前 200 行。
اینم از چیلی واسه پسرت
نان ذرت هم ردیفه
آره، خیلهخب، عالیه
بزن بریم. حله
ایول. همینو میخواستم
ای وای، من که یه لقمه زدم. چی؟
باشه، باشه، حله، حله
خیلهخب
شماره ناشناسه؟
امیدوارم چیز مهمی باشه چون من همین الان یه لقمه خوردم
مارتی؟
چرا با این شماره زنگ میزنی؟
اوه، مالکومه؟ بده من باهاش حرف بزنم
نه عزیزم، مارتیه
توی بزرگراه ۱۰۱ پنچر کرده، زده کنار
اوه. خب، چرا به یدککش زنگ نمیزنه؟
واسه یه پنچری؟
ما مردهای خونواده باتلر واسه یه پنچری
به یدککش زنگ نمیزنیم
چی گفتی؟ زنگ زدی بهشون؟
اوه، اوه
ازش بپرس مالکوم بهش گفته که با کسی تو رابطهست یا نه
عزیزم، ماشینش وسط جاده خراب شده
پس وقت واسه حرف زدن داره
بهش بگو
باشه، باشه، حله عزیزم
مارتی، نه، نکن... چی؟
از کی تا حالا بدون گوشی و کیف پولت
از سر کار میای بیرون؟
فکر نکن میذارم روی فرش خوشگلم چیلی بخوری
اصلاً قرار نیست چیلی بخورم
مارتی، تو اینجا چه غلطی میکنی؟
خب، سلام به شما، مامان جون
بابات گفت که کنار جاده گیر افتادی
خب، اگه گیر افتاده بودم لابد خودم خبر داشتم
آخ
چرا بهم نگفتی
که برادرت با یه ستاره «رئالیتی شو» تو رابطهست؟
هست؟ اوه، مرسدس
خواهش میکنم. تو اصلاً کمک نمیکنی
نه، نه، فهمیدم
اه، کد امنیتی ۳۱۴ هستش
صدای مارتی: مرسی. کد پستی چی؟
کد پستی؟
مارتی، تو تمام عمرت همین یه کد پستی رو داشتی
ببخشید بابا. یکم قاطی کردم
میخوام به سلامت برسم خونه
باشه، باشه، فقط آروم باش
ام، کد پستی ۹۱۱۰۱ هستش
بابایی! چطوری؟
هیس. دارم با مارتی پشت تلفن حرف میزنم
مرسی بابا. الان انجام شد
این دیگه چه صیغهایه؟
کی بود؟ اون که تو بودی
نه، من اینجام. اون من نبودم
اگه اون تو نبودی، پس من الان اطلاعات کارت بانکیم رو به کی دادم؟
ای لعنت. کلاه سرم رفت
آره، نه، نماد دبیرستانم یه خرسه
حالا میشه لطفاً کارتم رو مسدود کنید؟
نه، خودم میدونم فیلم مورد علاقهام چیه. «روز تمرین» هستش
منظورت چیه که فیلم مورد علاقهام نیست؟
وقتی میگم فیلم مورد علاقهام اینه، یعنی همینه دیگه
باشه، اگه اون نیست، پس «آرایشگاه» هست
هی کالوین، بلدی تلویزیون تعمیر کنی؟
دیو، دیو، دارم با تلفن حرف میزنم. نه، نه
منو پشت خط نذارید. آقا، منو--
گذاشتنم پشت خط
چی شده دیو؟ زدم تو تلویزیون و شکوندمش
درکت میکنم
سال ۲۰۱۷، وقتی تیم استروز سر داجرز کلاه گذاشت
اوه، منم همینطور
قسمت آخر «بازی تاج و تخت»
دیگه حرفی باقی نمیمونه
اونجوری که فکر میکنی نبود
عینک واقعیت مجازی زده بودم و داشتم سعی میکردم
توی بازی «پیکسی کوئست سهبعدی» قارچهای جادویی رو بزنم، میدونی که؟
حواسم نبود تلویزیون کجاست
منظورم اینه که درک میکنی. نه، نه، میفهمم
اون قارچهای بنفش خیلی موذیان
اما باید اینطوری بهشون ضربه بزنی
جدی؟
بازی ویدئویی؟
بفرما، واسه همینه که حتی نمیتونی یه لاستیک لعنتی رو عوض کنی
بابا، اون من نبودم
این یعنی میتونیم بریم به رستوران مرسدس؟
منظورم اینه که باید مهمون ویژه باشیم
تاریخگذشته
من پا به اونجا نمیذارم
من هیچوقت نمیتونم از زنی حمایت کنم که زنگ خطر آتشنشانی رو زد
اونم توی رستوران سوشی، فقط واسه اینکه یه میز بهش برسه
اون موقع گفتی که این کارش نبوغآمیز بوده
تو عاشق مرسدسی. ادامه بده
خب، اون مال وقتی بود که یه مدل پرافاده توی برنتوود بود
الان فقط زنیه که چنگالهاشو فرو کرده
توی بدن پسر کوچولوی من
مگه غلات صبحانه هم خراب میشه؟
روی این جعبه عکس «گبی داگلاس» هست
آخی
شاید خراب شده باشه، ولی من گبی رو دور نمیاندازم
تاریخگذشته
چرا داره با من این کار رو میکنه؟ چرا مخفیکاری میکنه؟
چون میدونه که تو میتونی
من میتونم چی باشم، جما؟
نمیخوام وقتی روی صندلی ایستادم چیزی بگم
این خوبه
ببین رفیق، درکت میکنم
رابطه داشتن با یه آدم معروف کار راحتی نیست
تو از کجا میدونی، تری؟
یادت نیست؟ من با شریدان تو رابطه بودم
توی مسابقه تلویزیونیِ «قیمت درسته» بود
اوه، آره، آره
اون، اه، برنده جایزه ویژه مسابقه شد؟
اونجوری بود که رفتم یونان
باشه، ببین، اینا اصلاً شبیه هم نیستن تری، میدونی که
مرسدس یه ستاره بینالمللیه
خب، یونان هم بینالمللیه دیگه
به هر حال، کل اینترنت دارن میپرسن
«این مرد مرموز کیه؟»
این همون چیزیه که مرسدس داشت بهم هشدار میداد
بیخیال بابا، کی اهمیت میده؟ اون ارزشش رو داره، مگه نه؟
آره، داره. حتماً
فقط ببین، من حریم خصوصیمو دوست دارم پسر
میدونی، فقط بحث زمانه
تا وقتی که توی چشم بیام
هر لحظه ممکنه یه عکاس کنه، عکسم رو بگیره
و باهاش کلی پول به جیب بزنه
آره
واقعاً حیفه
واسه همینه که دیگه با آدمهای معروف نمیگردم
میدونی، باید میفهمیدم که اون تو نبودی
مگه میشه تو دو قدم بدون گوشیت راه بری
میدونم داری فقط حرصت رو خالی میکنی
نکنه دارم کند میشم؟
بابا، این کلاهبردارها خیلی زرنگ شدن
ممکنه واسه هر کسی پیش بیاد. واسه تو هم پیش اومده؟
من؟
نه
ببین دیو، من مال زمانی هستم
که اگه میخواستن کلاه سرت بذارن، حضوری میاومدن
اونقدر بهت احترام میذاشتن که تو روت کلاهبرداری کنن
خب کالوین، میدونی کلاه سرت نمیرفت
اگه یکم بیشتر وقت میذاشتی تا ذهنت رو آماده نگه داری
باید کارهای منو انجام بدی
پازل، معمای ذهنی، جدول کلمات
اوه، اه، یه کلمه چهار حرفی واسه
«همه چیز دونِ رو اعصاب» چیه؟
اوه، اینو بلدم
جوابش «دیو» نیست؟
واقعاً باهوشی
مارتی: میدونی بابا
میتونی یکم بیشتر تلاش کنی تا از تکنولوژی سر دربیاری
منظورم اینه که من کلی زحمت کشیدم تا
اون سیستم آبپاش وایفای رو نصب کنم و تو حتی برنامه رو باز نمیکنی
من شیلنگم رو دوست دارم
دوست دارم با انگشت شستم جلوی آب رو بگیرم و جاهای خشکِ چمن رو آب بدم
حتی از سریِ آبپاش هم استفاده نمیکنه
وقتی شست دارم، چرا باید اون کار رو بکنم؟
میدونی، چطوره از همون شستت توی برنامه استفاده کنی
تا همون جاهای خشک رو آب بدی؟
اونوقت شستم خشک میمونه. من از شستِ خشک خوشم نمیاد
بابایی، تو فقط در برابر هر چیز جدیدی مقاومت میکنی
میدونی کالوین، تا وقتی که اینقدر لجباز باشی
اینجور اتفاقها مدام واست پیش میاد
خب، جواب اینو بده
چرا صداش دقیقاً شبیه تو بود؟
دیو: خب، اه، کالوین
کلاهبردارها میتونن صدای آدمها رو شبیهسازی کنن
مخصوصاً اونهایی که توی اینترنت پست میذارن
خب، تو که تو اینترنت چیزی نمیذاری
میذاری؟
منظورم اینه که، مـ-من تا حالا چیزی آنلاین گذاشتم؟
مـ-مطمئنم توی شرایط خاص
مارتی، یادت رفته؟
اون یه کانال یوتیوب داره
برو کنار
ولی من اونقدرها هم پست نمیذارم
کالوین، اون یه برنامه هفتگی داره
اسمش «باتلر مچ میگیرد» هست
این دیگه چه کوفتیه؟
باشه ببین، من فقط حس میکنم به عنوان یه دانشمند
وظیفهمه که مردم رو در مورد باورهای غلط توی
فیلمهای ابرقهرمانی آگاه کنم
توی چی-چی-چی؟
فیلمهای ابرقهرمانی
حالا که توضیح دادم، دیگه لازم نیست تماشاش کنیم
نه، نه، نه. بیا این یکی رو ببینیم
حقیقت تلخ
واسم مهم نیست کال-ال یا همون «سوپرمن» چقدر قویه
بلند کردن یه ساختمون فقط به قدرت ربط نداره
به توانایی اون جسم در تحمل
وزن خودش هم ربط داره
اگه از یک نقطه بلندش کنی
یه آسمونخراش فرو میریزه
و همه رو توی شهر متروپولیس له میکنه
ولی اونا این بخشش رو بهت نمیگن، باشه؟
اونا این قسمتش رو نمیگن
این چیزیه که اینجا توی «باتلر مچ میگیرد» یاد میگیرید
جایی که تنها ابرقدرت، علمه
واو
بار دیده شده ۶۱
No comments yet. Be the first to leave one.