Poison

Poison

下載 Farsi Persian 字幕

發布資訊

Poison 1991 720p BluRay x264-YTS
由 PhilAsefi 評論 PhilAsefi

標籤

BluRay
x264
720p
720
TS
YTS
發布於: 2023-12-26
下載次數: 77
聽障人士: No

Farsi Persian字幕預覽

前 200 行。

تمام دنیا از هراسی هولناک میران است

‫پلیس! باز کنید!

‫پلیس، خانم، آهای؟

‫باز کنید! یالا! باز کنید

‫آهای؟

‫خانما اُلسن، تشریف دارید؟

‫اگر از باز کردن دار ناتوان هستید

‫یا خودداری می‌کنید، در ‫رو به زور باز می‌کنیم!

‫نانسی اُلسن!

‫باز کنید! زود

‫...درِ پایین راهرو

‫پناه بر خدا!

‫هولناکه!

‫نگاه کنید

‫از اون‌جا فرار کرده! بگیریدش

‫در سوم ژوئن 1985

‫پیرامون ساعت 5:58 صبح

‫ریچارد بیکن، پسربچه‌ای ‫هفت ساله در لانگ آیلند

‫حین یک درگیری سنگین خانوادگی، ‫پدرش را به ضرب گلوله کشت

‫فلیشیا بیکن، مادر پسرک، ‫به شکلی عجیب ادعا می‌کند که...

‫پس از آن، پرواز پسرک از ایوان را ‫به چشم دیده است

‫راستی که در شب سوم ژوئن ‫چه پیش آمده بود؟

‫ریچی بیکن که بود و حالا کجاست؟

‫سال 44

‫به خاطرچندین و چند فقره دزدی افتادم ‫زندان فُنتِنال

‫نام؟

‫بروم

‫- نام کوچک؟ ‫- جان

‫سن؟

‫سی و یک

‫زادروز؟

‫29 اکتبر، 1923

‫- یتیم‌خانه؟ ‫- بله

‫کجا؟

‫اول...

‫زندان برای من تازگی نداشت. ‫کل عمرم زندانی بودم

‫پرورشگاه‌های مختلف

‫برای پذیرفتن و خو گرفتن به ‫زندگی در زندان

‫می‌بایست به دنیایی که به من پشت کرده بود ‫پشت می‌کردم

‫...رفتار جنسی که شامل...

‫- بگیریدش ‫- آقایان می‌شه

‫- درسته دیگه؟ ‫- چی؟

‫می‌زنم جمجمه‌ت رو خرد می‌کنم!

‫به الزام قانون، باید از شما بپرسیم

‫که آیا در هیچ‌گونه رابطه‌ی ...

‫رابطه‌ی...

‫این که تا حالا...

‫آهان

هرچی می‌خواهید بنویسید

‫این کلمه، دوبخشیه؟

‫امروز این‌جا

‫در سایه‌ی افکنیده‌ی ندامتگاه باتون

‫در جوار هم‌بندی‌های وفادار و موتَمن

‫هارُلد ون رُون و جان بروم، گرد آمده ایم

‫که هم‌اکنون پیش چشم رفقا و یاران بی‌نوایشان

‫با یکدگیر عهد وفاداری و ایمان

‫به جسم و جان یکدیگر می‌بندند

‫حلقه انگشت هر یک از ایشان

‫گواهی‌ست برای خود و دیگران

‫که هر یک برای همیشه ‫نامزد عشق آن دیگری گشته است

‫تا روزی که مرگ فرارسد

‫حلقه را در انگشت یکدیگر کنید

‫در پیشگاه حقیقت و ایمان

‫و بالاتر از آن، خداوند جبّار، متعهد شوید

‫کودکی زاده و نامی داده می‌شود. ‫ناگهان، می‌تواند خودش را ببیند.

‫موقعیت خود را درجهان درمی‌یابد.

‫برای بسیاری، این ‫تجربه، مثل تجربه زاده شدن، مایه افتخار است

‫توماس گرویس از همون بچگی

‫تشنه‌ی دانش بود

‫تشنه‌ی پی بردن به تمام اسرار هستی

‫علم

‫جستجوی مقدس بشر در پی علم...

‫یگانه عشق او بود

‫پس از سال‌ها پژوهش و کنکاش

‫به اسرار قوه‌ی جنسی و خواص آن...

‫در امر بهبود بخشیدن به بشریت ‫پی برده بود

‫در سن 32

‫دکتر توماس گرویس فراخوانده شد

‫تا نظریاتش را به سایر متخصصین ارائه دهد

‫و این‌چنین، ‫چنان که ثابت کردم

‫بر آنم که به زودی زود

کارکردِ معادلِ ‫هورمونیِ غریزه جنسی (اکسیر قوای جنسی)

‫در عصب‌شناسی کاربردی

‫نه تنها باعث بازبینی چشمگیر در ‫پژوهش‌های حوزه "پیری‌پزشکی" می‌شود

‫که، چنان که امروز می‌دانیم ‫نقطه پایانی بر ناتوانی خواهد بود

‫ممنون

‫یعنی چه! خیلی مسخره‌ست!

‫نکنه باید این شامورتی‌بازی‌ها رو باور کنیم؟

‫تقاضا دارم صلاحیت علمی این آقا

‫توسط هیئت پزشکی بازبینی بشه!

‫موافق ام

‫خودشه

‫تراکم گندیدگی حفظ شد

‫که با تولید گاز بیو-مغناطیسی

‫باعث انعقاد مولکولی می‌شه!

‫موفق شدم! موفق شدم!

‫- دکتر گریوس؟ ‫- بله، دکتر گرویس هستم

‫و همین حالا به قوای جنسی نائل آمدم!

‫محشره!

‫این یعنی که نظریه ‫انعقاد مولکولی درسته

‫انعقاد مول...

‫شما از کجا می‌دونید؟ اصلا شما؟

‫- من دکتر السن هستم ‫- کی؟

‫دکتر السن، نانسی السن دیگه

‫از بُستون

‫با توصیه دکتر استریک آمدم

‫با توجه به اینکه شما...

‫انتظار خانم نداشتم!

‫من هم انتظار شما رو نداشتم

‫چند سالی می‌شه که پیگیر ‫کارهاتون بوده ام، دکتر

‫یعنی از زمانی که ارزشیابی ‫پایداری مولکولی رسانایی هرمونی

‫در مجله علمی ام‌آی‌تی چاپ شد

‫کشف شما در رابطه با چیرگی لختگی ‫سلولی سفید در بیماری ضعف اعصاب

‫باعث شد که درک من از ‫آسیب‌شناسی فلاون‌زیستی شرطی

‫پاک زیر و زبر بشه

‫من تز دکترام روبر اساس ‫نظریه "لختگی مولکولی" شما نوشتم

‫و حالا هم متخصص هرمونی هستم

‫و به این امید آمدم که دستیار شما باشم

‫خب، اوضاع و احوال چطوره؟

‫همه‌چیز خوبه، دکتر، ممنون

‫حالا دیگه باید تنهاتون بگذارم ‫تا موفقیت‌تون رو ثبت کنید

‫اما لطفا هروقت که نیاز ‫شد با من تماس بگیرید

‫در ضمن، تبریک می‌گم

‫شما دارید در رشته پزشکی ‫تاریخ‌سازی می‌کنید!

‫ لختگی مولکولی

‫ آسیب‌شناسی فلاون‌زیستی شرطی

‫ ارزشیابی پایداری ‫ مولکولی رسانایی هرمونی

‫ در مجله علمی ام‌آی‌تی چاپ شد

‫ تراکم گندیدگی

‫ در رشته پزشکی ‫ تاریخ‌سازی می‌کنید

‫جامعه آرام گلنویل

‫با آگاهی از درگذشت ‫عجیب فِرد بیکن به حیرت افتاد

‫لرز به جان همه افتاد

‫در و همسایه می‌ترسیدن پاشون رو ‫از خونه بگذارن بیرون

‫راستی که...

‫مخوف‌ترین چیزی بود ‫که تو کل عمرم

‫- تجربه می‌کردم ‫- وحشتناک بود

‫آه، چه افتضاحی بود

‫می‌دونید، تک‌تک شلیک‌ها رو شنیدم

‫- آدم هیچوقت دوست و دشمن رو نمی‌شناسه ‫- تک‌تک شلیک‌ها رو شنیدم

‫آدم به خیالش دیگرون رو می‌شناسه، ‫اما زهی خیال باطل

‫آدم با کی‌ها همسایه‌ست و خبر نداره!

‫تا وقتی همچین اتفاقاتی نیفته، ‫آدم روحش هم خبر نداره

‫ناپدید گشتن ریچارد بیکن

‫به یکی از پیچیده‌ترین پُرس‌وکاوهای مربوط ‫به اشخاص گم‌شده‌ در تاریخ لانگ آیلند بدل شد

‫کل ماجرا دست‌کم یک سالی طول کشید

‫چهره‌ش هنوز رو پاکت‌های شیره

‫چی دستگیرتون شد؟

‫هیچی

‫فلیشیا بیکن، با توجه به گزارش عجیبی ‫که از ناپدید گشتن پسرش به دست داده بود

‫به کانون مشاجرات گلنویل بدل شد

‫گمونم نمی‌دونستم

‫یعی هیچ نمیدونستم او چجور چیزیه

‫یعنی که، من تنبیه‌ش می‌کردم

‫پدرش کتک می‌زد، عین باقی بچه‌ها

‫اما هیچ متوجه نمی‌شم

‫متوجه چی؟

‫که او موهبتی از سوی خداوند بوده

‫از وقتی که 16 ساله بودم

‫به خاطر استعداد فوق‌العاده‌ای ‫که در دزدی داشتم اسمم بد دررفت

‫دیگه هیچ پرورشگاهی قبولم نمی‌کرد

‫و فرستادندم به کانون اصلاح باتون

‫اون‌جا، در دنیای ‫جعلی مردان میان مردان

‫- پایین! ‫- سه!

‫- ...خانواده واقعی خودم رو پیدا کردم ‫- چهار!

‫ایست!

‫- به چپ! ‫- در باتون، از این کشف متحیر شدم

‫- به راست ‫- که هر مردی، مرد خودش رو داشت

‫- به راست! ‫- و دنیای زور و زیبایی مردانه

‫در درون خودش اینگونه عشق می‌ورزید

زنجیر

‫- پایین ‫- پنج

‫از همون وقت بود، ‫که پوشیده در هم آمیختند

‫و هر گروه معمایی پیش روی من گذاشت

‫مردان سرسخت و تودار از خشونت عشق برخوردار بودند

‫و هدف زندگی من هم

‫دست یافتن به همین بود

‫شانزده سال گذشته بود

‫که زندان فوق امنیتی فُنتنال

‫من رو با رستگاری خودم رویارو کرد

‫جک بلتون، 28 ساله

‫با وزن 79

‫و قد 190

‫زندانی سابق باتون

‫آخی، طفلکی

‫یک نفر اون بالا خبر داره، یالا ابنه‌ای

‫می‌دونی چیه؟ می‌بینمت عقم می‌گیره

‫می‌خوای برام دهنی بری هان؟

‫می‌خوای بمکی آره، براش چهاردست‌وپا می‌آیی

‫آره، معلومه

‫جک بلتونه؟

‫شنیدی؟ ابنه‌ای!

‫کنون!

‫تو کجا این‌جا کجا!

‫امروز اومدم

‫کویل، جک بلتون

‫هی جان، از رفقامه ها

‫- عقم می‌گیره! ‫- جک بلتون، جانی بروم

‫- باتون؟ ‫- آره، آره

‫فهمیدم

Poison subtitles in other languages

評論

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left