Severance

Severance

Descargar subtítols en Farsi Persian

Temporada 2

Información d'a versión

Severance S02E09 The After Hours 720p ATVP WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-FLUX
Un comentario de HosseinEsmaily
🔴 30Nama | حسین اسماعیلی 🔴

Etiquetas

webdl
professional_translation
Publicau o: 2025-03-14
Descargas: 132
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 186 linias.

‫پدر

‫روز خیلی مهمیه

‫بله

‫نمی‌خورین؟

‫تماشا می‌کنم

‫قراره به مشکل آقای بیلیف رسیدگی کنیم

‫ای‌کاش خام می‌خوردیشون

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫ازش پرده بردار

‫یوستیس هوانگ

‫امروز پایان دوره‌ی وینترتاید توئه

‫تبریک میگم

‫تختت از خونه‌ی والدینت

‫به مرکز همدلی گانل ایگن ‫« دوره‌ی وینترتاید جیم ایگن »

‫در اسوالبارد برده میشه ‫« یوستیس هوانگ »

‫جایی که تلاش می‌کنی ‫متولی ایجاد اصلاحات جهانی بشی

‫فکر کردم قراره ‫تا پایان فصل بمونم

‫همدلی منتظرته، همکار هوانگ

‫می‌تونی امروز وظایفت رو ادامه بدی

‫غروب یه ماشین میاد دنبالت

‫ولی اول...

‫اسباب‌بازی رو بذار روی میز

‫رساله تو رو موظف می‌کنه این ترقی رو ‫با یک قربانی مادی آغاز کنی

‫اسباب‌بازی پرتاب حلقه‌ت رو به عنوان ‫یک نماد مناسب انتخاب کردم

‫« لـومـن »

‫دوباره

‫دوباره

‫اَشر اومد دنبال بچه‌ها

‫عالیه

‫شخصیت داخلیت رو بوسیدم

‫جانم؟

‫دوباره رفتم دیدن شخصیت داخلیت توی لومن

‫و قبل از اینکه برگردم

‫حدوداً یک دقیقه همدیگه رو بوسیدیم

‫چی؟

‫معذرت می‌خوام

‫چطوری؟

‫یعنی چی؟ آخه...

‫برام هیچ...

‫برات هیچ چی؟

‫برات هیچ معنایی نداشت؟

‫نمی‌خواستم اینو بگم

‫عجب

‫باشه

‫چند وقته توی عالم خودتی

‫خودت اینو می‌دونی

‫این قضیه از خیلی جهات بگاییه

‫آخه اون...

‫اون منو یاد قدیمات می‌اندازه

‫- باشه ‫- دیلن؟

‫من میرم سر کار و پول درمیارم ‫تا شکم بچه‌هامون رو سیر کنم

‫- میشه بس... ‫- و با کمال احترام ازت می‌خوام

‫دنبالم نیای اونجا

‫و از بدن کوفتی خودم ‫ برای خیانت به خودم استفاده نکنی

‫- نرو ‫- می‌دونی چیه؟

‫از اونجایی که هیچ‌جوره نمی‌تونم بفهمم ‫همچین اتفاقی داره میفته یا نه

‫نمی‌دونم. شاید بهتر باشه برم استعفا بدم

‫شاید بهتر باشه برم و استعفا بدم ‫و به وجودش پایان بدم

‫نظرت چیه؟

‫برت

‫"همچنین ممکن است"

‫"به ناپدید شدن و قتل چندین نفر ‫در چند مدت اخیر‌ مرتبط باشند"

‫"ممکن است گودمن به عنوان"

‫"یک مامور یا قلچماق رده پایین لومن ‫ در آن‌ها دخیل بوده باشد"

‫"قلچماق لومن"

‫دردناک بود

‫ما هیچوقت از همچین کلماتی استفاده نمی‌کردیم

‫توی لومن از کلمات خیلی خاصی استفاده می‌کنیم

‫اون مال قبلاً بود. حالا...

‫حالا می‌دونم که اشتباه می‌کردم

‫می‌دونم با اونا نیستی

‫میای بریم یه دوری بزنیم؟

‫برت، معذرت می‌خوام، من...

‫بیا بریم یه دوری بزنیم

‫« کولد هاربر - 96 درصد »

‫بله؟

‫- ساعت 9ـه ‫- خب؟

‫اعداد ثابت موندن

‫اعداد ثابت موندن

‫ممکنه دیر کرده باشه

‫موعد مقرر سهمیه‌ی نهایی امروز بود

‫فوراً بیارش اینجا

‫کسی نیست؟

‫مارک؟

‫- می‌دونی کجایی؟ ‫- حالم خوبه

‫خیلی‌خب. کجایی؟

‫یه ماشین کوفتی بوگندو

‫لطف داری

‫من چی؟ من منم یا یه دستگاه کپی؟

‫متاسفانه خودتی

‫این‌کار اشتباهه

‫ببخشید. باد داشت توی

‫سوراخ پس کله‌ت می‌پیچید ‫برای همین نشنیدم چی گفتی

‫الان گفتی نقشه‌ی من اشتباهه؟

‫همه‌چی رو بهش گفتیم

‫اون هیچی بهمون نگفت

‫نمی‌تونیم بهش اعتماد کنیم

‫باشه

‫رسیدیم

‫ظاهراً هنوز نرسیده

‫خب، اگر تله باشه چی؟

‫شاید هست، نمی‌دونم ‫شایدم نیست

‫ولی بهش نیاز داریم

‫« میلچیک - لومن »

‫جواب نده

‫- مارک کجاست؟ ‫- ببخشید؟

‫این دومین روز متوالیه که نیومده ‫قراره بیاد یا نه؟

‫سیاست عدم‌افشا بهم اجازه نمیده جواب بدم

‫قبلاً خون‌دماغ شده بود

‫حالش خوبه؟

‫چطور مگه؟

‫چطور مگه؟

‫چطور مگه؟

‫رئیس بخشه

‫دیلن رئیس بخشه. تا وقتی مارک نیست

‫یجورایی مثل تو و کوبل

‫یه قطعه رو با اون یکی عوض می‌کنن

‫دیگه کافیه، "هلی ر"

‫منظورت "هلی الف" نیست؟

‫هلنا ایگن کارفرمای منه

‫تو زیردست منی و این رفتارت ‫ نافرمانی به حساب میاد

‫چشم بسته غیب گفتی؟

‫بازش بذار

‫قضیه‌ی خودمون رو بهت گفتم

‫چی؟

‫امروز صبح به شوهرم

‫قضیه‌ی من و تو رو گفتم

‫برامون خوشحال بود؟

‫نه

‫خب، باید باشه چون... من دارم خوشحالت می‌کنم

‫می‌دونم

‫و اون نمی‌کنه

‫دیگه نمی‌تونم بیام ببینمت

‫تهدید کرد که استعفا میده

‫و نمی‌دونم هنوزم می‌خواد ‫ این‌کارو بکنه یا نه

‫ولی شاید اگر بهش بگم ‫دیگه ملاقات‌هامون تموم شده...

‫- نه. نه، نه، وایسا ‫- همه‌ش تقصیر منه

‫- اصلاً نباید میومدم اینجا ‫- صبر کن

‫گرچن، وقتی تو اومدی اینجا ‫زندگی من شروع شد

‫نه اینطور نیست

‫تو خیلی چیزا تو زندگیت داری

‫نه، هیچ چیز دیگه‌ای ندارم

‫اینو دارم و یه مشت مداد پاک‌کن کوفتی

‫شرمنده، باید برم

‫نه، صبر کن، صبر کن

‫گرچن جیم...

‫- وای خدا ‫- عاشقتم

‫و می‌دونم یه شخصیت داخلی بیشتر نیستم ‫ولی تمام و کمال عاشقتم، جدی میگم

‫گرچن...

‫اینو برات درست کردم

‫می‌تونم یه زندگی برات بسازم. خواهش می‌کنم

‫واقعاً متاسفم

‫گرچن

‫گرچن!

‫باید نگهش داری

‫بدش به یکی که این پایین ‫ باهاش آشنا میشی

‫این پایین چیزی جز اعضای بخش ‫ظواهر و طراحی و بزچرون‌ها نیست

‫تا جایی که می‌دونیم

‫اون زنمه

‫اون زنت نیست...

‫چون هیچکس با کسی که عاشقشه ‫مثل اون رفتار نمی‌کنه

‫جوری که تمام شخصیت‌های بیرونی ‫با ما رفتار می‌کنن

‫جوری که انگار همه‌چی برای اوناست

‫خب، چه غلطی می‌تونیم بابتش بکنیم؟

‫در نهایت، ما این پایین گیر افتادیم ‫و نه زندگی داریم نه خانواده

‫اروینگ خانواده‌ت بود

‫- دست رو دلم نذار ‫- و یه پیام برات گذاشت

‫راهروی سیاه

‫نمی‌دونم خودش می‌دونست به کجا ‫ختم میشه یا نه، ولی فکر می‌کرد مهمه

‫و راضیت کردن بخاطر یه زن بیرونی

‫که اصلاً نمی‌شناسیش، بهش پشت کنی

‫می‌دونی که درکل تقصیر توئه ‫که این پایین گیر افتادیم، مگه نه؟

‫نخیرم، نیست

‫و اگر اینقدر با شخصیت‌های ‫بیرونی‌مون فرق می‌کنیم

‫چرا وقتی تو خودت نبودی متوجه نشدیم؟

‫اروینگ متوجه شد

‫مارک نشد

‫شرمنده، گمونم این پایین هم عوضیم

‫سلام مارک

‫چطوری؟

‫وای خدا، حرف ندارم

‫زنم توی لومن زندانیه

‫و تازه توی زیرزمین خونه‌م ‫رفتم زیر عمل جراحی مغز

‫تو چطوری؟

‫حالا دیگه با هم متحدیم، نیازی نیست...

‫عه، حالا دیگه متحدیم؟ ‫دیگه همسایه نیستیم؟

More Farsi Persian subtitles for Severance

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left