Chief of War

Chief of War

Download Farsi/persian Subtitle

Season 1

Release info

Chief of War S01E01 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
A Commentary by Bist
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼𝗯𝗼𝘅.𝘅𝘆𝘇 ● BistThunder 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2025-09-04
Downloads: 75
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 164 lines.

‫حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی ‫"فیلامینگو" تقدیم می‌کند

« بر گرفته از اتفاقات واقعی »

« جزایر هاوایی »

« اواخر قرن 18 »

.مردم ما در زیبایی جزایر خود شکوفا می‌شوند

.ولی ما متحد نیستیم

...ما چهار پادشاهی هستیم که با آب به هم وصل شدیم

« پادشاهی اواهو »

« پادشاهی مائویی »

« پادشاهی کوائی »

« پادشاهی هاوایی »

ولی توسط فرمانده‌های زیرک و .خدایان قدرتمند از هم جدا شدیم

اونها ما رو در چرخه .جنگ‌های بی‌پایان نگه داشتند

:پیشگویی باستانی میگه

،ستاره‌ای با شنل پردار" ،ظهور پادشاهی بزرگ را اعلام خواهد کرد

کسی که پادشاهی‌ها را متحد می‌کند "و به عصر جنگ پایان می‌دهد

،نسل‌ها منتظر موندیم

.تا اینکه بالاخره نشونه‌ای از راه رسید

.ولی همچنان هیچ پادشاهی ظهور نکرده

!دیگه پارو نزنید

!یکیش رو پیدا کردیم

.ماهی بزرگیه، کایانا

.این یه نشونه‌ست

.ریشه کا آوا رو آماده کنید

.طناب حلقه شده رو بده

.یه ماهی هم آماده کن

!کا آوا رو عمیق بندازید

این یه نشونه نیکه، درسته؟

کا آوا که توی آبه دیگه نمی‌تونه .خیلی کوسه رو رام کنه

!طناب! طناب

!بکش! بکش

!کا آوا! کا آوا

!پارو بزن

!پارو بزن

.در مرگ تو باشد زندگی حفظ شود

« پادشاهی کوائی »

!وایسا

!گمشید

!گمشید برید، سگ‌های ولگرد

!غذام

!گمشو

،روستایی‌ها شما رو طرد شده صدا میزنن

.غریبه‌های کوائی

.ولی شنل پر شما رنگ‌های سلطنتی مائویی رو داره

.شما یه فرمانده هستید

پس چرا اینطوری زندگی می‌کنید؟

.روستایی‌ها در مورد ما درست میگن، پسر

،ولی من فرمانده نیستم .و مائویی دیگه خونه من نیست

.واقعا دلش رو به دست آوردی

.باید با بچه‌ها بهتر رفتار کنی

چرا؟

.چون من یه بچه می‌خوام

،با خواهرت حرف بزن .آفتاب کوائی زده به سرش

.به نظرم داشتن یه بچه ایده خوبیه

.نمی‌تونیم

.ناهی از بچه‌ها متنفره

،برادرات طوریشون نمیشه

.و تو هم پدر خوبی میشی

.این قایق از مائویی اومده

اونها اومدن برای ما؟

.اگه اومده باشن، جایی برای قایم شدن نیست

،کایانا، وقتی سه فصل پیش اینجا پناهنده شدی

به ملکه کوائی قول دادی که .با سمت مائویی مشکل درست نکنی

.به قولت عمل کن

.کایانا

،پسر فرمانده جنگی بزرگ مائویی

.و فراری از ارتش پادشاه

پس این چیزیه که بخاطرش از سرزمین و عنوانت دست کشیدی؟

.پادشاهت بهت توی شورا نیاز داره

چه نیازی؟

نمی‌دونم بین فرمانده‌های ،کوائی چه چیزهایی رو تحمل می‌کنن

،ولی بی‌توجه‌ای به فرستاده سلطنتی مائویی

یعنی قربانی کردن زبون .کسی که این جرئت رو کرده

،به درخواست پادشاه کاهکیلی

.فردا کنار ساحل مائویی ما رو ملاقات می‌کنی

،وقتی ارتش مائویی رو ترک کردی

.قسم خوردم قلبتو به خوک‌ها بدم بخورن

.تو فقط به لطف پادشاهت زنده‌ای

.من کسی بودم که پیدات کردم، کایانا

.اگه فرار کنی، دوباره پیدات می‌کنم

« فرمانده جنگ »

« پادشاهی مائویی »

.اونها منتظرن

.می‌تونن منتظر بمونن

.دیگه معطل نکن

.پیشکشیت برای پادشاه آماده‌ست

.بعضی از سربازها شک داشتن که اصلا بیای

من الان اینجا چیکار دارم، کوپوله؟

،ما رو منتظر گذاشتی حالا می‌پرسی چرا خبرت کردن؟

.همه چیز معلوم میشه، کایانا

،پدرم توی میدان جنگجوها منتظره .من اومدم همراهیت کنم

یادمه وقتی که بچه بودم تمرین .کردنت با پدرت رو تماشا می‌کردم

همیشه می‌دونستم مائویی هیچوقت سقوط نمی‌کنه

.تا وقتی که تو رهبری‌مون کنی

.خوشحالیم که برگشتی

.من برنگشتم

اینم یه استقبال گرم از یه .سگ فرمانده که پستش رو ترک کرده

نیزه‌های غیر تیز؟

اونها رو به روش قدیمی آموزش نمیدید؟

.نویی ممکنه همه سربازامون رو تیکه پاره کنه

تا وقتی نیزه داره ،هیچ مردی نمی‌تونه بهش برسه

.چه برسه به اینکه توی مبارزه شکستش بده

!گوش کنید

کایانا قراره با نویی به روش ،قدیمی مبارزه کنه

.یعنی روش جنگی

!نیزه‌های جنگ رو بیارید

.این رعد و برقه که آسمون رو میلرزونه

پس زانو میزنیم در برابر

.صدای خدایی که آسمون‌ها رو میلرزونه

.دیگه این تشریفات کافیه

.بلند شو کایانا

.به عموت سلام کن

.نیزه‌ها مثل باد از کنارت رد میشن

.دقیقا مثل پدرت

پدرت پادشاهی من رو بیشتر از ،یک بار به عنوان فرمانده جنگ حفظ کرد

.و هر روز دلم براش تنگ میشه

!ناماکه

!ناهی

.دلم براتون تنگ شده بود

،کایانا شاید مثل پدرتون بجنگه

...ولی بابات اون قیافه زشتش رو به تو داده

.و من بیشتر از همه دلتنگ اونم

.با دوباره پیوستن به من باعث افتخارش میشی

،ما به درخواست شما اینجاییم

.ولی قراره برگردیم به آرامش کوائی

.چقدر زیبا

.نیازی نیست نگران باشی، کایانا

.دلیل خودت رو داشتی که ارتشم رو ترک کردی

.هیچ خصومتی از این بابت ندارم

.بیا

چرا دنبال ما سرباز فرستادی؟

.تهدیدی بزرگ در برابر پادشاهی ما قرار گرفته

پیشگوهامون به بردگی گرفته شدن مردم‌مون رو پیش‌بینی کردن

.اون هم زیر سلطه اواهو

جاسوس‌هامون گزارش دادن .که ارتششون دو برابر ارتش ماست

چرا اواهو باید علیه‌تون لشکرکشی کنه؟

.پادشاه هاهانا فقط یه پسر بچه‌ست

،اون همیشه به پادشاه کاهکیلی وفادار بوده

.و مائویی بی‌دلیل پادشاهیش رو ترک کرده

،کاهن اعظم اواهو مرد خطرناکیه

.و ذهن پادشاه جوان رو مسموم کرده

.اون حالا می‌خواد پادشاهی ما رو بگیره

جنگ برای پادشاه‌ها افتخار میاره

.و برای بیگناهان مرگ

.ما دیگه از کشتن دست کشیدیم

.صبر کن، کایانا

.این قضیه مربوط به پیشگویی باستانیه

.پیشگویی داره به حقیقت می‌پیونده

پیشگو سلطنتی ما اسمت رو

.توی یک رویا دیده

،نشونه‌ها واضحن، کایانا

ما فقط می‌تونیم اواهو رو شکست بدیم

.که تو کنارم باشی

.کاهکیلی ما رو به جنگ فراخوانده

قبول کردی؟

یه بار قبلا ارتشش رو ترک .کردیم و امتحانش کردیم

.دیگه اجازه نمیده

پس تدارکات سفر برگشت به .کوائی رو شروع می‌کنیم

بازهم می‌خوایم فرار کنیم؟

.مائویی خونه ماست، کایانا

.این فرصت برگشت ماست

من این خانواده رو وارد .یه جنگ بی‌دلیل دیگه نمی‌کنم

اگه حرف‌های کوپوله درست باشه و پیشگویی داره اتفاق میفته چی؟

مگه این همونی نیست که منتظرش بودیم؟

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left