Chief of War

Chief of War

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Hooaeg 1

Väljalaske info

Chief of War S01E02 Changing Tides 1080p ATVP WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-FLUX
Kommenteerib HosseinEsmaily
🔴 30Nama | حسین اسماعیلی 🔴

Sildid

webdl
professional_translation
Avaldatud: 2025-08-01
Allalaadimised: 178
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 168 rida.

‫« قلمروی مائوئی » ‫« ساحل کائوپو »

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫کاهومانو؟

‫صبر کن

‫آسمان مائوئی صاف شده

‫اوناهاش

‫کاپواهی؟

‫میشه دوباره داستانش رو ‫برام تعریف کنی؟

‫دوباره؟ اصلاً نباید اینا رو بهت یاد بدم

‫یاد گرفتن نقشه‌ی ستارگان مخصوص مردهاست

‫از کی تابحال برام مهم بوده ‫چی مخصوص مردهاست، عمو؟

‫ستاره‌ی سرخ

‫کاپواهی

‫جنگجویی پرآوازه بود

‫با شنل سرخ آتشینش

‫در آسمان‌ها به دنبال "آب‌های حیات" می‌گرده

‫هر شب پیداش می‌کنه

‫ورای آسمان‌هامون

‫و اون رو به عشقش میده

‫تا هر روز صبح دوباره

‫به شکل خورشید در آسمون‌مون طلوع کنه

‫اجدادمون برای پیدا کردن این جزایر ‫نقشه‌ی ستارگان رو دنبال کردن

‫ولی ورای آسمان شناخته شده‌مون ‫چه سرزمین‌هایی وجود داره؟

‫چیزی نیست که ارزش ‫رها کردن اینجا رو داشته باشه

‫چوب درخت اولو هستن

‫این قایق‌ها مال قلمروی "هاوایی"ـه

‫کاهومانو رو پیدا کنین

‫چی شده؟

‫به‌زودی می‌فهمیم

‫پدر!

‫اینجا چیکار می‌کنی؟

‫خبر ندادی که داری میای

‫کاهیکیلی بی‌دلیل به اوآهو حمله کرده

‫جزایر به‌زودی درگیر جنگ میشن

‫اومدم ببرمتون به قلمروی هاوایی

‫امشب؟

‫به‌زودی مائوئی سواحلش رو می‌بنده

‫وقتی این اتفاق افتاد ‫دیگه نمی‌تونم برگردم اینجا

‫مائوئی و هاوایی هم با همدیگه دشمن هستن

‫من خواهر کاهیکیلی هستم

‫هاوایی حالا دیگه ‫به هیچ عنوان ما رو نمی‌پذیره

‫چرا می‌پذیرن

‫وعده‌ی ازدواج با کاهومانو رو ‫به سالارم دادم

‫چی؟

‫پدر

‫من هیچوقت حرفت رو زمین نمی‌اندازم

‫ولی همچین چیزی...

‫خواهش می‌کنم

‫مجبورم نکن این‌کارو بکنم

‫آماده شو

‫باید بریم

‫کاهومانو!

‫ولش کن، موکو

‫بذار امشب رو با غصه‌هاش تنها باشه

‫برای همچین روزی برنامه ریخته بودیم

‫نه این شکلی!

‫باید فوراً بریم، رئیس

‫با افرادت برو

‫من کاهومانو رو آماده می‌کنم و می‌فرستم

‫تو چی؟

‫خون خاندان سلطنتی این سرزمین ‫توی رگ‌های من جاریه

‫جام همین‌جاست

‫مراقب دخترمون باش

‫« قلمروی اوآهو »

‫پسرم...

‫چرا پریشونی؟

‫ اوآهو آماده‌ی جنگ با ما نمی‌شده

‫بهمون دروغ گفتی ‫که ما رو بکشونی اینجا

‫همچین چیزی پیشگویی به‌نظر نمیاد

‫انتظار دارم خیلی‌ها ‫با تو هم‌نظر باشن

‫نسل‌ها منتظر بودیم

‫که پادشاه موعود ما رو رهبری کنه

‫ولی متوجه شدم

‫اون چیزی جز یه پادشاه نیست

‫که حاضره برای محقق شدنش ‫همه‌چی رو قربانی کنه

‫با اینکه پادشاهان دیگه ناکام موندن

‫ولی من ناکام نمی‌مونم

‫نگاهت رو برگردون

‫کاری نکن براشون سوال بشه ‫تو چه فکری هستی

‫خودشون می‌دونن تو چه فکری هستم

‫نیازی به این‌کارها نیست

‫می‌تونیم همین الان بریم

‫تا وقتی گراز مردان ‫ما رو زیر نظر دارن، نمیشه

‫ما که خوب بلدیم چطوری ‫شکم خوک‌ها رو سفره کنیم

‫حتی بلدیم روی سنگ‌های داغ کبابشون کنیم

‫بسه

‫می‌دونم باید چیکار کنیم

‫کاهیکیلی دستور داده برم معبد

‫منم میرم

‫به پادشاه خبر میدم

‫بیرون منتظر بمونین

‫ کائیانا؟

‫برش گردونین

‫به‌قدر کافی افراد و قایق داریم

‫افراد رو بفرست هشت دریا رو بگردن

‫لازم نیست الکی برگردیم، پادشاه من

‫می‌دونم کجا داره میره

‫ کائیانا هکه رو فرستاده مائوئی ‫که در امان باشه

‫زنش، کوپوهی، بدون خواهرش

‫هیچ‌جا نمیره

‫کائیانا با جریان کائیوی ‫به سمت مائوئی حرکت کرده

‫دستگیرش می‌کنیم و زنده برش می‌گردونیم

‫نه

‫به گفته‌ی پیشگوهام

‫چیزی که نیاز داریم جون کائیانا نیست

‫ماناییه که توی استخون‌هاش وجود داره

‫اونا رو برام بیارین

‫صدای چیه؟

‫حرکت کنید!

‫« قلمروی مائوئی »

‫افراد پادشاه کمی دیگه می‌رسن

‫عجله کنین!

‫هکه!

‫- هکه! ‫- هکه!

‫هکه!

‫- هکه! ‫- هکه!

‫اینجا نیست

‫جنگجوهای کاهیکیلی؟

‫هیچ اثری از حمله‌ی دشمن نیست

‫باید عجله کنیم

‫پیداشون کنین!

‫کجاست؟

‫دختر سربه‌هوایی که نیست، پیداش می‌کنیم

‫اینو ببینین!

‫دیشب شب ماه آکوا بوده

‫دومین ماه از چهار ماه کامل

‫شبی که توش به خدایان جنگل ‫در ازای داروهاشون پیشکشی تقدیم می‌کنه

‫هکه رفته توی دره تا چیزهایی ‫ که برداشت کرده بوده رو بکاره

‫توی دره‌ی "ایائو"ـه

‫اینجاست!

‫اینجاست!

‫باید به کائیانا کمک کنیم

‫خودش بعداً پیدامون می‌کنه

‫اگر بجنگیم، همه‌مون می‌میریم!

‫کوپوهی درست میگه

‫باید بریم

‫میریم هکه رو پیدا می‌کنیم

از هم جدا میشیم

‫من با این افراد ‫مسیر رودخونه رو دنبال می‌کنم

‫کائیانا به دست شما نمی‌میره

‫وقتی پیداش کردین

‫مستقیم بیارینش پیش من

‫وقتی پیداش کردیم

‫با عاج حامیان‌مون ‫بدنش رو تکه‌پاره می‌کنم

‫سریع برین و برگردین ‫جلب توجه نکنین

‫نمی‌خوایم عاقبت‌مون مثل ناخدا کوک بشه

‫اسلحه‌هاتون رو شلیک نکنین ‫مگر اینکه کاملاً ضروری باشه

‫برای ادامه‌ی سفرمون ‫باید اینو پر کنیم

‫پس حواستون رو خوب جمع کنین

‫کاهومانو

‫روغن جوز شمعی تازه آوردم

‫گفتم شاید لازمت بشه

‫قرار نیست امروز ازدواج کنم

‫نه، ولی...

‫برو دیدن بانوی پیشگو

‫که برای اتفاقات آینده آماده بشی

‫به‌زودی همسر یه سالار میشی

‫با شک و تردید نرو پیشش

‫می‌دونم این آینده‌ای نیست ‫که برای خودت تصور می‌کردی

‫ولی کاریه که باید انجام بدی

‫طوفانی که وجودت رو فرا گرفته رو می‌بینم

‫داری ازم می‌خوای مهارش کنم

‫نه، کاهومانو

‫گاهی اوقات چیزی جز طوفان نداریم

‫تائولا؟

‫من کاهومانو هستم

‫دختر سالار بانو، ناماهانا

‫اومدم ازت مشورت بخوام

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left