Esimesed 200 rida.
تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی
هشتاد، هشتاد و یک
هشتاد و دو، هشتاد و سه
هشتاد و چهار، هشتاد و پنج
هشتاد و شش، هشتاد و هفت هشتاد و هشت
هشتاد و نه، نود
نود و یک، نود و دو، نود و سه
نود و چهار، نود و پنج، نود و شش
نود و هفت، نود و هشت
همینجاست، مگه نه؟
آره
خداروشکر
خیلیخب مکس، رسیدیم دیگه لازم نیست بشماری
اینجاست؟
آره، همینجاست داریم نگه میداریم
عجب، یه عمارته!
برو یه نگاهی بنداز
هی مکس، مراقب باربرها باش، باشه؟
چقدر هیجانزدهست
آره، عاشق عمارتشه
یه تاب لاستیکی اونجا آویزون میکنم
آره، قشنگ میشه
همم
هی آقا کوچولو، شومینه رو دیدی؟
عجب!
تو فکر بودم یکم مارشملو روش کباب کنیم
نظرت چیه؟
آره!
سلام. بذارش زیر پنجره
ممنون
من این اتاق رو میخوام میشه برش دارم؟
اون اتاق مامانی و باباییه، مکس
اتاق تو اینجاست
خیلی باحاله، مگه نه؟
این اتاق بده. ازش خوشم نمیاد
خب، وقتی وسایلت رو توش چیدی خوشت میاد
زیادی کوچیکه
منظورت چیه؟ دو برابر اتاق قبلیته
و بوی بدی میده
حالا بهتر شد
تو فکر بودم حیاط پشتی رو
تبدیل به زمین گلف کنم
عه، واقعاً؟
میتونم سه سوته هندیکپم رو پنج تا بیارم پایینتر
باشه. خب، اینم به لیست اضافه میکنیم
اینجا چقدر ساکته
شاید برای خوابیدن یه دستگاه تولید صدا لازم داشته باشم
من که بیصبرانه منتظرم
بدون نور چراغهای خیابون بخوابم
توی تاریکی واقعی بخوابم
من از تاریکی میترسم
چی؟
عزیزدلم، تاریکی دوست ماست
بهش نیاز داریم تا بدنهامون هورمونی
به اسم ملاتونین تولید کنه تا مغزمون بتونه بخوابه
پس... خیلیخب، میدونی چیه؟ بیا اینو بذاریم کنار
فعلاً غذامون رو بخوریم، باشه؟
باید کمکم "زمان صفحهنمایش" رو محدود کنیم (مدت زمان استفاده از تبلت، گوشی و...)
مثلاً یه ساعت منع استفاده از وسایل دیجیتالی برای کل خانواده تعیین کنیم
جاش؟
همم؟ آره، عالیه، آره، فکر خوبیه
بازم شراب میخوری؟
نه نمیخوام
بالاخره خوابید؟
میگه میترسه
رفی رو دیدی؟
توی اون کارتن نیست
شاید توی ماشین باشه
مکس؟
مکس؟
وای!
وای! وای!
گرفتمت!
بابایی، نه!
خیلیخب، وقت خوابه
میترسم
از چی میترسی؟ چیزی نیست که ازش بترسی
من و مامانت توی اتاق آخر راهروییم
اگر یه خرس بیاد داخل چی؟
یه خرس نمیتونه از اون در رد بشه
و حتی اگرم میتونست خودم ازت محافظت میکنم
میکشیش؟
با دستای خالیم
چطوری؟
دیگه سوال نکن، مکس. دیروقته
بیا بخوابیم، باشه؟
باشه، شب بخیر
شب بخیر
فکر کنم خوابید
عه، خوبه
منم دیگه دارم بیهوش میشم
عجب روزی بود
فکر نمیکردم بتونیم اسبابکشی رو تموم کنیم
تونستیم، ریچ
همم
و اینجا رو ببین
ترسناکه
سرشار از احتمالاته
میدونی، دلم میخواد اتاق مکس رو خیلی قشنگ تزئین کنیم
تا راحتتر با تغییرات کنار بیاد
باشه، بعد از آماده کردن زمین گلف
چیه؟
خوشحالم میبینم اینقدر شادی
منم از دیدن تمرینات یوگات خوشحال میشم
بیا اینجا
همم
بهقدر کافی از این کارا نمیکنیم
موافقم
بریم تو اتاق خواب؟
بیا همینجا انجامش بدیم
پس مکس چی؟
سروصدا نمیکنیم
هیس
بذار من بیام روت
وای خدا!
جاش؟ وای خدا، وای خدا!
چی شد؟ وای خدا!
مامانی؟
مکس، مکس نیا... نیا بیرون!
مکس، توی اتاقت بمون دارم میام، باشه؟
« پــیــچ تــنــد »
تغییرات پیکربندی « مرگ نوجوان در پی تصادف در جادهی ویکرلی »
تقریباً یک هفته از برنامه عقبن « مرگ نوجوان در پی تصادف در جادهی ویکرلی »
وظیفهی حل کردن یجور مشکلی که برای ایپیاس پیش اومده بوده
به عهدهی سانجی بود
برای حل کردنش اجازهی بیست ساعت
اضافه کاری رو از آندریا گرفتم
و همین باید برای حل و فصل کردن همهچی کافی باشه
ممنونم، کالینز
خیلیخب، میریم سراغ مورد بعدی...
بیاین ببینیم پروژهی جذب آرتیام به کجا رسیده
جاش؟ نوبت توئه آرتیام به کجا رسید؟
آرتیام، آره خب، جزو مرددترین مشتریهایی هستن
که تابحال دیدم بجز وقتی که پای غذا وسط باشه
یه اشتهایی دارن که نگو
خبر خوب اینه که بالاخره تونستیم
راضیشون کنیم مشخصهی کاربردی رو قبول کنن
عالیه، عالیه، خیلیخب
سلام رفیق
امروز داری زودتر میری؟
اشکالی نداره؟ بابت اسبابکشی یکم خستهم
نه بابا، اسبابکشی کردین؟
دیشب
تبریک میگم، عالیه
میدونی، باید یادداشت کنم
که یادم نره یه هدیهی چشمروشنی خونه برای تو و ریچل بخرم
منم بهت تبریک میگم جناب اریکسون، معاون بخش فروش
خوش به حالت
دلخور که نیستی؟
نه بابا، لیاقتشو داری
ممنون. شنیدنش از زبون تو خیلی برام ارزش داره
نگران بودم نکنه جلوی همدیگه معذب باشیم
میدونی، چون زیردست تو یاد گرفتم و اینا
نه اصلاً، اون که مال سالها پیش بود
آره، دو سال
آره... پس گمونم سالها گذشته، آره
دیگه باید برم
باشه
برات خوشحالم
ممنون، ممنون
نود و پنج، نود و شش
نود و هفت، نود و هشت
نود و نه، صد
دروغ گفتی. گفتی میاد ولی نیومده
مکس، این اسمش دروغ گفتن نیست
اینکه مامانت کی از ساختمون میاد بیرون دست من نیست
ایکاش دست من بود
دیدمش!
سلام!
سلام مامانی!
سلام رفیق!
سلام! امروزت چطور بود؟
خوب بود
ببخشید، حال یکی از مراجعهکنندههام خوب نبود
بهنظرم بهتره پیه یه ماشین دیگه رو
به تنمون بمالیم
چون چند دقیقه دیر کردم؟
نه، فقط تو فکر بودم
اینطوری یکم دستمون بازتر بشه، میدونی؟
خب، بیا اول ببینیم اوضاع چطور پیش میره
و بعد خرجهامون رو بیشتر کنیم
فقط خواستم یه ایدهای داده باشم
کی میرسیم خونه؟
طول میکشه، رفیق دیگه خونهمون بیرون شهره
دو هزار ثانیه
یک، دو، سه...
باید اینو ببینی
الکل قطعاً توش تاثیر داشته
برو پایینتر
میشه لطفاً حواست به جاده باشه؟
اصلاً نیازی نداشتم بخونمش
حتی نمیخوام بهش فکر کنم
خب، از ذهن من که نمیره
شاید بهتر بود از خونه نمیرفتم بیرون
شاید پیتیاسدی گرفتم (اختلال اضطراب پس از سانحه)
والدین بیچارهش
باورم نمیشه فقط راننده مرده بود باید میدیدی...
- اون یکی بچهه چطور پرت شده بود... - کی مرده؟
نه، هیچکس عزیزدلم
بابا داره در مورد یه فیلمی که دیده صحبت میکنه
No comments yet. Be the first to leave one.