Towards Zero

Towards Zero

Descargar subtítols en Farsi Persian

Temporada 1

Información d'a versión

Towards Zero S01E01 720p iP WEB-DL AAC2 0 H 264-RAWR-playWEB
Un comentario de HosseinEsmaily
🔴 30Nama | حسین اسماعیلی 🔴

Etiquetas

webdl
professional_translation
Publicau o: 2025-03-11
Descargas: 42
Ta personas con problemas auditivos: No

Anvista previa d'os subtitulos en Farsi Persian

As primeras 200 linias.

‫از داستان‌های کارآگاهی خوب خوشم میاد

‫ولی، می‌دونین چیه... ‫از جای اشتباهی شروع میشن

‫با قتل شروع میشن

‫نه، نه

‫قتل پایان داستانه

‫داستان از مدت‌ها قبل شروع میشه

‫سال‌ها قبل

‫وقتی بذر قتل... کاشته میشه

‫میشه اسمشو گذاشت نقطه‌ی صفر

‫« هشت ماه قبل »

‫- آقای استرنج! ‫- آقای استرنج!

‫آقای استرنج...

‫قتل پایان زنجیره‌ای طولانی ‫از علت و معلول‌هاست

‫توهین، لطمه، دلخوری

‫- خانم استرنج... ‫- خانم استرنج...

‫« طلاق قرن » ‫« جعمو پرتلاطم ستاره‌ی ورزشی »

‫ممکنه چیزی به سادگی

‫برخورد تاسف‌برانگیز اشخاص باشه

‫کنار هم جمع شدن یک عده

‫به شکلی سرنوشت‌ساز و ندانسته

‫در یک زمان یا مکان

‫شاید سرنوشته ‫که اینطور افراد رو گرد هم میاره

‫ولی باید این رو هم در نظر داشته باشیم

‫که شاید قصد و غرضی پشتش باشه

‫« آدری استرنج درخواست طلاق می‌کند »

‫یک نفر، یک‌جا ‫« آدری استرنج درخواست طلاق می‌کند »

‫یک نفر، یک‌جا

‫که داره بدون اطلاع ما

‫تله می‌ذاره

‫و ما رو وادار می‌کنه

‫به سمت یک مکان یا زمان بریم

‫به سمت یک مکان یا زمان بریم ‫« نویل استرنج خیانت را تکذیب می‌کند »

‫و بدون اینکه متوجه بشیم ما رو ‫« نویل استرنج خیانت را تکذیب می‌کند »

‫و بدون اینکه متوجه بشیم ما رو

‫به سوی خود صفر می‌کشونه

‫« بــه ســوی صــفــر » ‫« نوشته‌ی آگاتا کریستی »

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫هدف رسمی و تاسف‌برانگیز این محاکمه...

‫بررسی ادعای خانم آدری استرنج

‫مبنی بر خیانت ادعایی شوهر ایشون ‫"نویل استرنج"ـه

‫اتهاماتی که آقای استرنج تکذیب می‌کنن

‫آقای استرنج...

‫شما و خانم استرنج، کی ازدواج کردین...؟

‫- نه سال پیش ‫- و برای اولین بار هم نبوده

‫نه. نه...

‫اولین بار، مخفیانه ازدواج کردیم

‫فرار کردیم و رفتیم گرتنا گرین

‫شونزده سالمون بود

‫بعدش، طبیعتاً... درست و حسابی انجامش دادیم

‫با کلیسا و خانواده و...

‫رز و پارچه‌ی توری

‫بله، آدم رمانتیکی هستین آقای استرنج

‫بگین ببینم، اولین بار ‫کی به همسرتون خیانت کردین؟

‫تابحال به آدری خیانت نکردم

‫اینا یه مشت اتهام بی ‌پایه و اساسه

‫قلب من مال اونه، و قلب اون مال من

‫« سالت‌کریک، دوون »

‫اوه، آدری!

‫چقدر تحقیر شده

‫چقدر جلوی چشم همه تحقیر شده

‫خودش خواسته!

‫بهش گفتم "آبرو برات نمی‌ذارن"

‫ولی آدری گوشش بدهکار نیست

‫اون دختر، قلب و جیگرش عین یه پادشاهه

‫نویل هیچوقت آدم پستی نبوده

‫همیشه به آدری متعهد بوده

‫غیرممکنه

‫احمقانه‌ست که بخواد شهرت و آبروش رو

‫بخاطر این ونوس مگس‌خوار دور بندازه

‫خب، بهش میگن "گربه‌ی وحشی"

‫میگن یه مرد رو با تیر زده

‫اینقدر این مزخرفات رو نخون، مری!

‫عالی‌جناب، زانیه‌ی ادعایی ‫خانم "کی الیوت" رو به جایگاه فرا می‌خونیم

‫خانم الیوت، اولین بار در یک مسابقه‌ی تنیس ‫با آقای استرنج آشنا شدین

‫بله، مسابقات قهرمانی ویمبلدون

‫ممنونم. خیلی ممنونم

‫ممنونم. خیلی ممنونم

‫خیلی ممنونم

‫از تماشای بازیتون خیلی لذت بردم

‫ممنونم. خیلی ممنونم

‫من کاغذ ندارم، پس...

‫تو رو می‌شناسم

‫ظاهراً هرموقع بازی رو ‫تماشا می‌کنی، برنده میشم

‫"برای مهره‌ی شانسم"

‫دوباره توی جنوب فرانسه همدیگه رو دیدین

‫در مورد برکه بهمون بگین، خانم الیوت

‫برکه‌ی پری دریایی

‫بهم گفته بودن اونجا مهمونیه

‫تمام هفته لاس زده بودین

‫باورتون نمی‌شد چقدر خوش‌شانسین ‫که تنهایی اونجا پیداش کردین

‫گفت قالش گذاشتن

‫توسط زنش، بله

‫بعدش چیکار کردین، خانم الیوت؟

‫یه مهمونی خصوصی گرفتین

‫خودتون دو تایی

‫شامپاینی رو خوردین ‫که برای خانمش آورده بود

‫زیر نور مهتاب شنا کردین

‫جای زنش دیگه چیکار کردین، خانم الیوت؟

‫عالی‌جناب، آقای تیلور، ملازم متهم رو ‫به جایگاه فرا می‌خونیم

‫آقای تیلور ‫شما برای جناب استرنج کار می‌کردین؟

‫بله جناب، سه سال

‫بهمون بگین در خودروی ‫آقای استرنج چی پیدا کردین، آقای تیلور

‫یه آینه‌ی جیبی

‫طبیعتاً فکر کردم متعلق به خانم استرنجه

‫ولی نبود

‫برای اطلاع جناب قاضی عرض می‌کنم...

‫متعلق به شخصی با حروف اول اسم...

‫ک. الف بود

‫متعلق به خانم کی الیوت بوده

‫نظم رو رعایت کنین!

‫نظم رو رعایت کنین!

‫خانم الیوت، شما یه مفت‌خور هستین ‫یه انگل

‫توی کازینوها، مهمونی‌ها ‫و هرجایی که

‫پولدارها پیدا میشن می‌گردین

‫با هرچیزی جلوتون بندازن زندگی می‌گذرونین

‫دقیقاً منظورتون چیه؟

‫- بنظر من که واضحه، خانم الیوت ‫- می‌خوام از زبونتون بشنوم

‫خیلی‌خب. خانم الیوت، مگه شما چیزی نیستین

‫که زمانی بهش می‌گفتیم "زن جسور"

‫و حالا بهش میگیم "پول‌پرست"؟

‫- ببخشید ‫- نظم رو رعایت کنین!

‫نظم رو رعایت کنین!

‫این آینه‌ی جیبی شماست، خانم الیوت؟

‫- بله ‫- خانم الیوت، از نظر من

‫شما آینه‌تون رو عمداً

‫توی ماشین آقای استرنج گذاشتین

‫چون جناب آقای نویل استرنج ‫اهل میدان گرونور

‫چشمتون رو گرفته بود ‫که متاسفانه متاهل بود

‫و می‌خواستین به هر طریقی شده ‫اون رو به‌دام بندازین

‫نظم رو رعایت کنین!

‫نظم دادگاه رو رعایت کنین!

‫بقیه‌ی دادگاه به فردا ‫موکول میشه، آقای تریوز

‫چشم قربان

‫ببخشید جناب. اگر همراهم بیاین ‫می‌تونیم از در پشتی خارج بشیم

‫آقای استرنج!

‫خانم الیوت رو می‌شناسین؟!

‫- شما خیانت‌کارین، آقای استرنج؟ ‫- براتون تله گذاشتن، آقا؟

‫شما خیانت‌کارین، آقای استرنج؟

‫به یه آدم قابل اعتماد نیاز دارین، آقا

‫آرتور مک‌دونالد هستم

‫کسیم که می‌تونه ‫ کارها رو براتون راست و ریست کنه

‫آقای استرنج! آقای استرنج!

‫فکر کردی کجا داری میری، رفیق؟

‫- وایسا! ‫- فقط یه سوال دارم...

‫کثافت!

‫مک‌دونالد. به اسمت نمی‌خوره ورزشکار باشی

‫- نه قربان ‫- خب، یه تدارکات‌چی خوب لازم دارم

‫تنیس، گلف، تیراندازی

‫ماهیگیری، سوارکاری

‫همم...

‫میگی یه ساله کار نکردی

‫مشغله‌های دیگه‌ای داشتم، قربان

‫همم

‫آبروم بر باد رفته

‫رسانه‌ها دارن حسابی کیف می‌کنن

‫اگر دیدی این میمون‌ها مزاحم زنم شدن...

‫نارضایتی‌تون رو بهشون نشون میدم، قربان

‫عالیه

‫خب، آدم مفیدی هستی مک‌دونالد ‫از کی می‌تونی شروع کنی؟

‫در خدمتم، قربان

‫بعد از حمام میرم کلاب

‫باشه چشم، قربان

‫خانم کی الیوت، قربان

‫کی! محض رضای خدا ‫نمی‌تونی بیای اینجا! می‌بیننت!

‫قالشون گذاشتم، نویل ‫اینقدر منو دست‌کم نگیر

‫چطور تونستی بذاری اون شکلی ‫باهام صحبت کنه؟ آقای تریوز

‫گفت عمدی بوده ‫بهم گفت پول‌پرست

‫- داشت بهم می‌گفت هرزه، نویل ‫- خیلی ناخوشاینده

‫کل این قضیه

‫ولی باید اعتبار اون آینه رو زیر سوال می‌برد

‫غیر از این چیکار می‌تونیم بکنیم؟

‫می‌تونی حقیقت رو بگی، نویل

‫خیلی راحت حل میشه

‫عشقمون رو اعلام کن ‫طلاقش بده، با من ازدواج کن

‫طلاق!

‫مردم همین الانشم ‫دارن باهام دشمن میشن

‫خیانت؟ خدایا، نابودم می‌کنه

‫آبرویی برام نمی‌مونه

‫دیگه توی هیچ مسابقه‌ای راهم نمیدن

‫تنیس... زندگی منه

‫برای تنیس بازی کردن زنده‌م ‫اون‌موقع چیکار کنم؟

‫خودت که دیدی امروز چطور بودن ‫می‌تونن ضعف رو حس کنن

‫می‌خوای اونطوری زندگی کنی؟

‫می‌خوای منفور باشی؟

‫خب پس، باید چیکار کنیم؟

‫خانم استرنج، شما و آقای استرنج

‫در چه سنی با هم آشنا شدین؟

‫من 11 سالم بود

‫و رابطه‌تون رو چطور توصیف می‌کنین؟

‫مثل برخورد آتش و اکسیژن

‫اکسیژن؟ همم

‫همه‌چیز همدیگه بودین

‫با این‌حال، حاضر شدین نیمه‌ی گمشده‌تون رو

‫به منجلاب دادگاه طلاق بکشونین

‫با چه هدفی؟ پول؟

‫پول؟ نه، خودم پول دارم

‫داری منو کوته‌فکر جلوه میدی

‫کوته‌فکر، خانم استرنج؟

‫این اتهامات نفرت‌انگیز؟ ‫ این نمایش تحقیرآمیز؟

‫فقط به یه دلیل درخواست طلاق کردم

Towards Zero subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Towards Zero

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left