প্রথম 200টি লাইন।
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
تــرجــمـــه از mr67 & MaMaLoM مـحـمــد و ســتـايـش
بهشت و زمين ناپديد خواهند شد
اما سخنان من براي هميشه خواهد ماند
ولي هيچکس نميداند که پايان چه زماني خواهد بود
نه حتي فرشتگان
نه، نه حتي پسر خدا
فقط خداوند ميداند
...دنيا در آرامش خواهد بود مهمانيها و ضيافتها و عروسيها برپا خواهد بود
همانطور که در زمان نوح پيش از طوفان ناگهاني بود
مردم آنچه قرار بود رُخ دهد را باور نکردند
تا طوفان بهواقع آمد و همه را از بين برد
ظهور من نيز به همين شکل خواهد بود
دو مرد کنار هم در مزرعه کار ميکنند
و يکي ناپديد ميشود، ديگري ميماند
دو زن در حال انجام کارهاي خانه
يکي ناپديد ميشود، ديگري ميماند
پس آماده باشيد چرا که نميدانيد چه روزي سرورتان ميآيد
[[بيستويک ژانويه????
[[شانزده آوريل????
[[هفت آگوست????
صبح بخير
ميتوني حرف بزني، اشکالي نداره
[[منتظر چي هستيم؟
خيلي تو اين کار از من بهتري
شايد بهتره تو رئيس باشي
از زيگفريد و روي شعبدهبازهاي تو لاسوگاس خوشِت مياد؟
با اون ببرهاي زيبا شعبدهبازي ميکردن
هر شب يه ببر ناپديد ميشد
و ببر برميگشت
سالها با اون ببرها برنامه اجرا کردن
راحت روشون دراز ميکشيدن انگار فرش بودن
طولي نميکشه که يکي از اون لعنتيها دهنتو سرويس کنه
!برو، برو، برو! بجنب، سوار شو
- اينجا رو خالي کنيد !- عجله کن، بجنب، برو
برو، برو
هي، اينجا. بيا جلو
خودشه، همچنان برو
رئيس
بله، بگو
داره اوضاع سخت ميشه
هنوز وقتِ نهار نشده بيشتر از ???نفر شدن
ميخواي سعي کنيم سرعت عبور رو کم کنيم؟
همه قدمشون روي چشمه، ديکي
اطاعت ميشه
چطوري، اندي؟
بزن بريم
بجنب، حرکت کن - اين درسته -
برو - وانستا -
ببخشيد جناب، بايد مچبند بگيريم؟
نه خانم، ديگه لازم نيست - جايي هست بتونيم پارک کنيم؟ -
آره، يه محوطه نيم مايل جلوتر هست
پشت سرم بيايد
بجنب
بجنب بريم
!- ببخشيد - تو شهر ما نميشه، خب؟
...عروج کرده، نکرده برام مهم نيست کيه، باشه؟
يه مقررات ارتفاع وجود داره بلندتر از ?متر نبايد باشه
بايد بياريش پايين
!اون يارو روي پايه بلندتر از ?متره، رفيق
هي، هي، هي، صبر کن
اون يارو روي پايه رو مستثني قائل شدن
سلام، رئيس - اينجا چه خبره؟ -
اين آقايون نميخوان بادِ اين شوخيشون رو خالي کنن
خب، نه، نه. اين شوخي نيست، خب؟
آقاي گري بيوسي روز چهاردهم از بهشت برميگرده
چجوري بفهمه بايد کجا فرود بياد؟
خيليخب
اين کارو ميکنيم
ميذارم گري رو همون بالا نگه داري
ولي شما بايد جانشينهاي من باشيد
اگه کسي يا چيزي رو ديدين که حتي يه ذره خطرناک بنظر ميومد
شخصا با من تماس ميگيريد
ايول داداش، ايول
هيچوقت روح گري رو دست کم نگير
آره، داداش
- هوشمندانه بود - آره
ميبيني وقتي کاري ميکني که احساس مهم بودن بکنن چي ميشه؟
بايد از اينا نُت بردارم؟
ببين، هنوز هيچي نشده افرادمون کمه
جاي پل چند نفر نيرو کم داريم
اشکالي نداره تا عوض شدن شيفت بري اونجا؟
- نه، اصلا - و امشب شام خونه ماست. راس?
- يادت نره - ?:?? براي من بهتره
- خب، ? براي من بهتره - اوه، خيليخب
پس?. يادتون هست که امروز تولدمه، نه؟
- برو جاي پل - چشم، رئيس
پادشاه بابل خوابي ديد
خوابي که ترسناک بود
پس دانيال آمد. بند انگشتان خود را فشار داد
خب، بگو چه شده
"پادشاه گفت "خوابي ديدم
"خوابِ يک درخت بزرگ که شاخههايش تا بهشت ميرفت
درختي که همهچيز را براي همه تامين ميکرد
"ولي ناگهان قطع شد، نابود شد
"دانيال سري تکان داد و گفت "آه
"پادشاه پرسيد "ميداني تعبيرش چيست؟
"دانيال گفت "آن درخت توئي
"پادشاه گفت "من؟
"دانيال پاسخ داد "بله، تو
"و قطع شدنت بدترين اتفاقي نيست که براي تو ميافتد
چون وقتي به زمين بيفتي عقلت را از دست خواهي داد
ديوانه ميشوي، سرورم
ميان حيوانات وحشي زندگي خواهي کرد
"و مثل يک گاو نر علف خواهي خورد
"پادشاه پرسيد "تا ابد؟
"دانيال گفت "نه
""فقط به مدت هفت سال
"کتاب تثنيه"... هر هفت سال بايد تمام قرضها را ببخشي
"کتاب پيدايش"... هفت سال باروري زنها
"حزقيال"... بايد آنها را هفت سال با آتش بسوزانند
خب، حالا چه اتفاقي در چهاردهم اکتبر
تنها دو هفته ديگه ميافته؟
احتمالا هيچي
ولي اگه قرار باشه اتفاقي بيفته
اينجا يعني جاردنِ تگزاس در ميرکل ميافته
چون بعضي اوقات اينجا يه حسي بهم دست ميده
همون حسي که بعد از به هوش اومدن زنم از يه کماي سهساله
درست تو روزي که آوردمش اينجا، بهم دست داد
مـري
همون حسي که بعد از اينکه دکترهاي بيشماري
بهم گفتن مري نميتونه بچهاي بدنيا بياره
ولي اينجا بدنيا آورد، داشتم
نوح مثل پدرش يکم خجالتيه
دوستان، دوباره اون حس بهم دست داده
...پس اگه چهاردهم اکتبر اتفاقي بيفته
همهتون جاي درستي اومدين
- آمين. آمين - خدايا شکر
خدايا شکر
چهرههاي جديدِ زيادي ميبينم، خوش اومدين
اگه ميخوايد اينجا تو ميرکل غسل تعميد بشيد
کافيه فردا صبح بيايد
ما کنار چشمه تو حاشيه شرقي شهر خواهيم بود
که خداي مهربان تقدير کرده دوباره آب رو در اون جاري کنه
پورن ميديدي؟
چي؟
اوه، ملت وقتي پورن ميبينن ...لپتاپ رو ميبندن
اوه، ولش کن. فراموشش کن
خيليخب
امشب مياي؟ به تامي گفتم راس?
اوهوم
- عليک سلام، رئيس - سلام
امم، شما دو تا درباره چي حرف ميزنين؟
- هيچي، جشن تولد تام - اوه، آره، بشدت منتظرم
شرمنده بابت کليسا ميدونم بيشتر از ظرفيت اومدن
ولي خيليا دوست دارن بيان
آره، خب پس ببين شايد بهتر باشه ديگه تبليغ نکني
اين چيه؟
آدرس کليسا هم دقيقا روش هست
هيچکس به اندازه تو دوست نداره تراکت پخش کنه
قسم ميخورم اين کار من نيست
خودت شنيدي اونجا چي گفتم
نه، شنيدم اونجا چي گفتي
گفتي چهاردهم هيچ اتفاقي نميافته
مگه اينکه همه اتفاقات تو چهاردهم بيفته
نميتونم اجازه بدم اينجا دوباره منفجر بشه، خب؟
يکم ملاحظه کن
البته، حق با توئه. حتما
حتما؟
اگه تو ازم ميخواي که ملاحظه کنم، کوين
ملاحظه ميکنم
خوبه
خوبه
خوبه
خوبه
ديدش؟
خيليخب، همگي آروم باشيد
گوش کنيد، دو هفته با چهاردهم فاصله داريم
و در حال حاضر پيشبيني ميشه تعداد کمي بيان
الان احتمال ميديم که
يه چيزي بين ?هزار تا ??هزار زائر از الان تا اونموقع بيان
از همين لحظه، همهتون براي
اضافه کار دائم تاييد شدين
دير اومدم؟
نه، دقيقا به موقع اومدي
مامور نورا دِرست از دايره عزيمت ناگهاني
درباره رويه پيشرو برام ميگن
پس همگي گوش کنيد
ممنون، رئيس
صدامو خوب ميشنويد؟
- بله - خيليخب، عاليه
خب، ميدونم چند ماه پيش در اينباره صحبت کرديم
ولي يه سري چيزها درست جا نيفتاده
خب، بيايد در مورد کلمه عدار (عزيمت) حرف بزنيم
آره، ميفهمم
وقتي يه مرد ميگه دوستدخترش يکدفعه ناپديد شده
احتمالش خيلي زياده که دختره تو صندوقعقبش در حال تجزيه شدنه
ولي هرچقدر که تحمل کردن اين مزخرفات سخت باشه
ولي يه رويهاي وجود داره که همه بايد رعايت کنيم
اگه يه مظنون درخواست وکيل داره، وکيل خبر ميکنين
اگه ميگه عزيمت، منو خبر ميکنين. حله؟
گرفتيم
ميتونيد بريد، عوضيها
تا بيرون همراهيتون بکنم، مامور درست؟
حتما، رئيس گاروي. ممنون
تامي ميدونه
کوين، چيزي به نام سورپرايز پارتي معني نداره
- پس چرا ما داريم ميگيريم؟ - چون وانمود کردن حال ميده
هي، کمکم کن. بين استخوونهاي کتف
اوه، آره. اوه، بالاتر
No comments yet. Be the first to leave one.