کيت بکيت پليس نيويورک.
ما احتياج داريم چندتا سئوال از شما بپرسيم
در مورد قتلي که امشب انجام شده.
اين جديده.
آقاي کستل.
شما به نظر زياد ورق جريمه داريد براي يک نويسنده کتابهاي پرفروش.
رفتار سرکشانه,
مقاومت در دستگيري?
پسرها هميشه پسرن.
اين ميگه شما يه اسب پليس دزديدين?
قرض گرفتم
اوه و شما لخت بوديد تو اون زمان.
بهاربودش.
و هر بار با تعهد بيرون اومديد.
چي بگم?
شهردار طرفدارمه.
اما اگه اين حالتو بهتر مي کنه,
خوشحال ميشم يه لگدي به پشتم بزنيد.
آقاي کستل همه اين چيزهايي که پسر بد افسونگر که شما شروع کرديد
ممکنه براي زنان زيبا و خوشرو کار کنه
من؟ من کار مي کنم براي زندگيم ,
پس اون تبديل ميکنه شمارو به يکي از دو چيز دنيام--
يا کسي که زندگي منو آسونتر مي کنه
يا شخصي که سخت ترش ميکنه.
و بهم اطمينان کن تو نمي خواي کسي باشي که اونو سخت تر مي کنه
بسيارخوب
آليسون تيسدل,
دختر زمين دار بزرگ جاناتان تيسدل.
اون جذابه اون به قتل رسيده
تا حالا ديدينش؟ مراسم امضاي کتاب مراسم خيريه؟
ممکنه اون تو دفتر خاطرات من نيست
اگه اينو مي خواين بپرسين
اينو چطور؟
ماروين فيسک يه وکيل دعاوي خرده پا
اغلب دعاوي من گرايش دارن به اوم مسايل بزرگ.
خوب اينا چه ربطي به من داره
جنازه فيسک دو هفته پيش تو دفترش پيدا شده.
من با هم يکيشون نکرده بودم تا وقتي که صحنه جنايت تيسدل رو ديشب ديدم.
"'گلها بر روي قبر تو"
واين طوريه که ماروين فيسک رو پيدا کرديم,
درست در دايره بي خشم جهنم
به نظر ميرسه من يه طرفدار دارم
يه طرفدار کاملا زورگو
اوه مثل زورگوها به من نگاه نکن
چي؟
جهنم بي خشم
خشونت بدون خون
بي خيال فقط کستل اينو براي گروهي خونده.
کسي از اين گروهها تا حالا برات نامه نوشتن؟
نامه هاي تمزاحمت آميز؟
همه نامه هاي طرفدارام مزاحمت آميزن
اين يه مصيبت شغليه
براي اينکه ما بعضي وقتها در پرونده هاي اينجوري ما غريزه قاتلو
پيدا مي کنيم غريزه قاتل مرتبطه با وسواسهاي اون
من همچنين در متدهاي روانشناختي هم مهارت دارم
يه عارضه شغلي ديگه
و مي دوني تو چشمهاي باشکوهي داري?
پس شما هيچ اعتراضي به گشتن نامه هاتون از طرف ما ندارين
داغونشون کن
مي تونم يه کپي از اونا داشته باشم؟
کپي؟
من اين بازي پوکرو داشتم از بيشتر نويسنده هاي ديگه
پترسون کنل مي دوني که نويسنده هاي پرفروش
نمي دوني چه جوري حسادتشون رو بالا مياره
حسادت که من يه مقلدم
اوه خداي من در دنياي من اون مدال سرخ افتخاره
اون جنايتهاي کوپرس تونه
مردمي کشته شدن آقاي کستل
من تقاضاي بدنشونو نکردم فقط تصاوير رو خواستم.
فکر کنم کارمون اينجا تموم شده
No comments yet. Be the first to leave one.