Towards Zero

Towards Zero

Laadige alla Farsi Persian subtiiter

Hooaeg 1

Väljalaske info

Towards Zero S01E03 720p iP WEB-DL AAC2 0 H 264-RAWR-playWEB
Kommenteerib HosseinEsmaily
🔴 30Nama | حسین اسماعیلی 🔴

Sildid

webdl
professional_translation
Avaldatud: 2025-04-04
Allalaadimised: 45
Kuulmispuudega: No

Farsi Persian subtiitrite eelvaade

Esimesed 200 rida.

‫یه جسد توی آبه

‫یه احمق شهری سعی کرده ‫با شنا از آب بگذره

‫گرفتار امواج شده

‫پول لازم دارم. پول زیاد

‫خواهش می‌کنم، زن‌عمو کامیلا ‫لطفاً بهم کمک کن

‫بیا در مورد وصیت‌نامه صحبت کنیم

‫اگر می‌خوان جای دیگه‌ای خوش بگذرونن...

‫جفتتون رو می‌کشم!

‫هر قتلی

‫از یک لحظه‌ی خاص نشأت می‌گیره

‫نقطه‌ی صفرش

‫یه زخم. یه زخم چرکین

‫یه راز خانوادگی؟

‫یه چیزی پیدا کردن

‫با یه شیء دو ضربه به سرش وارد شده

‫تو پسر نامشروع سر متیو تریسیلین هستی

‫مایه‌ی آبروریزی خانوادگی ‫سر متیو و خدمتکار خونه

‫نه!

‫کمک!

‫باید اینجا صبحونه بخوریم

‫هنوز اجازه نداریم وارد اتاق غذاخوری بشیم

‫اینجا کنار من بشین، لویی

‫شب رو با آدری گذروندی؟

‫آقای تریوز؟

‫آقای تریوز؟

‫آقای تریوز کجاست؟ ‫براش تست فرانسوی درست کردم

‫« بــه ســوی صــفــر » ‫« نوشته‌ی آگاتا کریستی »

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫درست بیخ گوش من

‫خفه شده، قربان ‫قاتل بالشت رو همین‌جا گذاشته

‫همینطوری اینجا ولش کرده

‫خیلی‌خب

‫دختره پیداش کرد

‫وای خدا

‫حرومزاده‌ها

‫زمان مرگ بین ساعت 3 و 5ـه

‫درست مثل دفعه‌ی قبل، نه اثری از ‫ورود به عنف هست، درها و پنجره‌ها قفل هستن

‫ولی یه مسئله‌ای هست

‫لویی مورل

‫دیروز آب شد رفت تو زمین

‫امروز صبح داشت اینجا صبحونه می‌خورد

‫قربان

‫ اون یکی رو هم پیدا کنین

‫متیو هاتون، قربان

‫معروف به مک‌دونالد...

‫- حالا باید آزادش کنیم؟ ‫- نه. بی‌گناهیش رو اثبات نمی‌کنه

‫ممکنه با کسی همدست باشه

‫برش گردونین اینجا

‫می‌خوام مطمئن بشم دختره...

‫حالش خوبه

‫چرا...؟

‫چرا آقای تریوز؟

‫هنوز نمی‌دونم

‫ای‌کاش می‌تونستم گریه کنم، ولی...

‫نمی‌دونم

‫نمی‌تونم

‫اشکال نداره

‫آقای تریوز تنها کسی بود ‫که برام مونده بود

‫مجبورم با یکی از اونا بمونم؟

‫اوه، نمی...

‫نمی‌دونم

‫مطمئن نیستم، سیلویا

‫ازشون خوشم نمیاد

‫این آدما...

‫اینجا...

‫بهم حس خفقان میدن

‫یکم...

‫یکم دیگه برمی‌گردم

‫یکی از شماها...

‫تنها...

‫فکر نکنین نمی‌فهمم کار کی بوده...

‫تنها کسی که اون دختر ‫توی دنیا داشت رو

‫ ازش گرفتی

‫کار هرکدومتون که هست... ‫هر کی که هستی...

‫می‌شناسمش

‫توی... توی هتل کارچاق‌کنه

‫دختر، پسر... ‫به... به منم پیشنهاد داد

‫یه خلافکار درست و حسابیه

‫پس بیا ما هم درست و حسابی تحقیق کنیم

‫نه غذا بهشون بدین

‫نه آب، نه حتی هوای کوفتی

‫می‌خوام زجر بکشن

‫مری

‫مری، باید گوش کنی چی میگم ‫کار "نویل"ـه

‫- تامس... ‫- می‌دونم کار خودشه. کار "نویل"ـه

‫چرا، تامس؟

‫بگو دیگه. چرا؟

‫نمی‌دونم چرا

‫پچ‌پچ می‌کنی، تامس؟

‫من تمام شب پیش آدری بودم

‫عذر موجه همدیگه‌این، آره؟

‫می‌تونی اینجا منتظر بمونی، آقای هاتون

‫نمی‌تونی اونو اینجا ‫پیش ما نگه داری، لیچ

‫اونم مظنونه

‫درست مثل شماها

‫- خیال کردی داری چیکار می‌کنی؟ ‫- هر جا دلم بخواد می‌شینم

‫پسر سر متیو تریسیلین

‫پسر نامشروع

‫ولی پسرشم

‫نه برادرزاده‌ش

‫ولی دم چوبه‌ی دار ‫همه‌مون با هم برابریم

‫"سویل رو"

‫توی موتورخانه مخفیش کرده بودن

‫اون یکی دکمه سردست رو...

‫توی...

‫جعبه‌ی جواهرات آقای استرنج پیدا کردیم

‫چوب گلف، کت، دکمه سردست...

‫همه‌شون بهمون میگن ‫نویل استرنج مرتکب هر دو قتل شده...

‫ولی می‌دونیم که شب قتل بانو تریسیلین

‫نویل استرنج توی ایسترهد بوده

‫بله بود، قربان

‫ولی اون بازه‌ی 45 دقیقه‌ای هم هست ‫که هیچکس اونو ندیده

‫نمی‌تونست در طی اون زمان ‫با ماشین برگرده

‫تنها قایقی که می‌تونسته باهاش بیاد ‫قایق فرابره

‫قایق‌ران بازم داره ‫توی قایقش می‌خوابه، قربان

‫زنش از خونه انداختش بیرون

‫کی با استفاده از چوب گلف خودش...

‫مرتکب قتل میشه؟

‫توی درگیری افتاده؟

‫عملاً انگار کارتش رو سر صحنه گذاشته

‫یه سرنخ کی سرنخ حساب نمیشه، میلر؟

‫وقتی شبیه سرنخ باشه

‫بانو تریسیلین، آقای تریوز ‫اگر هدف اصلاً اونا نباشن چی؟

‫هاتون رو دستگیر کردیم ‫آقای تریوز همون شب کشته شد، چرا؟

‫که ما رو به سمت نویل استرنج هدایت کنن

‫اگر تمام اینا نقشه باشه چی؟

‫یه نقشه برای به دار کشیده شدن نویل استرنج

‫زن سابقش

‫پسر ناخلف خانواده

‫کسی که ازش سوء استفاده شده

‫زنش

‫دوست‌پسر زنش

‫پسر حرومزاده

‫همه‌شون یه دلیلی ‫ برای تنفر از نویل استرنج دارن

‫کتت آغشته به خون زن‌عموت بوده

‫دکمه سردستت ‫در صحنه‌ی قتل آقای تریوز بوده...

‫- چی؟ ‫- چوب گلفت، آلت قتاله بوده

‫اثر انگشتت همه‌جاش هست، آقای استرنج

‫یعنی چی؟ منظورت... منظورت چیه؟

‫من هیچ مشکلی با آقای تریوز نداشتم

‫زن‌عمو کامیلا مثل مادرم بود ‫هرگز همچین کاری...

‫- کتت... ‫- تمام عمرم برام مادری کرد

‫- در مقابل پدرم ازم محافظت کرد ‫- دکمه سردست تو، چوب گلف تو...

‫- چه توضیحی براش داری؟ ‫- نمی...

‫نمی... نمی‌دونم

‫نمی...

‫نمی‌دونم

‫خب پس یکی ازت متنفره، آقای استرنج

‫یکی می‌خواد تو رو بالای چوبه‌ی دار ببینه

‫نویل، یه چیزی بگو

‫محض رضای خدا، نویل ‫اینقدر ادای قربانی‌ها رو در نیار!

‫می‌دونم کار توئه، نویل. می‌دونم کار توئه

‫تامس، بس کن

‫- دوباره این دیوونه‌بازیا رو شروع نکن ‫- نه

‫دیوونه نیستم، من دیوونه نیستم ‫هیچوقت نبودم

‫- تمام فکر و ذکرت شده همین ‫- قدیمی‌ترین حقه‌ی دنیا، یکی دیگه رو متهم کن

‫نیستم، نیستم، نیستم، نیستم، نیستم، نیستم!

‫نمی‌خوام مأیوست کنم، تامس

‫ولی می‌تونی از لیچ بپرسی ‫همون چیزی که به من گفت به توام میگه

‫برای قتل زن‌عموم

‫از چوب گلف من استفاده شده

‫کت من تن قاتل بوده

‫دکمه سردستم سر صحنه‌ی قتل ‫آقای تریوز رها شده

‫یه نفر...

‫از افراد حاضر در این اتاق

‫می‌خواد این اتفاقات وحشتناک رو ‫بندازه گردن من!

‫تامس

‫تامس روید

‫نامه‌هایی که برام نوشت

‫توی بعضی‌هاش صفحه پشت صفحه ‫در مورد نویل حرف می‌زد

‫دلخوری‌هاش و حسودیش

‫دلم براش سوخت

‫ولی حالا می‌بینم چی بوده

‫عقده بوده

‫من ترغیبش کردم بیاد اینجا

‫خیلی دلم می‌خواست ببینمش

‫شما هم توی نامه‌هات ‫از نویل استرنج صحبت می‌کردی...

‫و همچنین در مورد بانو تریسیلین

‫"نویل استرنج از همین الانشم ‫فکر می‌کنه ارباب خونه‌ست"

‫"خجالت نمی‌کشم اعتراف کنم ‫که امروز آرزوی مرگش رو کردم"

‫چندین صفحه هم هست

‫با هواپیما به اینجا اومدی، آقای روید

‫اونم کسی که در شرف ورشکستگیه

‫ولخرجی بزرگیه

‫نمی‌تونستم سی روز توی کشتی بشینم ‫دیوونه می‌شدم

‫با هواپیما فقط هشت روز طول می‌کشید

‫که باعث می‌شد دقیقاً همون روزی ‫که نویل استرنج رسید، به اینجا برسی

‫نویل استرنج توی دوران بچگی ‫به‌طرز بی‌رحمانه‌ای اذیتت می‌کرد

‫زندگیت رو جهنم کرده بود

‫پول و تنفر

‫بانو تریسیلین، نویل استرنج ‫بازیچه قرار دادن و فریب

‫نقطه مشترک همه‌شون ‫شمایی، آقای روید

‫بگو که حرفاشو باور نمی‌کنی

‫نباید حرفاشو باور کنی

‫این داستان خیالی...

‫- که یکی دیگه لباس‌هاشو پوشیده بوده ‫- اگر...

‫این‌ها کار آقای استرنج بوده، با بی‌احتیاطی ‫سرنخ‌های زیادی از خودش به‌جا گذاشته

‫نه، نه، نه، بحث اینا نیست ‫بحث تکبره

‫انتظار داره قسر در بره

‫بایدم داشته باشه

Towards Zero subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Towards Zero

Kommentaarid

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left