Die ersten 200 Zeilen.
دفتر ثبت اختراعات ايالات متحده «الکساندريا ويرجينيا»
tvcenter کاري از تيم ترجمه
Shorok ترجمه شده توسط
"شرکت "لاتيمر دوازده ساعت قبل
سوفي" مي دونم تنها تو رستوران"
...منتظر تماس من نشستي ولي الان همه چي رو برات توضيح ميدم
...موضوع اينه که ...يه چيزي
"لاتيمر"
پيش خودت فکر کردي کي هستي، اون قدر پولداري که نمي توني تا صبح واسه حرف زدن باهام صبر کني؟
اگه مساله مهمي نبود باهات تماس نمي گرفتم
اگه در مورد کاريه که ازم خواسته بودي
فکر کنم بهت گفته بودم واسه انجامش چي کار مي توني بکني
خب، متاسفانه همونه
مي بيني، وقتي نتونستم تورو متقاعد کنم
که اون مساله رو واسم حل کني
از نفر بعدي که تو ليستم بود اينو خواستم
اينا چه ربطي به من داره
تموم نقشه اش بي عيب و نقص بود
بدون هيچ دردسري روز جمعه کارو شروع کرده بود
ولي اين آخرين دفعه ايه که من درباره اش چيزي شنيدم
يه جار کار مي لنگه
اون از قيمت پيشنهاديت خوشش نيومده، باشه؟
پس اون تا وقتي قيمت رو دوبرابر نکني کارو برات انجام نميده
روش کاريش اين جوريه
خب، من مي دونم که اون ساختمونو ترک نکرده
وقتي اونجا رو دوشنبه باز کنن اونو دستگير مي کنن
و اون تو زندون مي ميره
همونطور که گفتم ربطي به من نداره
آدماي پولدار و قدرتمند هر چيزي رو که بخوان به دست ميارن
ما دوباره اونارو واستون مي دزديم
بعضي وقتا آدم بدا به بهترين افراد تبديل مي شن
ما آماده ميشيم براي... نفوذ
مي دوني چقدر طول کشيد تا تونستم تو اون رستوران يه ميز رزرو کنم؟
سالها طول مي کشه تا دوباره بتونيم جا رزرو کنيم
اين ديگه خيلي نامردي بود حتي واسه آدمي مثل تو
ببين، هردوتامون مي دونيم تو آدم سردي هستي زياد با مردم قاطي نميشي
تو از نظر عاطفي غير قابل دسترسي ولي هميشه آدم خوش قولي بودي
قبلاً هم که گفتم، متاسفم
چي؟ "اه، نه "نيت
اين وقت شب قراره کجا بريم؟
ما قرار نيست جايي بريم... من قراره برم
مساله شخصيه
بهتون ميگم اون داره کجا ميره
اون داره به دفتر ثبت اختراعات ايالات متحده
تو «الکساندريا» ويرجينيا ميره
حتي اون واسه اين که ما متوجه نشيم تاريخچه مرورگرش هم پاک کرده
اين کارش ايول داره
اون در حال نگا کردن به نمودار امنيتي اونجاست
اون فقط اين کارو واسه دزدي از اونجا انجام ميده
از اون هم بدتر
من پرونده ها رو از جايي که اومدن رديابي کردم
"از يکي از شرکتهاي آقاي "لاتيمر
"لاتيمر" تو دفتر ثبت اختراعات چي مي خواد؟
اون چي مي خواد؟
داروي يه آنفلونزاي همه گير ماشين زمان، موتور آبي
همه مي دونن که دولت
تکنولوژيهاي مربوط به آينده رو تو دفتر ثبت اختراعات قرار ميده
راست ميگي؟ راستِ راسته، دختر
بعد از اعلام قانون حق ثبت اختراعات تو سال 1951
دولت امريکا بيشتر از 5000 اختراع رو به خاطر
اينکه ميگن اون اختراع يه تهديد واسه امنيت ملي بوده مهر وموم کرده
اون همه اختراع اونجان و دارن خاک مي خورن
و تو يه گاوصندوق خيلي پيشرفته محافظت ميشن
يه ماشين زمان اونجاست؟
آره، اونجاست
آره، البته يه ماشين زمان نيست يه دروازه ست
...تو نمي توني همين طوري اونجا ...من مي خوام برم اون دروازه رو گير بيارم و ميرم
بچه ها
...بياين تموم حواسمونو به اينکه "لاتيمر" چي مي خواد
و روي دزدي متمرکز کنيم
"هارديسون" مشخصات امنيتي اونجا چيه؟
اونجا طوري طراحي شده که به هيچ ساختمون نگهباني نياز نداشته باشه
تموم چيزا اتوماتيکه
مي بينين، تموم آسانسورا و طبقات
به سنسورهاي حرکتي مجهز شدن
بقيه ساختمون هم مجهز به دوربينهاي مدار بسته هستن
که تموم اونا به يه کامپيوتر مرکزي وصل شدن
حالا، به جاي اينکه به يه نگهبان پول بدن که هفت روز هفته اونجا بشينه
کامپيوتر تمام ويديوها رو تماشا ميکنه و همه تصاويرو آناليز ميکنه
و هر چيز غير عادي مشاهده کرد سريع زنگ خطرو به صدا درمياره
واسه رسيدن به اتاق کامپيوتر
بايد سرور اصلي رو با ويديوهاي تکرار شونده گول زد
"نيت" تنهايي مي تونه اين کارو بکنه؟
نه، حداقل دو نفر واسه اين کار لازمه
واسه رسيدن به اتاق کامپيوتر
بدون اينکه سنسورهاي حرکتي رو فعال کني
بايد از طريق پنجره هاي سقفي وارد بشيم
و بعدش يه نفرو رو طبقه بالايي بندازيم
خيلي خب، پس قرارمون اين شد
اين چيز شيشه اي رو اينجا مي بينين؟
شما بايد از اين طرف ساختمون برين بالا
و از اون استفاده کنين تا به قسمت بعدي بريم
باشه
بعدش مي تونيم وارد دفتر ثبت اختراعات بشيم
...بريم واسه دزدي
بريم واسه دزدي يه ماشين زمان
...نه تو واسه دزدي من قراره يه ماشين زمان بدزدم
دست از سر اين ماشين زمان لعنتي بردار، مرد
اون فقط تو تلويزيونه
منم مي خوام همينو بگم هيچ ماشين زمان واقعي وجود نداره
به "سوفي" که گفته بودم يه مساله شخصيه
اين کار يه ربطي به "لاتيمر" داره
اون درباره همه ما مي دونه
پس اين مشکل هممونه
حتي اگه نباشه هم
ما هواي همديگه رو داريم، مگه نه؟
چرا تو داري واسه "لاتيمر" دست به يه دزدي مي زني؟
اين کارو نمي کنم بعداً همه چي رو واستون توضيح ميدم
در حال حاظر، بايد هر طوريه وارد اون ساختمون بشم
نقشه ات چيه؟ خب، مي خوام زنگ خطر آتش سوزي رو به صدا دربيارم
بعدش به عنوان مامور تحقيق به خاطر آتش سوزي وارد اونجا بشم
فرانک پترينو"؟"
مامور تحقيق آتش سوزي که پاش مي لنگه؟
من که نگفتم اين يه نقشه درجه يکه
نقشه اينه؟
از اونجا بيا پايين برو بگيرش
"لعنتي "هارديسون
چرا شماها هميشه منو واسه بالا پايين ر فتن از چيزا انتخاب مي کنين؟
خودم نمي تونم چيزي بگم؟ من ميگم نه
ما نمي تونيم به طور اشتباهي وارد اتاقي بشيم
تو از پسش برمياي فقط اگه اين قدر غرولند نکني، مرد
فقط محکم باش
هي، هي اصلاً "نيت" کجاست؟
"فرانک پاترينو" مامور تحقيق آتش سوزي
يه نقشه واقعاً احمقانه بود
شايد اگه بخوابه، راحتتر باشه
ازم مي خواي کاري کنم که بخوابه؟
هي، من درست جلوي روتون وايسادما، درسته؟
تقصير من نيست که شما نمي تونين از پس يه دوربين مدار بسته بربياين
آروم باش، ما خيلي خيلي آروم مي فرستيمت پايين
...ولي اگه تو به يه چيزي برخورد کني
...به ديواري، به پنجره اي، چيزي
اينجوري زنگ خطرا رو به صدا در مياري
باشه، باشه، فهميدم
مثل بازي "عمليات" مي مونه
به جز اينکه من انبر هستم
...ببينين
هر کاري مي کنين فقط پرتم نکنين
بي خيال ...ديگه خسته شدم
از اينکه منو از اين ساختونهاي لعنتي و پنجره ها پرتم کردين پايين
واقعاً؟
اصلاً هم خنده دار نيست
خنده دار نيست دارم مي بينم که مي خندين
خنده هاتونو ديدم ...من يه فردم
يه انسان
احساسات دارم و از اين کارتون اصلاً احساس خوبي ندارم
خسته شدم از بس منو از ساختمونا پرت کردين پايين
وقتي اين ماجراها تموم شد بايد باهم
يه گفتگوي درست وحسابي داشته باشيم
ديگه زيادي شلوغش کردم
يواشکي شلوارمو ببينم چيزي نيست
همه سيستم امنيتشون اينه؟
کاهش هزينه ها بهترين اتفاقيه که واسه دزدها افتاده
خيلي خب، بچه ها براتون خبراي خوب دارم و خبراي بد
خبر خوب اينه که دوربينا نمي تونن مارو ببينن
خبر بد اينه که
اين سيستم ويديويي بنجلشون فقط دوساعت مي تونه تصاويرو تو خودش نگه داره
پس کل زماني که داريم، همينه
"پارکر" رو بيار اين بالا
يه در فولادي 2.5 اينچي اينجاست که
...با يه قفل سه تايي نظامي که
بازه
همينجا بمون
عمراً
نه تا وقتي که جواب سوالامو بدي
نه، گوش کن، بعداً همه چي رو توضيح ميدم
بهتره که خودم تنهايي برم تو
ميرم اين اطراف يه دوري بزنم
سلام، بابا
سلام، بابا
تو اين يارو رو قبول داري؟
تموم مشکلاتمونو به گردن مهاجرا ميندازه
گوش کن، "جک لاتيمر" بهم زنگ زد
اون گفت که تو رو واسه يه کاري استخدام کرده
و تو گير افتادي
گير افتادم؟
به نظر مياد گير افتادم
خب، منظورم اينه به نظر مياد
که داري تو يه انبار کاه دنبال يه سوزن ميگردي
واسه تو چه اهميتي داره؟
آخرين باري که ديدمت
داشتي منو به سرزمين مادريم مي فرستادي
جايي که واسه سرم جايزه گذاشتن
اون قايق پشت سرتو مي بيني؟
داري منو از شهر بيرون مي کني؟
پسر خودم؟
به اسم "جيمي لوگو" واست بليط گرفتم
دو هفته اي به «گالوي»مي رسي
"لوگو"
اسم مادرت قبل از ازدواجمون
تو چقدر مهربوني
بهت افتخار مي کنم، پسرم
گوش کن بابا اين موضوع درمورد تو نيست، باشه؟
لاتيمر" داره ازت سوءاستفاده مي کنه" تا از طريق تو به من و گروهم برسه
موضوع از اين قراره
پس ما هرطوري هست بايد از اين ساختمون خارج بشيم
و تموم اين مسائلو تموم کنيم قبل از اينکه زنگ خطر به کار بيفته
يالا
من مي خوام به خاطر بيرون بردن
اون حق اختراع
No comments yet. Be the first to leave one.