Prvních 200 řádků.
برخی از شخصیتهای این فیلم از افراد واقعی الهام گرفته شدهاند و نام آنها در فیلم استفاده شده است
اتحاد شوروی کشورهای اروپای شرقی را تحت کنترل خود نگه میدارد
دولتهای آنها مطیع مسکو هستند
۱,۳۰۰,۰۰۰ زندانی سیاسی
۵,۸۰۰ اعدام
میلیونها زندگیِ بربادرفته
هر نشانهای از آزادی با زور سرکوب میشود
رسانهها تحت سانسور شدیدی هستند
بزرگترین سازمان رسانهای
رادیو است
۱۹۶۷ چکسلواکی، ۳۱ اکتبر
خوابگاه دانشجویی استراهوف
شوخیشون گرفته؟ باز هم؟
انگار خرابیِ شوفاژها کم بود
میلان واینر پشت میکروفونه
ما کارشناسهایی داریم
بیاید بریم بیرون
که مدام به خارج از کشور سفر میکنن
ما روشنایی میخوایم! ما روشنایی میخوایم
ما روشنایی میخوایم! ما روشنایی میخوایم
حرکت کن
یالا برو
تکون بخورید! سوار ونها شید
یالا! زود باشید
امواج
غالباً ابری
در بوهمیا و موراویا رگبارهای پراکنده پیشبینی میشود
و برف در کوهستان
خانم شافکووا، توماش هاولیک هستم. ببخشید مزاحمتون شدم
برادرم هنوز نیومده خونه. نکنه پیش شماست؟
ما روشنایی میخوایم! ما روشنایی میخوایم
ما روشنایی میخوایم! ما روشنایی میخوایم
وایستید! وایستید
ساکت! ساکت! بس کنید
بس کنید
چه خبره؟
ای وای! تکون نخور
هاولیک هستم، بفرمایید؟
چی؟
نه! داری چیکار میکنی؟ ولم کن
پاول؟
کجا بودی؟
خونهی یاروش. داشتیم درباره یه چیزی حرف میزدیم
چرا بهم زنگ نزدی؟
پلیس تو استراهوف دانشجوها رو بدجوری کتک زده
تو از کجا میدونی؟
بخاطر تو به کل شهر زنگ زدم
متاسفم
متاسفی
میدونی میلان واینر کیه؟
آره، میشناسمش
سخنرانیهای خیلی جالبی برای دانشجوها میذاره
پسفردا برای برنامهی رادیوییش تست میدم
بیا برای تست
بیخیالش شو
بیخیالش شو. خطرناکه
واینر؟
آره
خانوادهی هاولیک
میتونستی واسه منم یه آبجو بگیری. چرا من نمیتونم یه قلوپ بخورم؟
بهت آبجو میدم
ولی نه جلوی مامان و بابا
احمق
سلام رفیق! سلام
سلام. سلام
داریم میریم خرید
اینجا رو امضا کن
حواستون به این باشه، آقای هاولیک
اگه پیش ما میموند، غذای کافی برای خوردن داشت
پاول؟
لعنتی
رادیو چکسلواکی
سلام. سلام
ببخشید، تستِ واینر کجاست؟
برای تست اومدی؟
همینجاست
خب، بابت تأخیر عذر میخوام
ولی امروز یه جورایی تو وضعیت آمادهباش هستیم
منتظر یه پیام مهم هستیم
لطفاً اسمتون رو بنویسید و یه راه تماس بذارید
میتونی شروع کنی. بفرما
دینستبیر
آره، ولی ما وسط تست هستیم. نمیتونم همینطوری
اگه وقتی من نیستم اینجا زنگ بزنن چی؟
ای بابا! باشه، الان میام
ببخشید. به کارتون ادامه بدید. من الان برمیگردم
خروج
الو؟
آفرین جوان
میشه اون پیام رو بهم بدی؟
تو همین الان توی تست قبول شدی
میتونم بهت یه شغل توی تحریریه خبر پیشنهاد بدم؟
سوءتفاهم شده، من دنبال کار نیستم
سازمان مرکزی ارتباطات
صبح بخیر. سلام
میلان واینر پشت میکروفونه
چند سال پیش، نهادهای جهانی سر یک موضوع مشترک توافق کردند
سلام. رفیق هاولیک؟
خودمم
میتونی با من بیای؟ رفیق مدیر باهات کار داره
مدیرِ کجا؟
رفیق هافمن، مدیر سازمان ارتباطات
سلام. درود بر کار
رفیق توماش هاولیک
بفرما بشین
خب، پس بهت پیشنهاد کار توی رادیو رو دادن؟
این روزها همه دارن درباره میلان واینر حرف میزنن
من فقط بخاطر برادرم رفتم رادیو
من زبان دیگهای بلد نیستم. توی اون تحریریه خبر چی کار میتونم بکنم؟
واینر تو رو به عنوان تکنسین میخواد
میشه ما رو تنها بذارید؟
البته
توماش
فکر میکنم باید این کار رو قبول کنی
کارهایی که واینر داره توی رادیو انجام میده
همین یک سال پیش غیرممکن بود
رادیو چکسلواکی زیر نظر ماست. من میتونم تاییدش کنم
اگه واینر تو رو میخواد
من نمیخوامش، رفیق مدیر. من اینجا رو دوست دارم
ولی ممنونم
آقای هاولیک، صبر کن
مطمئنم حس میکنی که اوضاع داره تغییر میکنه
من علاقهای به سیاست ندارم. واینر یه فرصته، برای همهی ما
بهش فکر کن. جدی میگم
الو، هافمن هستم
سلام، رفیق مدیر
وقتی واینر زنگ زد و گفت استخدامت میکنه، خوشحال شدم
نه فقط بخاطر اینکه طرفدارشم
بلکه بخاطر اینکه تعدیل نیرو در پیشه
بیشتر هم شامل کارکنان جوان میشه که احتمالاً یعنی تو هم هستی
چند روز بیکاری
ممکنه باعث بشه برادرت رو بفرستن به پرورشگاه
نمیخوام بهت فشار بیارم. میخوام کمکت کنم
کارِ واینر رو قبول کن. من بهترین توصیهنامه رو برات مینویسم
شب خوبی داشته باشی
خب، اینجا رو امضا کن
سلام. فعلاً
خداحافظ
بازم؟
یه بازرسیِ یهویی
دربارهی رادیو
من پیش واینر استخدام نشدم، پس نگران نباش
تو چی؟ خبری هست؟
نه
به پراگ خوش اومدید، دوستای من! صداشو کم کن لعنتی
جذابترین آهنگهای ممنوعهی دنیا رو براتون پخش میکنیم
صداشو کم کن
خیالتون تخت، ما همینجا توی پراگ براتون پخششون میکنیم
قراره حسابی خوش بگذره
خاموشش کن وگرنه میندازمش بیرون
آروم باش لوبوش. چی؟
دارن باهات شوخی میکنن. میشناسیشون که
همینش رو اعصابمه
یه لحظه
دوستان
لطفاً برای لحظهای به من توجه کنید
ما یه عضو جدید داریم. توماش هاولیک، تکنسین
یاردا پاولکا همه چیز رو بهش یاد میده
باز هم همه چیز رو حذف کردن. اینطوری پخش کردنش بیفایدهست
امیدوارم از اینجا خوشش بیاد
حالا با اجازه
یارونکا؟ میشه لطفاً با ما بیای؟
بله، حتماً
من هونزا پترانک هستم. خوش اومدی. هاولیک. از دیدنت خوشبختم
شیمرا. خوش اومدی. هاولیک. توماش
یرکا. قبلاً همدیگه رو دیدیم. توماش هاولیک
کارل یزدینسکی. از دیدنت خوشبختم. هاولیک
و لودویک سرمارک. هاولیک
خوشحالم که بازگشت ویرا شتوویچکووا رو خیر مقدم میگم
اون بعد از پنج سال کار به عنوان خبرنگار ما در آفریقا، برگشته
و لودویک سرمارک که از پاریس برگشته
بازگشتهای زیادی داشتیم
یه ماه پیش دینستبیر از نیویورک برگشت
حالا دو نفر دیگه هم اضافه شدن. مگه اونور اوضاعشون خوب نبود؟
خوشحالم که برگشتن
درسته
متوجه شدم که از پخشِ
یک خبرِ اجباری از دفتر مطبوعاتی چکسلواکی خودداری کردی؟
میخواستم صحتش رو بررسی کنم
چی گفتی؟
توی خبر اومده بود که دانشجوها توی استراهوف دست به تخریب زدن
و به مامورای پلیس حمله کردن
من یه نفر رو فرستادم اونجا
هیچ نشونهای از تخریب پیدا نکردن
فقط لکههای خون بود
و دستههایی از موهای بلندِ کنده شده
واینر، خبرهای اجباری، اجباری هستن
نمیخواستم رادیو احمق به نظر برسه
گزارش شده که توی یه سخنرانی برای دانشجوها توی براتیسلاوا گفتی:
«اگه فقط به یه منبع تکیه کنید، خبرنگار نیستید
چه روزنامه بخونید، چه رادیو گوش بدید یا تلویزیون تماشا کنید
همون اطلاعات سانسور شده رو تحویل میگیرید
ما توی بخش "زندگی بینالملل" مجموعاً به ۱۱ زبان صحبت میکنیم
ولی فقط اجازه داریم از دفتر مطبوعاتی چک و شوروی استفاده کنیم
و حتی خبرهایی که به دستمون میرسه باید تایید بشن
یعنی قبل از پخش، سانسور بشن.»
مگه حقیقت نداره؟
تو هر جا که باشی، نمایندهی رادیو چکسلواکی هستی
میدونی توی اون کیسهها چیه؟
نامههای دانشجوهایی که از ترویج آژانسهای خبری غربی توسط تو خوششون نمیاد
No comments yet. Be the first to leave one.