أول 200 سطر.
میتونی بهش بگی واقعاً داری چیکار میکنی
مسکو ارتباطش رو با یه زیردریایی از دست داده
من از کشورهای دریای شمال خواستم
تا دادههای حسگرهای دریاییشون رو به اشتراک بذارن به امید پیدا کردن زیردریایی
خیلی متاسفم
یه روز دیگه میره واشنگتن، اون وقت من همه لباساتو از تنت درمیارم
حمله به ناو هواپیمابر بریتانیا کار آمریکا بود
من پیشنهاد دادم که باید یه اوضاعی رو سروسامان میدادیم
قضیه سر منه
داره به نیکول تروبریج اعتراف میکنه؟ نه!
رئیس جمهور نمیتونه به نیکول تروبریج بگه که کار اون بوده
میتونه بگه کار رِیبِرن بود
مرده. بنداز گردن اون
مارگارت رایلین این حمله رو سازماندهی کرد
ولی ما باور داریم که این کار رو بعد از یه مکالمه انجام داد
با یه مقام آمریکایی
ما معتقدیم اون مقام، رئیس جمهور رِیبِرن بود
متن بیانیه مطبوعاتی
"این فاجعه رو مشاور سابق من، مارگارت رایلین، طرحریزی کرده."
این کار رو مارگارت رایلین، مشاور سابق دولت، طرحریزی کرده
این حمله مرگبار رو مارگارت رایلین سازماندهی کرد
بهتره. این جدیدترین پیشنویسه
اون قراره اسم رایلین رو ببره
مایلیم اطلاعاتی رو به اشتراک بذاریم که اخیراً به دست ما رسیده
این حمله مرگبار به دستور
رئیس جمهور سابق ایالات متحده، ویلیام رِیبِرن، سازماندهی شد
آلمان داره راجع به قطعنامه تسلیحاتی حرف میزنه
همه دارن رِیبِرن رو جنایتکار جنگی صدا میکنن
رئیس جمهور چند دقیقه دیگه میرسه
واکنش کاخ سفید باید شوک، همدلی و فاصله اون رو نشون بده
نه به اون ترتیب
"ما هم از پریشانی دنیا باخبریم؟"
رِیبِرن تقریباً به خیانت رسید. رئیس جمهور باید عذرخواهی کنه
نه
نه؟
اون نمیتونه عذرخواهی کنه
ما مشت زدیم تو صورت یه دوست. داری چی پیشنهاد میدی؟
هیچی
اون اسم رِیبِرن رو آورد تا بتونیم روایت رو کنترل کنیم
هنوز هم میتونیم. اون فهمید که سلفش این کار رو کرده
اون به همتای خودش اطلاع داد
و کنارش ایستاد وقتی اون خبر رو اعلام کرد
اون روایت قابل قبوله. اگه ازش استفاده نکنیم، اسم رِیبِرن رو بیخود لو داد
آره، همین کارو کرد
بچهات میافته زمین. گریه نمیکنه
نمیدونه آسیب دیده. به تو نگاه میکنه
اگه پلک نزنی، بلند میشه. خوبه
نیکول تروبریج و جزیره کوچولویی که نتونست
اونا الان اینجان، دارن به ما زل میزنن
بهش نگو که آسیب دیده
بهش نگو تقصیر ماست. پلک نزن
بچه لیز نخورد. ما اونو از یه ماشین در حال حرکت انداختیم بیرون
معترضان جلوی ۱۶ سفارتخونه جمع شدن
اعضای ناتو دارن بایکوت تسلیحات آمریکایی رو بررسی میکنن
کی؟ ترکیه و مجارستان؟ و آلمان
اگه نوعی جبران خسارت رو قول ندیم
رئیس جمهور باید به نخست وزیر زنگ بزنه و عذرخواهی کنه
ما توافق کرده بودیم که یه اطلاعات حساس رو محرمانه نگه داریم
اون اینو زیر پا گذاشت
و اون داره التماس میکنه که غرامت بپردازیم؟
رئیس جمهور میخواد من بهش گزارش بدم
تنها با هم
ممنون از همه
آمریکا گمشو!
باید همه عقب برن! عقب برین، لطفاً. باند رو باز نگه دارین
خانم، پایین
ایشون سفیر هستن
پیامی از کاخ سفید رو به شماره ۱۰ برسون
باشه
رئیس جمهور آمادهست که وقایع دیروز رو در نظر بگیره
به عنوان واکنشی به فشار عاطفی نخست وزیر
اولویت اون روشن کردن ماجراست
رایلین و نقش بریتانیا
رئیس جمهور با بزرگمنشی حاضره اون اطلاعات رو فاش کنه
در یک سخنرانی مشترک
که به تروبریج اجازه میده آبروش رو حفظ کنه
باشه، من از استوارت میخوام که به عنوان یه یادداشت رسمی با اولویت بالا درخواستش کنه
واضح کن که اگه تروبریج پیشنهاد ما رو برای انجام مشترک قبول نکنه
ما خودمون تنها به دنیا خواهیم گفت
و روایت ما اینه که
مشاورش سربازاشو منفجر کرده و اون هم لاپوشونی کرده
اِم
چقدر مستقیم دارم تهدیدش میکنم؟
حضوری ملاقات کن. به عنوان یه لطف بهش بفروش
از همون جا ادامه بده
اونا آدمای خوبی هستن که پلاکاردای دستساز حمل میکنن
یه خانم یه کتری سیار داشت. داشت برای همه چایی درست میکرد
استوارت، من الان یه جلسه با شماره ۱۰ میخوام، تقریباً همین الان
امروز صبح یه اقدام به حمله علیه معاون سفیر انجام شد
این دیگه داره چه گوهی میخوره؟
یکی وقتی با ماشین وارد شدم، یه بادکنک آب به ماشینم پرت کرد
پر از رنگ قرمز بود. چیز مهمی نبود
نماد خون تو
فکر کنم خون ملوانا. این بهتره؟
احساسات جریحهدار شده. کسایی که کارشون ضروری نیست، از خونه کار کنن
برای آمریکاییها یه اطلاعیه هشدار صادر کن. خشک، غیرتحریکآمیز
باید معترضین رو دعوت کنیم. قطعاً
اونا میتونن شکایتشون رو ارائه کنن. من رسماً تو لابی قبولشون میکنم
یه امتیاز بهشون بده. مایلیم اینجا کار کنی
کل کار امروز من اینه که تو اون ساختمان حاضر بشم
من اینجا نماینده آمریکا هستم. آمریکا نمیتونه قایم بشه.
آمریکا نمیتونه. بانوی دوم میتونه.
حواشی ازدواج، شما رو بیشتر مطرح کرد.
که خوب بود، اما الان...
شما در معرض دیدی.
پلیس متروپولیتن حداقل یک ساعت وقت میخواد تا معترضها رو متفرق کنه.
متفرقشون کنن؟ یعنی با زور؟ نه، به هیچ وجه.
ما برای بقامون تو نبرد روابط عمومی هستیم.
ما پلیسهای بریتانیایی رو نمییاریم.
تا کهنهسربازها و بیوهها رو از درهای سفارت جدا کنن.
شما میتونید بدون آوردن پلیس، امنیت رو برقرار کنید.
شما پنج دقیقه پیش منو آوردید اینجا.
کف یه مینیون قرض گرفته شده قوز کرده بودم.
میتونستیم اینجوری شما رو وارد سفارت کنیم، اما وقتی اعلام کنید که اونجا هستید...
دیگه نمیتونیم شما رو بیرون بیاریم بدون اینکه...
معترضها رو با پلیس متفرق کنیم. اون موقع نمیتونستید با ترووبریج ملاقات کنید.
بدون من برید. از در پشتی استفاده کنید. لازم نیست قوز کنید.
اگه روی ماشینتون رنگ قرمز ریخته باشه، من یه چیزی قرض میگیرم.
میخوای جلسه رو هماهنگ کنم؟ آره، یه جای خنثی هماهنگش کن.
واضحه که هیچکس نباید ما رو ببینه.
با اون هماهنگ کن. باید یه جایی باشه که من بتونم برم.
همین که یه زمانی مشخص کردیم، زنگ میزنم.
کی دیگه اینجاست؟ وینفیلد؟
پستهای همیشگی دور تا دور. من با آپریل در خروجی پشتی هستم.
داسون و جک جلو هستن. خانم مانینگ، داخل.
بقیه کارمندها تو خونه میمونن تا وقتی که اعتراضات تموم بشه.
فرانسیس مجبور نیست بمونه. خودش میخواد.
من دوازده نفر با سلاحهای خیلی بزرگ دارم که دارن محوطه رو گشت میزنن.
قراره چه بلایی سر من بیاد؟
سر خونه.
اون از این ایده که شما اینجا بدون نظارت باشید خوشش نمیاد.
میشه یه لحظه با شما حرف بزنم؟
بفرمایید.
به من مربوط نیست که بپرسم تو آماگَنست چی شد.
اینو میدونم.
من فقط میخوام بفهمم...
دیشب چه کوفتی شد؟
اون گفت کار رئیسجمهور رایبرن بود. رولین اون ناو رو برنامهریزی کرد.
اون لِنکوف رو استخدام کرد.
افراد اون نزدیک بود مردی رو بکشن که الان معاون رئیسجمهوره.
این چیزی بود که ترووبریج قرار بود بگه.
اون از متن خارج شد.
پس اون گفت کار رئیسجمهور رایبرن بود؟
خانم.
دنیا فکر میکنه رایبرن دست داشته.
آره.
کاخ سفید اینو تکذیب میکنه؟ نه.
استوارت.
رایبرن دست داشت.
هی. جلوی خونهتون دوربینهای خبری هست.
میدونم. داری تماشا میکنی؟ نه. من تو پارکم.
حالت خوبه؟
آره، ولی باید باهات حرف بزنم. نیکول نباید بدونه که داریم حرف میزنیم.
میتونی بیای پیش من؟ واقعا نمیتونم.
مهمه؟
کماهمیت نیست.
برو سمت سطل آشغال تو زمین بازی هانوور گیت.
یکی از پشت میارتت داخل.
ببخشید، اولیسس، امم، یه نفر هست به اسم کالوم اِلیس.
اون بود، امم...
اون، اِه...
سخنران اصلی انجمن دادههای دریای شمال.
بله، ممنون. اِه، اون یه پیام خیلی مهم داره.
باید بیاریمش تو محوطه.
ممکنه؟ بله.
الان اوضاع حساسه.
هیچکس نباید بدونه اینجا بوده. بسپارش به من.
میخوای اون رو کف اون ماشین بذاری؟
آخه بوی کلوچههای گلدفیش میده. نه.
اون تو زمین بازی هانوور گیت هست.
یه چمدون آماده برات تو کمد چمدون هست.
اگه این وضعیت به حالت عنصر نامطلوب تبدیل بشه.
اونا قرار نیست منو اخراج کنن. اگه کردن، اونجاست.
اخراج یه سفیر آمریکایی به عنوان عنصر نامطلوب، مثل شلیک اخطار با یه یوزی میمونه.
یعنی شما اساساً دارید رابطه رو دوباره ارزیابی میکنید.
بله.
لیمو؟
نه، ممنون.
ما زیردریایی رو پیدا کردیم.
عالیه.
نه؟ دوازده مایل دورتر از ساحل ما. هیچ بازماندهای نیست.
خدای من. آره.
نزدیکه. ما تکنولوژی لازم برای بیرون آوردنش رو نداریم.
ولی ما داریم، مگه نه؟ آره.
باشه.
من یه پیام به واشنگتن میفرستم.
اونا میدونن. حاضرن کمک کنن.
نیکول اجازه نمیده. چرا؟
نمیخواد آمریکاییها نزدیک اون چیز بشن. شما باید باهاش ملاقات کنید.
مطمئنم هرچیزی که شما بخوای من بهش بگم، اون ترجیح میده از خود شما بشنوه.
اون به کشور گفت شما کشتی ما رو بمباران کردید.
اگه من بهش بگم کمکتون رو قبول کنه، این تحقیرآمیزه.
اما اگه شما بخوای، در اختیار اون هستی.
انگار داره به من لطف میکنه. آره.
من که دارم باهاش ملاقات میکنم. اونو هم اضافه میکنم.
همینجوری اضافهاش کنی؟
یه بار متقاعدش کردم که باهوشترین مردیه که تا حالا دیدم.
دفعه بعد، یه چالش واقعی بهم بده.
باید برم.
آره.
No comments yet. Be the first to leave one.