Esimesed 168 rida.
« قلمروی مائوئی » « ساحل کائوپو »
تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی
کاهومانو؟
صبر کن
آسمان مائوئی صاف شده
اوناهاش
کاپواهی؟
میشه دوباره داستانش رو برام تعریف کنی؟
دوباره؟ اصلاً نباید اینا رو بهت یاد بدم
یاد گرفتن نقشهی ستارگان مخصوص مردهاست
از کی تابحال برام مهم بوده چی مخصوص مردهاست، عمو؟
ستارهی سرخ
کاپواهی
جنگجویی پرآوازه بود
با شنل سرخ آتشینش
در آسمانها به دنبال "آبهای حیات" میگرده
هر شب پیداش میکنه
ورای آسمانهامون
و اون رو به عشقش میده
تا هر روز صبح دوباره
به شکل خورشید در آسمونمون طلوع کنه
اجدادمون برای پیدا کردن این جزایر نقشهی ستارگان رو دنبال کردن
ولی ورای آسمان شناخته شدهمون چه سرزمینهایی وجود داره؟
چیزی نیست که ارزش رها کردن اینجا رو داشته باشه
چوب درخت اولو هستن
این قایقها مال قلمروی "هاوایی"ـه
کاهومانو رو پیدا کنین
چی شده؟
بهزودی میفهمیم
پدر!
اینجا چیکار میکنی؟
خبر ندادی که داری میای
کاهیکیلی بیدلیل به اوآهو حمله کرده
جزایر بهزودی درگیر جنگ میشن
اومدم ببرمتون به قلمروی هاوایی
امشب؟
بهزودی مائوئی سواحلش رو میبنده
وقتی این اتفاق افتاد دیگه نمیتونم برگردم اینجا
مائوئی و هاوایی هم با همدیگه دشمن هستن
من خواهر کاهیکیلی هستم
هاوایی حالا دیگه به هیچ عنوان ما رو نمیپذیره
چرا میپذیرن
وعدهی ازدواج با کاهومانو رو به سالارم دادم
چی؟
پدر
من هیچوقت حرفت رو زمین نمیاندازم
ولی همچین چیزی...
خواهش میکنم
مجبورم نکن اینکارو بکنم
آماده شو
باید بریم
کاهومانو!
ولش کن، موکو
بذار امشب رو با غصههاش تنها باشه
برای همچین روزی برنامه ریخته بودیم
نه این شکلی!
باید فوراً بریم، رئیس
با افرادت برو
من کاهومانو رو آماده میکنم و میفرستم
تو چی؟
خون خاندان سلطنتی این سرزمین توی رگهای من جاریه
جام همینجاست
مراقب دخترمون باش
« قلمروی اوآهو »
پسرم...
چرا پریشونی؟
اوآهو آمادهی جنگ با ما نمیشده
بهمون دروغ گفتی که ما رو بکشونی اینجا
همچین چیزی پیشگویی بهنظر نمیاد
انتظار دارم خیلیها با تو همنظر باشن
نسلها منتظر بودیم
که پادشاه موعود ما رو رهبری کنه
ولی متوجه شدم
اون چیزی جز یه پادشاه نیست
که حاضره برای محقق شدنش همهچی رو قربانی کنه
با اینکه پادشاهان دیگه ناکام موندن
ولی من ناکام نمیمونم
نگاهت رو برگردون
کاری نکن براشون سوال بشه تو چه فکری هستی
خودشون میدونن تو چه فکری هستم
نیازی به اینکارها نیست
میتونیم همین الان بریم
تا وقتی گراز مردان ما رو زیر نظر دارن، نمیشه
ما که خوب بلدیم چطوری شکم خوکها رو سفره کنیم
حتی بلدیم روی سنگهای داغ کبابشون کنیم
بسه
میدونم باید چیکار کنیم
کاهیکیلی دستور داده برم معبد
منم میرم
به پادشاه خبر میدم
بیرون منتظر بمونین
کائیانا؟
برش گردونین
بهقدر کافی افراد و قایق داریم
افراد رو بفرست هشت دریا رو بگردن
لازم نیست الکی برگردیم، پادشاه من
میدونم کجا داره میره
کائیانا هکه رو فرستاده مائوئی که در امان باشه
زنش، کوپوهی، بدون خواهرش
هیچجا نمیره
کائیانا با جریان کائیوی به سمت مائوئی حرکت کرده
دستگیرش میکنیم و زنده برش میگردونیم
نه
به گفتهی پیشگوهام
چیزی که نیاز داریم جون کائیانا نیست
ماناییه که توی استخونهاش وجود داره
اونا رو برام بیارین
صدای چیه؟
حرکت کنید!
« قلمروی مائوئی »
افراد پادشاه کمی دیگه میرسن
عجله کنین!
هکه!
- هکه! - هکه!
هکه!
- هکه! - هکه!
اینجا نیست
جنگجوهای کاهیکیلی؟
هیچ اثری از حملهی دشمن نیست
باید عجله کنیم
پیداشون کنین!
کجاست؟
دختر سربههوایی که نیست، پیداش میکنیم
اینو ببینین!
دیشب شب ماه آکوا بوده
دومین ماه از چهار ماه کامل
شبی که توش به خدایان جنگل در ازای داروهاشون پیشکشی تقدیم میکنه
هکه رفته توی دره تا چیزهایی که برداشت کرده بوده رو بکاره
توی درهی "ایائو"ـه
اینجاست!
اینجاست!
باید به کائیانا کمک کنیم
خودش بعداً پیدامون میکنه
اگر بجنگیم، همهمون میمیریم!
کوپوهی درست میگه
باید بریم
میریم هکه رو پیدا میکنیم
از هم جدا میشیم
من با این افراد مسیر رودخونه رو دنبال میکنم
کائیانا به دست شما نمیمیره
وقتی پیداش کردین
مستقیم بیارینش پیش من
وقتی پیداش کردیم
با عاج حامیانمون بدنش رو تکهپاره میکنم
سریع برین و برگردین جلب توجه نکنین
نمیخوایم عاقبتمون مثل ناخدا کوک بشه
اسلحههاتون رو شلیک نکنین مگر اینکه کاملاً ضروری باشه
برای ادامهی سفرمون باید اینو پر کنیم
پس حواستون رو خوب جمع کنین
کاهومانو
روغن جوز شمعی تازه آوردم
گفتم شاید لازمت بشه
قرار نیست امروز ازدواج کنم
نه، ولی...
برو دیدن بانوی پیشگو
که برای اتفاقات آینده آماده بشی
بهزودی همسر یه سالار میشی
با شک و تردید نرو پیشش
میدونم این آیندهای نیست که برای خودت تصور میکردی
ولی کاریه که باید انجام بدی
طوفانی که وجودت رو فرا گرفته رو میبینم
داری ازم میخوای مهارش کنم
نه، کاهومانو
گاهی اوقات چیزی جز طوفان نداریم
تائولا؟
من کاهومانو هستم
دختر سالار بانو، ناماهانا
اومدم ازت مشورت بخوام
No comments yet. Be the first to leave one.