Gladiator

Gladiator

Download Farsi Persian Untertitel

Release Info

Gladiator 2002 EXTENDED REMASTERED 1080p BluRay 264 YIFY
Ein Kommentar von Hamid5251
1397/9/25 | زیرنویس ویرایش تنظیم و هماهنگ شده با نسخه های بلوری اکستندد ریمستر | مترجم : بهزاد

Tags

BluRay
1080
ganool
TS
HD
REMUX
HEVC
brrip
720p
720
mkv
MkvCage
x264
Veröffentlicht am: 2018-12-16
Downloads: 341
Hörgeschädigt: No

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

گلادیاتور

امپراطوري روم در اوج قدرت ، وسعتش از . صحراي آفريقا تا مرز انگلستان شمالي امتداد داشت

بيش از 25 سال جمعيت جهان تحت فرمانروايي . سزارها زندگي کردند و مردند

در زمستان سال 180 پس از ميلاد مسيح ، لشکرکشي دوازده ساله امپراطور " مارکوس اورليوس " بر عليه قبايل وحشي در آلمان رو به پايان گذاشته بود

فقط يک دژ نهايي در مسير پيروزي روميها و نويد . صلح در سراسر امپراطوري باقي مانده است

تهيه و تنظيم ***تقديم به آزديخواهان ايران ***

. قربان - . ژنرال -

. ژنرال- . قربان -

. نحيف و گرسنه

هنوز هم هيچي؟ . نه ، هيچي

چند وقته او رفته ؟ . تقريباً دو ساعت

آنها خواهند جنگيد، قربان؟ . به زودي خواهيم فهميد

سرباز، بهت دستور دادم اون منجنيق ها . رو ببر جلو

. اونها بيرون از ديدند . ديد خوبه

. خطر براي سوار نظام هست ديد قابل قبوله، موافقي ؟

. اونها ميگن نه

. آروم، آروم

وقتي اين وحشلها تسخير شدن . مردم بايد بدونن

آيا تو ميتوني، کوئنتوس؟ آيا من ميتونم؟

. قدرت و افتخار . قدرت و افتخار

.با علامت من، جهنم رو رها کنيد

. منجنيق ها رو پر کنيد

. پياده نظام براي پيشروي آماده

. کماندارها آماده .کماندارها

. پرتاب . پرتاب

. پاتريس . مکسيموس

سه هفته ديگه . من در حال برداشت کردن محصولمم

، فکر کنيد که شما کجا خواهيد بود . و حتماّ در آينده همونطور خواهد شد

. صف رو نگهداريد . با من بمونيد

، اگه خودتون رو تنها احساس کرديد

سوار بر اسب در دشتان سبز ، با آفتابي که به صورتتان ميتابد

. برآشفته نشويد

، چون شما در بهشتيد . و قبلاً مرديد

، برادران

آنچه که ما در زندگي انجام ميديم

. در ابديت منعکس خواهد شود

. بکشيد

. بکشيد . بکشيد

. منجنيق ها آماده اند، قربان

. کماندارها، آتش

. آتش . آتش

. کماندارها، بکشيد

. رها کنيد

. بسيار خوب، افراد، آماده

. صف رو نگهداريد

. رها کنيد. رها کنيد

. دوباره پر کنيد

. صف رو نگهداريد

. بکشيد، رها کنيد

. با من بمانيد

. با من بمانيد

. روم پيروز است

. روم پيروز است

تو فکر مي کني او واقعاً داره ميميره؟

. او ن ده ساله که داره مي ميره

، اگه او واقعاً مردني نبود . دنبال ما نمي فرستاد

. ممکن او فقط دلتنگ ما شده باشه

سناتورها ؟ اونها رو ...فرا نخوانده مگر اينکه

. سا کت باش، کامدوس

بعد از دو هفته در جاده برنامه ريزيه پي در پي تو سرم و درد آوره

. او تصميم خودشو گرفته . ميخواد اعلام کنه

. او منو خواهد ناميد

. اولين چيزي که من بايد انجام بدم

...هنگاميکه

به او با بازيهايي که لايق عظمت اوست . احترام بزارم

براي حالا، اولين کاري که . من انجام ميدم يه حمام داغِ

عاليجناب ؟

. به نظر ميرسه تقريباً رسيديم، قربان

. عاليجناب امپراطور کجاست ؟

. اون جلو هستند، قربان . اونها 19 روزه که رفته اند

. هنوز زخميها رو ميارن

. اسبم

. سرورم

. يه بوس

،شجاعتت رو دوباره ثابت کردي . مکسيموس

. بيا اميدوار باشيم که اين براي آخرين بار بود

. ديگه دشمني براي جنگيدن نمونده، قربان

. هميشه يه نفر براي جنگيدن هست

چطور به بزرگترين ژنرال روم ميتونم پادش بدم ؟

. اجازه بدين برم خانه

. خانه

. به شما افتخار مي کنن، امپراطور

. براي تو، مکسيموس . اونها به تو افتخار مي کنن

من از دست دادمش ؟ من مبارزه رو از دست دادم ؟

. تو جنگ رو از دست دادي

. پدر، تبريک ميگم

بايد 1000 گاو رو به . افتخار پيروزي شما قرباني کنم

گاوها رو حروم نکن . به مکسيموس احترام بگذار

. اون جنگ رو پيروز شد

. ژنرال . عايجناب

. روم به شما درود ميفرسته . و من شما رو به عنوان برادر بغل مي کنم

. خيلي وقته نديدمت، دوست قديمي . عاليجناب

. بياييد، پدر دست منو بگيريد

. فکر مي کنم زماني که من بايد برم

. به اميد شکوه و جلال روم

. جنگ باشکوهي بود

. سه هزار سپاه ما در برابر چهار هزار سپاه آنها

هنوز زنده اي ؟

هنوز زنده ام . خدايان بايد مزاح کرده باشند

. خدايان بايد تو رو دوست داشته باشند

. والريوس به سرباز خانه بر ميگرديد، ژنرال ؟

يا به روم ؟ . خونه

. همسرم، پسرم، محصولم

،مکسيموس کشاورز هنوز . تصورش برام سخته

ميدوني، کثيفي زودتر از . خون پاک ميشه، کوئينتوس

. اينجاست . عاليجناب

. سناتور گايس، سناتور فالکو

از گايس دوري کن، اون در گوش شما ،شربت شيريني خواهد ريخت

و روزي از خواب بيدار ميشي، و همهش . ميگي، جمهوري، جمهوري

خوب، چرا که نه ؟ . روم به عنوان جمهوري شناخته شده

،بله، و در جمهوري . اين مجلس سناس که قدرت رو در دست داره

. البته اين تاثيري روي سناتور گايس نگذاشته

. شما طرفدار چه کسي هستيد، ژنرال . امپراتور يا مجلس سنا

...سرباز اين برتري رو داره

که بتونه در چشمان دشمن نگاه . کنه، سناتور

خوب، با ارتشي که پشت شماست . شما ميتونيد به شدت سياسي باشيد

. به شما هشدار ميدم، شما رو بايد حفظ کنم . سناتورها

. مکسيموس

. من به مرد خوبي مانند شما نياز خواهم داشت

چطور ميتونم در خدمتتون باشم، عاليجناب؟

تو مردي هستي که ميدوني . چه دستوري بدي

دستوراتت رو ميدي، اونها . اطاعت مي کنند و جنگ پيروز ميشه

اما اين سناتورها توطئه و جرو و بحث ميکنن . و چاپلوسي مي کنند و فريب مي دهند

ما بايد روم رو از سياستمداران . نجات دهيم، دوست من

،ميتونم روي تو حساب کنم وقتي که زمانش برسه؟

عاليجناب، زماني که پدر شما من رو مرخص بکنن . من ميخواهم به خونه باز گردم

. خونه؟ خوب کسي جاي او نو نميگيره

خيلي راحت نباش . من به زودي بهت سرميزنم

لوسيلا اينجاست ميدونستي ؟

. اون تو رو فراموش نکرده

. و تو الان مرد بزرگي هستي

. اگر فقط تو يک مرد به دنيا مي آمدي

. چه امپراطور بزرگي ميشدي

. پدر

. تو قوي ميشدي

من در شگفتم، آيا تو عادل هم ميشدي ؟

من اوني مي شدم . که شما به من ياد داديد باشم

سفر چطور بود ؟

طولاني ناخوشايند چرا من اومدم ؟

. من به کمک تو نياز دارم با برادرت

. البته

. اون تو رو دوست داره، هميشه دوستت داشته

...و

. اون به تو الان نياز داره، بيشتر از هميشه

. در مورد سياست کافيه

بيا وانمود کنيم . تو يک دختر دوستداشتني هستي

. و من يک پدر خوب

اين يه داستان خوش آينده، مگه نه؟

. صبح بخير، ژنرال

. من به سه اسب جنگي نياز دارم

. دو، سه

. چهار

. يک، دو

دنبال من فرستاديد، امپراطور؟

امپراتور ؟ دوباره بگو، مکسيموس

چرا اينجاييم ؟

. براي شوکت امپراتوري، قربان

. اوه، بله

. اوه، بله، به خاطرم اومد

اين نقشه رو مي بيني، مکسيموس ؟

. اين جهانيه که من خلق کردم

،براي 25 سال

فتح کردم، خون ريختم، . امپراتوري رو وسعت دادم

،از زماني که امپراتور شدم . چهار سال بدون جنگ رو به خاطر ميارم

. چهار سال آرامش در 0 2 سال

و براي چي ؟

. من شمشير رو به ارمغان آوردم

. نه چيزه ديگه اي

...امپراطور، زندگيتون . لطفاً لطفاً منو اينطور صدا نکن

. بيا لطفاً

. بيا بشين

. بيا حالا با هم صحبت کنيم . خيلي ساده، مثل دو تا مرد

خوب، مکسيموس ؟

. حرف بزن

پنج هزار تا از مردان من در . لجنهاي يخزده اون بيرونند

. سه هزارتاشون خون آلود و زخمي اند . دو هزارتاشون هرگز اينجا رو ترک نمي کنند

من نمي تونم باور کنم . که آنها به خاطر هيچ چيز جنگيدند و مردند

...و چي رو ميتوني باور کني . اونها به خاطر تو جنگيدند

و براي روم روم چيه، مکسيموس ؟

. من بيشتر جاهاي دنيا رو ديدم

. اون بيرحم ، ظالم و تاريکه .روم روشنائيه

. تو هرگز اون جا رو نديدي

تو نديدي که اون چي شده ؟

. من در حال مرگم، مکسيموس

،زماني که يه مرد پايانش رو ميبينه

ميخواد بدونه که . هدف از زندگيش چي بوده

چطور دنيا بعداً در مورد من صحبت خواهد کرد ؟

منو به عنوان فيلسوف خواهد شناخت ؟

جنگجو ؟ يا ستمگر ؟

يا به عنوان امپراتوري که حقيقت واقعي روم رو . برايش به ارمغان آورد

. روزي يک رويايي به نام روم وجود داشت . تنها ميتونستي زمزمش کني

نه بيشتر از يک زمزمه . و او ناپديد مي شد

. اون خيلي شکننده بود

و من مي ترسم . اون در زمستون دوام نياره

. بيا حالا با هم زمزمه کنيم

. با همديگه، منو تو

. تو يک پسر داري

. درباره خونه ات بگو

. خونه من در تپه ها بالاي تيوجيلو است

. يک جاي خيلي ساده

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left