Andor

Andor

下載 Farsi Persian 字幕

第 2 季

發布資訊

Andor S02E02 Sagrona Teema 1080p DSNP WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-FLUX HI
Andor S02E02 1080p WEB H264-SuccessfulCrab
Andor S02E02 1080p WEB h264-KOGi
Andor S02E02 720p WEB x265-MiNX
Andor S02E02 720p x264-FENiX
Andor S02E02 HDR 2160p WEB h265-KOGi
Andor S02E02 WEBRip x264-ION10
Andor S02E02 WEB x264-TORRENTGALAXY
Andor S02E02 480p WEB RMT
Andor S02E02 720p HEVC X265-MeGusta
由 SepSensi 評論 SepSensi
🟨►► 𝙀𝙢𝙥𝙞𝙧𝙚𝘽𝙚𝙨𝙩𝙏𝙫.𝘾𝙤𝙢 | سـپـهر طـهـمـاسـبـی ◄◄🟨

標籤

webdl
發布於: 2025-04-25
下載次數: 77
聽障人士: No

Farsi Persian字幕預覽

前 200 行。

‫اوضاع چطوره؟

‫برای پرواز آزمایشی فردا صبح آماده‌ست.

‫- رمز عبور امشب کفرینه. ‫- کفرین.

‫خب، از پسش برمیام.

‫آنچه در آندور گذشت...

‫اینجایی.

‫- تی! ‫- عروس خانم چطوره؟

‫فعلا که خیلی لوس شده.

‫اگه الان نشه، پس کی، درسته؟

‫نه یادداشتی.

‫نه ضبطی.

‫هیچ‌کدومتون اینجا نبودید.

‫هم‌کارهاتون؟ مافوق‌ها؟

‫اگه توی این اتاق نیستن،

‫برای پروژه تایید نشدن.

@STARWARSTHERAPY استاروارز تراپی، صدای کهکشان بزرگ‌ترین مرجع استاروارز برای فارسی‌زبانان

‫می‌تونی همونجا وایسی!

‫الان 15تا بلستر به طرفت نشونه گرفته شده.

‫- باید بهش یاد بده. ‫- چرا باید این کارو بکنه؟

‫- اگه نکنه، می‌کشیمش. ‫- اگه مرده باشه نمیتونه یادش بده.

‫همه‌چی واسه‌ی تو منفیه.

‫مثل کشتن تنها خلبانی که داریم؟

‫باید یکیشون رو داشته باشیم.

‫فکر می‌کنی فهمیدنت سخته؟

‫الان دیگه یه نقشه داری. ‫قبل از این که حرفشون تموم شه داشتی.

‫ارزیابی تو رو می‌خوام.

‫تبلیغات تا یه جایی جواب میده.

‫تو یه شورش بنیادی نیاز داری ‫که بتونی روش حساب کنی.

‫شورشی‌های گورمن رو می‌خوای ‫تا بتونی برای کار اشتباه روشون حساب کنی.

‫وقتی توی هواییم، ‫کنترل دست اونه.

‫- چرا دوتاست؟ ‫- تو به جایی نمی‌رسی.

‫چون نمی‌ذاری تمرکز کنه!

‫خب، اینجا واقعا کی رئیسه؟

‫باید تا الان ازش خبری می‌شد.

‫از اینجا نمی‌تونم مخابره کنم، لوثن.

‫وقتی فرود اومدیم بهت گفتم. ‫این موضوع منتفیه.

‫چی شده؟

‫نمی‌دونم.

‫با کلن حرف زدم. ‫گفت سال‌هاست که این کارو انجام ندادن.

‫دارن چیکار می‌کنن؟

‫سرشماری تدارکات امپراطوری. ‫یه بازرسیه.

‫اگه دارن ویزاها رو بررسی می‌کنن، ‫پس به مشکل خوردیم.

‫خودش می‌دونه.

‫می‌دونم گفتی پیامم رو گرفتی.

‫امیدوار بودم بتونیم درباره‌ی بنیاد صحبت کنیم.

‫مشکلی هست؟

‫توی پناهگاه قایم شده بودی.

‫- حرفت رو پس بگیر. ‫- برو گمشو!

‫- اسکاگ! ‫- چرا؟

‫خیله‌خب، بلندش کنید! بلندش کنید! ‫زود باشین، زود باشین!

«امپایر بست تی‌وی در شبکه‌های اجتماعی» @EmpireBestTV

‫«آندور» ‫«قسمت دوم»

مترجم: سپـهـر طـهـمـاسـبـی @SepSensiSubs :تلگرام

‫داره چیکار می‌کنه؟

‫باید نزدیک باشه.

‫اگه کرب زنده بود، ‫یه خبری ازش می‌شد.

‫حتما داره بخش وسط رو می‌گرده.

‫این کاریه که داره انجام میده؟

‫نمی‌تونم تشخیص بدم.

‫- چیزی پیدا کردی؟ ‫- هنوز نه.

‫باید تا حالا بر می‌گشت.

‫نازی!

‫هیچی اینجا نیست!

‫به گشتن ادامه بده!

‫دارم میگم هیچی اینجا نیست!

‫با جسد ریکا چیکار کردین؟

‫- چی؟ ‫- جسد ریکا؟

‫درباره‌ی چی حرف می‌زنه؟

‫اونا هم نمی‌تونن پیداش کنن.

‫این یه تله‌ست.

‫باید یه جایی اون بیرون باشه.

‫دارن بازیمون میدن.

‫نه!

‫گور بابات!

‫- شلیک نکنین! منم! ‫- بهش شلیک نکنین!

‫- نازی، تکون بخور! ‫- شلیک نکنین!

‫داخل! داخل! داخل!

‫- اون چیه؟ ‫- عینک ریکاست.

‫فقط همین بود.

‫هیچ جسدی نیست. فقط یه چکمه.

‫- چکمه‌ی کرب؟ ‫- ولش کردی اون بیرون؟

‫پای اون هنوز توش بود!

‫یه تیکه پای خونی.

‫- حیوونا خوردنشون. ‫- دیگه چی می‌تونه باشه؟

‫- مطمئنی؟ ‫- خودم برداشتمش.

‫هی! ‫قرار نیست که تا ابد بارون بیاد.

‫بهتره یکم آب ذخیره کنید.

‫یه برزنت اونجاست.

‫قبل از اینکه بریم تو...

‫من پروژه‌ی گورمن رو نمی‌خوام.

‫کل شب بهش فکر کردم. ‫و نمی‌خوامش.

‫فروتنانه‌ست، مگه نه؟

‫جایگاه هردومون توی زنجیره‌ی فرماندهی ‫یادآوری شد.

‫متوجه منظورتون نشدم، قربان.

‫کرنیک این شغل رو بهت پیشنهاد داد؟

‫- خودتون می‌دونید که اون داده. ‫- پس تمومه. توشیم.

‫و اکسیس چی؟ ‫من به اونجا تعلق دارم.

‫نمی‌تونم هر دو رو انجام بدم.

‫اکسیس؟

‫تقریبا دو سال وقت گذاشتی.

‫یه افسانه ساختی ‫و تقریبا هیچ نتیجه‌ای تحویل ندادی.

‫هر لحظه داریم نزدیک‌تر میشیم.

‫«اون اینجاست. اونجاست. همه‌جاست.»

‫هیچ‌جایی نیست!

‫دفعه‌ی بعد، اول بگیرشون.

‫بعد معروفشون کن.

‫این ظاهرا یه تنزل رتبه‌ست.

‫باید نقشت رو بازی کنی. ‫به زودی اوضاع بالا می‌گیره.

‫این خبر خوبیه، ددرا.

‫گورمن مال تو میشه تا هرجور که می‌خوای اداره‌ش کنی. ‫فقط به کرنیک جواب پس میدی.

‫و اون برای چیزی جز نتیجه وقت نداره.

‫گورمن یه موهبته.

‫قبولش کن.

‫بعد تصاحبش کن.

‫لطفا. باید هدایتش کنی.

‫کمکش کن.

‫راهنماییش کن. خودشه.

‫هنوز سالمه؟

‫توی بیرون بردنش موفق باشی.

‫حالا چی؟ کل روز می‌شینیم؟

‫خب، جاش رو مشخص می‌کنیم. روشنش می‌کنیم.

‫اسکالدن نظرش عوض می‌شه ‫و جابه‌جاش می‌کنیم.

‫بعد دوباره نظرش عوض می‌شه.

‫تمیزش می‌کنیم و خوشگلش می‌کنیم و--

‫با ملایمت!

‫بعد کل روز می‌شینیم!

‫هیچی.

‫رادیو ساکته. هیچ‌کس خبری نداده.

‫می‌دونم گفته بودم ‫نباید از اینجا ارتباط بگیریم،

‫ولی سعی کردم با بیکس تماس بگیرم.

‫نتونستم وصل بشم.

‫مینا-راو تعطیل شده.

‫«قطع موقت در ارتباطات ‫به دلیل بازرسی امپراطوری.»

‫چه جور بازرسی‌ای؟

‫اگه می‌دونستیم خیلی خوب می‌شد.

‫باید توی گالری باشم.

‫از اینجا نمی‌تونم به کسی کمک کنم. ‫ارتباطات قوی نیاز دارم.

‫نمی‌تونم برم. باید خودت یه ماشین جور کنی.

‫یکی پیدا کردم.

‫صبح بخیر.

‫تو از قبل خوردی.

‫زود بیدار شدم.

‫دارن سوپرایز اسکالدن ‫رو یواشکی میارن داخل.

‫مطمئنم تا الان شنیدی چیه.

‫واقعا یه شندی مرله؟

‫آره، یکی از اوناست.

‫فکر نمی‌کنی یکم حال بهم زنه؟ ‫احتمالا از کل خونه بیشتر می‌ارزه.

‫بهتره توی سخنرانیت اینو بگی.

‫دیشب موفقیت‌آمیز بود.

‫- دو تا دیگه مونده. ‫- اومم.

‫باید به دوست‌پسرت بگی ‫کمتر ناگ بخوره.

‫و دوست‌پسرم کیه؟

‫اوه. چیکار کردی؟

‫انداختیش دور؟

‫نمی‌دونم درباره‌ی کی صحبت می‌‌کنی.

‫تی کولما.

‫یه مدتی بود که اون چرند رو نشنیده بودم.

‫زنش فرار کرده، ‫پس دیگه مانعی نیست.

‫- حالا کامل مال خودته. ‫- بسه.

‫خب، شاید همه‌تون ولش کردین. ‫اون خیلی چیزا رو توضیح میده.

‫مثلا چی؟

‫همیشه بهتره که به ملایمت ردشون کنی، ‫یا حداقل اینطوری بهم گفتن.

‫روز طولانی‌ای در پیش داریم، پرین.

‫تی یکم زیادی از پانچ شب اول خورد.

‫مجبور شدن ببرنش خونه.

‫منظورم اینه که یه عروسی تمام‌عیار شندیه.

‫اون چهار تا دره اونورتر بزرگ شده، ‫باید بهتر می‌دونست.

‫یا خودت رو کنترل کن یا تاوانش رو بده.

‫اون همیشه ضعیف بود.

‫آبمیوه رو یادشون بود؟

‫بالاخره.

‫وقتی برگشتم بارگیری می‌کنم.

‫اوضاع چطوره؟

‫داریم نزدیک می‌شیم.

‫توی پانصد با دوستم حرف زدم.

‫فکر می‌کنه که امروز بازرسی‌شون تموم میشه.

‫اینکه بعدش کجا میرن ‫باید بهمون بگه که کدوم سمتی حرکت می‌کنن، اما--

‫چند نفر هستن؟

‫روی زمین؟

‫حدودا 40 تا رو شمرده. ‫نمی‌دونیم توی هوا چی دارن.

‫- اگه این طرف بیان چی؟ ‫- ببین، اونا غلات نیاز دارن.

‫اونا می‌دونن که ما کمک لازم داریم ‫و می‌دونن که همه قانونی نیستن.

‫اینکه چقدر سخت‌گیر باشن، چیکار کنن...

‫از آخرین بازرسی ده سال گذشته. ‫هیچ‌کس خوشحال نیست.

‫- تالیا فکر می‌کنه ما رو نادیده می‌گیرن. ‫- نمی‌تونیم روش حساب کنیم.

‫- اگه بپرسن از کجا اومدیم چی؟ ‫- من بودم حرفی از فریکس نمی‌زدم.

‫- اگه ازشون جلو بزنیم چی؟ ‫- من بودم احتیاط می‌کردم.

‫یکی رو درحال فرار توی پانصد گرفتن.

‫هرچی بتونم می‌فهمم.

‫کاسین؟

‫اون میاد.

‫ممنون، دوست من.

‫از پسش برمیایم.

‫بعدا یه سر می‌زنم.

‫مراقب باش.

‫وعده‌های غذایی؟

‫- نُه. ‫- همین؟

‫- خب، انگار دو تاشون یکم کپکی شدن. ‫- همه‌ش همین مونده؟

‫- شما رأی دادین که بخوریم. ‫- و تو باید بهمون می‌گفتی «نه».

‫- چند تا اسنک‌پاد داریم؟ ‫تر یا خشک؟

More Farsi Persian subtitles for Andor

評論

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left