前 200 行。
تِرو خودمون بود پشت خط. الانه که برسه
بعدشم ساعت سه و نیم، کِلی و شان رو از دمِ خونه مامانِ کِلی سوار میکنیم
بعدشم من و تو و دار و دسته و جاده، رفیق
داری اسبابکشی میکنی؟ چی گفتی؟
گفتم داری میزنی به چاک، گل؟
نه بابا، فازت چیه؟
پس چرا اینهمه ساک و چمدون بستی؟
واسه رِیوِه. فقط یه شب اونجاییما
گفتی شبنشینیه، منم واسه همونقدر وسیله آوردم
آره، یه شبه. قرار نیست یه سال بمونیم که
آره ولی اگه منطقی بهش فکر کنی
یه روزه، یه شبه، بعدش باز یه روز دیگه و
اگه میخوای منطقی فکر کنی
فقط شورت لازم داری، کاندوم و مواد
اونا تو اون ساکِ خردهریزاست، اونجا
پس همون کافیه دیگه داداش. همینو لازم داری. آره ولی
تجهیزات لازم داریم رفیق. تجهیزات؟ مثل این؟
اونم میآد؟
اونم میآد؟ لازم نیست بیاد
من که اصراری نداشتم بیاد
لعنتی، تو این ساکه یه ساک دیگه هم هست. یه ساک تو شکمِ یکی دیگه
واسه سوغاتیه رفیق
شاید یه چیزی واسه لالی و وودی و بچهها و بقیه دیدیم بخریم
داریم میریم مهمونی، نه شهربازی
نمیریم که عکسِ ریخت و قیافت رو موقعِ سرسرهآبی گرفتن بندازیم
داریم میریم رِیو. میریم که فضا شیم، بترکونیم
دارم به این فکر میکنم اگه موندنی شدیم یا یه جای دیگه سر در آوردیم
خیلی داری بهش فکر میکنی پسر
خیلی زیاد، لعنتی
من میرم یه جقی بزنم
بعدشم یه ریدن و حموم
یه خرده از حجمش کم کن
یه کم جمع و جورش کن داداش، چون واقعاً مسخرهست
موسیقی: هللویا از هپی ماندیز
اَه
دیشب عجب شلوغپلوغی بود، نه؟
آره
به هرحال تو یه جورایی وحشی شده بودی
میخوای صبحونه درست کنم؟ یه ساندویچ بیکنِ مشتی میزنم برات
نه رفیق، خداییش باید برم
لعنتی، ساعت اینه؟ آره
خب، میتونم شمارهت رو داشته باشم یا یه چیزی؟
راستش من
من هیچوقت جای ثابتی بند نمیشم
واسه همین احتمالاً به درد نمیخوره
کار اشتباهی کردم؟
نه، نه اصلاً
فقط اینکه با مامان و خواهرم کار میکنم
و اونا حسابی قاطی میکنن، پس بهتره برم
خوشحال شدم دیدمت، استو
اومده؟
آره
خب زود باش بازش کن. تا نفهمیم چی شده لب به غذا نمیزنیم
اگه جوابشون منفی باشه چی؟
منفی نیست. حتماً مثبته
تو شاگرد اولِ کلاسِ تئاتر بودی، شان
خبر زود میپیچه، نه؟ آره، همینه
خب، همین که بدونی من تلاشمو کردم کافیه، حتی اگه منفی باشه
عالی شد. منفیه
چی؟
نیموجبیِ فلانفلان شده! کل روز سر کارم گذاشته
با کمال تأسف به اطلاع میرسانیم که پس از بررسیهای فراوان
نمیتوانیم شما را در دوره عکاسی بپذیریم
به دلیل نحوه ترکِ دوره تئاتر
در ژانویه ۱۹۸۹. این یه اشتباهِ لعنتیه. حتماً اشتباه شده
اشتباه نیست، هست؟ درسته. من کلاسو ول کردم
این یه دوره دیگه است، شان. اونا
مهم نیست چه دورهایه. همون کالجه
شان، تو به خاطر میشل داغون بودی. مهم نیست
مثلاً واسشون مهمه؟ به یه ورشون هم نیست
میگم دکتر لنی باهاشون حرف بزنه
نه، همچین کاری نمیکنی. شان، تو داشتی قرص ضد افسردگی میخوردی
فرقی نداره. تو که همینجوری الکی ول نکردی نرفتی
مهم نیست. اونا این چیزا رو لحاظ نمیکنن
همینجا تمومش کن. ولی مهمه
اصلاً مهم نیست، لعنتی! چند بار بگم؟
زندگیِ کوفتیِ منه! نه مالِ تو! تقصیرِ منه
من اون کلاسِ لعنتی رو ول کردم و واسم مهم نیست
اصلاً واسه این رفتم که دست از سرم برداری! باشه، گوش کن، آروم باش
واسم مهم نیست! باشه، واسم مهم نیست
باشه. حالا آروم باش، شان
شان عزیزم، ببخشید. باشه، دیگه چیزی نمیگم
فقط به خاطر بیانصافیشونه عزیزم. درست نیست
مهم نیست مامان. گفتن نه. تموم شد
گج، اینا چیه آوردی؟
تجهیزات بقا، ترو
پسرخالهم تو نیروی هواییه، یه چیزایی یادم داده
ما فقط یه روز داریم میریما
آره ولی درباره این رِیوها شنیدم، ترو
با خودت فکر میکنی یه روزه
اما سر از یه پارتی دیگه در میآری، بعدش یکی دیگه و یکی دیگه
بعضیا حتی سر از ایبیزا و اینجور جاها در میآرن، رفیق
آره، باشه بابا گری
اصلاً گوش ندادی چی گفتم، نه؟ چرا، گوش دادم
هنوز یه عالمه آشغال اینجاست. یه کوه از خرت و پرت جمع کردی
رفیق، این تازه نصفِ اون چیزیه که گفتی نیارم
فرقی نداره. هنوزم خیلی زیاده داداش. خیلی زیاد
همهشون لازمَن. اصلاً باورم نمیشه دارم چی میبینم
این کلِ چیزیه که ترو آورده. همینه. مالِ تو هم باید همین باشه
تو مردی. لازممون میشه! چی لازم داریم مگه؟
اون ساک کیسهخوابته رفیق. بیا فقط چیزای لازم رو برداریم
بیا... کیسهخواب، آره. این واجبه. ضروریه
یه چادر هم واسه خواب لازم داریم، نه؟ ضروریه
اما در موردِ، مثلاً، این شکلاتهای خوک
رفیق، واسه تو راه لازمن
هاروی، انقدر اسکل نباش! گمشو بابا رفیق
اینا شکلاتهای منه رفیق! یه کیسه شکلاته، همین
یه جین و تونیک بزرگ لطفاً. حتماً
بفرمایید عزیزم. ممنون. مرسی
بفرمایید. مرسی. ممنون. به سلامتی
خب، کار من تمومه. باشه، دمت گرم
چی شده؟
چی؟
خب حالا با کِلی چیکار کنم؟
زیاد بهش سخت نگیر، لال
باید از ۹ تا ۱ کار کنه مامان، خب؟ کیه که از پسِ این چهار ساعت برنیاد؟
الان یه کم تو بدبختیه
درگیرِ چیه؟ چی؟
ببین، این آخر هفته داره میره بیرون
یه دورهمیِ آخر با گج و هاروی و اینا. ای خدا
یکشنبه میشونمش سر جاش، قشنگ باهاش اتمام حجت میکنم. قول میدم
هفته بعد هر روزِ کوفتی سر وقت میآد اینجا، با کلی انرژی
آره؟ آره، باشه
هنوز پایه باربیکیویِ بعدازظهر هستی؟ آره حتماً
میخوای چیزی بیارم؟ نه، همینجوری بیا
بعداً میبینمت. دمت گرم. مرسی مامان. فعلاً
رفیق، پنج دقیقه بهش وقت بده. پیداش میکنیم
بدون اون که نمیتونیم بریم، میتونیم هارو؟ داری چرت میگیا
میتونیم رئیس. نکتهش همینه. میتونیم
داری مسخرهبازی در میآری؟ بیخیال
نوارِ میکسم این تو بود. کجاست؟
یادش رفته بهش گفته بودیم
احتمالاً دمِ خونه شان وایساده. نه، اونجاست
آها، اونجا نِشسته، هارو
صدای بوق
قرارمون سه و نیم دمِ خونه مامانت بود، کِلی. چی؟
سه و نیم دمِ خونه مامانت. دمت گرم. کدوم گوری بودی؟
تو پاب. ایول. دمت گرم
سوار میشی؟ مگه قرار نبود چهار و نیم دمِ خونه شان باشیم؟
نه. سه و نیم دمِ خونه مامانت بود
پس سوار شو دیگه. اِم
یه سر بریم خونه من حاضر شم
به هیچ وجه، نه. یه دوش میگیرم
کلاً دو ثانیه طول میکشه، سریع میآم بیرون
عمراً. یا سوار ماشین شو یا نشو
لباسام رو تختِ. یه ساعته داریم دورِ خودمون میچرخیم
سوار شو یا هرّی. زود باش. تو نمیآی
بیا دیگه. داری مسخره میکنی؟ به هیچ وجه. میشه بریم؟
یه ثانیه طول میکشه. میرم تو، یه سریع
گوش کن احمقِ عوضی، همین الان سوار ماشین شو
یه ساعتِ لعنتیه دارم دور میزنم. سوار شو
کِلی، فقط سوار شو. بیا دیگه. سوار اون ماشینِ کوفتی شو
یعنی همینجوری بیام؟ آره
من با تو بحثِ لعنتی ندارم. دارم میرم. بای بای
پس وایسا. انقدر گُه نباش. مرسی
برو اونور چاقال
برو اونور دیگه، مو قرمزِ لعنتی
من تنها کسیام که چیزی نگفتم
صدای گاز ماشین - وایسا! من هنوز سوار نشدم
نوشیدنی داری؟ خب
کی سالمونلا دوست داره؟
آره
کی یه مریضیِ وحشتناک میخواد؟
آره
کی دوست داره بالا بیاره؟
دو-دی-دی-دو-دی-دو-دی-دو
آره، باحاله. داری خوب پیش میری
تا کجا میتونی بیای پایین؟ وو
ای پسرِ گنده. آوردیشون بیرون؟
چطوری عزیزم؟ خوبم
یه بوس بده
سس کچاپ رو صورتته
اینجوری نکن. بیخیال
ابرو ریزی نکن! ولم کن! ضایعم نکن
اوه، مواظب باش
داری چیکار میکنی؟ خواست منو ببوسه
همه جات سس گوجهای شده
آره، منم بوسید
خیلی ضایعه؟ از یک تا ده چقدر بده؟
صدای برخورد بطریها
اوه! اوه! اوه
روز رو خراب کردی
موسیقی: وان لاو از دِ استون رُزِز
یه نگاه به این شکلاتها بنداز. اوه، عالیه. جفتلول
عینِ تفنگ ساچمهزنی
ما درسته میندازیم بالا. من و تو درسته میخوریم، گجت
رفیق، رفیق، حداقل یکی. دخترا، شما نصف کنید بخورید
نه بابا، من فکر کنم بتونم یه دونه کامل بندازم
شانِ فسقلی، تو یه ذره بخور
آره؟
یه نوک بزن ببین چطوره. جدی میگم
میدونم میخوای چیکار کنی
رفیق، خداییش شبیهِ هیچچیزی که تا حالا خوردی نیست
مثل این آشغالا نیست. فقط باعث میشه
کلاً دلت بخواد دنیا رو بغل کنی
حست اینجوری میشه. همینه. همیشه، کل وقت
فقط عشق، پسر. فقط عشق. گی، استریت، عشق
فقط دلت میخواد عشق بورزی
دلت میخواد با بقیه آدمای عاشق قاطی شی
خب، همه با اون همبرگرهایِ کثیف سیر شدن؟ آره، لعنت بهش
No comments yet. Be the first to leave one.