前 200 行。
این سریال حاوی صحنههای جنسی و استفاده از کلمات رکیک میباشد
.::. ایـرانفـیـلـم تـقـدیـم مـیکـنـد .::.
Transparent پایلوت
.منحرف
چیه؟
.فقط دارم یه نمایش رقص رو ممههات اجرا میکنم
.البته بیشتر شبیه نمایش رقص اسکیه
.نه، نه، نه، نه، دهنم بو گَند میده
.آم، آره، همینو میخوام
.نه، دهن خودتم بو گند میده
!اه
.بیاین برای مدرسه آماده بشیم
.یک، دو، سه، چهار، پنج
.بیاین برا مدرسه آماده بشیم
.یک، دو، سه... چهار، پنج
"سیلویا" - بله؟ -
.یه مرغ بریونی درست کردم
میشه بذاریش تو یخچال؟
.آره - .و بعدم ساعت 4 بذارش تو فر -
.باشه - .فکر کنم کافی باشه -
.عجله کنین. اونو بذار کنار
.هی، هی، هی، بریم
!بریم
.بریم، بریم
اوه پسر. آهای... "لن"؟
اون بابات بود؟
یعنی بابات الان بدون خداحافظی رفت سر کار؟
.به گمونم بابات همین الان رفت سر کار
کلیدهای من کجان؟
.خب، یه ایدهی جدیدی دارم
.خیلیخب - .یه ایدهی بزرگِ خفن -
اون کتاب قصهی بچهها رو یادته که اسمش "آیا مادر من هستی؟" بود؟
.اوه، آره، عاشق اون پرنده ریزهمیزهه بودم
،آم، خب، میخوام یه نقضیه براش بنویسم - .خیلیخب -
از اون کتابهایی که .تو صف فروشگاه دربارهاش میگن
...اسمش هم میشه
"آیا نیمهی گمشدهی منی؟"
...و
...و دربارهی
...یه جور داستان پندآمیز دربارهی
...ول گشتن و هرزهبازی میشه
.میدونی، اینکه خودت باشی و اینا
.خیلی عجیبه. بابام هیچوقت به من زنگ نمیزنه
.پات رو از رو کیفم بردار - .اِلا"، بشین سر جات" -
.من بهش دست نزدم
.بس کن. بس کن - .آه، خیلیخب -
.پاش روی ظرف غذای منه
.دستهاتو بگیر بالا، بگیر بالا
چرا همیشه حرف اونو باور میکنی؟
مامان، مامان، مامان؟ - .اوه، پدربزرگه -
سلام، بابا، چه خبر؟ .الان بچهها رو سوار ماشین کردم
.اوه، این خوراکِ توییت کردنه
.دخترای مکارِ گروه دارن کار دستی درست میکنن
.محشره - میشه تمومش کنی؟ -
میشه یکم بیاریش بالا؟
.نه - شوخیت گرفته؟ -
...نه، جدی میگم. فقط - ...اینجوری؟ اینجور -
.نه - ...خب دیگه -
.چون میخوام بافتنیام رو ببافم
این شاهدونهی "ساتیوا" هست یا "ایندیکا"؟
.ساتیوا - ...به "بری" بگو -
جدی میگی؟
...این، آه، باید - .خدا، حرف نزنید -
.باید آواز من توی "پرندهی مهمونی" رو دوباره ضبط کنیم
.نه، ساتیوا باعث وحشتزدگیم میشه
.خیلیخب - .سلام -
.یکی اینجاست - کسی کلید داره؟ -
باید ماری رو قایم کنم؟ - .آره، خواهرمه -
،اون کلید داره ،و آره، ماری رو قایم کن
.وگرنه همهشو میکِشه - .هی، واو -
.سلام علیک
.سلام - .دوتا هستین -
.سلام، من "اَلی"ـم
.سلام - .سلام -
.سارا"، سلام" - .سلام -
حالت چطوره؟ - ...من -
.خوبم. خوبم - .ببخشید که زودتر بهت سر نزدم -
.باید زودتر اینکارو میکردم - .نه -
وقتی که... نه، وقتی که فهمیدم ...اومدی لس آنجلس، باید میومدم
...و بعدشم که توی چیز دیدمت، و
...اوه، آره، اون روز - ...واقعاً بدجور بود... خیلی -
.خیلی شلوغ بود. اصلاً عیبی نداره - .آره -
فکر کردم بهتره یه قراری بذاریم که دخترا ...بیان باهم بازی کنن یا چیزی، ولی
...ولی ندیدمت که بچهها رو بیاری مدرسه، یا - .آره، "جین" بچهها رو میبره و میاره -
.من بخاطر کار، بحرین بودم
.بحرین؟ عجب - .بحرین -
.بهرحال، ممنون - ،ولی بعدش توی مراسم خیریه دیدمت -
.فکر کردم بهتره منم به مراسم خیریه برم
.اوه خدایا، اینکارو نکن. افتضاحه
.از بحرین هم بدتره ...یعنی، اگه برایِ
،جشن ایلانوت 5 هزار دلار جمع نکنی ،دانا گودمَن" از عصبانیت میپُکه"
آمادهست که موفق نشی اونقدر .جمع کنی تا فوری بزنه سیمِ آخر
.ممنون که اومدی سلامی کردی - .آره. آره -
...و، آه
.الان دیگه طلسمِ ندیدن همدیگه رو شکستیم
.دیگه طلسمو شکستیم - .میبینمت بعداً -
...اوه خدای من، خواهشاً نگو که جفتشون رو
.همزمان کردی... - ،نه، راستش نه -
،چون یکیشون 17 سالشه .پس اونو نمیکنم
،اون یکی هم آدم خیلی خوب و بامزهایه
.پس اونم نمیکُنم
،در واقع باهاش عشقبازی میکنم و اینا
،میدونی، یه جور رابطهی پیوندی
،معنوی، خامهای
...پُرِ کَره - .نه، اینجوری با من حرف نزن -
این کارای چندش رو با کدوم یکی میکنی؟
.اون سمت چپی
.گروهشون خیلی خوبه
.ازشون خوشت میاد - اوه، واقعاً؟ -
.آره، آره - اسمشون چیه؟ -
."گلیتِریش"
گلیتریش"؟" - .آره -
.چقدر شبیه کلیتوریس ـه - .نخیر، نیست -
...از همونا که یه زن اون پُشتمُشتا وای میسه
و خیلی جدی ساز تریانگل میزنه؟...
...آره، درسته - .آه، آره -
.ولی در واقع خیلی مهمه
.هست
خیلی مهمه؟ - .اوه، خدای من -
مشکلت با تریانگل چیه؟
این بچههایی که تو خونهات هستنو چجوری غذا میدی؟
.هیچی این تو نیست
باید یکم غذا بگیری، میدونی از چی خوششون میاد؟
،آبمیوه پاکتی و پنیر نواری .بچهها از اینا خوششون میاد
تموم شد؟ - با بابا حرف زدی؟ -
.آره - و؟ -
فکر میکنی سرطان داره؟ - .یه جورایی -
،خب، اگه واقعاً مریض باشه
باید از الان شروع کنه .سالی 12هزار دلار بهمون بده
چرا؟
.برای مالیات و این داستانا
.فقط... بهرحال، بیخیالش
.سلام - اوه، اوه، این چیه؟
.غذای رستوران "شاتگان ویلیز"ـه
.اوه خدای من، شکمم براش شق کرد
.این که خیلی مطمئنه بابا سرطان داره - چی؟ -
نه بابا. جداً؟ - .جداً -
...فکر کردم خبرمون کرده که
.دربارهی نامزدیش با "مارسی" بهمون بگه...
.بابا نامزدی نمیکنه
.اون فقط عاشق خانومبازی و کُسه
.واقعاً میگم، اون از "مارسی" خوشش میاد
6 نفر آخری مگه اسمشون "مارسی" نبود؟
."آره، "گُلدبرگ"، "کَپلن - ."دو. 2تا "مارسی -
."گُلدبرگ" و "کپلن"
."مارسی فیتزلفاینرشتاین"
روبنشتاین"، یا... اون یکی چی بود؟"
."روبیشنوشیتزلیتز"
."ریدینکل" - ."مارسی کریستالناخت" -
بلسنبِرگر"؟" - ."کریستالناخــت" -
جدی، واقعاً فکر میکنی قضیه سرطانه؟
...راستی توی
سالاد کلمِ "شاتگان ویلیز" بادوم زمینی هست؟... - .لعنت بهت سرطان
.آره، هست - .لعنتی -
آخه کی توی سالاد کلم .بادومزمینی میریزه؟ دیوثا
.عزیزای من .عزیزای خوشگلِ خوشگلِ من
.سلام، بابا
.سلام خوشگله - .سلام -
.پوست و استخون شدی
خدایا. "تَمی کَشمنِ" مادرجنده؟
خدا، "لن" میدونه بچهها توی همون مدرسهان؟
آخه چرا باید برای "لن" مهم باشه؟
شاید بخاطر اینکه شما دوتا کل ...سالهای دانشگاه رو باهم بودین و
لز بازی و این چیزا؟... - .همه تو دانشگاه میرن دنبال تجربههای جدید -
شوخیت گرفته؟ .به اون که نمیگن تجربهی جدید
شما دوتا حتی میخواستین .یه بچه رو به فرزندی بگیرین
.اینکارو نکردیم که دیگه
...اوه خدای من، دقیقاً یادمه که زنگ زدی
... و گقتی میخواین دوتا پسر مکزیکی رو...
...وایسا، اهل یه جای - .اهل سالوادور -
.اَلی"، بیا اینجا، جندهخانوم"
همیشه کارت برای گرفتن .غذا خیلی خوبه، عزیزم
.اوه، مرسی .میتونین بنویسینش رو سنگ قبرم
".همیشه میدونست چقدر غذا سفارش بده"
چند نفریم؟
مارسی" هم میاد؟"
،اوه، نه، نه، نه .من و "مارسی" بهم زدیم
.خوبم. راستش حالم بهترم هست
.خیلیخب، اینجاست. اینجاست
!اوه خدای من، قیافهشو نگاه
.اوم. اوه خدا - .نگاهش کن -
الان دیگه عمراً بهم اجازه نمیدن .با همچین آدمی قرارداد امضا کنم
!دماغو نگاه
الان دیگه صد سال سیاه نمیتونی .این دماغو ببری تو تلویزیون
.خیلی عاشقش بودم
.تو باهاش ازدواج کردی
.آره، وقتی چهار سالم بود
.یه مراسمم گرفتیم
.دیگه هیچوقت خوشحال نمیشم - # ...تلفنچی # -
# میشه کمکم کنی یه زنگ بزنم؟... #
# شمارهی روی قوطی کبریت قدیمیه و پاک شده #
# زندگی توی لس آنجلس #
.عالی بود - .خیلیخب -
.اینا واقعاً محشرن - ...کارش توی روندن -
.تا اینجا عالی بود... - .الی"، تو از اینا نداشتی" -
شوخیت گرفته؟
چیه؟ - .سارا"، من گلوتن نمیخورم" -
مگه با گلوتن مشکل داری؟
...آره، بابایی، من - .آره، همینطوره -
.با گلوتن مشکل دارم... - ،کلی با گلوتن مشکل داره -
No comments yet. Be the first to leave one.