前 200 行。
تقدیم به تمام پارسیزبانان
NESTED با افتخار تقدیم میکند
بیخیال بابا.
شوخیت گرفته دیگه.
خیلی معذرت میخوام. من...
حالت خوبه؟
آره، خوبم.
اجازه بده، بذار کمکت کنم.
بابت این اتفاقا معذرت میخوام.
- البته، مشکلی نیست. - یه جوری ردیفش میکنم.
چفتش شکسته.
لعنتی، این اتوبوس منه.
صبر کن.
وایسا، وایسا! صبر کن!
ببین، من درستش میکنم. لعنت بهش.
میشه فقط... ببخشید.
واقعا که احمقم.
کجا میخواستی بری؟
شهر.
تو کجا میرفتی؟
ته همین مسیر.
فکر کنم قسمت نبوده اونجوری بشه.
خب حالا میخوای چیکار کنی؟
فکر کنم بتونم برگردم به شهرک.
اسم اینجا چیه؟
سایلنت هیل.
اون سمتی یه راهی هست.
عالیه.
اون چیه روی آب؟
اون لیک ویوئه.
یه هتله.
منظره دریاچه از روی پشت بومش حرف نداره.
اونقدر حرف نداره که اسم هتل رو از روش گذاشتن؟
داشتی با ماشین بهم میزدی، حالا داری دستم میندازی؟
آره، راست میگی. شرمنده.
حقم بود، مگه نه؟
راستی، من جیمزم.
منم مری هستم.
مری جدی میگم، بذار برسونمت خونه.
میتونم نجاتت بدم که مچ پات نپیچه.
من که اصلا تو رو نمیشناسم جیمز.
باشه. پس من فقط همینجا وایمیستم،
و رفتنت رو نگاه میکنم، تا مطمئن بشم زمین نمیخوری.
به نظر جبران مناسبی میاد بابت اینکه روزم رو خراب کردی.
خب میای یا چی؟
طوفان تابستونی توی سایلنت هیل.
زیاد پیش نمیاد.
ولی وقتی پیش میاد...
فکر کنم دیگه وقت رفتنه.
باشه. باشه.
یا خدا!
ببخشید.
معذرت میخوام. تقصیر من بود.
بیا بریم احمق.
- برو بیرون. - بدو بریم. یالا بریم.
آره؟ یالا!
یالا!
از من دور شین!
ولم کنین!
لعنت بهت! لعنت بهت!
شبت خوش مرتیکه آشغال.
خب بالاخره زنگ زدی.
حالت چطوره؟
خوب نیستم.
داشتی مینوشیدی.
به نظر میرسید داشتیم توی مسیر درست قدم برمیداشتیم جیمز.
میدونم.
باید دست از سرزنش کردن خودت برداری.
ببین چی ازت میخوام.
برگرد خونه، یه کم آب بخور، یه کم بخواب.
ساعتت رو دوباره تنظیم کن و فردا بیا سر وقت جلسه مون.
آره، فردا. باشه.
میبینیم حالا.
یا خدا.
جیمز، خیلی وقت گذشته.
میدونم.
اما ازت میخوام...
ازت خواهش میکنم برگردی.
به جای همیشگیمون.
یه اتفاقی افتاده.
خواهش میکنم جیمز، بهت احتیاج دارم.
با عشق، مری.
یا خدا.
خودشه.
همیشه خودش بوده.
مری.
دختر رویاهای من.
عشق زندگیم.
جای همیشگیمون.
شهرکمون.
عشقمون.
همینجا بود.
همه جا بود.
و حالا اونا اصرار دارن که بیخیالش بشم.
که بگذرم و برم.
اما چطوری میتونم این کار رو بکنم؟
کی بهم زنگ میزنی؟
سلام؟
یه کیسه بردار.
چی؟
مواظب باش.
سنگینه.
خب اینا از کجا میاد؟
اینا؟
منظورت خاکستره؟
آره.
با آتیش سوزی های تابستون شروع شد.
جنگلا رو برداشت.
هنوزم بعضی جاها دارن میسوزن.
بعدش بارون اومد.
درسته.
خب یکی هست...
یه دختری که برام مهمه و باید پیداش کنم.
پیداش نمیکنی.
سیل تصفیه خونه آب رو از بین برد.
وقتی آب آلوده بشه، مردم از اینجا میرن.
ببین، من به هر حال تلاشم رو میکنم و میرم به شهرک...
اگه فقط بتونی...
باشه...
به هر حال ممنون.
صبر کن.
اون کسی که دنبالشی رو پیدا نمیکنی،
همیشه میتونی برگردی و منو پیدا کنی.
من آنجلام.
آنجلا.
البته.
خب چی میشه اگه...
نقل مکان کنیم اینجا؟
نه موزه ای هست، نه کلوپی.
هیچ حریم خصوصی ای هم وجود نداره.
آره، منم مثل تو شوکه شدم.
واقعا میخوای بیای اینجا زندگی کنی؟
خیلی دوست دارم.
چرا؟
خب، یه دختری هست.
زیاد خوشگل نیست اما...
چی؟
فکر نمیکنی آماده ایم که با هم زندگی کنیم؟
هنوز جنبه هایی از من هست که ندیدی.
اگه شخصیتم بترسونتت چی؟
نمیترسم.
قول میدم.
وایسا، وایسا، وایسا.
صبر کن، سرت رو بگیر عقب.
باورم نمیشه.
اشکالی نداره. من پیشتم.
من اینجام. همیشه همینجا میمونم.
جدی میگم.
نمیفهمم.
این دیوونه کننده هست.
سلام؟
کسی صدام رو میشنوه؟
کسی اینجا هست؟
سلام؟
سلام؟
صدامو میشنوی؟
اونا دارن برمیگردن.
- کی؟ - خودت میدونی اونا دارن برمیگردن.
این همه تاریکی رو نمیتونی دور کنی.
فقط از من دور شو، باشه؟
توقع نداشتم جیمز که نیای.
من توی سایلنت هیلم.
چی؟
آره، یه اتفاقی اینجا افتاده.
یه اتفاق خیلی بد.
جیمز.
خوب به حرفم گوش کن.
اوضاع داره از کنترل خارج میشه.
باید برگردم خونه...
پیش مری.
چی گفتی؟
ازت میخوام برگردی.
دیگه اونجا خونه ای نداری.
جیمز؟
جیمز؟
همگی...
ایشون جیمزه.
سلام.
مری بهم گفت که هنرمندی.
آره. نقاشم.
الهام بخش بی نقصی داری.
مری عزیز ما، اون واقعا خاصه.
نور چشم پدرشه.
خب شما همه اونو میشناسین یا...؟
میشناسیمش؟
جاشوا کرین.
حتی اگه بلند هم بگیش حق مطلب ادا نمیشه.
اون زندگی ما رو عوض کرد.
خونواده مری،
اونا این شهر رو ساختن.
به ما هدف دادن.
زندگی من کاملا از هم پاشیده بود.
بهم کمک کرد تا دوباره خودم رو پیدا کنم.
فکر کنم قصه های ما شبیه هم باشه.
ما اینجا توی سایلنت هیل جور خاصی به چیزا نگاه میکنیم.
اما نگران نباش.
مطمئنم که یه جا برات پیدا میکنیم.
این چیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.