前 200 行。
تمام دنیا از هراسی هولناک میران است
پلیس! باز کنید!
پلیس، خانم، آهای؟
باز کنید! یالا! باز کنید
آهای؟
خانما اُلسن، تشریف دارید؟
اگر از باز کردن دار ناتوان هستید
یا خودداری میکنید، در رو به زور باز میکنیم!
نانسی اُلسن!
باز کنید! زود
...درِ پایین راهرو
پناه بر خدا!
هولناکه!
نگاه کنید
از اونجا فرار کرده! بگیریدش
در سوم ژوئن 1985
پیرامون ساعت 5:58 صبح
ریچارد بیکن، پسربچهای هفت ساله در لانگ آیلند
حین یک درگیری سنگین خانوادگی، پدرش را به ضرب گلوله کشت
فلیشیا بیکن، مادر پسرک، به شکلی عجیب ادعا میکند که...
پس از آن، پرواز پسرک از ایوان را به چشم دیده است
راستی که در شب سوم ژوئن چه پیش آمده بود؟
ریچی بیکن که بود و حالا کجاست؟
سال 44
به خاطرچندین و چند فقره دزدی افتادم زندان فُنتِنال
نام؟
بروم
- نام کوچک؟ - جان
سن؟
سی و یک
زادروز؟
29 اکتبر، 1923
- یتیمخانه؟ - بله
کجا؟
اول...
زندان برای من تازگی نداشت. کل عمرم زندانی بودم
پرورشگاههای مختلف
برای پذیرفتن و خو گرفتن به زندگی در زندان
میبایست به دنیایی که به من پشت کرده بود پشت میکردم
...رفتار جنسی که شامل...
- بگیریدش - آقایان میشه
- درسته دیگه؟ - چی؟
میزنم جمجمهت رو خرد میکنم!
به الزام قانون، باید از شما بپرسیم
که آیا در هیچگونه رابطهی ...
رابطهی...
این که تا حالا...
آهان
هرچی میخواهید بنویسید
این کلمه، دوبخشیه؟
امروز اینجا
در سایهی افکنیدهی ندامتگاه باتون
در جوار همبندیهای وفادار و موتَمن
هارُلد ون رُون و جان بروم، گرد آمده ایم
که هماکنون پیش چشم رفقا و یاران بینوایشان
با یکدگیر عهد وفاداری و ایمان
به جسم و جان یکدیگر میبندند
حلقه انگشت هر یک از ایشان
گواهیست برای خود و دیگران
که هر یک برای همیشه نامزد عشق آن دیگری گشته است
تا روزی که مرگ فرارسد
حلقه را در انگشت یکدیگر کنید
در پیشگاه حقیقت و ایمان
و بالاتر از آن، خداوند جبّار، متعهد شوید
کودکی زاده و نامی داده میشود. ناگهان، میتواند خودش را ببیند.
موقعیت خود را درجهان درمییابد.
برای بسیاری، این تجربه، مثل تجربه زاده شدن، مایه افتخار است
توماس گرویس از همون بچگی
تشنهی دانش بود
تشنهی پی بردن به تمام اسرار هستی
علم
جستجوی مقدس بشر در پی علم...
یگانه عشق او بود
پس از سالها پژوهش و کنکاش
به اسرار قوهی جنسی و خواص آن...
در امر بهبود بخشیدن به بشریت پی برده بود
در سن 32
دکتر توماس گرویس فراخوانده شد
تا نظریاتش را به سایر متخصصین ارائه دهد
و اینچنین، چنان که ثابت کردم
بر آنم که به زودی زود
کارکردِ معادلِ هورمونیِ غریزه جنسی (اکسیر قوای جنسی)
در عصبشناسی کاربردی
نه تنها باعث بازبینی چشمگیر در پژوهشهای حوزه "پیریپزشکی" میشود
که، چنان که امروز میدانیم نقطه پایانی بر ناتوانی خواهد بود
ممنون
یعنی چه! خیلی مسخرهست!
نکنه باید این شامورتیبازیها رو باور کنیم؟
تقاضا دارم صلاحیت علمی این آقا
توسط هیئت پزشکی بازبینی بشه!
موافق ام
خودشه
تراکم گندیدگی حفظ شد
که با تولید گاز بیو-مغناطیسی
باعث انعقاد مولکولی میشه!
موفق شدم! موفق شدم!
- دکتر گریوس؟ - بله، دکتر گرویس هستم
و همین حالا به قوای جنسی نائل آمدم!
محشره!
این یعنی که نظریه انعقاد مولکولی درسته
انعقاد مول...
شما از کجا میدونید؟ اصلا شما؟
- من دکتر السن هستم - کی؟
دکتر السن، نانسی السن دیگه
از بُستون
با توصیه دکتر استریک آمدم
با توجه به اینکه شما...
انتظار خانم نداشتم!
من هم انتظار شما رو نداشتم
چند سالی میشه که پیگیر کارهاتون بوده ام، دکتر
یعنی از زمانی که ارزشیابی پایداری مولکولی رسانایی هرمونی
در مجله علمی امآیتی چاپ شد
کشف شما در رابطه با چیرگی لختگی سلولی سفید در بیماری ضعف اعصاب
باعث شد که درک من از آسیبشناسی فلاونزیستی شرطی
پاک زیر و زبر بشه
من تز دکترام روبر اساس نظریه "لختگی مولکولی" شما نوشتم
و حالا هم متخصص هرمونی هستم
و به این امید آمدم که دستیار شما باشم
خب، اوضاع و احوال چطوره؟
همهچیز خوبه، دکتر، ممنون
حالا دیگه باید تنهاتون بگذارم تا موفقیتتون رو ثبت کنید
اما لطفا هروقت که نیاز شد با من تماس بگیرید
در ضمن، تبریک میگم
شما دارید در رشته پزشکی تاریخسازی میکنید!
لختگی مولکولی
آسیبشناسی فلاونزیستی شرطی
ارزشیابی پایداری مولکولی رسانایی هرمونی
در مجله علمی امآیتی چاپ شد
تراکم گندیدگی
در رشته پزشکی تاریخسازی میکنید
جامعه آرام گلنویل
با آگاهی از درگذشت عجیب فِرد بیکن به حیرت افتاد
لرز به جان همه افتاد
در و همسایه میترسیدن پاشون رو از خونه بگذارن بیرون
راستی که...
مخوفترین چیزی بود که تو کل عمرم
- تجربه میکردم - وحشتناک بود
آه، چه افتضاحی بود
میدونید، تکتک شلیکها رو شنیدم
- آدم هیچوقت دوست و دشمن رو نمیشناسه - تکتک شلیکها رو شنیدم
آدم به خیالش دیگرون رو میشناسه، اما زهی خیال باطل
آدم با کیها همسایهست و خبر نداره!
تا وقتی همچین اتفاقاتی نیفته، آدم روحش هم خبر نداره
ناپدید گشتن ریچارد بیکن
به یکی از پیچیدهترین پُرسوکاوهای مربوط به اشخاص گمشده در تاریخ لانگ آیلند بدل شد
کل ماجرا دستکم یک سالی طول کشید
چهرهش هنوز رو پاکتهای شیره
چی دستگیرتون شد؟
هیچی
فلیشیا بیکن، با توجه به گزارش عجیبی که از ناپدید گشتن پسرش به دست داده بود
به کانون مشاجرات گلنویل بدل شد
گمونم نمیدونستم
یعی هیچ نمیدونستم او چجور چیزیه
یعنی که، من تنبیهش میکردم
پدرش کتک میزد، عین باقی بچهها
اما هیچ متوجه نمیشم
متوجه چی؟
که او موهبتی از سوی خداوند بوده
از وقتی که 16 ساله بودم
به خاطر استعداد فوقالعادهای که در دزدی داشتم اسمم بد دررفت
دیگه هیچ پرورشگاهی قبولم نمیکرد
و فرستادندم به کانون اصلاح باتون
اونجا، در دنیای جعلی مردان میان مردان
- پایین! - سه!
- ...خانواده واقعی خودم رو پیدا کردم - چهار!
ایست!
- به چپ! - در باتون، از این کشف متحیر شدم
- به راست - که هر مردی، مرد خودش رو داشت
- به راست! - و دنیای زور و زیبایی مردانه
در درون خودش اینگونه عشق میورزید
زنجیر
- پایین - پنج
از همون وقت بود، که پوشیده در هم آمیختند
و هر گروه معمایی پیش روی من گذاشت
مردان سرسخت و تودار از خشونت عشق برخوردار بودند
و هدف زندگی من هم
دست یافتن به همین بود
شانزده سال گذشته بود
که زندان فوق امنیتی فُنتنال
من رو با رستگاری خودم رویارو کرد
جک بلتون، 28 ساله
با وزن 79
و قد 190
زندانی سابق باتون
آخی، طفلکی
یک نفر اون بالا خبر داره، یالا ابنهای
میدونی چیه؟ میبینمت عقم میگیره
میخوای برام دهنی بری هان؟
میخوای بمکی آره، براش چهاردستوپا میآیی
آره، معلومه
جک بلتونه؟
شنیدی؟ ابنهای!
کنون!
تو کجا اینجا کجا!
امروز اومدم
کویل، جک بلتون
هی جان، از رفقامه ها
- عقم میگیره! - جک بلتون، جانی بروم
- باتون؟ - آره، آره
فهمیدم
No comments yet. Be the first to leave one.