Die ersten 196 Zeilen.
هر چه دشمن بزرگتر باشد، بیشتر رشد میکند.
کارل چاپک، سال باغبان
باغها را میتوان به روشهای مختلفی کاشت.
بهترین روش این است که یک باغبان برای انجام این کار پیدا کنید.
شما یک همسایه جدید دارید.
کافیه؟
هاله
ناماکو هردلیچکا.
ما اینجا تازه وارد هستیم.
ما یک خانه کوچک خریدیم، بیشتر شبیه یک کلبه.
- سلام. - بذار...
همه شما را توصیه میکنند.
آیا ارگانیک است؟
نگران نباش، گفتند که تو همین الان پول را برداشتی.
کجا بذارمش؟
همین باید کافی باشه...
باشه، ممنون. ببخشید...
برای باغبانان، آگاهی از آب و هوا از اهمیت فوری برخوردار است.
ما قطعاً معتقدیم که «اگر سنت متی یخ پیدا کرد و آن را شکست.»
اگر نه، امیدواریم سنت جوزف، تبر آسمانی، آن را قطع کند.
ما میدانیم که «اگر ماه مارس مثل شیر بیاید ، مثل بره بیرون خواهد رفت.»
ما همچنین به سه قدیس اعتقاد داریم
اعتدال بهاری، روز سنت سویتین، و دیگر پیشگوییهای مشابه.
واضح است که مردم از زمانهای بسیار قدیم تجربیات بدی در مورد آب و هوا داشتهاند .
باید بدونی که حتی با اینکه این تجربه بد رو داشتی
باغبانها سال به سال به بهار خوشامد خواهند گفت
و وجودشان گواهی بر ابدیت است
خوشبینی جادویی بشریت.
صبح بخیر
میشه یه دقیقه باهات صحبت کنم؟
این زیاد طول نمیکشه.
پیوند زدن، ها؟
منظره بسیار زیبا.
اینجا واقعاً زیباست.
متشکرم. (Mamnoonam.)
وضعیت خیلی خراب است.
مالکان جدید برای حفظ آن سخت تلاش میکنند.
اما این ملک زیبا و تاریخی کاملاً در حال ویرانی بود.
تنها از طریق بازسازی به موقع و جامع قابل نجات است .
و این شامل یک سرمایه گذاری مالی عظیم است.
با این حال، موکل من مایل است از او حمایت کند،
اما اگر منطقه اطراف نیز توسعه را تجربه کند.
بنابراین این مربوط به تجارت است
و میخواهم در موردش با شما صحبت کنم.
گوش کن...
من مدتی است که در حوزه املاک و مستغلات فعالیت دارم.
با مبلغی که پیشنهاد میدهد شما را متقاعد کند که خیلی بالاست.
تو قادر خواهی بود از نو شروع کنی
با امکانات مدرن، تجهیزات جدید، و شاید حتی کارمندان.
از خانه جدید هم که دیگر حرفی نمانده.
ازت میخوام بهش فکر کنی.
هیچ کس بیشتر از این به شما پیشنهاد نخواهد داد.
آوریل ماه باغبانان واقعی و پر از نعمت است...
ورود به ملک خصوصی ممنوع.
با مسئولیت خودتان وارد شوید.
باغبانها توسط فرهنگ خلق شدهاند، نه توسط تکامل طبیعی.
اگر او از طبیعت میآمد، ظاهر متفاوتی داشت.
پاهای او مثل سوسک است، بنابراین مجبور نیست چمباتمه بزند
و او به خاطر زیباییاش بال هم دارد
و همچنین برای اینکه بتواند بالای قطعه زمین سبزیجاتش شناور بماند.
یا میتوان او را به قلاده بست و از بالای چینهدانش آویزان کرد.
یا حداقل میتوانست چهار دست و یک کلاه روی سرش داشته باشد، نه چیز دیگری.
اما از آنجایی که باغبانها ذاتاً مثل شما به طور ناقص با شرایط وفق پیدا کردهاند،
او چارهای جز نشان دادن تواناییهایش نداشت.
او روی نوک یک پایش تعادلش را حفظ کرد
مثل بالرین تزار شناور
در پهنای ۴ متر،
به نرمی یک پروانه یا دم جنبانک گام برمیدارد
در یک اینچ مربع زمین جا میشود
حفظ تعادل در تمام قوانین اجسام کج
به هر ارتفاعی برسید و از هر چیز دیگری دوری کنید
در حالی که سعی میکرد وقارش را حفظ کند
تا مردم به او نخندند.
اون احمق اجازه نداد برم داخل.
ورود به ملک خصوصی ممنوع.
پس، تو یه باغبانی.
شما میتوانید از آنجا عبور کنید، اما نه با ماشینهای دیگر.
مالکان جدید، قوانین جدید.
تو نخواهی توانست این را تحمل کنی.
لطفا شماره تلفن خود را بگذارید تا مردم مجبور نباشند شما را پیدا کنند.
متاسفیم، اما اطلاعیه فروش قبلاً در تابلوی اعلانات نصب شده است.
ما هم در خبرنامهمان به آن اشاره کردیم،
بنابراین میتوانید قبل از تأیید هیئت مدیره، آن را بررسی کنید.
ما دیگر توانایی تأمین مالی تخریب را نداریم،
و دولت از مدیریت آن امتناع میکند.
علاوه بر این، مالک قول داد که جاده را مسدود نکند.
ضمن اینکه اصلاً به آن نیازی نداشت .
او از جلو دسترسی داشت، بنابراین این منطقی نبود.
بگذار برود.
فشار خونت خوبه.
آزمایش خونت هم همینطور. تا ۱۰۰ سالگی زنده خواهی ماند.
دو.
متشکرم. (Mamnoonam.)
ساخت و ساز. گرمایش. داربست...
دو.
فقط داشتم از کنارش رد میشدم...
بنابراین فکر کردم مکث کنم و بپرسم که آیا در مورد آن فکر کردهاید یا خیر.
ببین، من میفهمم.
من ارتباط تو با آن مکان را درک میکنم،
اما طبق تجربه من، همه چیز را میتوان فروخت.
گاهی اوقات چنین فروشهایی بسیار سودآور هستند.
با ما تماس بگیرید!
هر چقدر هم که تلاش کنی، هیچ انقلابی جوانه زدن را تسریع نخواهد کرد
و یاسهای بنفش تا ماه مه شکوفه نمیدهند ...
اما من عمداً روز کارگر را جشن نمیگیرم
اما خودِ تعطیلات است.
چون این کشور منه، با عرق و خون من آغشته شده
چون وقتی کسی شاخهای را قطع میکند یا شاخهای را میکارد
او تقریباً همیشه انگشتانش درد میکند
که آن هم فقط یک شاخه یا جوانه است.
کسی که مالک باغ است را نمیتوان از مالکیت خصوصیاش محروم کرد.
پس هر گل رزی روی آن رشد نکرده بود، بلکه گل رز خودش روییده بود.
بعدش نه چیزی گفت و نه حتی شکوفه دادن گیلاسها رو دید
اما گیلاسها شکوفه دادهاند.
سلام.
این یک جاده دسترسی عمومی است.
اگر در دسترس عموم باشد، هر کسی میتواند از آن استفاده کند.
این شما یا حتی صاحب ملک نیستید که تصمیم بگیرید چه کسی از آن استفاده کند.
از نظر قانونی، شما باید آن را برای جاده باز بگذارید.
انگار تعطیله؟
خداحافظ.
من در یک آژانس خصوصی کار میکنم.
آیا این اتفاق میتواند در اروپای قرن بیست و یکم رخ دهد؟
هي، اگه به مشتريها اجازه ورود ندي ، ممکنه ازت به خاطر خسارت هم شکايت بشه.
ما یک درخواست رسمی برای مالک جدید ارسال کردیم تا جاده را قابل دسترس کند.
نماینده پاسخ داد، ما باید دیگر او را اذیت نکنیم،
با بیان اینکه ملک خصوصی است.
اما، بدیهی است که این یک جاده دسترسی عمومی است
مطابق با ماده ۷ بند ۱: قانون ارتباطات زمینی.
طبق ماده ۱۹ قانون ارتباطات زمینی،
همه مجاز به استفاده از ارتباطات سطحی، انواع جادهها هستند
به شیوه معمول و برای اهدافی که مایل به خدمت به آنها هستند.
بنابراین باید به عموم مردم دسترسی به تمام ارتباطات داده شود،
از جمله جادههای خصوصی.
همانطور که گفتم.
حیف که خیلی وقت پیش اون جاده رو از ما نخریدی.
سلام...
شاید ترمزها رو تنظیم نکردی؟
سوال این است: آیا خسارت بیش از 10،000 کرون است؟
به عبارت دیگر، آیا ضرر از نظر قانون قابل توجه است؟
اساساً، اگر بخواهیم آن را گزارش دهیم، باید آن را به پلیس ملی گزارش دهیم.
اگر میخواهید آن را به عنوان یک جرم گزارش دهید، باید این کار را با ما انجام دهید.
میبینم که ناوگانت رو متنوع کردی، ها؟
حداقل دیوار باقی خواهد ماند و صلح برقرار خواهد شد.
تاکنون هیچ اطلاعاتی در مورد عامل این حمله به دست ما نرسیده است.
بنابراین این یک شکایت کیفری علیه یک مجرم ناشناس است.
در مورد آن چه میتوانید به من بگویید؟
ژوئن زمان مناسبی برای جمع آوری علوفه خشک است.
و همانطور که میدانیم، جمعآوری یونجه زمان طوفانی است.
من دیگه نمیتونم اینجا بیام. باید تقریباً کل منطقه رو گشت بزنم.
آنها هم به دیدن من آمدند.
اما من آن را نمیفروشم.
اگر نه.
دو.
داشتم از اینجا رد میشدم، برای همین فکر کردم بپرسم نظرتان عوض شده یا نه.
کارت ویزیتم رو گم کردی؟
قیمتی که گفتم قطعی نیست...
مالک حاضر به مذاکره است.
اوه بله.
داشتم یه نقشه قدیمی رو نگاه میکردم که یه چیز جالب پیدا کردم.
اتاق کودک شما همیشه مال شماست.
اصطبلها، طویلهها،
خانه سرایدار.
با من تماس بگیر.
اداره راهداری تخلف را محرز دانسته است.
خبر خوبی است.
مشکل این است که اداره راه نمیداند مالک این مانع کیست.
ظاهراً نهادهای امنیتی از هیچ چیز خبر نداشتند.
مالک ادعا میکند که مانع را نصب نکرده است.
و نماینده استخدام نکنید.
اگر درست فهمیده باشم،
اگر مانع با یک پایه محکم به زمین متصل نشده باشد،
صاحب ملک هیچ تعهدی برای حذف آن ندارد.
درست است.
اما اگر اداره راه بداند چه کسی صاحب مانع است
و تصمیم به حذف آن گرفت،
سپس طبق تصمیم او، مانع باید برداشته شود.
و اگر حذف نشود،
قانون اداری تصریح میکند
ما میتوانیم تصمیم را به روشهای دیگری اجرا کنیم.
دفتر، چنین حذفی را با هزینه طرف مسئول تضمین خواهد کرد،
که سپس صورتحساب آن صادر خواهد شد.
همچنین ممکن است جریمه نقدی شود...
و بارها و بارها آن را مجبور کنید.
و در قانون مدنی،
به نظرم بهتره در نظر گرفته بشه
استفاده از آن به شما حقوق خاصی میدهد ، و تا چه حدی.
سپس میتوانید به طرح دعوی حقوقی فکر کنید.
تنها در این صورت، اگر هیچ کاری نکنند، میتوانند حذف را انجام دهند.
یعنی مجری بیاید و مانع را برطرف کند.
بله.
به پلیس جنایی گزارش دهید.
نام افرادی را که مانع جلوی راهشان را گرفته است، به آنها بگویید.
و آنها اظهارات خود را خواهند پذیرفت .
فقط بین ما
استخدام یک آژانس امنیتی خصوصی
No comments yet. Be the first to leave one.