The Mist

The Mist

下載 Farsi Persian 字幕

第 1 季

發布資訊

the mist s01e03 480p webrip x264 rmteam
The Mist S01E03 720p SPIK WEBRiP x264-TOPKEK
由 ImLoSeR 評論 ImLoSeR
► ImLoSeR | LiLMeDiA.TV ◄ زیرنویس از: حسین گنجی

標籤

webrip
web
x264
BRip
480p
480
720p
720
發布於: 2017-07-05
下載次數: 57
聽障人士: No

Farsi Persian字幕預覽

前 200 行。

...آنچه گذشت

تیم می‌خوام امشب جشن بگیره. میای؟

الکس هنوز به سن قانونی برای پارتی نرسیده

آخرین چیزی که یادم میاد

اینه که یکی داشت کمکم می‌کرد ببرم طبقه‌ی بالا

چرا؟ چی شده؟

تو به اتهام تجاوز جنسی باید مورد بازجویی قرار بگیری

افسانه‌ی طبیعت، خشمگین می‌شود

عزیزم فکر می‌کردم دیگه دست از

.نظریه‌های توطئه برمی‌داری

می‌دونی که دکتر کلیریک گفت برات خوب نیست

.خونواده‌ام تو بازارچه هستن باید برم پیششون

دوست دارم به یاد همسرم یه پیک بزنم

!آه

شاید هنوز روحش اینجاست؟

روحی وجود نداره - چیکار داری می‌کنی؟ -

دلم می‌خواد احساس بهتری نسبت به الانم داشته باشم

اون لازم نیست بدونه ولی قرص‌ها اینجا می‌مونن

چطور می‌تونم کمک کنم؟

سمت ایو و الکس کوپلند نرو

رنگت پریده

معذرت می‌خوام

حالت خوبه؟

داری به چی فکر می‌کنی؟

حرف بزن با من

دلت نمی‌خواد بدونی - چیزی نیست -

اگه همه‌شون مرده باشن چی؟

اینطور نیست

ولی اگه همه‌شون مرده باشن چی؟

نه کسی رو دیدیم و نه از کسی خبری شنیدیم

حالشون خوبه

الکس تنها دوست منه

حالش خوبه

اینو نمی‌دونی

می‌دونم

می‌دونم

باید برین، باشه؟

اون بیرون؟ چطوری؟

یالا

بیا اینجا

اونجا. ببین

چی رو ببینم؟

اگه سوئیچ داخلش نباشه چی؟

مطمئنم که میا می‌دونه چطوری بدون کلید روشنش کنه

بهش اعتماد ندارم

به علاوه الان دستبند بهش بسته شده

آره، با کانر حرف می‌زنم اون درک می‌کنه

از موقعی که نوزاد بودی تو رو به این بازارچه می‌آوردم

یه چیزی راجع به صدای محیط کمک می‌کرد که

به خواب بری

وقتی که بزرگتر شدی، با بابات میومدیم اینجا

همیشه برات یه بادبادک می‌گرفت. یادت میاد؟

خواهش می‌کنم باهام حرف بزن

طبیعیه که بخاطر این اتفاقات ترسیده باشی

منم ترسیدم

ترسیدی؟

درباره کدوم اتفاق؟

کلی انتخاب هست

باید از کسایی که خودشون رو حلق‌آویز کردن، بترسم یا

از این مه بزرگ یا هرچی که اون بیرون هست؟

یا منظورت اینه که تو این بازارچه گیر کردم که

توش همون شخصییه که بهم تجاوز کرده؟

دارم رو اون قسمت آخرش کار می‌کنم

...من

دلم می‌خواد بهم بگی که چه حسی داری

کی گفته که من اصلاً احساسی دارم؟

بیا

مال اون مغازه تجملاتی لوازم آشپزخونه‌ست

چی؟ - چاقو رو میگم -

اون مغازه‌ای که تو طبقه‌ی دومه و همه‌ی نوعروس‌ها میرن اونجا

اوه

صبر کن

نگاه کنین

اون نظامیه

شاید اونم باشه

نظامی‌ها اینجا چه غلطی می‌کنن؟

وقتی که آوردیمشون پایین، این رو پیدا کردیم

اونا نظامی بودن

شاید اونا نظامی‌هایی بودن که بدون عذرموجه غیبت کرده‌ بودن؟

پس اونا همین که از پایگاه اومدن بیرون، خودشون رو کشتن؟

در هر صورت نمی‌تونن اینجا بمونن

بیماری‌هاشون ممکنه به غذاها منتقل بشه

باشه آقای درست‌کار

می‌دونین اون مغازه کوچک بازی شما، همیشه

.باعث شرمندگی این بازارچه بوده

،اگه نمی‌تونین همکاری کنین

فکر کنین این هم یه روز عادیه

و به کارهای بیهوده‌ی هر روزتون برسین

باید چیکارشون کنیم؟

اونها سرباز‌های ایالات متحده‌ی آمریکا هستن

،اگه کسی فریزرهای سوپرمارکت رو باز نکنه

می‌تونیم بذاریمشون داخل اونجا ...شاید برای مدتی

.سرد بمونه

باید همه رو برای پلاک فلزی که برای ارتشی‌هاست، بگردیم

تو - !هی، جلوی اون مرد رو بگیرین -

!ولم کنین‌!ولم کنین

چیزی نمی‌دونم

چرنده

اینجا چیکار می‌کنین؟ - ...قسم می‌خورم من -

چی اون بیرونه؟ تو و دوستات یه چیزایی می‌دونین

!من یه سربازم

افسرها به ما چیزی نمی‌گن فقط می‌گن که رانندگی کنیم

چرا اونا خودشون رو کشتن؟

چون اونا می‌دونستن چه اتفاقی اون بیرون افتاده

هیچ وقت ازت بخاطر این که

دیروز بهم بخاطر قضیه .مشروب کمک کردی، ازت تشکر نکردم

،آره، کمک به اینکه مردم مشروب بخورن ...این یه

یه استعداده که من خیلی خوبم توش

فکر می‌کنی این چیه؟

،چند روز پیش تو باغچه‌م بودم

.و یه شب‌چره رو دستام نشست موجود قشنگیه

به آسمان نگاه کردم و یهو

مثل اینکه همه‌ی موجودات یهو زنده بشن

قورباغه‌ها از خاک بیرون اومدن

سمندرها از دریاچه بیرون اومدن

پرنده‌ها انگار داشتن فرار می‌کردن

و بعدش یه وزغ بزرگ اومد بیرون و اون شب‌چره رو درست رو دستای من خورد

رفتم تو کتابخونه و

یه چیزی شبیه به این اتفاق تو سال ۱۸۶۰ پیدا کردم

«بهار سیاه»

راجع بهش چیزی می‌دونی؟

فکر کنم تو اینطرفا بزرگ نشدی

یه داستان خواب متداوله اینجا

چیزی که به بچه‌هات میگی تا بترسونیشون تا درست رفتار کنن

مامانم می‌گفت که یه نفرین تو این شهر هست

که بعد از اینکه یه زن جوان به قتل رسید، بوجود اومده

بقیه میگن که این یه داستان سرخپوستیه

یه جورایی شبیه داستان بابانوئل خودمونه

ولی به جای اینکه بهت هدیه بده، اگه ،خوب رفتار نکنی

تیکه‌تیکه‌ می‌شی

پس شاید این یه «بهار سیاه» دیگه‌ست؟

من شش سال تو زندان بودم

،اونم به اتهام بعضی کارهای نه چندان خوب

،پس اگه بخاطر کار بد می‌کشت

من باید اولین نفری می‌بودم که می‌میره

داشتی به چی نگاه می‌کردی؟

اون شکل خاکستری. می‌بینیش؟

شاید

اون همسر منه

اون بندیکت‌ـه

چند لحظه وقت داری؟

.تو یه کلیسا گیر افتادم پس حرف بزن

می‌دونم که الان مشکلات خودمون رو داریم

ولی می‌شه چند دقیقه خصوصی حرف بزنیم؟

حتماً

آدرین و من می‌خوایم به بازارچه بریم

می‌دونم که ایو و الکس اونجا هستن

خیلی‌خب

می‌خوام اجازه بدی این دو نفر با من بیان

چرا؟ - چون نمی‌دونم قراره -

،چه اتفاقی اون بیرون بیفته

و هرچه تعدامون بیشتر باشه، شانسمون بیشتره

نه، منظورم اینه که چرا باید اینکار رو انجام بدم؟

اونا زندانی هستن

نه، می‌دونم ولی الان شرایط فوق‌العاده‌ست

فکر کنم باید به همدیگه الان کمک کنیم

خوشحال می‌شم کمک کنم ولی

ولی تو یه شرایط فوق‌العاده و خطرناک

ایجاب می‌کنه اجازه ندی افراد خطرناک آزاد تو خیابون‌ها بگردن

اون خطرناک نیست فقط یه کم سر و صداش زیاد بوده

این دختر به اتهام قتل تحت تعقیبه

به این فکر نمی‌کردی مگه نه؟

معلومه که نه

چون تو هر روز اجازه‌ی

نزدیک بودن به مجرم‌ها رو نداشتی

پس می‌تونی بگی که

کسایی مثل اون زن قربانی هستن و

و من خیلی عوضی‌ام

اون به کسی آسیب نمی‌زنه

اون جون من رو نجات داد

به کمکش نیاز دارم

شنیدی که چی گفت. من...من به کسی آسیب نمی‌رسونم

چیزی که لازمه انجام بدیم اینه که به قانون احترام بذاریم

و کاری که تو باید انجام بدی اینه که خفه شی

کانر، خواهش می‌کنم،‌اجازه بده بیاد

تمام عمرم تو رو می‌شناسم

همه‌ش فکر می‌کنی این مسئله بین من و توئه

البته که همینه البته که موضوع من و تو هستیم

نه، نه،‌ نه موضوع قانونه. همین و بس

می‌دونی چیه؟ حق با توئه

فکر می‌کنم تو یه عوضی هستی

به نظرم تو پلیس شدی چون

دوست داری احساس مهم‌ بودن کنی

.و دوست داری مردم رو دستگیر کنی

اینجوری؟

اینجا زیرزمین داره؟

بی‌خیال، کانر - تو هم میای -

کانر...بی‌خیال

بی‌خیال

کانر

وای آره، خوب شد. عالیه

خیلی ممنون خیلی عالیه

!هی

!بی‌خیال

سردمه

می‌تونی ژاکتم رو بهم بدی؟

بیا. مال من رو بگیر

نه نه نه بعدش خودت سرما می‌خوری

مال خودم رو بهم بده

نگران نباش

More Farsi Persian subtitles for The Mist

評論

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left