La unuaj 200 linioj.
هزاران سال پیش،
مردم سراسر جهان از برخوردهایی
با موجوداتی عظیمالجثه و انساننما سخن میگفتند.
در اسطورههای باستانی،
از یونانیان و مردمان شمال اروپا تا بومیان آمریکا،
افسانههایی دربارهٔ غولها داریم.
غولها را در آثار هنری باستانی سراسر جهان میبینیم.
چهرههای بسیار جالبی به تصویر کشیده شدهاند
که بهمراتب از انسانهای عادی بزرگترند.
و بعضی باستانشناسان
حتی ادعا کردهاند استخوانهای انسانی
با اندازهای خارقالعاده یافتهاند.
دانشمندان اسمیتسونین
دهها اسکلت عظیم را کشف کردند.
آیا ممکن است غولهای فرازمینیِ
اسطوره و افسانه واقعاً وجود داشته باشند؟
فکر میکنم تمدنی که امروز داریم
هدیهای است که غولها به ما دادهاند.
FILAMINGO-INTRO
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
در مقالهای در مجلهٔ علمی فرانسوی «آرکئولوژی»،
یورگ فاسبینڈر، ژئوفیزیکدان آلمانی، و تیمش
از کشفی خارقالعاده خبر میدهند
که در امتداد کرانههای رود فرات انجام دادهاند.
هنگام نقشهبرداری از شهر باستانی اوروک در میانرودان،
باستانشناسان چیزی شگفتانگیز یافتند
که در اعماق زمین پنهان بود.
تیم باستانشناسی آلمان از مغناطیسسنجها استفاده کرد
تا زمین زیر
مکانی را که شهر اوروک میدانند بررسی کند.
آنها چند سازهٔ زیرزمینی یافتند،
اما چیزی که بیش از همه هیجانزدهشان کرد
کشف مقبرهای بسیار بزرگ بود.
آنچه این کشف را بهویژه هیجانانگیز میکند،
ارتباط احتمالی آن
با قدیمیترین داستان مکتوب شناختهشده است،
یعنی «حماسهٔ گیلگمش».
این متن سومریِ بیش از چهار هزار ساله
از شاه گیلگمش سخن میگوید،
که بیشتر کارشناسان او را شخصیتی تاریخی میدانند.
و در آن آمده که گیلگمش
زیر بستر رود فرات باستان
دقیقاً همانجایی به خاک سپرده شد که تیم آلمانی
یک مقبرهٔ زیرزمینی را شناسایی کرد.
باستانشناسان آلمانی فکر کردند
واقعاً
مقبرهٔ شاه گیلگمش را پیدا کردهاند.
درست در بستر رود بود،
همانجایی که توصیف شده بود.
پس تقریباً مطمئن بودند
مقبرهٔ واقعی شاه گیلگمش را یافتهاند.
به گفتهٔ بعضی پژوهشگران،
یافتن بقایای شاه گیلگمش
شاید بزرگترین
کشف باستانشناسی تاریخ باشد،
چون گیلگمش بهصورت یک غول توصیف شده بود.
متون باستانی میگویند قد گیلگمش
به رقم حیرتآور یازده ذراع میرسید،
یعنی حدود ۱۷ فوت قد داشته است.
واضح است؛ یک غول.
و پژوهشگران سومر معتقدند گیلگمش
یک شخصیت تاریخی واقعی بوده است.
پس اگر سازهای که باستانشناسان آلمانی پیدا کردند
واقعاً مقبرهٔ گیلگمش باشد،
آنچه یافتهاند مقبرهٔ یک غول واقعی است.
آیا ممکن است مقبرهٔ یک غول
زیر خاک جنوب عراق پنهان باشد؟
پیش از آنکه باستانشناسان آلمانی بتوانند پاسخ را پیدا کنند،
عراق درگیر جنگ دوم خلیج فارس شد،
و تیم ناچار شد از کشور بگریزد.
اما برای نظریهپردازان فضانوردان باستانی جالب است
که قهرمان قدیمیترین داستان شناختهشدهٔ بشر
اندازهای غولآسا داشته است.
در واقع، در سراسر جهان باستان،
تقریباً همهٔ فرهنگها داستانهایی از غولها داشتند.
وقتی به داستانهای غولها نگاه میکنیم،
با پدیدهای جهانی روبهرو هستیم.
از آمریکای شمالی و جنوبی
تا سراسر خاورمیانه، داستانهایی هست
از موجوداتی بسیار قدبلند و فوقالعاده نیرومند.
هر فرهنگ باستانی از
دورانی بسیار دور سخن میگوید که غولها
هنوز در میان انسانها رفتوآمد میکردند.
مثلاً در میان مردمان بومی استرالیا،
خدایان آفرینندهٔ نخستین، یعنی واندجیناها،
بهصورت موجوداتی عظیم و بلندقد تصویر شدهاند.
در یونان باستان هم داستانهایی داریم
از سیکلوپها،
موجودات غولپیکرِ بلندقد با یک چشم روی پیشانی.
و در متون ودایی باستان،
گفته میشود بودای نخستین حدود ۱۲ فوت قد داشت،
پوستی آبی داشت
و دستهایش تا پایین زانوهایش میرسید.
مردی غولآسا بود که دانش منتقل میکرد.
اینکه چنین داستانهایی را در سراسر جهان داریم،
برای من نشان میدهد که حتماً
وجه مشترکی وجود داشته است.
اگر غولها واقعاً در گذشتهٔ دور وجود داشتهاند،
چه بودهاند؟
نظریهپردازان فضانوردان باستانی معتقدند
بعضی روایتهای غولها نشان میدهد که آنها
فقط انسانهایی با جثهٔ غیرعادی نبودهاند،
مثل داستانهای باستانی ایرلند دربارهٔ
بازدیدکنندگان مرموزی به نام «توآتا دِ دانان».
توآتا دِ دانان از آسمان فرود آمدند،
با کشتیها آمدند و روی کوهها نشستند.
این موجودات مرموز نیمهخدایانی غولآسا بودند
که نوعی فناوری پیشرفته در اختیار داشتند
که در نهایت از آن استفاده کردند
تا برخی از شگفتانگیزترین
سازههای مگالیتیک تاریخ را بسازند.
گاهی توآتا دِ دانان را
سازندگان مقبرههای راهرویی عظیمی
مثل نیوگرنج، ناوث و داوث میدانند.
و در واقع،
بسیاری از محوطههای مگالیتی باستانی در جهان
با غولها پیوند داده شدهاند؛
مثل معبد جگانتییا در مالت،
که قدمتش را بیش از پنج هزار سال میدانند.
در مالت بعضی از کهنترین
و عظیمترین محوطههای مگالیتی زمین را دارید.
یکی از این سازههای مگالیتی در مالت
جگانتییا نام دارد،
چون نامش از واژهٔ غول گرفته شده است.
در واقع، گفته میشود یک زن غولپیکر دوقلوهای غول به دنیا آورد
و بعضی از این سازهها را ساخت
تا از فرزندانش محافظت کند.
در قرن هفدهم،
نجیبزادهای مالتی به نام جان فرانچسکو آبلا
ادعا کرد شواهدی یافته
که نشان میدهد این افسانهها شاید بر واقعیت استوار بودهاند.
جان فرانچسکو آبلا ادعا کرد
نهتنها اسکلتهای غولآسا،
بلکه جمجمه، دندان
و تکههای استخوان دیگری در سراسر مالت پیدا کرده است.
افراد دیگری هم
در همان دوره از چنین یافتههایی گزارش دادهاند.
محوطههای مگالیتی دیگری که با داستان غولها پیوند دارند
شامل «مقبرههای غولها» در ساردینیا،
محوطهٔ باستانی موکنای در یونان
و بعلبک در لبنان است.
هر جای دنیا بروید، همان داستان را میبینید.
همهجا هست.
محوطههای مگالیتی با غولها،
موجودات فراطبیعی،
فناوریهای عجیب پیوند دارند،
و افسانهها در این باره بسیار صریحاند.
هیچ ابهامی ندارند.
یکی از محوطههای باستانی که مدتهاست با غولها پیوند دارد،
سازهٔ مگالیتی مشهور انگلستان
یعنی استونهنج است.
نام قدیمی استونهنج
«حلقهٔ غولها» یا «رقص غولها» بود.
این نام ولزی آن است.
نکتهٔ قابلتوجه این است که
در قدیمیترین تصویر شناختهشده از استونهنج،
مرلین، شاه آمبروسیوس
و غولی ۱۲ فوتی در حال ساخت استونهنجاند.
این تصویر در نسخهای خطی از میانهٔ قرن چهاردهم دیده میشود
که روایتی از متنی بسیار قدیمیتر را تصویر میکند
به نام «تاریخ بریتانیا».
این کتاب را جفری آو مانموث در سال ۱۱۳۶ نوشت،
و روایت میکند که مرلین جادوگر
با جادوی قدرتمند و کمک غولها
سنگهای عظیم استونهنج را منتقل و بنا کرد.
هرچند این داستان شاید خیالپردازانه بهنظر برسد،
گزارشهای متعددی از کشف استخوانهای غولآسا
نزدیک این حلقهٔ سنگی باستانی وجود دارد.
در منطقهٔ اطراف استونهنج،
اسکلتهای متعددی کشف شدهاند
طی ۶۰۰ سال گذشته؛ یافتههایی که نشان میدهند غولها
در همین منطقه زندگی میکردهاند.
در اوایل قرن شانزدهم،
توماس الیوت، دانشمندی شناختهشده،
همراه پدرش ریچارد الیوت
در محلی درست جنوب استونهنج
اسکلتی ۱۴ فوت و ده اینچی یافت
که داخل تابوتی از چوب بلوط بود.
کنارش یک صفحهٔ فلزی عجیب هم بود…
بسیار بزرگ، تقریباً به اندازهٔ صفحهٔ میز…
از سرب و قلع، با نوشتههایی بسیار عجیب روی آن.
الیوت فردی بسیار معتبر و نمایندهٔ پارلمان بود،
و این ماجرا را چند بار در اسناد تاریخی ثبت کرده است.
آیا واقعاً اسکلت یک غول،
همراه با نوعی شیء مرموز،
در استونهنج از زیر خاک بیرون آمد؟
آیا ممکن است هزاران سال پیش،
انسانها با موجوداتی عظیمالجثه از جهانی دیگر روبهرو شده باشند؟
نظریهپردازان فضانوردان باستانی میگویند بله،
و معتقدند حتی شواهدی هست
که غولها در دورههایی بسیار نزدیکتر روی زمین راه میرفتهاند،
همانطور که در دفتر ثبت کشتیهای
برخی از بزرگترین کاشفان تاریخ آمده است.
کمتر از سه ماه از آغاز جنگ جهانی اول میگذرد،
و صفحهٔ نخست نیویورک تایمز
پر از تیترهای مربوط به جنگ جهانی است.
اما در صفحهٔ نهم، مقالهای جنجالی
کشفهای باورنکردنیِ تازهای را ثبت میکند
که در آمریکای جنوبی
توسط کاشف استرالیایی، کاپیتان جیمز بزلی، انجام شده،
No comments yet. Be the first to leave one.