The Institute

The Institute

下載 Farsi Persian 字幕

第 1 季

發布資訊

The Institute 2025 S01E07 1080p WEB h264
The Institute 2025 S01E07 1080p WEB H264-SuccessfulCrab
The Institute S01E07 Hide 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-RAWR
The Institute 2025 S01E07 480p x264-mSD
The Institute 2025 S01E07 720p HEVC x265-MeGusta
The Institute 2025 S01E07 XviD-AFG
The Institute 2025 S01E07 1080p x265-ELiTE
由 NESTED 評論 NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSub 🔥

標籤

webdl
發布於: 2025-08-17
下載次數: 652
聽障人士: No

Farsi Persian字幕預覽

前 198 行。

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫ببین بچه، خیلی داغونی.

‫بهتره ببریمت پیش دکتر یا بیمارستان.

‫نه، نه، نه. ‫وقت این کارا رو ندارم.

‫باید برم یه جایی به اسم پله های قرمز.

‫می شناسیش؟

‫میدونم چقدر عجیب به نظر میرسه.

‫فکر می کنی دارم ‫یه جورایی با واقعیت قطع رابطه کردم

‫یا شاید شروع شیزوفرنی باشه.

‫اینو نگفتم. میدونم استک هاوس واقعیه.

‫بقیه اش یه کم عجیبه.

‫زیک، موقعیت دقیق ردیاب ‫سوژه الیس کجاست؟

‫چی منظورتونه خانم؟

‫نشون میده دقیقا جلوتونه.

‫یه شانسی هست،

‫اگه زود پسره رو برگردونیم،

‫دیگه لازم نیست زنگ بزنیم.

‫اگه زنده برگردونیمش.

‫آروم، آروم.

‫رئیس، این بچه نیاز به کمک داره.

‫چی سرش اومده؟

‫بچه یه فلش درایو داره،

‫میگه کمک می کنه داستانش رو ثابت کنه.

‫حواسم به پسره هست.

‫یه جور ویدیوئه.

‫خب، فکر کنم بهتره ببینیمش.

‫تـرجـمه از مـرتـضـی راکـی

‫اه خدا. امیدوارم کار کنه.

‫دیگه هیچ وقت اونقدر قوی نیستم ‫که دوباره این کارو بکنم.

‫لوک، اگه داری اینو می بینی،

‫یعنی تو بیرون رفتی،

‫و من مردم.

‫پس...

‫می خوام اینو تو لباس فرمم قایم کنم.

‫یه سوراخ درست کردم.

‫می خوام همه چی رو ضبط کنم،

‫تا بتونی به دنیا نشون بدی.

‫داستان زندگیم مهم نیست.

‫به هر حال دارم میرم جهنم.

‫اینو بیست سال پیش تو افغانستان فهمیدم.

‫فقط... متاسفم که خیلی طول کشید تا ببینم.

‫فکر نمی کنی خودت شیطانی باشی.

‫هنوز برام سخته باور کنم کارایی که کردیم.

‫همه ش در خدمت چیزی که اونا ساختن.

‫این ماشینی که ساختن نیازایی داره.

‫و البته،

‫بزرگ ترین نیازش تامین مداوم بچه هاست.

‫چون نیمه پشتی اونا رو مصرف می کنه.

‫تا وقتی که برسن به بخش بازیابی، تموم شدن.

‫کاپوت.

‫بهش میگیم "گورک شده".

‫در نهایت، فقط یادشون میره نفس بکشن.

‫بازیابی.

‫بهش میگیم پارک گورکی.

‫اه خدای من.

‫بعضی وقتا، فقط شوخی می کنی...

‫تا عاقل بمونی.

‫و اینجاست که همشون تموم میشن.

‫نه. نه، نه، نه.

‫خاک به خاک.

‫هیچ کس فکر نمی کنه شیطانیه.

‫هیچ کس نباید مجبور بشه...

‫خب، اه...

‫حالا میدونی.

‫به نام همه چیزای مقدس، ‫اینی که دیدم چی بود؟

‫کجا بودی پسرم؟

‫- زمان رسیدنمون کیه؟ ‫- سی دقیقه.

‫- هدف تایید شد؟ ‫- آره.

‫عاملمون میگه پسره هنوز تو ایستگاهه.

‫یکی از آدمای استک هاوس رو قبلا خنثی کرده.

‫کی؟

‫اه، یکی از خوابیده هاش.

‫- پس داریم داغ میریم داخل. ‫- آره.

‫اجازه داری داغ بری داخل.

‫فقط بچه رو برگردون. ‫عاملمون رو سر جاش نگه دار.

‫اگه مشکلی پیش بیاد؟

‫پس... تمیزکاری عمیق می کنیم.

‫و فقط بدون، شب گرد قبلا ارتش بوده؛

‫حواسش خیلی جمعه.

‫خب، حداقل خیلی باهوش نیست.

‫یعنی چی؟

‫منظورم اینه که، مثل...

‫آره. پدرم بیست و شش سال ‫سابقه ارتش داره.

‫دکترا داره و سه تا فوق لیسانس، پس...

‫دوستام هنوز همه اونجان. باید عجله کنیم،

‫و می تونیم نجاتشون بدیم، ‫اما باید الان بریم.

‫دور و برت رو نگاه کن بچه.

‫این اداره ساخته نشده که ‫به همچین جایی حمله کنه.

‫یه هدف سخته. نیاز به تیم نیروی ویژه داری.

‫- یا سه تا. ‫- هر روز بچه ها دارن می میرن.

‫- نمی تونیم وقت بیشتری تلف کنیم. ‫- فکر می کنی چی می شه

‫اگه رئیس با دو تا افسر بره داخل.

‫- فقط این نیست... ‫- سلام؟ رئیس؟

‫عقبی؟

‫هی، چی شده تلفن ها؟ شنیدم...

‫درو، نیاز دارم مراقب مغازه باشی.

‫مردم دارن زنگ می زنن در مورد سرویس موبایل،

‫اینترنت، و خدا میدونه چی دیگه.

‫- اما، چه خبره؟ ‫- تو مسئولی.

‫این دو تا رو الان می برم پورتلند.

‫رئیس اونجا رو می شناسم... ‫مامور ویژه مسئول.

‫آدم خوبیه، محکمه.

‫و این... هر چی که هست،

‫یه چیزی بهت میگم. ‫خیلی بالاتر از سطح ماست اینجا.

‫- بریم. ‫- من می تونم ببرمشون، قربان.

‫- خوشحال می شم برم. ‫- نه، تو بمون اینجا.

‫وندی رو بیار داخل. همه دستا رو عرشه.

‫اه، آره، اه، رئیس، لطفا.

‫من... من نمی خوام... چرا من نببرمشون؟

‫نمی خوام مسئول باشم. ‫اگه اورژانسی پیش بیاد چی؟

‫ارتباطی نیست. نمی تونم بهت برسم.

‫وندی رو خبر کن. ‫دو تاتون می تونین هندل کنین.

‫خودم می برمشون.

‫وگرنه جدی نمیگیرنتون.

‫کمکت می کنیم بچه.

‫لعنتی! لعنتی!

‫خدا لعنتت کنه!

‫با من بازی نکن جیمیسون!

‫با من بازی نکن!

‫درو... درو، من...

‫من نمی خوام باهات بازی کنم.

‫اصلا قصد این کارو نداشتم.

‫دستبندش رو بردار.

‫درو، فقط... فقط یه لحظه صبر کن. ‫فکر کن در مورد...

‫تیم، من رئیس رو بیست ساله می شناسم،

‫و ببین چیکارش کردم. ‫تو رو چقدر می شناسم؟

‫دو ماه لعنتی؟ ‫حالا دستبندش رو بردار. حالا!

‫باشه، باشه. باشه.

‫خوب.

‫حالا دستبند رو بردار ‫و بچه رو به نیمکت ببند.

‫اونیه که اونا می خوان.

‫حالا! برو! برو!

‫فکر می کنی دارم شوخی می کنم؟

‫متاسفم بچه.

‫خب، حالا خودت رو،

‫کنارش، تا بتونم چشمم به هر دوتون باشه.

‫درست انجام بده! دارم نگات می کنم.

‫خب. خوب. خوب.

‫تحت کنترله.

‫این رینولدزه. گرفتمشون.

‫هر دوتاشون؟

‫- آره. ‫- عالی.

‫صبر کن.

‫بله قربان.

‫شاید بتونیم از اینم زنده بیرون بریم.

‫- خواستی ببینمت. ‫- باید پسر دیکسون رو زودتر بیاریم بالا،

‫سریع و کثیف. از تانک استفاده کن.

‫این ایده بدیه.

‫ایده افتضاحیه. اون خیلی غیرقابل پیش بینیه.

‫تو بعضی چیزا خیلی قویه، نگرانم...

‫دو ساعت دیگه کی هول دارم. ‫ اگه نتونیم انجام بدیم،

‫مشکل پیش می آد. فقط انجام بده.

‫حالا!

‫هنوز اونجایی؟

‫اینجام.

‫یه تیم بیست دقیقه دیگه میرسه.

‫نیاز دارم موقعیت رو کنترل کنی

‫تا اونا بیان تقویتت کنن.

‫آره. می تونم.

‫حالا چی؟

‫اتفاقی سنجاق ایمنی یا گیره کاغذ نداری؟

‫نه.

‫نه.

‫اه، یه کم، اه...

‫یه پیچیدگی پیش اومد. اه...

‫مجبور شدم...

‫رئیس اش وورث مرده.

‫فهمیدم.

‫تیم مراقبش می شه.

‫خب. اه...

‫حالا، گوش کن رینولد...

‫ام، خب.

‫نیاز دارم اونجا رو قفل کنی

‫تا پشتیبان برسه.

‫هیچ کس داخل. هیچ کس خارج.

‫نمیتونم بیشتر از این تاکید کنم.

‫قفلش کن.

‫هیچ کس جایی نمیره.

‫ام... نه، می فهمم.

‫قفل شده. آره.

‫حتما.

‫زمان رسیدن بیست دقیقه.

‫بیست دقیقه.

‫گرفتم. اه...

‫آره، من... من اینجا منتظر می مونم.

‫فقط بفرستشون در کناری، ‫و می ذارم بیان داخل.

‫فقط صبر کن. خب؟ فقط صبر کن.

‫نمی خوای این کارو بکنی.

‫خب، یه کم دیر شده براش تیم.

‫یه روز دیر و یه دلار کمتر براش.

‫داری یه اشتباه گنده می کنی مرد.

‫دیگه نمی تونم این آشغالا رو نگاه کنم.

‫لعنتی، اه، اون چیز فلش.

‫ویدیوی لعنتی تو جیبشه.

More Farsi Persian subtitles for The Institute

評論

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left