Homestead: The Series

Homestead: The Series

下載 Farsi Persian 字幕

第 1 季

發布資訊

Homestead The Series S01E03 No Straight Path 1080p ANGL WEB-DL DDP5 1 H 264-NESTED
Homestead The Series S01E03 No Straight Path 1080p WEBRip
Homestead The Series S01E03 No Straight Path 720p WEB h264-XME
Homestead The Series S01E03 No Straight Path 1080p WEB h264-XME
由 NESTED 評論 NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSubtitle 🔥

標籤

webdl
發布於: 2025-12-02
下載次數: 650
聽障人士: No

Farsi Persian字幕預覽

前 200 行。

‫تقدیم به تمام پارسی‌ زبانان

NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫عقب بکشید! عقب بکشید!

‫کتاب مقدس میگه در روزای آخر،

‫جوان ترها رویا میبینن.

‫پسرها و دختراتون نبوت میکنن.

‫- برو برو برو! ‫- بابا!

‫و برای ما هم همینجوری شد.

‫هفت هفته گذشته بود از وقتی دنیا مُرده بود.

‫هنوز آب تمیز نبود،

‫برق نبود، غذای درست و حسابی هم نبود.

‫نشونه ‌ای هم نبود که قراره برگرده.

‫چهار هفته گذشته بود از وقتی ‫به ایان شلیک شده بود.

‫تقریباً همه فکر میکردن ‫باید اریکسون ‌ها رو بندازیم بیرون،

‫ولی خدا دستمو نگه داشت.

‫آروم بهم گفت خودداری کن.

‫ولی دعاها و رویاهامون فایده ‌ای داره

‫اگه نتونیم عشق بورزیم؟

‫جامعه بزرگترین قدرتمون بود،

‫ولی همون چیزی بود که ‫احتمالاً ما رو از هم می ‌پاشوند.

‫جوامع خط میکشن.

‫کی رو راه بدیم، کی رو راه ندیم،

‫برای حفاظت از مال خودت چقدر حاضری ریسک کنی.

‫مشکل خط‌ ها اینه که...

‫دیر یا زود یکی میاد ازشون رد میشه.

‫داری چی کار میکنی؟

‫سؤالت رو نمیفهمم.

‫چرا داری اینجا این کارو میکنی؟

‫چون فکر کردم همه باید بدونن.

‫داری بهمون خیانت میکنی!

‫آویزونت میکنیم، درسته؟

‫قراره محاکمه بشه.

‫- محاکمه‌ای در کار نیست. ‫- معلومه که قراره محاکمه بشه.

‫جنا، این یکی از اون پرونده‌ های کامله، باشه؟

‫این بچه، کریستین، همه‌چیز رو میدونه.

‫همه ‌چیز درباره تو و خونوادت و این خونه.

‫و از همون اول وایستاده پشت اون در

‫با دشمناتون زمزمه کرده، باشه؟

‫اون‌ورترش هم نشون داده اصلاً براش مهم نیست.

‫هر کاری میکنه، حتی میکشه.

‫آره دیگه.

‫محاکمه ‌ای در کار نیست.

‫خب کِی قراره این کارو بکنی؟

‫خب برنا‌مم همین الان خالیه، پس...

‫نه.

‫الان این کارو نمیکنیم.

‫باید یه لحظه صبر کنیم.

‫همه عصبانی هستن...

‫من فقط... یه لحظه وقت میخوام فکر کنم.

‫تو برو فکر کن، باشه؟

‫این بهترین کاریه که بلدی، مگه نه؟

‫حرفت داره میاد.

‫یکی بهت نشون میده کیه،

‫بهتره باور کنی.

‫برای جف هم صدق میکنه.

‫اونم باید بره.

‫آماده نیستم.

‫لطفاً.

‫بهت میگم.

‫میکشمت.

‫میکشمت.

‫تو اِیب رو کشتی.

‫نه.

‫نه، من نکردم.

‫لطفاً. همه‌چیز رو بهتون میگم.

‫چرا باید برام مهم باشه؟

‫ها؟

‫جف! جف، وایسا!

‫هی! هی!

‫این اطلاعات داره، اوکی؟

‫ما بهش نیاز داریم.

‫داری چی کار میکنی؟

‫جف!

‫به پسرم شلیک کرد.

‫میدونم باید به خاطرش بمیره،

‫ولی باید بدونیم چی میدونه.

‫یه چیزی بهم بده.

‫همه‌چیز رو میگم، اوکی؟

‫ششصد نفر دارن میان.

‫کِی؟

‫میخوای بهت شلیک کنه؟

‫- نه. ‫- کِی؟

‫نمیدونم.

‫میفهمم. میفهمم.

‫جف، بیا حرف بزنیم، باشه؟

‫میفهمم.

‫یالا

‫میخوای نجاتت بدم؟

‫بیشتر میخوام.

‫فکر کنم...

‫بیشتر.

‫هی!

‫مدت‌ها بود این حرکتو نزده بودم.

‫حرفاشو باور کردی؟

‫همون چیزی که گفت.

‫آره.

‫به بیسیمش گوش میدادم.

‫جور درمیاد.

‫زرادخونه اینجا رو میخوان.

‫تازه چه خبر؟

‫اِیب چطوره؟

‫تیر راست رد شده.

‫به هیچ جای حساسی نخورده، ‫خداروشکر.

‫جف، میخوان خونوادت رو بندازن بیرون.

‫باید همه رو آماده کنیم.

‫خونوادم رو بیرون نمیکنن.

‫دارن میان!

‫شما آماده نیستین!

‫تو جلسه چی شد؟

‫میخوان بندازنمون بیرون یا چی؟

‫نمیکنن.

‫جنا...

‫نمیکنه. اوکی.

‫از کجا فهمیدی؟

‫جورجی، تو میدونستی. بهم بگو.

‫جورجی، نه!

‫جورجی.

‫جورجی.

‫بگو.

‫اون فقط گاهی فکر میکنه که میتونه ببینه...

‫نه نه نه نه.

‫قراره بهمون شلیک کنه و تو میدونستی.

‫- بگو. ‫- جورجی.

‫جورجی. اشکالی نداره.

‫چت... چرا اینقدر میترسی؟

‫چی؟

‫من... هیچ‌وقت اینو نخواستم...

‫جورجی.

‫جورجی.

‫جورجی، نه!

‫خونواده نمیتونه تو خونه بمونه.

‫فقط سوار ماشین شو.

‫مامان.

‫- سوار شو. ‫- نه!

‫مامان!

‫جورجی، دراز بکش.

‫من خوبم.

‫همه‌ چیز درست میشه.

‫جورجی؟

‫جورجی، عزیزم؟

‫جور...

‫هی.

‫هی، اشکالی نداره.

‫جورجی، چی شد؟

‫مامان.

‫خداروشکر.

‫قشنگه.

‫سلام.

‫- سلام. ‫- چطوری جنا؟

‫خوبی؟

‫آره، دارم فکر میکنم.

‫دارم دعا میکنم.

‫چطوری؟

‫آدم جنگجو بیشتر لازم داری دیگه؟

‫درسته، اینو شنیدم؟

‫آره

‫میتونم یه چیزی بهت نشون بدم؟

‫سلام، حالت خوبه؟

‫خوبم

‫همونی که میخواستم نشونت بدم

‫چی میبینی؟

‫چند تا لایه نون میبینم

‫بزن ببینم

‫فرق داشت

‫چهل درصدش آرد بلوطِ

‫- از درختای بلوط ‫- آره

‫چند تا چیز وحشی دیگه هم توش ریختیم

‫من و کلیر یه دستور پخت توپ درست کردیم

‫اینجوری خیلی کمتر آرد مصرف میکنیم

‫ولی میدونی چیه؟ این فقط اون نیست

‫این دستمزد یه روز کامله

‫اون پایین سنگر جنوبی

‫جایی که پست تجارت دارن

‫با یه دونه نون میتونم ‫دستمزد یه روز کامل بگیرم

‫فهمیدم

‫تصور کن دو تا آدم، زن و شوهر

‫یکیشون دور تا دور امنیت کار میکنه

‫اون یکی هم تو تپه ‌ها دنبال غذا میگرده

‫در عوض یه دونه نون

‫- یعنی پول مجانی داریم ‫- آره

‫اون چوبا برامون چیزی نمیشه

‫میتونیم این تنورا رو ‫شبانه ‌روز روشن نگه داریم

‫آدما فقط با نون زنده میمونن؟

‫خب همین الان دارن تِکّه نون میدن

‫غذای دیگه تو شهر میگیرن

‫پس شوهران رو برای جنگیدن استخدام کن

‫زنا هم برن دنبال بلوط و نیلوفر آبی

‫حتی بچه‌ها هم میتونن کمک کنن

‫بعد خودش خودشو میچرخونه

‫آره، فکر کنم بتونیم

‫روزانه تا پنجاه تا نون برسونیمش بالا

‫یعنی پنجاه تا جنگجو ‫و پنجاه تا آدم که دنبال غذا میگردن

‫این ایده خیلی باحالیه ریک

‫میتونی از امروز شروع کنی؟

‫آره، بذار بترکونیمش

‫با چی، ده تا خانواده شروع کنم؟

‫آره

‫عالیه، دمت گرم

‫فکر کنم دیگه باید برم

‫این کافی نیست

評論

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left